بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


ماه پنهان ؛ جلوه زیبایی از طبیعت در آسمان استان سمنان + فیلم
ویزیت رایگان بیماران کم بضاعت در املش
اهدای 150 فقره جهیزیه به نوعروسان نیازمند و یتیم
دستگیری قاتل فراری در اهواز

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد بازاریابی شبکه ای» ثبت شده است


شهرت این کتاب، ما را از هرگونه توضیح درباره آن بی نیاز کرده است.

تألیف: حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسم علیان نژادی دامغانی.

صفحه و قطع: 179 صفحه / رقعی


جهت دانلود کتاب کلیک کنید
حجم: 353 کیلوبایت



* این یادداشت حاوی نکات مهمی است. توصیه میکنم تا آخر مطالعه فرمائید.

ساختار افراد در بازاریابی شبکه ای کاملا به شکل یک هرم میباشد. عده ای در راس این هرم قرار دارند و تازه واردها در پایین ترین سطح این هرم قرار میگرند. اساساً قید «شبکه ای» در «بازاریابی شبکه ای» حاکی از این شبکه انسانی که به شکل هرم است، میباشد. بازاریابی شبکه ای ارتباط خاصی با تجارت الکترونیک ندارد؛ یعنی «بازاریابی شبکه ای» به معنای فعالیت تجاری در فضای مجازی و تجارت الکترونیک نیست؛ بلکه به معنای نوعی از تجارت است که در آن یک شبکه هرمی از افراد به خرده فروشی میپردازند و درصدی از فروش آنها به افراد بالا دست میرسد. اما امروزه شرکتهای بازاریابی شبکه ای تصمیم گرفته اند که این داد و ستد را تنها از طریق اینترنت ارائه دهند. بنابراین بازاریابی شبکه ای ماهیتاً یک تجارت الکترونیک نیست، بلکه تجارت به شیوه الکترونیک، چیزی است که امروزه چاشنی این کار شده است و ممکن است این شیوه در آینده تغییر کند؛ یعنی شرکتهایی به وجود آیند که علیرغم آن که فعالیت شبکه ای دارند جهت انجام معاملات خود استفاده از اینترنت نکنند.

اما موضوع این یادداشت درباره قربانیان بازاریابی شبکه ای است. این یک اصل مجرب و مسلم است که در بازاریابی شبکه ای، بیش از 90% از افراد به سودهای آنچنانی و وعده در آمدهای جندین میلیون تومانی نمیرسند. این مطلب تا جایی روشن است که خود بازاریاب های این شرکتها در پاسخ چنین میگویند که «نتورک برای همه است، اما همه برای نتورک نیستند» یا «هر کسی لیاقت نتورک را ندارد». البته این جملات بعضاً وقتی به شما گفته میشود که خود را آلوده این کار کرده و عمر و سرمایه خود را در راه آن صرف نموده باشید. به هر حال 90% از افراد در این شرکتها ریزش خواهند کرد و پس از مدتی بازاریابی شبکه ای را کنار خواهند گذاشت.

لیدرهای این شرکتها در پاسخ به این ایراد خواهند گفت که حتی اگر کسی به سود آنچانی نرسد، باز هم ضرر نخواهد کرد. زیرا اجناس مرغوب و مورد نیاز خود را خریده است و پورسانت خرید خود را نیز دریافت کرده است. بنابراین از نگاه لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای، هیچ کس در نتورک ضرر نخواهد کرد. اما این ادعا تا چه اندازه میتواند صحیح باشد؟؟

