بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

لینک گروه تلگرام وبلاگ
خرید بک لینک دائمی و ارزان
کلمات کليدي

اسامی شرکت های هرمی

شرکت های هرمی چیست

شرکت های هرمی دارای مجوز

شرکت های هرمی بیز

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی مجاز

شرکت های هرمی گلد کوئست

رتبه بندی شرکت های بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی پنبه ریز

شرکت های هرمی در ایران

بازاریابی شبکه ای بیز

بازاریابی شبکه ای بادران

نظر مکارم شیرازی در مورد بازاریابی شبکه ای

سایت رسمی مقام معظم رهبری

کلاهبرداری شرکت بیز

حکم شرعی بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای وزارت صنعت

بازاریابی شبکه ای تکسو

بازاریابی شبکه ای پنبه ریز

آیا بازاریابی شبکه ای قانونی است؟

نظر شورای نگهبان در مورد بازاریابی شبکه ای

قانون بازاریابی شبکه ای در مجلس

رشته تحصیلی بازاریابی شبکه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در فنی حرفه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در دانشگاه های ایران

بازاریابی شبکه ای فنی و حرفه ای

بازاریابی شبکه ای در سازمان فنی حرفه ای

بادران

دانلود کتاب فقه و بازاریابی چند سطحی + pdf

بازاریابی شبکه ای چیست

بايگاني
پيوندها

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظر مکارم شیرازی در مورد بازاریابی شبکه ای» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
* این مطلب از پرسمان اخذ شده است.
در این سیستم‌ها پورسانت‌های بالایی نصیب تعدادی افراد در بالای ساختار هرمی می‌شود، در حالیکه پورسانتی که شرکت‌های اقتصادی متعارف به بازاریابان می‌دهند، از سقف معقولی فراتر نمی‌رود چون این پورسانت‌ها از محل سود معقول شرکت تامین می‌شود و نمی‌تواند از درصد معینی بالا‌تر رود. پس وقتی شرکتی برای بازاریابان خود رقم بالایی در نظر می‌گیرد می‌تواند نشانه‌هایی دال بر خروج مبادلات از حد و حدود متعارف و سالم آن باشد. البته بحث به همین جا خاتمه نمی‌یابد و چنانچه اقتصاد‌دانان و اهل فن ابراز می‌کنند، چنین فعالیت‌هایی کاملاً با اقتصاد سالم، رقابتی و غیر استثماری مغایرت دارد. بنابر این بررسی این پدیده در حوزه مسائل دینی و جایگاه آن در اقتصاد اسلامی به نظر ضروری و لازم می‌رسد. 
یکی از اولین نکاتی که در ارتباط با این پدیده به ذهن می‌رسد نقش و ارزش رضایت طرفین در انجام این معامله است. لازم به ذکر است که در معامله رضایت رکن دوم معامله می‌باشد. در دین اسلام باید اول خود معامله صحیح باشد سپس طرفین راضی به انجام معامله باشند، به طور مثال بسیاری از معاملاتی که حرام می‌باشند اعم از نزول، قمار و رشوه با رضایت کامل طرفین همراه می‌باشد ولیکن چون خود معامله یا تجارت مشکل دارد این معاملات باطل هستند. ازهمین رو، تمام علما و مراجع عالی قدر چنین فعالیت هایی را حرام و معاملات آن را باطل اعلام نمود اند که در این جا به بخشی از قواعد فقهی مربوطه که بطلان یا حرمت موضوع را اثبات می نمایند می پردازیم. 
1. قاعده غرور 
تعریف قاعده غرور: هرگاه از شخصی عملی سر بزند که باعث فریب خوردن شخص دیگری بشود و ضرر و زیانی متوجه او گردد شخص نخست به موجب این قاعده ضامن است و باید از عهده خسارت وارده بر آید. باید توجه داشت که در تعریف فوق گفته نشد هر کس دیگری را بفریبد بلکه گفته شد:اگر از شخصی عملی صادر گردد که آن عمل موجب ضرر بر دیگری بشود. از حضرت رسول (ص)نقل شده است که : المغرور یرجع الی من غره 
از موارد صدق قاعده، اختفاء ، مکتوم و مسکوت گذاشتن یا دگرگون نمایی حقایق به قسمی است که دیگری از احتمال ضرر آینده خبر دار نشده یا برای وی کم رنگ نشان داده شود. 
و اما مصادیق این قاعده در تجارت هایی شبیه Gold Quest که موجب می‌گردد معاملات آن باطل گشته و خریدار هم چنان مالک وجه پرداخت کرده خود باشد. 
در ابتدای present (معرفی سیستم به فرد جدید) تصاویری از بنز آخرین مدل ، جزیره ای در دریای فلان!،ویلاهای آن چنانی و زندگی خیالی نمایش داده یا جملاتی از قبیل داشتن زندگی ایده‌آل گفته می شود به نحوی که به خریدار القا می شود به راحتی به چنین زندگی ای دست می یابد. استفاده از احکام ساختگی و جعلی منسوب به مراجع عظام مبنی بر حلال شمردن چنین سیستمی از جانب آیات الله فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی در حالی که به مرات چنین سیستمی را حرام اعلام نموده اند. 
