بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

لینک گروه تلگرام وبلاگ
خرید بک لینک دائمی و ارزان
کلمات کليدي

اسامی شرکت های هرمی

شرکت های هرمی چیست

شرکت های هرمی دارای مجوز

شرکت های هرمی بیز

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی مجاز

شرکت های هرمی گلد کوئست

رتبه بندی شرکت های بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی پنبه ریز

شرکت های هرمی در ایران

بازاریابی شبکه ای بیز

بازاریابی شبکه ای بادران

نظر مکارم شیرازی در مورد بازاریابی شبکه ای

سایت رسمی مقام معظم رهبری

کلاهبرداری شرکت بیز

حکم شرعی بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای وزارت صنعت

بازاریابی شبکه ای تکسو

بازاریابی شبکه ای پنبه ریز

آیا بازاریابی شبکه ای قانونی است؟

نظر شورای نگهبان در مورد بازاریابی شبکه ای

قانون بازاریابی شبکه ای در مجلس

رشته تحصیلی بازاریابی شبکه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در فنی حرفه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در دانشگاه های ایران

بازاریابی شبکه ای فنی و حرفه ای

بازاریابی شبکه ای در سازمان فنی حرفه ای

بادران

دانلود کتاب فقه و بازاریابی چند سطحی + pdf

بازاریابی شبکه ای چیست

بايگاني
پيوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد قانون جذب» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

[* در این نوشتار، به نحوه تغییر نگرش در فرد دقت فرمائید. این حاصل بخشی از آموزشهای شرکتهای هرمی و بازاریابی شبکه ای میباشد.]


حمزه شریفی دوست


تعریف تئوری جذب

تئوری راز که از آن به عنوان قانون جذب هم یاد می‌شود، موضوعی است که امروزه در جای جای دنیا از آن سخن گفته میشود. سخنرانان، روانشناسان، فیلم سازان، نویسندگان همه و همه این موضوع را به بحث گذاشته وآن را تبلیغ می‌کنند و به عنوان یک قانون مسلم ازآن دفاع می‌کنند. این تئوری به طور خلاصه چنین است:

«این قانون همان قانون جاذبه عمومی است اما در حیطه افکار. قانون جاذبه نیوتن می‌گوید: کره زمین همه اجسام را به سمت خود می‌کشد، اما قانون جذب می‌گوید: تمام چیزهایی را که ما تصور می‌کنیم به سوی ما جذب می‌شوند

»تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند

»با تصور شما و افکار شما تمام دنیا یک کاتالوگ می‌شود در دست شماانگار شما دارید به جهان سفارش می‌دهید. هر انتخابی که بکنید درست استقدرت تماماً در اختیار شماست
شما در سه گام به آرزوهای خود دست می‌یابید: نخست خواستن: «به دنیا فرمان بده.» دوم باور: «باور داشته باش که به خواسته‌ات رسیده‌ای. ». سوم: تجسم: «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای»

«افکار ما تبدیل می‌شوند به اجسام. هر چیزی در فکرت بگذرد به زودی آن را در مشت خواهی گرفت. حکمرانان و بزرگان این راز را می‌دانستند و تلاش کردند مردم آن را نفهمند. چون در آن صورت همه می‌خواستند از آن استفاده کنندبزرگان این راز را مخفی داشتند


پیشینه تئوری راز

به گفته مدافعین فرضیه جذب، این فرضیه نه فقط مورد قبول بزرگان تاریخ بوده است که مورد استفاده ایشان بوده است و اساساً راه موفقیت علماء و دانشمندان و حکمرانان کشف همین راز بوده است و البته پا را فراتر گذاشته ادعا می‌کنند که بزرگان بشریت «این راز» را کتمان می‌کردند. در فیلم راز جملاتی به دانشمندان و مخترعین در مورد این فرضیه نسبت داده می‌شود.
در کشور ما مروجین این تئوری، درصدد بومی‌سازی این فرضیه هستند و در موارد متعددی آیات و احادیث را مستمسک قرار داده و اصرار بر تطبیق صد درصدی این فرضیه با متون قرآنی و روایی دارند.

در سال 2006 یک کارگردان استرالیایی در پی رسانه ای نمودن و بازاری نمودن این ایده برامد وبا تولید فیلم راز این هدف را پی گرفت که در سال های گذشته چند بار از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است.


پشتوانه تئوری راز

در کتب زیادی از یافته‌های جدید فیزیک کوانتوم و همین طور کشفیات جدید روانشناسان در مورد قدرت ذهن به عنوان پشتوانه علمی این تئوری نام برده می‌شود. یافته‌های جدید علمی طبق بیان مدافعان تئوری جذب به این شرح است.

الف) ایده عدد بحرانی

اگر شمار قابل توجهی (عدد کافی) از انسان‌ها حتی دیگر موجودات از رفتار خاص و الگوی خاصی تبعیت کنند همان رفتار در تمام آن «گونه» تظاهر خواهد یافت. اقل نصاب عدد در «گونه» که موجب تسری رفتار به تمام آن صنف خواهد شد «عدد بحرانی» یا «توده بحرانی گونه» نام دارد. این ایده از آن جا قوت گرفت که میمونی در کشور ژاپن به طور ابتکاری سیب زمینی را در آب شور دریا شست پس از آن، آن را خورد. متعاقباً بعضی از همنوعانش از او تقلید کردند. تعداد زیادی از میمون‌های حاضر این عمل را انجام دادند. با تعجب مشاهد شد میمون‌هایی که در چند فرسخی زندگی می‌کردند و هیچ تماسی با میمون‌های ساحل نداشتند این رفتار را از خود بروز دادند. کن کیس در کتابش معتقد است که اگر تعدادی از افراد نوع بشر از بحران جنگ هسته‌ای آگاهی یابند و این حس را به اکثریت انتقال دهند و اکثریت این رفتار را در خود تظاهر دهند جنگ هسته‌ای اجتناب ناپذیر است.

فیزیکدانان از این نصاب «انتقال مرحله‌ای» تعبیر می‌کند و آن هنگامی است که اتم‌های تشکیل دهنده یک ملکول به ترتیب خاصی قرار گیرند و تعداد آنها به نصاب نزدیک شود و این هنگام است که بقیه اتم‌ها خود به خود در همان مسیر قرار می‌گیرند. حرکتی عجیب از یک میکروب در یک نقطه از زمین باعث بروز حرکت دیگر میکروب‌ها بدون هیچ تماسی در کره زمین می‌شود. این مطلب در مورد رفتار توده‌‌ها در جوامع بشری قابل توجه است به طوری که رفتار کلی انسان‌ها و مواضع جمعی آنها متاثر از حس مشترک آنها است که تبیینی دیگر از همان «وحدت وجود» است.

ب) انرژی اتریک

بدن ما دارای یک نوع حرارت است شبیه نور خورشید که نور الکترونیک از آن متصاعد می‌شود که قدرت ارسال گرما دارند. رویت این انرژی با آموزش و تعلیم امکان پذیر است. بامشاهده این انرژی می‌توان الگوهایی را در دیگران مشاهده کرد. این انرژی قابل تحریک است به گونه‌ای که می‌توان با ضربه زدن (مخاطب قرار دادن و تحت تاثیر قرار دادن آن) فرد را متوجه دیگری کرد. این انرژی از دور با نشان دادن فرد قابل تحریک و هیجان است. انرژی اتریک و مشاهده و تاثیر پذیری آن، توهم «فاصله» میان انسان‌ها را زایل می‌کند و آن‌ها را به اصل «تاثیر پذیری کائنات از ذهن و اراده انسان» رهنمون می‌سازد.

ج) کشفیات نوین فیزیک کوانتوم:

ذرات کوچکتر از اتم به طور مداوم اتخاذ تصمیم می‌کنند و عجیب‌تر این که تصمیمات اتخاذ شده بر اساس تصمیماتی است که در جای دیگر اتخاذ می‌شود. ریز ذرات اتم به فوریت می‌دانند که در جای دیگر چه تصمیمی اتخاذ شده است. مبنای استدلال فلسفه کوانتوم این است که همه چیزهایی که در جهان به ظاهر منفرد و مستقل به نظر می‌رسند در واقع اجزایی از یک کلیت مستقل به شمار می‌رونددنیای علم به سختی می‌کوشد به آن چه رهبران روحانی بشریت گفته‌اند دست یابد. در علم مکانیک کوانتوم در این مسئله ذی حیات بودن ذرات عالم و دستورگیری از حقیقت دیگر تمایزی بین جاندار و بی‌جان وجود ندارد. تمامی اجزاء عالم ضمن اینکه در کار انفرادی خود عاری از نقص و خطا می‌باشند در همان زمان با ذرات دیگر و با کل کائنات هماهنگ و همنوایند و به فواصل زمانی احتیاجی ندارند.

پاره‌ای از روانشناسان عصر جدید بعد از قبول اینکه انسان «مجموعه‌ای از نظام‌های جسمانی و نظام‌های روحانی است» و «مجموعه انسانی، مرکب از این دو نظام است» تصریح کرده‌اند که هیچ نظام عرفانی و فکری فلسفی تاکنون نتوانسته کنش متقابل این نظامات را توجیه و تفسیر ‌نماید.
دکتر لیال واتسن با اشاره به مطلب فوق می‌گوید: تمامی نظام‌های وجودی یک انسان دارای خصوصیت مشترکی‌‌اند شبیه هولوگرام (اصل نگار تمام نگار) در عکاسی که بیانگر تاثیر متقابل انسان و جهان پیرامون اوست.