اجناس فروخته شده در این شرکتها همیشه هم مرغوب نیستند و گاهی قیمت بالایی دارند. بعلاوه شما لزوما اجناس مورد نیاز خود را خریداری نمینمائید. هرچند دربازاریابی شبکه ای، خرید اجباری جرم و خلاف قانون است، اما لیدرها و بالادستی ها با چرب زبانی و توجیهات عجیب و غریب شما را متقاعد میکنند که خرید بالایی (حدود 1 میلیون تومان) داشته باشید. این کار به اصطلاح برای آن است که زیردست های شما که بعدا توسط شما عضو شرکت خواهند شد نیز خرید بالایی داشته باشند و مجموعه شما (که در واقع مجموعه خود آنان است) زودتر به سود و پورسانت برسد. این به معنای آن است که شما مجبورید چیزهایی از شرکت خرید کنید که مورد نیازتان نیست. اما لیدرها در توجیه این مسئله تنها نام آن را تغییر میدهند و به آن عنوان «سرمایه گذاری» میدهند؛ عنوانی که چندان هم صحیح نیست؛ زیرا شما در واقع پول خود را دور ریخته اید؛ چون از طرفی خود شما به آن نیازی ندارید و از طرف دیگر اجناس به نحوی نیستند که بتوانید آن را بفروشید. اما این نکته نیز قابل تامل است که این خرید بالا که به آن عنوان «سرمایه گذاری» داده اند، ممکن است هرگز برای شما سودی نداشته باشد. ممکن است شما اصلاً نتوانید کسی را به عضویت در این مجموعه در آورید و ممکن است زیرمجموعه شما به هیچ وجه زیر بار خرید با مبلغ بالا نرود. در نتیجه شما با پول خود چیزی خریده اید که برای شما غیر قابل استفاده است و نتوانسته اید زیرمجموعه خود را متقاعد به چنین خریدی کنید و در عمل مال باخته شده اید!! مال باخته شدن فقط به این معنی نیست که در قبال پول خود هیچ جنسی دریافت نکنید. همین که جنس خریداری شده را نتوانید استفاده کنید و قادر به فروش آن هم نباشید، در واقع پول خود را از دست داده اید. بدین ترتیب بازاریابی شبکه ای به سوی هرمی شدن پیش خواهد رفت. از طرف دیگر حتی بنابراین فرض که شما بتوانید زیرمجموعه خود را متقاعد به خرید بالا کنید، شما بی نهایت عضو نخواهید داشت!! پس این زنجیره خریدهای بالا در جایی قطع خواهد شد و در نتیجه عده ای خرید بالا(و به اصطلاح «سرمایه گذاری») خواهند کرد و زیر مجموعه ای نخواهند داشت که با خرید بالا پورسانت قابل قبولی به آنها برساند. در نتیجه ما افراد زیادی خواهی داشت که پول خود را از دست خواهند داد(به معنایی که گفته شد) !!

پس عده زیادی در این بازی، قربانی بالا رفتن پورسانت لیدرها و بالادست ها خواهند شد.

اما هدف اصلی من آن است که در این یادداشت نگاهی هم از بالا به این سیستم داشته باشم:

افرادی که در رأس هرم بازاریابی شبکه ای قرار دارد، بیشترین سود را درافت خواهند کرد. این سود در واقع پورسانت بازاریابی و یا پورسانت با واسطه نیست؛ بلکه پاداشی است که شرکت به این افراد میدهد.

این افراد برای آن که بتوانند پاداش خود را بالا نگه دارند باید بتوانند تعداد زیاد بازاریابی که زیر دست خود دارند را حفظ کنند. مثلا اگر درآمد 12 میلیون تومانی یک لیدر به خاطر پاداشی که از خرید 1000 بازاریابی که زیر دست خود دارد حاصل میشود، وی باید بتواند این تعداد را در همین تعداد 1000 نفر حفظ نماید(افرادی که فروش نیز داشته باشند)، و الا پاداش او تقلیل پیدا خواهد کرد. با این حساب برای چنین افرادی چندان مهم نیست که شما به سود و پورسانت خواهید رسید یا خیر؛ آنچه برای آنها اهمیت دارد آن است که 1000 بازاریاب فعال داشته باشند. حال با قرار دادن این نکته در کنار آن که 90% از افراد معمولاً ریزش مینمایند، به این نتیجه میرسیم که 90% از افراد قربانی حفظ پاداش تاپ لیدرها میشوند. 90% از افراد باید در این شرکتها (ولو برای مدت کوتاهی و یا حتی یک خرید کلان) عضو شوند تا میزان پاداش آن بالا نشینان کم نشود. در این میان حتی لیدرهای متوسط نیز در حال بازی خوردن هستند؛ زیرا مجموعه آنان بطور مرتب ریزش خواهد کرد و به ندرت میتوانند به یک تاپ لیدر تبدیل شوند. اما با این حال حضور همین لیدرهای متوسط نیز برای حفظ درآمد تاپ لیدرها ضروری است!

این مانند آن است که فردی برای رسیدن به ارتفاع 100 متری، تعداد زیادی از افراد را با وعده و زبان بازی زیر پای خود قرار دهد و از کوهی از انسانها به عنوان پله ترقی خود استفاده نماید . اما چون همواره تعداد زیادی از افرادی که زیر فشار قرار دارند، از این مهلکه فرار میکنند، این فرد همواره به دنبال افراد جدیدی میگردد تا جایگزین آنها نماید. به عبارت دیگر افراد زیر دست مانند رودخانه گذرایی هستند که قایق سواری آسوده تاپ لیدرها را تضمین مینمایند!!! آنها حتی اگر مدت بسیار کوتاهی هم در بازاریابی شبکه ای فعالیت نمایند، تاپ لیدرها به هدف و سود خود خواهند رسید. اگر یک روز شرکت، به هر دلیل تعطیل شود، تاپ لیدرها مجموعه خود را به راحتی به یک شرکت دیگر منتقل مینمایند تا باز هم بتوانند سود و پاداش خود را حفظ کنند.

این به معنای قربانی شدن هزاران نفر برای حفظ سود چند نفر است. افرادی که با هزار وعده و تبلیغ از کار، زندگی، وقت، سرمایه، فرصتها، آرامش و... خود صرف نظر میکنند، اما نمیدانند که چگونه در حال بازی خوردن در این سیستم هستند. افرادی که 90% از آنها طی چند ماه فعالیت خود را رها خواهند کرد و از دام فضای روانی و تبلیغاتی این شرکتها خود را آزاد خواهند نمود. و اسفبار آن است که بالادستی ها احتمالا با علم و آگاهی چنین قربانیانی را برای خود فراهم می کنند.

یکی از مشکلاتی که بازاریابی شبکه ای را تهدید میکند، اشباع است. اشباع در لغت به معنی «پُر شدن» و «سیر شدن» است و در اصطلاح بازاریابی شبکه ای معانی و انواع مختلفی دارد که متأسفانه در اغلب موارد برخی از آنها مورد توجه قرار نمیگیرد. در ادامه به تبیین انواع اشباع در بازاریابی شبکه ای پرداخته خواهد شد:

1. اشباع بازاریاب ها: شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رشد خود نیاز به جذب بازاریاب و ساختن یک شبکه انسانی به شکل هرم میباشند. ساختن چنین هرم انسانی نیاز به افراد زیادی دارد که به عنوان بازاریاب به عضویت شرکت درآیند. و افرادی که باید به عضویت در شرکت درآیند با ایجاد هر سطح، افزایش خواهد یافت. تصاعد افراد در بازاریابی شبکه ای، یک تصاعد ریاضی نیست؛ بلکه یک تصاعد هندسی است که با فرمول X^3 (ایکس به توان 3) افزایش می یابد. بنابراین با توجه به آن که تعداد افراد یک جامعه محدود است، تعداد افراد کافی برای عضویت در شرکت وجود نخواهد داشت. و این به معنای آن است که سطحی از افراد وجود خواهد داشت که قادر به مجموعه سازی نخواهند بود و کسی وجود نخواهد داشت که زیرمجموعه آنها شود. این معضل وقتی جدی تر و پیچیده تر میشود که بدانیم که داشتن درآمد بالا و وعده هایی که از طرف شرکت داده میشود، تنها منوط به داشتن مجموعه و فروش آنها میباشد و بدون آن مجموعه، فرد برای رسیدن به مثلا 10میلیون تومان درآمد ماهیانه، باید هر ماه حدود 60 میلیون تومان خرده فروشی داشته باشد و بدیهی است که این امر محال میباشد.

با یک مثال این نوع از اشباع را روشنتر خواهم کرد: فرض کنیم جامعه ما 100 میلیون نفر عضو داشته باشد و همه آنها اعم از پر و جوان، زن و مرد و حتی کودکان 6 ماهه نیز بتوانند عضو این شرکت شوند و این شرکت تنها شرکت بازاریابی شبکه ای باشد و هیچ رقیبی نیز نفداشته باشد. اگر هر بازاریاب نیاز به عضو کردن 3 نفر داشته باشد، سطح سوم این شرکت، به 27 نفر نیاز دارد. تعداد این افراد در سطح 17 به 129,140,163 (صد و بیست و نه میلیون و صد و چهل هزار و صد و شصت و سه نفر) نفر خواهد رسید. یعنی 29 میلیون و 140 هزار و 163 نفر بیشتر از تعداد افراد حاضر در جامعه!!