واقعیت آن است که ان چه ما در بالا به عنوان دلیل علمی و یافته های علوم تجربی نقل نمودیم اولا دلیل نیست که حداکثر یک شاهد و قرینه است که در نهایت میتواند «طرح فرضیه» نماید که در آن صورت صرفا منجر به تولید احتمال قوی و گمان قابل توجه می‌شود. دوم این که قراین بالا چندان ارتباطی با تئوری راز ندارند بلکه شواهد «وحدت وجود» و «یگانگی هستی» است و علامت نوعی هماهنگی و همسویی در فعل انفعالات کائنات است. این نکته ظریف را وین دایر به زیبایی دریافته است و در هر چند از اینها برای تئوری راز هم نکاتی را استفادهنموده اما آثارش، مستندات بالا را به عنوان «دلایل وحدت وجود» ذکر کرده است.

محاسن قانون جذب

ابتدا باید دانست صرف نظر از «تاثیر تفکر و تصور در رسیدن به مطلوب» - چنان که در قانون راز ادعا می‌شود -خداوند موجودات و کائنات را در اختیار انسان قرار داده و «قدرت تسخیر و تصرف در کائنات» را منحصر به انسان نموده است. یعنی بسیاری از موجودات و پدیده‌ها و امکانات طبیعت در بدو امر و در شرایط عادی مسخر انسان‌اند. ناگفته پیداست که این تمکن برای انسان‌ها تام و همه جانبه نیست یعنی یک اسب که در بارکشی و سواری در خدمت انسان‌ قرار دارد گاهی ممکن است از وظیفه همیشگی خود سرباز زند و برای چند ساعت و یا چند روز سوار کارخود را از خود براند و سر به نافرمانی گذارد. و یا زمین کویری برای رشد پاره‌ای گیاهان و محصولات تمکین نمی‌کند و امکان باروری ندارد. نتیجه‌ این که هرموجودی و هر پدیده‌ای در چهار چوب مشخصی و در حدود معینی در خدمت انسان‌ها قرار گرفته‌اند. که البته یکی از معانی تقدیر در متون دینی همین است که از هر چیزی هر نتیجه ای بدست نمی‌آید و هر محصولی در هر گونه سبب و زمینه‌ای رویش ندارد.

اما مهمترین محاسن این فرضیه موارد زیر است:
از جمله مزیت‌های قانون جذب توجه به مفهوم کلیدی «امید» است. این مفهوم از آنجا که به «نشاط، طراوت و بالندگی روحی» ختم می‌شود ارزشمند و مهم استهرچند این خصیصه منحصر به تئوری راز نیست اما این ویژگی کاملاً به جا، به صورت پر رنگی در این تئوری برجسته می‌شود و از طرف کسانی که تلقی به قبول شده این خصیصه مورد توجه و تعقیب قرار می‌گیرد و به عنوان یک «مزیت اخلاقی » از آن یاد می‌شود.

از دیگر محاسن این تئوری، پذیرش «شعور مندی کائنات»است. هستند افرادی که فهم و دیگران را به پشیزی نمی‌گیرند و بسیارند کسانی که اصولاً غیر انسان را صاحب شعور نمی‌دانند و جمادات را از جهت شعورمندی هم مرتبه «عدم» می‌انگارند، ولی در این تئوری به حق بر این «شعورمندی» صحه گذاشته شده و این حقیقت پذیرفته شده است.

لازم به ذکر است در متون اسلامی قرآن و روایات و متون فلسفی اسلامی نه فقط «شعورمندی کائنات» بلکه 4 مرتبه بالاتر یعنی «عبادت و تسبیح و تهلیل»، «علم و معرفت به مبدأ آفرینش»، «رشد و تکامل» و «هدفمندی مجموع کائنات (هستی)» مورد اشاره قرار گرفته است. آیه شریفه «ان من شی الا یسبح بحمده (هیچ چیزی نیست مگر آن حمد و تسبیح خدا می‌گوید» که در مقام اطلاق و شمول است همه اشیاء را تسبح گوی خداوند سبحان می‌داند.

در جایی دیگر قرآن می‌فرماید «الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه» (نور 41)که هم «تسبیح» را برای موجودات مسلم می‌شمارد و هم «علم و آگاهی و التفات به نماز و تسبیح»را برای تمامی موجودات اثبات می‌کند.

در آیات شریفه «والیه ترجعون» و «کل یجری لاجل مسمی» چنان که علامه طباطبایی فرموده‌اند: حکم جریان و سیر و رشد و تکامل، عمومی است که همه اجسام محکوم به آن هستند.

سومین نقطه قوت تئوری راز، تکیه بر ظرفیت‌ها و استعدادهای شگرف وجود آدمی است، توجه به استعدادهای روحانی و توانمندی‌های معنوی نفس انسانی باعث خلق جنبش‌های فراوانی در دنیای امروز شده است. این جریانها که همه نوعی سمت و سوی معنوی وعرفانی دارند در صدد کشف و جهت دادن به این گونه گرایشهای معنوی در انسان معاصرند. نفس پرداختن به گرایشهای متعالی و معنوی آدمی، امری است مطلوب، و مکاتب مختلف هرمیزان در پیوند دادن این گرایش با حقیقت هستی توفیق یابند نسخه کارامدتری از معنویت راستین را عرضه نموده‌اند.
فرضیه راز از نگاه روان شناسی

کنکاشی مختصر در متون و مکاتب روان شناختی روشن می کند که برای این فرضیه، نظیر‌ها و مشابه هایی ذکر شده است اما هیچ کدام به صورت افسار گسیخته و بدون ضابطه و بی در و پیکر «نقش آفرینی ذهن» را نپذیرفته‌اند و به اطلاق تئوری راز را تایید نمی کنند.

آنچه در روانشناسی جهت درمان افسردگی تحت عنوان «روش شناخت درمانی» مطرح است مبتنی بر این نظریه است که به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقی انسان‌هاست که روحیه آنها را شکل می‌دهد در این روش با کاستن از فشارهای عصبی، ایجاد امیدواری به آینده در فرد تقویت می‌شود. در این روش، از یک طرف احساسات فرد شناسایی می‌شوند و از طرف دیگر افکار معادلِ آن احساس، مشخص می‌گردد. مثلاً معلوم می‌گردد احساس تنهایی، نتیجه فکر «عدم توجه به دیگران» است یا احساس درما‌ندگی در اثر فکر عدم بهبود وضعیت ایجاد می‌گردد یا باور در خطر بودن موجب ترس و بیمناکی می‌شود. بنابراین مقابل هر فکر منفی یک حال منفی و احساس منفی وجود دارد.

دکتر دیوید برنز برخلاف مدعیان قانون جذب که تفکر و تجسم را شاه کلید می‌دانند و آن را به تنهایی کافی می‌دانند، شناخت درمانی را از عمومیت می‌اندازد و اعلام می‌کند «شناخت درمانی به تنهایی برای درمان اختلالات روانی مناسب نیست. برای روان پریشی و.. اغلب به دارو و درمان نیاز است.شناخت درمانی می‌تواند به افزایش عزت نفس روان پریش کمک کرده او را در موقعیتی قرار دهد تا با مسائل شخصی خود رفتار موثری داشته باشد»، عبارت بالا از یک روانشناس مشهور گویای این مطلب است که شناخت درمانی به عنوان مقدمه اقدام اهمیت پیدا می‌کند و بستری درونی برای عمل بیرونی محسوب می‌شود نه یک فرایند درمانی مستقل.

همین طور تئوری جذب با مفهوم «خود تلقینی» هم متفاوت و مباین است. هر چند به گفته روان شناسان یکی از دستاوردهای علوم روان شناختی روشن کردن این مطلب است که «هر انگیزش مغزی یک حرکت خود انگیخته موثر را بکار می‌اندازد». و مجموعه احساسات و اطلاعات و افکار در نیمه هوشیاری ما رسوخ می‌کند و بر اجزای مبهم و آشنای شخصیت مان اثر می‌گذارد. اما در این روش باز ادعای مدافعین تئوری راز به طور مطلق تایید نمی‌شود و به مرتبه‌ای ضعیف از «نقش ذهن» در این مدل درمانی بسنده می‌شود.

«در خود تلقینی با شیوه‌ای مواجه می‌شویم که امکان می‌دهد فکر خود را چنان تحت تاثیر قرار دهیم که عوامل مولد تعادل، فعالیت، سلامتی را به آن القاء و تثبیت و عوامل باز دارنده را از آن دور کنیم»

همچنان از عبارات بالا به وضوح استفاده می‌شود در خود تلقینی «آفرینندگی ذهن» مطرح نیست بلکه با سامان دادن افکار می‌توان احساسات را سامان داد که در نتیجه عوامل فعالیت و اقدام (دقت شود!) در وجود انسان به کار افتد و با اراده و کار و تلاش، وصول به مطلوب محقق شود.
«شایسته است همیشه افکار مثبت و خوش بینانه خود را حفظ کنیم و آنها را پرورش دهیم. این افکار علاوه بر آن که برای انجام کارها در ما انگیزه ایجاد می‌کنند از اختلالات روانی نیز جلوگیری می‌کنند.
آنچه در عبارات بالا مورد تاکید و قبول نویسنده است همان تاثیر افکار، بر تقویت انگیزه است و حداکثر جلوگیری از اختلالات روانی، یعنی فکر و تجسم به ضمیمه عوامل بیرونی (اسباب و علل منطقی پدیده‌ها) به هدف منجر می‌شود نه خیالپردازی و توهم یک مطلوب...
«مقدار معمول انرژی کیهانی که هر سال به جو زمین می‌رسد 03/ رونتگن استمقدار کشنده این اشعه برای اکثر حیوانات آزمایشگاهی بین 200 تا 700 رونتگن است. اما موش ماده را با 80 رونتگن کاملاً نازا کرد»

«انسان از طریق نیروهای کاملاً معین فیزیکی از محیطش تاثیر می‌پذیرد و زندگیش دقیقاً مانند سایر جانداران بوسیله قوانین طبیعی و جهانی تنظیم می‌گردد. به چیزی غیر از این معتقد بودن، در حکم قبول کردن این نظریه است که دایره المعارف بریتانیکا در نتیجه انفجاری در یک کارگاه چاپ، خود به خود گرد آمده است.» *

دکتر راین و همسرش بعد از 25 سال مطالعات آزمایشگاهی به این نتیجه رسیدند که ذهن دارای نیرویی است که می‌تواند مستقیماً روی ماده فیزیکی اثر گذارد. وی این نظریه را حرکت فیزیکی ناشی از نیروی ذهن (پسیکو کینه سیسنامید. قابل ذکر این که وی اولاً این قدرت را فقط در بعضی افراد قابل اثبات دانست و از سوی دیگر اعمال آن را هم محدود نمود به گونه‌ای که احتمال داد که این عمل در بازی طاس فقط قابل انجام باشد.

«اگر اندیشه شما حالت رویا و خیال داشته باشد بدانید که به جایی نمی‌رسید. حرف مرا به اشتباه نگیرید. اگر رویاها و خیال‌ها سازنده باشند و اگر منتهی به عمل و اقدام شوند مولد و مفید هستند. اما اگر رویا و خیال جای اقدام و عمل را بگیرد، وضع خراب است. روزی از ریچارد هیم بر (شعبده باز معروف) خواستم موفقیت را در یک جمله تعریف کند. گفت: کار زیاد که به درستی انجام شود و اندیشیدن به شکلی سازمان یافته باشد به موفقیت منتهی می‌شودنمی‌توان منکر درستی این حرف شد. سخت کوشی و کار زیاد یک دارایی و سرمایه است. )

اشکالات فرضیه جذب
الف) خدشه در عمومیت و شمول

بسیاری از افراد -که خواننده محترم بهتر و بیشتر از نویسنده موارد آن را مشاهده کرده است اهدافی داشته‌اند و چنان خاطر آنها از جهت آن مطلوب مشغول بوده است که حتی سلامت درونی و روانی ایشان از ناحیه این مشغولیت ذهنی صدمه دیده است اما به مراد خویش دست نیافته‌اند. در این گونه موارد هم تجسم و تمرکز بر مطلوب اتفاق افتاده است و هم خواستاری و مطالبه گری در نهایت درجه خود موجود بوده است. حتی اگر بپذیریم که این تئوری درمواردی هم جواب داده است باید نسبت موارد تصدیق شده با مواردی که مطالبه گر در وصول به مطلوب ناکام مانده است سنجیده شود تا سستی این ادعا بیشتر روشن گردد. به عبارت دیگر اگر موارد آن احصاء شود معلوم می‌شود که اگر نگوییم غالب موارد این گونه است می‌توان ادعا کرد که موارد آن، چنان است که اثبات تئوری جذب(که قائلین از آن به عنوان قانون مسلم و تخلف ناپذیر و صد در صدی دفاع می‌کنند) از حیث تحقق مصادیق خارجی به جد قابل مناقشه است.

باید یادآوری کنیم که منظور ما مواردی است که اولا در شرایط عادی و با استفاده از امکانات موجود احتمال وصول به آنها پایین است و درآن موارد اسباب و علل ظاهری و طبیعی چندان در دسترس انسان‌ها نیستند و ثانیا تجسم کننده اقدام عملی دیگری غیر از «تجسم هدف» نداشته است مانند کارگری که در شرایط عادی 300 هزار تومان درامد دارد و با ابزار تجسم می‌خواهد این درامد به 3 ملیون در ماه برسد. باید پرسید در این موارد تئوری جذب چند درصد قابلیت عرض اندام دارد؟

آیا کسی که با زبان انگلیسی نا آشناست می‌تواند با نشستن در کنج خانه و تصور این که دارد کلمات و اصطلاحات انگلیسی را یاد می‌گیرد به این زبان مسلط شود؟توضیح روشن‌تر آن که مواردی که بدون تمسک به فرضیه جذب قابل تبیین و توجیه‌اند استناد آنها به قانون جذب مخدوش است چرا که در جایی که علت شناخته شده ومعقول و مجرب مثل علل و اسباب عادی و متعارف وجود دارند معرفی یک علت دور از ذهن و نامانوس و مبهم مانند تمرکز ذهنی «لقمه از پشت سر گرداندن» است، و در مواردی که اسباب و علل متعارف چندان در دسترس انسان نیستند، نسبت به مصادیق خارجی و عینی این تئوری چند درصد قابل اثبات است؟ روشن است به فرض این که در این گونه موارد 90% قانون جذب قابل اثبات علمی هم باشد همان 10% باقی مانده کافی است که عمومیت قانون جذب زیر سوال برود و از مرحله صد درصدی به موارد غالبی تغییر مصداق پیدا کند که در نتیجه از مرتبه قطعیت به مرحله «گمان و احتمال» تنزل پیدا می‌کند. «و اان الظن لایغنی من الحق شیئاً»

ب) نظام سست اخلاقی

از مباحث قابل تامل ودر خور بحث در مورد تئوری راز این است که قائلیین معتقدند «مهم نیست تو خوب و یا بد باشی و مهم نیست چیزی بخواهی که در ذات خود خوب باشد یا خوب نباشد بلکه مهم خواست و طلب توست...».

هرچند این مختصر گنجایش به پرداختن به موضوع مبنایی را ندارد اما ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. اول آن که این گونه «محوریت دادن به خواست‌ها و تمنیات آدمیان» محصول رویش بذر سکولاریسم و دنیا گرایی است که از زمین اومانیسم روییده است. یعنی همان نظام معرفتی که انسان را محور هستی میداند و خواسته انسان و لذت و امیال او را اصیل‌ترین اصل در نهاد انسانی می‌داند که بالتبع همین خواسته‌ها را مبنای نظام تشریع قرار می‌دهد. بنابراین طبیعی است که در این تئوری حرفی از خوبی و بد ی مطلوب‌ها نیست و نظام ارزشی فراتر از میل و طلب انسان تصویر نمیشود و ملاکی برای سنجش مطلوب‌ها معرفی نمیشود. به همین جهت است که اریک فروم مدعی است که باید محبت به انسان و عدالت را جانشین خدا نمود و سخن از خدا را باید کنار گذاشت.

دوم این که درچنان نظام معرفتی، ارزش انسان نه در بعد الهی و ملکوتی او که در خرد زمینی و عقل معاش اندیش اوست. نتیجه ان که خرد گرایی و عقل گرایی اصالت پیدا می‌کند. در نهایت رفاه و تنعم انسان و خوشی و لذات او تعیین کننده مطلوب‌های اوست و به سازی زندگی انسان به جای قرب الهی و کمال معنوی او می‌نشیند.

سوم ان که در تئوری راز نکته جدیدی بر دو مطلب بالا اضافه شده و آن این که نه فقط نظام تشریع که نظام تکوین هم در در خدمت آمال و آرزوهای انسان و تمنیات اوست. عبارت «فرمانبردارم سرورم» که به عنوان زبانحال کائنات در این تئوری بارها و بارها تکرار میشود و نه تنها به عنوان «قانون هستی» که به عنوان «قویترین قانون کائنات» ازآن یاد میشود.

ج) هدفمندی گلدکوئیستی

خواننده محترم در این عقیده با نویسنده هم فکر است که پرداختن به نیازهای معیشتی و رفع نیازمندیهای اساسی زندگی غیر از« رفاه مداری» و «هوی محوری» است و نگاه ابزاری به امکانات زندگی با غایت نگری به امکانات متفاوت است. از اشکالات جدی این فرضیه «تاکیدی» است که بر «مطلوب‌های حسی و مادی» و به عبارت دقیق تر « چرب و شیرین‌های سرگرم کننده و زودگذر » می‌شود. « همیشه به ثروت های بیکرانی که د رآینده بدست خواهید آورد بیندیشید... همواره بگویید من ثروتمندم... کاری کنید که واقعا کودک دورن شما یعنی ضمیر نا خواگاه شما ثروت را احساس کند و همان شرایط را برای شما قراهم کند.. احساس کنید ثروت خود را و احسا س کنید رفاه خود را... به نمادهایی از ثروت مثل اسکناس، چک، و تصاویر شمش های طلا خیره شوید و با آن معاشقه کنید...»