برخی در پاسخ به این سخن تدعا میکنند که از آنجا که سن قانونی برای عضویت در بازاریابی شبکه ای، 18 سال میباشد و هر سال تعدادی از افراد به سن 18سالگی میرسند، چنین اشباعی هرگز رخ نخواهد داد. این ادعا بسیار سخیف و کوته فکرانه است و گوینده احتمالاً توجه نکرده است که تصاعد هندسی تعداد بسیار زیادی را طلب میکند که عدد آنها بسیار بیشتر از تعدادی است که هر ساله به 18 سال میرسند. من پاسخ مفصل به این ادعا را قبلاً در این صفحه مطرح نموده ام و از تفصیل سخن در این مطلب خودداری میکنم. اما تذکر این نکته ضروری است که سایر ادعاها از قبیل مثال کارخانه یخچال سازی و... نیز با توجه به تصاعد هندسی داشتن بازاریابها در بازاریابی شبکه ای، پاسخ داده خواهد شد.

2. اشباع بازار خرید: این نوع از اشباع است که بیشتر در علم اقتصاد مورد توجه قرار میگیرد. زمانی که تعداد بازاریابها به اندازه قابل توجهی افزایش می یابد، تعداد خریداران بین آنها تقسیم میشود و به تبع هر بازاریاب سهم کمتری از خریداران را به خود اختصاص خواهد داد. مثلاً اگر یک محله دارای 2000 نفر از اهالی باشد و تمام افراد نیز ماهانه 10هزار تومان از بازاریابها خرید کنند(حالت ایدئال) و در این محله 10 بازاریاب وجود داشته باشد، هر بازاریاب بطور متوسط 200 مشتری خواهد داشت و 2میلیون تومان جنس خواهد فروخت. اما تنها چیزی حدود 17% از این پول به عنوان پورسانت به بازاریاب خواهد رسید؛ یعنی حدود 340هزار تومان. حال اگر تعداد بازاریابهای این محله به دو برابر افزایش یابد، درآمد هر بازاریاب به 170هزار تومان کاهش خواهد یافت. و اگر تنها 50 نفر در این محله 2000 نفری در شرکتهای بازاریابی شبکه ای عضو باشند، درآمد هر کدام در هر ماه تنها چیزی معادل 60هزار تومان خواهد بود.

وقتی این نکته را نیز اضافه کنیم که شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رساندن افراد به وعده هایی که میدهند، نیاز به جذب افراد بیشتر و بیشتری دارند، این نتیجه حاصل میشود که در صورتی که شرکتها بازاریابی شبکه ای دچار شکست یا خلف وعده نشوند، تقریباً کسی برای خرید محصول وجود نخواهد نخواهد داشت یا کمیاب خواهد بود.

3. اشباع طعمه ها: این نوع از اشباع در واقع به آگاهی مردم از ماهیت این شرکتها باز می گردد. تعداد زیادی از افراد در هر سال وارد این شرکتها میشوند و ماهیت حقیقی آنها میشناسند و با نحوه کلاهبرداری آنها آشنا میشوند. این افراد که هم وقت و زحمات خود را از دست داده اند، هم فرصتهای خود را بخاطر این کار باخته اند، هم دچار اختلاف و تنش با خانواده و دوستان شده اند(به خاطر آموزشهای خاص این شرکتها) و هم دچار نوعی از بحرانهای احساسی شده اند، هرگز حاضر نخواهند بود که دوباره وارد چنین کاری شوند. این افراد خانواده و دوستان خود را نیز نسبت به ماهیت این شرکتها هشیار و آگاه خواهند کرد. بنابراین باز هم شرکتهای بازاریابی شبکه ای با مانعی بزرگ برای رشد و گسترش خود مواجه خواهند شد و نخواهند توانست به وعده هایی که در بدو ورود فرد به او میدهند، جامه عمل بپوشانند.

i> http://pnuna.avaxblog.com/
  • http://wp-theme.avaxblog.com/
  • http://niushaschool.avaxblog.com/
  • http://miiniikatahamii.avaxblog.com/
  • http://sheydaw-amirhoseiwn.avaxblog.com/
  • http://akhbar-irani.avaxblog.com/
  • http://tanzimekhanevadeh.avaxblog.com/