رفاه و تنعم چنان برجسته می‌شوند که اصلاً گرایش‌های متعالی روح انسان و رشد معنوی و تکامل روحی وی در میان این همه مطالبات سطحی گم می‌شود و غایت هستی و هدفمندی خلقت به کلی فراموش می گردد و هدف زندگی در عیش و عشرت و کامیابی حداکثری خلاصه میشود و غایت بدین سان به ابتذال کشیده میشود. آنچه به عنوان خواست و مطالبه انسان‌ در این گونه کتب و بخصوص در فیلم راز مثال زده می‌شود اسکناس‌های سبز، خانه، ماشین، پست و مقام، تجهیزات زندگی، پول، امکانات خانه، اسکناس بیشتر... چندین و چندبار تکرار می‌شوندمطلبی که در اینجا به ذهن هر مخاطبی می‌رسد این است که چرا برای طرح فرضیه جذب و اثبات آن، سراغ موارد غیر متعارف می‌روند. براستی چرا در موارد عادی زندگی، اصلاً قانون جذب طرحش بی‌معناست و نتیجه‌ای بر آن ترتب نیست مثلاً برای نوشیدن آب، رفتن به محل کار، کار با اتومبیل، صحبت با دیگران و هزار مورد دیگر که هر روز برای انسان‌ها تکرار می‌شود و همه هم جزء مطلوبیت‌های زندگی انسان است نیازی به تجسم و تصور نیست ولی در رسیدن به ماشین آنچنانی، آغوش محبوب کذایی و.. باید این مطلوب‌ها تجسم شود وتجسم شود و تجسم شود تا بالاخره به دست آیند؟ مگر غیر از این است که این تجسم مداوم باعث می‌شود که این خواسته‌ها در عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان جا حک شود و اصولاً روان و روح انسانی با مطلوبیت‌های محسوس و دم دستی عجین شود و حتی با نهاد او یکی شود؟

به راستی مگر غیر از این بود که با انتشار کتابهای «تکنولوژی فکر» و «قدرت ذهن» و «معجزه فکر» گلدکوئیست اوج گرفت و وسوسه میلیاردر شدن و ثروت‌های نجومی عده‌ای را از فضای کار و کسب به عرصه تخیل و تجسم کشاند وباعث بیچارگی و بی خانمانی افراد زیادی گردید؟

د) سنجش گریزی فرضیه راز

در فیلم راز به صراحت عنوان می شود که «هیچ قانون ثابت و مستندی در این باب وجود ندارد که رسیدن به مطلوب چقدر طول می کشد.» به راستی چرا هیچ راهی برای اثبات قطعی و دائمی این فرضیه وجود ندارد؟

«در فرضیة راز، از آن رو که زمانی برای تحقق رویاها مشخص نشده، هیچ‌‌گاه نمی‌توان این فرضیة را ابطال کرد، زیرا تا آخرین لحظة عمر، یک نفر باید منتظر باشد شاید روز بعد، روز رسیدن به آرزویش باشد. بنابراین هنگامی می‌توان این فرضیه را ابطال کرد که یک نفر با اندیشه و احساس مثبت نسبت به آرزویش، ناکام بمیرد. به این ترتیب برای هیچ کس در این دنیا امکان سعی و خطا و تجربه کردن قانون جذب وجود ندارد، زیرا با سعی اول تا پایان عمر باید برود و با مرگش خطای آن کشف می‌شود. بنابراین قانون جذب در طول زندگی خطاپذیر نیست. البته شاید بتوان گفت که حتی با مرگ یک انسان آرزومند ناکام نیز قانون جذب ابطال نمی‌شود، چون شاید علت ناکامی او نادرستی قانون جذب نبوده بلکه او به‌اندازه کافی قدرت تجسم و یا احساس مثبت به خرج نداده استزیرا در قانون جذب شاخص و معیاری برای حد نصاب احساسات مثبت و تجسم خلاق وجود ندارد

هـ) آمال پروری جایگزین اقدام محوری

برنامه‏‌ریزى و مدیریت مقوله‌اى است که انسان در عرصه زندگى از آن براى رسیدن به اهداف خود استفاده مى‌کند، هر کس در طول زندگى خود با مسائل و مشکلاتى روبروست. مثلًا یک دانشجو با مسائلى از این قبیل مواجه است: چگونه درس بخوانم؟ چگونه زندگى زناشوئى را تشکیل دهم؟ در زندگى با چه کسانى معاشرت داشته باشم؟ چه مطالعات و تحقیقاتى داشته باشم تا به موفقیت تحصیلى برسم؟ اوقات فراغت را چگونه سپرى کنم؟ و برنامه‌ریزى و مدیریت، اهداف را روشن‌تر و قابل دسترس‌تر مى‌سازد، به طورى که هیچ کس بر حسب تصادف به هدف خود نمى‌رسد بلکه با برنامه‌ریزى به سمت تحول و دگرگونى مثبت و مفید پیش مى‌رود، و انتخاب‌هایش را عاقلانه‌تر مى‏کند تا سرانجام به مقصد برسدبرنامه‌ریزى و مدیریت یک روند فعّال و پویا در جهت هدفیابى و کامروایى استکسب روزى، تحصیل، کار و فعالیت اجتماعى، ازدواج و زناشویى، روابط اجتماعى، صله رحم، انجام وظایف اجتماعى و مسئولیت‌هاى فردى و گروهى و جملگى امورى هستند که هر کس موظف است درباره آن‏ها اطلاعات لازم را کسب نموده و با یک برنامه‏ریزى دقیق براى موفقیت در آنها به تلاش و مجاهده بپردازد.

در فرضیه جذب آن چه «شاه کلید» محسوب می‌شود تمرکز و تجسم مطلوب است نه اقدام عملی و برنامه ریزی و مشورت. انرژی‌ها نه در میدان عمل که در کنجی خلوت به کارگرفته می‌شود. عرصه عمل و تلاش جای خود را به گوشه نشینی و انزوا می‌دهد. فکر گرایی و خیال پردازی جایگزین ارتباط منطقی با دنیای خارج میشود و عملیاتی کردن طرح‌ها و ائده‌ها جای خود را به «نگریستن آمال» میدهد. امام على(علیه السلام) فرمود :عمل خود را رفیقت قرار ده و آرزویت را دشمنت.... آرزوهایتان را دروغگو بدانید و عمرتان را براى پرداختن به بهترین کارهایتان، غنیمت بشمارید و چونان صاحبان تشخیص و خِرد [به عملْ ] مباردت کنید.

ز) تبلیغ غیر مستقیم امور منفی

از اشتباهات فاحش و نابخشودنی در این تئوری البته اگر از سر سهو باشد – ایده «عدم مخالفت با امور منفی» است. با این نگاه «حمایت از صلح نه مخالفت با جنگ» به بهانه اتلاف انرژی تبدیل به یک راهبرد اساسی میشود. مدعی می‌شوند: زندگی باید با تفکرات مثبت اداره شود نه تفکرات منفی؛ به همین جهت توصیه می کنند «به جای اینکه علیه تروریسم و جنگ اعلام انزجار کنید طرفداران صلح باشید... اگر شما علیه چیزی باشید و با آن دشمنی نمائید نفاق و اختلاف در ضمیر شما نقش خواهد بست... علیه هرچه بایستید همان چیز علیه شما خواهد ایستاد. در عوض ابراز انزجار نسبت به مواد مخدر و مبارزه علیه آن، کودکان را در انتخاب راه صحیح زندگی یاری دهید

شعار فوق خواسته یا ناخواسته در خدمت آمال و نقشه های متجاوزان و جنگ طلبان و نظام سلطه جهانی است و بیش از همه ایشان از آن سود خواهند برد و به خوبی انسانهای معنویت گرا را ظلم پذیر و بستر ساز تداوم بی عدالتی موجود خواهد نمود.

روشن است ثمره معنویت فردگرا و نگرش تک بعدی به پاره‌ای از ابعاد روح، در این فرضیه، تهی شدن از رسالت اجتماعی خواهد بود. این ایده که «بر ضد هیچ چیز جبهه گیری نکنید» دست تبهکاران را در چپاول و ظلم بازتر خواهد کرد و زمینه نظام سلطه جهانی موسوم به «دهکده جهانی» را فراهم خواهد کرد.

هرچند میگویند که «منظور ما توجیه گناه ظالمان نیست» اما نکته این است به برکت نظام لیبرال دمکراسی غرب که بهره کشی هر چه بیشتر از دیگران و تلذذ آنی را مطلوب نهایی انسانها می‌داند، معدود افراد خدا گرا هم با این اندیشه مسموم، میدان را برای جولان سرمایه‌داران و متجاوزان خالی خواهند نمود و همه موانع از سر راه آنها کنار خواهد رفت و ظلم و ظلم پذیری به طرز دحشتناکی نهادینه و مستقر خواهد شد. با تاسف، این ایده خطرناک را به کرات تکرار و به طرز ناصوابی توجیه و تفسیر می کنند. درک ناصحیح ایده پردازان راز، که جمع بین «مبارزه با مواد مخدر» و «راهنمایی کودکان» را «اجتماع متناقضین» می‌داند، هیچ گونه محملی برای توجیه و دفاع ندارد.

ح)نبود پشتوانه علمی

قائلین به فرضیه راز نه دلیل تجربی وافی بر ادعای خود دارند چرا که دلیل تجربی باید به گونه‌ای باشد که بتوان با محک‌ها ی معمول آزمایشگاهی آن را پذیرفته و در ترازوی عینیت به صحت آن دست یافت و خطای آن را با روش‌های تجربی به آزمون نهاد. خلاصه باید بتوان در علوم تجربی به روشنی و به وجهی متقن آن را اثبات نمود و بر آن قسم خورد. در حالی که میدانیم مدعیان فرضیه راز دستشان از چنین دلیلی خالی است و چنان که در بالا گفته شد ادله ایشان از پاره‌ای شواهد نارسا که از اثبات مدعا عاجز است فراتر نمی‌رود و به تعبیر مشهور «دلیل اخص از مدعاست.» براستی کدام دانشمند تجربه گرا به گونه قاطع و صد در صد ادعای اثبات تجربی و عینی این فرضیه را نموده است؟ همین طور نه از دلیل فلسفی و برهان قانع کننده بر این ایده خبری هست و استدلال مروجین داخلی هم که به دسته‌ای از ایات متشابه و روایات غیر مرتبط تمسک می‌کنند نمی‌تواند پشتوانه وحیانی و دینی درست نماید.


ابهامات فرضیه جذب
الف) راز راز
سوال و ابهامی که د راین فرضیه جواب قانع کننده‌ای به آن داده نشده است این است که طبق ادعای قائلین، بزرگان بشریت این قانون را فهمیده بودند ولی ان را فاش نکردند تا بتوانند همچنان بزرگی را برای خود نگهدارند و د رتاریخ بشریت یاد و نام ایشان ماندگار بماند و همه از موفقیت ایشان یاد کنند. با این وجود ناکامی‌ها وشکست‌های ایشان چگونه باید توجیه شود؟و بالاتر این که چرا این ابزار را فقط در یک جنبه به کار گرفتند؟ چرا حکما فقط حکیم ماندند؟ چرا از حکومت بی بهره بودند؟ و چرا حکمرانان چندان بهره‌ای از حکمت و علم نبردند؟ ایشان که از این راز بزرگ با خبر شدند چرا نتوانستند همه جانبه از ان استفاده کنند؟ یقینا این جواب که «آنها نخواستند»، جواب قانع کننده‌ای نیست. تاریخ از افراد زیادی نام می‌برد که برای رسیدن به حکومت شب و روز نداشتند و به عشق آن ـ همان چیزی که د راین تئوری ازان به احساس و طلب یاد می‌شود ـ شب را به صبح می‌رساندند و امیدوارانه به پیش می‌تاختند اما کاری از پیش نبردند وبا ناکامی سر به بالین خاک گذاشتند.

ب) چرا فقط ذهن؟

آنچه که قانون راز روی آن تکیه می‌کند «آفرینندگی ذهن و قدرت خداگونه تفکر» است. از تفکر که بگذریم تئوری راز در مورد ظرفیت دیگر استعدادهای بشری ساکت است و بلکه عادی بودن آنها را پذیرفته است خصوصاً در مورد قوای مادی مثل قدرت جسمی انسان، قدرت بینایی و شنوایی و بویایی و... فرضیه جذب ادعایی ندارد. هرچند ارتباط این قوا با قوه تفکر در تئوری جذب تبیین نشده و مبهم گذاشته شده است ولی ادعاها در این فرضیه به گونه ای است که گویا نه فقط جهان پیرامون که مابقی استعدادها و قوای انسانی در خدمت «ذهن آفرینشگر» قرار دارد.

وین دایر که از مدافعان جدی تئوری راز است در جای جای آثارش به تبیین این مسئله پرداخته است. کلمات زیر از گفته‌های وی است:

«انسان معنوی از نیروهای خارق العاده ذهن در تاثیر گذاری بر این عالم آگاه است، او نیک می‌داند که ذهن معطوف به آرامش از هر نیروی فیزیکی قوی‌تر است. از طریق مراقبه و مکاشفه می‌توان به ژرف ترین سطوح ذهنی دسترسی پیدا کرد و در آن فضای خاموش و نامرئی، از حکمت و هدایت بهره مند شویم واز طریق ذهن است که می‌توان به بخش‌ نامرئی وجود دست یافت.

قدم اول در فعال سازی قدرت ذهن، تغییر تصاویر ذهنی است. رویدادهای زندگی همه پرداخته تجسمات انسان است بنابراین باید نیروی تجسم و تصور ذهن را باور داشت و به تغییر نگرش نسبت به خود، محیط پیرامون، دیگران و زندگی همت گماشت تا موجبات تغییر در واقعیت این امور فراهم شود. آینده انسانها از راه شیوه تفکری که بر می گزینند رقم می خورد و در حقیقت آنها به آنچه تفکر می کنند تبدیل می شوند. پدیده‌هایی که در زندگی انسانها اتفاق می افتد زاییده تفکر آنهاست نه مستقل از فکر.

باید توجه داشت تفکرات هر چند واقعیت خارجی ندارد اما اگر به طور مناسب تقویت و درونی گردند به طور عینی در قالب فیزیکی انسان عینیت می یابند و تجسم خارجی به خود می گیرند. بنابراین افکار و اعمال رابطه علی و معلولی با هم دارند، هم اعمال انسان برخواسته از تصورات و افکار اوست و هم افکار اوست که باعث تحقق اعمال متناسب با همان فکر در زندگی می شود.
برای تجربه معجزه ذهن، باید صداهای درونی که از محدودیت‌ها می‌گویند خاموش شوند. در این مسیر ضریب هوش پنداری باطل است، هوش و سایر توانایی‌های ذهنی بی‌حدو بی‌کرانه است، تمامی هیجانات از ذهن سرچشمه می‌گیرند و آنگاه بازتاب آن به صورت علایم و عوارض بیرون متجلی می‌شود. این قدرت ذهن که از آن به «اداره کردن تصادفات» یاد می‌شود به این معنی است که هر چیزی که می‌خواهید در ذهن شما اتفاق بیفتد در ذهن خود تصور کنید. از درون بر آن تمرکز کنید و از بیرون به آن علاقه نشان دهید و به تصور ذهنی عشق بورزید. حالا انرژی درونی شما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با آرزوهای شما جور در خواهند آمد و ذهن بر هر چه تمرکز پیدا کند همان توسعه پیدا می‌کند و بزرگ می‌شود. این قدرت ذهن، از زبان و بیان متاثر می‌شود، بیان کلمات و عبارات باعث می‌شود بدن فیزیکال به همان راهی برود که اظهار شده است
ملاحظه:
حقیقت آن است که دیدگاه روان شناسان در مورد ذهن علاوه بر تشتت و تعددی که دارند از طرف ایشان در حد یک احتمال و امکان مطرح شده است نه بیشتر. لیال واتسن روانشناس معروف قدرت آفرینندگی ذهن را در حد یک احتمال قابل توجه مطرح نموده نه مسئله‌ای اثبات شده و قابل دفاع. وی احتمال داده است امور اغوا کننده‌ای مثل پری، هیولا، انسان خون آشام، ادم گرگ نما، شبح، روح شریر و بشقاب پرنده در آینده به صورت عینی وزن و اندازه‌گیری شوند و به گونه‌ای شوند که حتی تجربه گراترین دانشمندان هم با آن اعلام موافقت نمایند. چرا که ممکن است این امور مربوط به بخشی ناشناخته از ذهن باشد که «قدرت آفرینش فیزیکی» دارد...

صرف نظر از گفته‌های پراکنده دانشمندان علوم مختلف در باب قدرت ذهن، سوال اساسی دراین باب میزان و مقدار قدرت ذهن است.

ج) برد تئوری راز

اساسی‌ترین ابهام در فرضیه جذب به فرض صحت ادعاهای منسوب به یافته‌های فیزیک کوانتوم «میزان اثر گذاری قدرت تجسم» و به عبارت دقیق‌تر «برد قدرت ذهن» است. اگر اصل «قدرت جذب» را برای قوه تفکر مسلم بنگاریم این قوه تا کجا اثر گذار است؟ محدوده تاثیر گذاری ان کجاست؟ بسیار روشن است که موارد زیادی تحت این قدرت واقع نمی‌شود و از دسترس آن خارج است مانند مواردی که درحوزه تصرف تکوینی و عینی در پدیده‌ها و اشیاء است مثلاً آیا با قدرت تفکر می‌شود قوه بینایی یک فرد نابینا را طی یک هفته برگرداند؟ یا دیگری می‌تواند یک عقب مانده ذهنی را با «تجسم بهبودی وی» درمان کند؟ یا اصلاً می‌توان تصور کرد با استفاده از تئوری جذب یک موجود جدید ایجاد نمود؟ این‌ها مواردی است که به قطع از شمول تئوری جذب فراتر است و این گونه معجزه‌گریها در تئوری جذب، راهی برای طرح و قبول ندارد.

آنچه که به عنوان یافته‌های فیزیک کوانتوم ادعا میشود فقط در حد «پذیرش تاثیر و تاثربین پدیده‌ها» ست نه رابطه علی ومعلولی. به عبارت دیگر حداکثر در حد «علت ناقصه» این رابطه وجود دارد نه «علت تامه».

د) وحدت کلمه مدعیان

این تئوری در بین مدعیان و مبلغان داخلی یک «پیوست» دارد که این پیوست در نسخه‌های خارجی وجود ندارد. در بین مروجان خارجی مثل آنتونی رابینز، وین دایر ولوئیر هی و .. آنچه معیار و میزان است «طلب» انسان است و بس. یعنی فقط تصور یک مطلوب کافی است که آن مطلوب بخدمت انسان درآید، اما مدعیان داخلی بنابر اقتضاء ارزش‌های دینی و فرهنگ بومی مردم «توجه به خدا» را هم به این قانون ضمیمه کرده‌اند. به عبارت واضح‌تر می‌گویند: «تو مطلوب خود را تصور کن و بر این تصور ممارست کن خداوند آن را به تو می‌دهد» یعنی هر چند معطی را خداوند می‌دانند اما باز خداوند با محوریت «ذهن» و از کانال پدیده‌ای شگفت به نام «تفکر» اقدام به این اعطاء می‌کند به عبارت دیگر از حیث منشاء بودن ذهن و قدرت والای آن با مدعیان خارجی مشترکند.

هـ) جایگاه آموزه‌های دینی

سوالی که باید از مبلغین اسلام گرای تئوری راز درکشور پرسید این است که اگر قرار باشد ذهن این گونه در رسیدن به مطلوب معجزه آسا عمل کند جایگاه دیگر مفاهیم معنوی مرتبط مثل دعا، توکل، توسل، واجبات، محرمات و قناعت و دهها آموزه دینی دیگر در این «نظام تحصیل آمال» ( البته اگر بتوان قانون جذب را یک نظام به حساب آورد ) چگونه است؟ آیا قدرت تفکر جایگزین و بدیل دعاست یا در عرض آن ؟ هر کدام که باشد اشکالات عدیده‌ای برای آن قابل تصور است.

و) نسبت ذهن و روح

ابهام دیگر در این فرضیه این است که آیا منظور قائلین از «قدرت ذهن» همان قدرت روح است؟ که البته این معنا خلاف ظاهر کلمات گویندگان است. هرچند بسیاری از مدافعان این تئوری وجود روح را قبول دارند خصوصاً مبلغین داخلی، روح را یک مخلوق خدایی می‌دانند ولی این مطلب باز ناگفته مانده است که آیا این قدرت ذهن از روح نشات می‌گیرد و اصولاً نسبت بین این قدرت ذهنی و روح انسان چگونه تبیین می‌شود؟

باید پرسید چرا از نسبت دادن این قدرت به فرض وجود اصل این قدرت به روح خودداری می‌شود و در همه موارد این قدرت مستقیماً به ذهن نسبت داده می‌شود و اصلاً از روح انسانی) قل الروح من امر ربی ( صحبتی به میان نمی‌آید؟ براستی آیا عالمانه تر نیست که گفته شود این قدرت از قدرت‌های روح است اما با ابزار ذهن محقق می‌شود؟

البته ما در صدد کشف انگیزه‌ها و اغراض نیستیم و هیچ کدام از این عزیزان را به سوء نیت و غرض ورزی متهم نمی کنیم ولی از ایشان باید پرسید که اگر برای رسیدن به مطلوب‌ها ابزار ذهن این قدر معجزه آسا عمل می کند آیا جا نداشت خداوند حکیم هم چنان که توسل را به عنوان وسیله قرب معرفی کرد ( وابتغوا الیه الوسیله)، تمرکز و تجسم را هم به عنوان یک راه ذکر می کرد ؟ وسیله به این مهمی چرا درمتون دینی به آن تصریح نشده است؟ پاره ای از این عزیزان برای اثبات این فرضیه به آیه) فتبارک الله احسن الخالقین ( تمسک نموده‌اند و بعضی دیگر به حدیث پیامبرکه فرمود: الفقر سواد الوجه فی دارینفقر باعث بیچارگی دردو دنیاست) استدلال می کنند!

کدام مفسر از صدر اسلام تاکنون از آیه بالا قدرت ذهن را فهمیده استالبته ما قدرت‌های ذهن را انکار نمی‌کنم اما یا استعدادهای انسانی و قوای معنوی منحصر به ذهن است؟ چرا در بین تمامی قوای معنوی انسان، از آیه فقط «قدرت ذهن» استفاده می‌شود؟ بدیهی است اگر ما روح را (و نفخت فیه من روحیرا خلق ویژه خدا بدانیم و تمامی قدرت‌های غیر عادی و شگرف آدمی را منتسب به روح بدانیم اشکالی به مطلب وارد نیست چون در آن صورت قدرت ذهن هم جزء زیرمجموعه‌های قدرت روح می‌باشد و استفاده ما هم با متون قرآنی و روایی سازگار است.
بهتر این است که این عزیزان با ذهن پر، سراغ آیات و روایات نروند و در استفاده از آیات از متخصصین و مفسرین کمک بگیرند؟ که کسی مرتکب این اشتباه فاحش نشود و ادعا کند مراد از «اولئک هم الغافلون » افرادی‌اند که از قانون جذب بی‌خبرند.

ز) ابهام در نسبت بین قوای معنوی

ارتباط و نسبت بین تجسم و اراده چیست؟ آیا تجسم، بلاواسطه ومستقیم، راه بر به مطلوب است و دست تجسم گرا را می‌گیرد و به مطلوب می‌رساند و به عبارتی خودش «قدرت خلق و آفزینندگی» دارد؟ یا این که تجسم و تفکر زمینه ساز اراده است ( زمینه ساز چه از نوع ایجاد عوامل و اسباب و چه از نوع انگیزه بخشی و چه از نوع مشوق و الهام بخش نسبت به راههای دستیابی به مطلوب )؟

نسبت قانون جذب با عمل انسان چه نسبتی است ؟ اگر به عمل، عامل دیگری (به نام تجسم و تفکر) باید ضمیمه شود چرا این عامل در بسیاری از درخواست‌ها و طلب‌های انسان وارد نمی‌شود و اثر گذار نیست؟ دانش اموزی را فرض کنید که جهت قبولی تلاش می‌کند و هیچ تجسمی و تصوری و تفکری از قبولی خود (به عنوان یک برنامه) ندارد و بعد از تلاش و جدیت موفق می‌شود چرا مدعیان قانون جذب، این گونه موارد را در قانون جذب به بررسی نمی‌گذارند.


دو پرسش اساسی

آفرینش گر ذهن آفرینشگر؟

براستی نقش خالق هستی در فرایند نقش آفرینی ذهن چیست؟ عمل ذهن و عکس العمل کائنات چه نسبتی با مبدا آفرینش دارد؟ آیا خالق ذهن، ذهن را در فرایند تصرف به حال خود رها کرده یا این که لحظه به لحظه ذهن این توانایی را از مبدا آن دریافت می‌کند؟


چرایی فرایند جذب (غایت در این فرضیه)؟
یکی از مبنایی ترین سولات در ارتباط با تئوری راز « چرایی فرایند جذب » است. توضیح روشن تر آن که مفهوم «غایت» چگونه در فرضیه راز توضیح داده می‌شود؟ خالق ذهن چه هدفی از تعبیه این قوه در انسان داشته است؟ جواب به این سوال هرچه باشد خود یک تبیین خاص از هستی (نوعی جهان بینی ) است و بردارنده یک نگرش خاص به هستی خواهد بود.

 

* برگرفته از http://akhlagh.tahzib-howzeh.ir

  • ۰
  • ۰

راز ؛ قانون جذب، انرژی مثبت؛ اسرار کوانتومی موفقیت و تعابیری نظیر آن؛ بخشی از کلمات کلیدی برنامه‌ی فریب عمومی هستند که در سال‌های اخیر به‌صورت فزاینده‌ای در جامعه رواج پیدا کرده است. مجریان برنامه فریب عمومی نیز تبلیغات و هیاهوی گسترده‌ای  به راه انداختند و از دیگر سو بسیاری از مردم، با خرید DVD یا خرید کتاب راز و یا نهایتاً با شرکت در همایش‌های “صد راه برای موفقیت” تلاش کردند زندگی خود را متحول کرده و تعالیم برنامه‌ی راز را در زندگی روزمره به کار ببندند.دست‌اندرکاران و سازندگان برنامه راز در تبلیغات خود ادعا می‌کنند:

شما پس از دیدن این مستند و بکار بستن این راز مهم و بسیار ساده پس از مدت کوتاهی به‌راحتی می‌توانید خوشبخت زندگی کنید. این رؤیایی است که ذهن باهوش‌ترین دانشمندان را از زمان انیشتین شیفته خود ساخته است. اکنون دانشمندان آن را پیدا کرده‌اند، یک تئوری هیجان‌انگیز، که نفس دانشمندان را گرفت.

 jazb

ریشه تب تبلیغاتی قانون جذب بازمی‌گردد به فیلم راز به کارگردانی درو هریت Drew Heriot در سال ۲۰۰۶. این فیلم روایی که اساساً تلاشی است در معرفی یک مفهوم گنگ و بی‌پشتوانه تحت عنوان “قانون جذب” یا همان Law of Attraction ، بر مبنای کتابی به همین نام نوشته‌ی راندا برن که تهیه‌کنندگی این فیلم را نیز برعهده داشته است. کتاب راز بیش از ۶ میلیون نسخه به فروش رسیده و دی‌وی‌دی آن نیز بیش از ۶۵ میلیون دلار سود عاید مجریان آن کرده است.

البته تا اینجای کار ظاهراً مشکلی نیست. عده‌ای پیشنهاد و راهکارهایی برای موفقیت و ثروتمند شدن می‌دهند و عده‌ای نیز این پیشنهادها را می‌خرند. اما موضوع به همین‌جا ختم نشده و مشکل آنجایی آغاز می‌شود که سخن از اثبات علمی یا اصطلاحاً (علمی) بودن داستان راز به میان می‌آید. آن‌ها تلاش می‌کنند برنامه خود را (علمی) یا به عبارتی (مورد تائید علم) نشان دهند. به همین جهت در برنامه‌های فریب عمومی جدید؛ دیگر صحبتی از آل؛ بختک؛ یک سر و دو گوش و غیره نیست. صحبت از متافیزیک، کوانتوم، الکترومغناطیس، انرژی و کیهان و مهندسی نرم‌افزار مولکول است کلمات باید پرطمطراق و پرطنین باشند تا مخاطب ناآگاه تصور کند با یک موضوع علمی یا دست‌کم مورد تائید علم مواجه شده است و تسلیم شود. حتی برنامه فریب عمومی عرفان حلقه که تصور می‌کنند با گذاشتن کامنت + و علامت نقطه در استاتوس‌های فیس‌بوک می‌توانند بیماری‌ها را درمان کنند نیز به‌جای کلمه (جن) از تعبیر (موجودات غیر ارگانیک) استفاده می‌کنند تا محتوای عقایدشان خرافی و کهنه به نظر نرسد.

باری، طبق معمول نخستین قربانی از بین مفاهیم علمی؛ فیزیک کوانتومی است که به عنوان  مرغ عزا و عروسی؛ در اغلب عوام‌فریبی‌های روزگار ما مورد استفاده قرار می‌گیرد.در مستند راز از دانشمندان و مشاهیری صحبت می‌شود که به ادعای فیلم از یک راز به‌خصوص باخبر بوده‌اند. سراسر برنامه راز؛ القای این ایده است که نیوتن، گالیله، داوینچی، اینشتین، آلفرد هیچکاک، مادام کوری و دیگران رازی را می‌دانسته‌اند که حالا دوباره کشف شده است و در قالب DVD به مردم عرضه می‌شود.

 

چرا تعالیم مجموعه‌ی “مستند راز” یک برنامه‌ی فریب عمومی محسوب می‌شود؟

برنامه‌های فریب عمومی از جنس شبه‌علم و خرافات معمولاً اشتراکات زیادی با یکدیگر دارند. تناقض؛ اطلاعات جعلی و مخدوش و فرافکنی و آمارهای غلط و سوءاستفاده از واژگان حیطه علم. راز نیز از این قاعده مستثنی نیست. بدیهی است که در این نوشتار ؛ مجال بررسی دقیق و ذکر تمامی مصداق‌ها نیست. به همین جهت برای هر یک از نشانگان برنامه فریب عمومی؛ تنها به ذکر مثال‌های کوتاه اکتفا می‌کنیم.

 

۱. تناقض: مثلاً تبلیغات برنامه راز با یک تناقض آشکار تاریخی می‌گوید “این راز از زمان انیشتین ، ذهن باهوش‌ترین دانشمندان را شیفته خود ساخته است”، و هیچ توضیحی به دست نمی‌دهد که اگر این راز از زمان اینشتین ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده پس نیوتن ، گالیله ، داوینچی چطور از این راز باخبر بوده‌اند؟!

 

۲. اطلاعات جعلی و مخدوش: آنچه که مجموعه راز سعی در ترویج آن دارد به وضوح مبتنی بر اطلاعات مغشوش و بدون پشتوانه منطقی و استدلالی و بعضاً به واسطه درک ناصحیح از مفاهیم علمی است. دلیل آن‌هم واضح است. راز می‌گوید: به هر چیز فکر کنی آن را به دست می‌آوری!

این ادعا به‌هیچ‌عنوان قابل تائید یا رد کردن نیست. می‌توان هزاران تجربه را تصور کرد که در آن انسان به چیزی فکر کرده و آن چیز به دست نمی‌آید. درعین‌حال می‌توان تجربیاتی را تصور کرد که در آن فرد به چیزی فکر کرده و آن را به دست می‌آورد. با این وجود چنین ادعایی به‌وضوح، علمی نیست. تجربیات علمی باید تکرارپذیر باشند و هرکسی در هر جای دنیا کذب و صدق ادّعا را به سنجه آزمایش بگذارد و به نتایج یکسانی برسد. همان‌طور که صدق و کذب معادلات ماکسول، قانون دوم ترمودینامیک، و بقای مومنتوم را در هر آزمایشگاهی در سراسر دنیا می‌توان آزمود و برای اثبات تجربی آن‌ها نیازی به دست‌چین کردن اطلاعات ورودی و انتشار نتایج گزینشی و دستکاری‌شده نیست. اما ادعای فوق را در هیچ آزمون مستقلی نمی‌توان اثبات نمود. برای اثبات این آزمون باید تعدادی آزمون‌پذیر را با رعایت ملزومات و استانداردهای آزمایشگاهی مثلاً به دو یا چند گروه آزمایشگاهی دسته‌بندی نمود ،و از عده‌ای خواست که به یک موضوع بخصوص فکر کنند و دسته دوم نیز به آن موضوع فکر نکنند. و در پایان ظرف مدت معیّنی نتایج را به لحاظ آماری تحلیل و بررسی نمود . درصورتی‌که این آزمون بارها و بارها و با رعایت ضوابط علمی، تکرار شده و هر بار نتایج معنادار به دست آمد آنگاه می‌توان گفت: به هر چیز فکر کنی آن را به دست می‌آوری!

 آنچه که برنامه‌ی راز سعی دارد القا کند مبتنی بر هیچ اثبات علمی یا روش آزمون تجربی نیست . این ادعا آشکارا با قواعد منطق سلیم در تناقض است. برای نمونه تجربه‌ای را تصور کنید که دو مربی تیم فوتبال هرکدام افکارشان را در این جهت منسجم می‌کنند که پیروز میدان باشند. هر دو بر مبنای آنچه که قانون جذب می‌گوید اندیشه خود را در این جهت هماهنگ می‌کنند که در میدان برنده باشند. اما به‌راستی قانون جذب به سود کدام‌یک عمل می‌کند؟ مگر نه این است که پیروزی یک تیم مستلزم شکست تیم دیگر است؟

 

۳. فرافکنی: اگر از مجریان برنامه‌ی فریب عمومی راز و قانون جذب بپرسید که چرا قانون جذب؛ کار نکرده و تأثیری در زندگی‌تان نداشته است تمام تقصیر را به گردن شما خواهند انداخت. این کتاب می‌گوید:

گاهی اوقات وقتی همه تلاشت را برای رسیدن به کاری انجام می‌دهی و نتیجه‌ای نمی‌گیری، زیر لبت زمزمه کنی:«قانون جذب یک دروغ بزرگ بیش نیست»! اما بگذار همین الان خیالت را راحت کنم که این تنها مشکل شما نیست و میلیون‌ها مردم دیگر مانند خودت نمی‌توانند به درستی از قانون جذب استفاده کنند. اما ما به شما با دلیل و مدرک ثابت می‌کنیم مشکل فقط خود شما هستید نه قانون جذب

 

۴. آمارهای غلط: برنامه راز لبریز است از آمارهای ساختگی و غلط. برای مثال ؛ فیلم در توجیه ناکارآمدی ایده قانون جذب به شخصی بنام دکتر بروس لیپتون استناد می‌کند که می‌گوید:

در واقع ۹۹درصد (به این رقم دقت کنید!) زندگی شما در دست ذهن ناخودآگاه شماستو هیچ توضیحی مبنی بر اینکه ۹۹% را از کجا دریافته به دست نمی‌دهد.

 

۵. سوءاستفاده از واژگان حیطه علمنکته جالب توجه دیگری که در شبه‌علم بودن موضوع قانون جذب نباید از نظر مغفول داشت ، به‌کارگیری تعابیر غلط و مبتنی بر سوءبرداشت از واژگان و مفاهیم علمی است. مجریان قانون جذب نیز مثل سایرین دست به دامان تشبیهات علمی و همچنین استقراض از فیزیک می‌شوند تا به‌نوعی مخاطب ناآگاه که دانشی در زمینه فیزیک ندارد تحت تأثیر قرار گرفته و باور کند که این قانون ، در علم نیز مسبوق به سابقه است و کاربرد دارد. در زیر یک نمونه از این استدلال‌ها را بی کم‌وکاست نقل می‌کنیم:

درواقع همان‌طور که آهن‌ربا، خاصیت جذب آهن را دارد، ذهن انسان نیز قابلیت جذب دارد و همان چیزی را جذب می‌کند که به آن می‌اندیشد. انرژی ذهنی شما همچون مغناطیسی قدرتمند عمل می‌کند تا شرایط، وقایع و رویدادهایی را که به جذب آن خواسته منجر می‌شود به‌سوی شما بکشاند.

 

بررسی علمی و نگاه متخصصان به این کتاب و فیلم:

  • از نگاه علم چیزی به نام قانون جذب وجود ندارد. از دید روانشناسان مثبت اندیشی امری است که می‌تواند کمک کند تا شما انرژی، برنامه‌ها و تلاشتان را بر روی کار خود متمرکز کنید و به همین علت موفق شوید، اما این بدان معنا نیست که تنها با فکر کردن به یک موفقیت دست یابید بلکه موفقیت شما حاصل برنامه‌ریزی و تلاش جدی شماست. برخی محققان حتی از این امر نیز فراتر رفته‌اند و نشان داده‌اند که قانون جذب افسانه‌ای بیش نیست. در تحقیقی که توسط محققان دانشگاه هامبورگ صورت گرفت مشخص شد وقتی مغز ما به موضوعی بیش از اندازه فکر می‌کند نه‌تنها باعث دستیابی به آن نمی‌شود بلکه مغز به گمان آنکه آن موضوع خاص وجود دارد، کمتر به شکل عملی به آن پرداخته و نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود. به‌علاوه میزان انرژی الکترومغناطیس که از مغز انسان، در زمان فکر کردن به علت فعالیت‌های بیولوژیکی که صورت می‌گیرد، ساطع می‌گردد بسیار کمتر از آن است که بتواند باعث تغییرات فیزیکی در اطراف ما شوند و تغییرات ذهنی ما به شکل فیزیکی هیچ اثری بر جهان ندارند.

 

  • انتقادات صریح و جدی علمی، روانی و فلسفی نیز به این کتاب وارد است. بسیاری از منتقدان معتقدند تنها کسانی که این کتاب باعث موفقیت و ثروتمندی آن‌ها شده نویسنده و ناشر این فیلم و کتاب بوده‌اند. همچنین منتقدان معتقدند که این کتاب امیدهای واهی و بیهوده‌ای به مخاطبانش می‌دهد که عموماً دارای اثرات منفی است. باربارا ارنقایش نویسنده و از منتقدان اجتماعی نیویورک‌تایمز درمقاله‌ای مفصل به این کتاب پرداخته و نوشته که باورمندان این کتاب لابد بیماری‌های خود را رها می‌کنند و فقط امیدوارند بهبود یابند. یا لابد کسانی که به بلایای طبیعی گرفتار شده و در زلزله و سونامی جان خود را از دست می‌دهند در فرکانس همین واقعه بوده‌اند و حقشان چنین مرگ دردناکی است. جدا از این استفاده از این فیلم و کتاب به‌عنوان عاملی برای پیشرفت کاری، نوعی حیله‌گری و تحمیق افراد است.

 

  • میشل گولدبرگ از دانشگاه کالیفرنیا USC  در مقاله دیگری نوشت “به‌عنوان یک باور به مثبت اندیشی این کتاب به خواننده می‌گوید «وقت ذهنت را تغییر بده، سپس تو می‌توانی هر چیزی را داشته باشی». این خیلی نگران‌کننده است و می‌تواند به‌شدت برای شرایط روانی و تصمیم‌سازی افراد خطرناک باشد چرا کهفرد با این باور عملاً شرایط واقعی و منطقی پشت هر مشکل را ندیده می‌گیرد. به بیان دیگر این تفکر «سرزنش و تحقیر قربانی/مظلوم و تشویق ظالم/سیستم حاکمه» را گسترش می‌دهد. فرد از «واقعیتی سخت که می‌گوید شکستش نتیجه تلاش ناکافی بوده» به سوی این باور پرواز می‌کند که «کسانی که شکست می‌خورند به شکل ذاتی و فردی بازنده و قربانی هستند». ما نباید منفی فکر کنیم اما باید واقعیات را ببینیم و منطقی باشیم. باید درست و عاقلانه مشکل را درک کنیم و ببینیم چطور باید با آن روبرو شویم.”

 

  • کریستوفر چابریس و دنیل سیمونز نیز در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۰ در مورد این کتاب می‌نویسند: “این دیگر آخرالزمان است. رابطه آهنربایی و رازآلود و ارتباط به فیزیک کوانتوم! هرجا شنیدید که کسی قصد دارد با توضیحات غریبی از فیزیک عملکرد ذهن شما را توضیح دهد بلافاصله فرار کنید! امروز ما علومی بنام روانشناسی و نوروساینس داریم که به شکلی کاملاً علمی و روشن جواب سؤالات این‌چنینی را دارند. عوام‌فریبان شبه‌علمی با «توهم دانستن» سعی می‌کنند به شما بقبولانند که چیزها را بهتر از دیگران درک کرده‌اند”

 

  • پروفسور لیزا رندل محقق فیزیک ذرات و کیهان‌شناسی دانشگاه هاروارد است. او پس از اتمام تحصیلاتش در هاروارد مدتی استاد و محقق در دانشگاه پرینستون و MIT بود و سپس به‌عنوان استاد فیزیک به هاروارد برگشت. او یکی از چهره‌های سرشناس فیزیک جهان است.پروفسور رندل در کتاب«کوبیدن در بهشت: چگونه فیزیک و تفکر علمی روشنایی‌بخش جهان است» می‌نویسد “خیلی نگران کننده است که نویسنده این کتاب هیچ تحصیلات فیزیک ندارد و حتی شاید در مدرسه هم فیزیک نیاموخته و مدعی است امروز کتابهای بسیار پیچیده فیزیک و کوانتوم را می‌خواند و کاملاً می‌فهمد چون دلش خواسته که بفهمد(!) و از آن نگران‌کننده‌تر اینکه بدون دانش کافی در مورد این موضوعات می‌نویسد و افرادی آن را می‌خوانند”
  • موسسه «تحقیقات علمی» در مقاله‌ای ویژه بنام «رازها و دروغ‌ها» نوشت ” مشکل این است که نه کتاب و نه فیلم بر اساس واقعیت و علم نیستند!

 

نتیجه‌گیری

هیچکس منکر تأثیر تفکر و روحیه مثبت در بهبود زندگی روزمره نیست. بدیهی است اگر کسی رفتار اجتماعی معتدل و جذاب داشته باشد دوستان بهتر و به‌تبع آن محتملاً موقعیت‌های بهتری برای کسب‌وکار و زندگی پیدا می‌کند. اما این موضوع اساساً یک بحث روان‌شناختی (یا به عبارتی جامعه‌شناسی) است و ابداً هیچ ارتباطی به یک قانون موهوم و بی‌پایه به نام قانون جذب ندارد.

 

این مقاله به کوشش عرفان کسرایی (پژوهشگر مطالعات علم دانشگاه کاسل آلمان) و همکاری گروه مشاوران علمی وبسایت گمانه نوشته شده است.

ساخت وبلاگ | ساخت وبلاگ | دانلود رمان عاشقانه | اپلود عکس | سئو | خرید بک لینک | خرید بک لینک دائمی | بک لینک ارزان | بک لینک | بک لینک انبوه | بک لینک دائمی |بک لینک در سیستمهای وبلاگدهی | بک لینک در وبلاگها | بک لینک رایگان | بک لینک رنک دار | بک لینک قوی | بک لینک موضوعی | بک لینک وبلاگ رنک دار | رپورتاژ آگهی |خرید بک لینک سایتهای رنکدار | خرید بک لینک قوی | خرید بک لینک های موضوعی | خرید بک لینک ارزان | خرید بک لینک انبوه | فروش بک لینک | بک لینک پیچ رنک بالا | اف سی بی چت | ابتین ساپورت | مکس نیوز|گلچین 98 |فان گپ|ماهان چت|چت توپ|نانسی چت|نوز چت|شیدا چت|نم نم چت|چت نشین |دروغ چت|ایران پولار|پیچک چت|اسکای پاتوق|افسون چت|محبت چت|عشق 200|باکس نیوز|پارسا گپ|دیانا مووی|نووا گیم|پی فور فیلم|سنا چت|چت ققنوس چت روم|چت روم|چت روم| خرید ساعت کاسیو | علی چت | جوک 19 | پایگاه خبری سهامدار نیوز | وایبر سافت | آنتیک موزیک | غزاله چت | الاله چت | ایف بلاگ | خرید بک لینک | آپلود عکس و فایل | فانیا | تلگرام موزیک | اتو چت | بیست اندروید | ظاهر چت | رویا طرح | زرنا نیوز| امگا چت | طنز بازار | شلیل چت | محیا چت | درهاج چت | اراد چت | چت ایمیل | | دانلود فیلتر شکن |دانلود تلگرام جدید|گروپ چت|دانلود رمان جدید نودهشتیا|دانلود سریال ایرانی طنز|خرید ساعت مچی|هاست ارزان | خرید هاست|طراحی سایت در تبریز|دانلود رمان|خرید کانکس مسکونی|کسب درآمد|ثبت شرکت|ثبت شرکت در کرج|قالب وبلاگ|طراحی سایت در کرج|آنالیز وب سایت|خرید اینترنتی ساعت مردانه پلیس|خرید ارزان پاوربانک|قاصدون|خرید ژل امیزشی|باما چت|تایتان چت | چت شلوغ|دانلود فیلم ایرانی با لینک مستقیم|جملات زیبا از بزرگان | جملات مفهومی|دانلود کلیپ خارجی|عکس هنرمندان|اخبار حوادث|مجله زیبایی بانوان|مجله اینترنتی مد|والپیپر های زیبا|دانلود فیلم ایرانی|دانستنی های پزشکی|مدل مانتو اسپرت|جملات عاشقانه | عکس های عاشقانه|جوک | اس ام اس خنده دار|اس ام اس مناسبتی|جوک|دانلود برنامه آشپزی اندروید|دانستنی های جنسی | آموزش روابط زناشویی|مجله تفریحی و سرگرمی|جملات عارفانه| جملات درمورد خدا|دکوراسیون داخلی ایرانی|دانلود آهنگ ایرانی غمگین|دانلود نرم افزار اندروید جدید|دانلود عکس بازیگران زن خارجی|بیوگرافی بازیگران ایرانی | عکس بازیگران ایرانی|آموزش طراحی سایت|دانلود بازی اندروید دخترانه|موزیک ویدیو جدید ایرانی|دانلود عکس دختر ایرانی|طراحی سایت در تبریز|دانلود آهنگ ایرانی|فیس باران|سایت ماشین|آبادان نیوز|الوان وب|دانلود اهنگ جدید|بیت کوین|گالری مدل لباس کودک|فال و طالع بینی|دانلود نرم افزار|دانلود رایگان نرم افزار|تعبیر خواب|زیست پلاس|دانلود آهنگ جدید ایرانی| تهران چت | چت تاپ ناپ | آرال چت |