ادعای قانونی بودن فعالیت چنین شبکه هایی در ایران و کشورهایی مانند آمریکا علی رغم اعلام قوه قضاییه ایران و متن قوانین حقوقی ایالت های آمریکا (به ترجمه این قوانین در قسمت قوانین دیگر کشور‌ها مراجعه نمایید) مبنی بر غیر قانونی بودن چنین فعالیت هایی. ادعای عدم اشباع این سیستم در حالی که منطق ریاضی و اقتصادی اشباع را ثابت می نماید(که در مبحث اقتصادی آمده است). اشاره و القای رسیدن به درآمدی برابر با افراد خاصی که نام می‌برند در حالی که در بهترین حالت اثبات‌های ریاضی نشان می‌دهند تنها کمتر از 10% افراد سود می‌برند! 
برای ورود هر عضو جدید به وی گفته می‌‌شود:«ما فقط به خاطر خودت تورا دعوت به این کار کرده‌ایم تا بتوانی زندگی خود را سر و سامان دهی!» در حالی که خود بهتر می‌دانند تنها به هدف فروختن یک سکه یا الماس دیگر و دریافت پورسانت بیشتر است که افراد جدید و غالباً دوستان خود را وارد این شبکه نموده‌اند. 
عدم اعلام و ابراز هر گونه اطلاعات دقیق و به روز در مورد تعداد افراد فعال و حجم سیستم و قیمت واقعی محصولات. 
و موارد مشابه دیگری که ذکر همین چند نمونه کافی می‌نماید. بنابراین هر فرد فریب خورده ای حق دارد به شبکه مراجعه کرده، خسارت خود را مطالبه نماید. 
2.قاعده لاضرر 
در حدیثی از حضرت رسول اکرم (ص) آمده است:لا ضرر ولا ضرارفی الاسلام. و در جایی دیگر از آن حضرت آمده است : لاضرر و لا ضرار علی مومن. 
در این روایات و روایات مشابه ضرر در مورد نفس و مال استعمال شده و مفهومی که از آن استفاده می‌گردد آن است که آن چه موجب ضرر رسانیدن و ضرر دیدن چه در بعد شخصی(افراد) و چه در بعد اجتماعی(اختلال در نظام اقتصادی، اجتماعی ) گردد حرام می‌باشد و در سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای چند سطحی به سبک گلدکوئیست ، گلدماین، هفت الماس و ... بنا بر اثبات‌های ریاضی (رجوع کنید به مقاله اثبات اشباع و بررسی میزان موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای بر اساس محاسبات ریاضی) پس از اشباع بیش از 90% افراد متضرر گشته و منفعتی نصیب آنها نمی‌گردد و با در نظر گرفتن این نکته و با در نظر گرفتن فریبی که به آنها در ابتدای ورود داده شده است بنا بر قاعده لاضرر و لاضرار این معامله باطل می‌باشد. 
البته اگر فرض کنیم ورودی‌های سیستم از همان ابتدا از ضرر بیش از 90% افراد مطلع باشند باز هم در بعد اجتماعی ، اگر رواج این سیستم‌ها به اندازه‌ای باشد که موجب بر هم خوردن روابط اقتصادی مردم و یا آسیب بر دارایی عامه مردم و یا متزلزل شدن ارکان نظام اقتصادی حاکم بر جامعه شود مصداق اختلال در نظام اقتصادی مسلمانان گشته و حرام می‌باشد که به عنوان نمونه‌ از این اختلال می توان این موارد را برشمرد: ارزبری، از بین بردن سرمایه جهت سرمایه گذاری، از بین بردن اعتماد مردم به تجارت الکترونیک، به گمراهه رفتن انرژی جوانان وطن که می‌بایست چرخ‌های مملکت را بگردانند ، انصراف از تحصیل و افت تحصیلی در جمعی از دانشجویان ومحصلین ،خروج بیش از 200 میلیون دلار ارز (پس از کم کردن میزان پورسانت‌ها و ارزش واقعی طلا‌ها) از کشور تا زمانی که فقط پانصد هزار نفر وارد سیستم گلدکوئست شده بودند، رواج دروغ گویی و مال حرام در زندگی جوانان که نسل آینده را باید بسازند و صدها نمونه دیگر . نتیجه چنین فعالیت‌هایی را می‌توان در آلبانی در سال 1997 جستجو نمود. آلبانی آینده تیره فراگیر شدن چنین سیستم‌هایی را به تصویر می‌کشد که در بحث تجارب کشورها به آن پرداخته‌شده است. 
3.غرری بودن 
غرر به فریب دادن، چیزی را بر خلاف آنچه هست نمودن، به امر باطل امیدوار ساختن، اظهارخیرخواهی و نهان داشتن سوءقصدی است که در دل دارد...گفته می شود. 
از جمله قواعدی که فقها در بررسی معاملات به ویژه معاملات جدید و ابزارهای مالی معاصر به آن توجّه می‏کنند، قاعده فقهی نفی بیع غرری است. این قاعده فقهی و حدود و گستره آن، راهنمای مناسبی برای استنباط احکام معاملات و به خصوص معاملات جدید و ابزارهای مالی نو در بازار پول و سرمایه است. 
در روایت چنین آمده است: نهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) عن بیع الغرر. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از انجام معامله غرری نهی کرده است. 
علماء شیعه نیز یکی از ارکان درستی داد و ستد را غرری نبودن آن شمرده اند و معامله‌ای که موجب غرر باشد, باطل و فاسد می‌دانند. مگر چاره‌ای برای رفع غرر یا جبران آن شود. 
در لغت علاوه بر معنی ذکرشده برای واژه «غرر» معانی گوناگونی ذکر کرده‏اند؛ مانند خطر (ریسک)، خدعه (نیرنگ)، امری که مورد تعهّد و اطمینان نباشد، امری که ظاهری فریبنده و باطنی مجهول دارد؛ در اصطلاح فقه معامله‌ای را غرری می‌نامند که دارای احتمال ضرر کردن به گونه ای باشد که در صورت توجه به این احتمال عقلا از آن اجتناب می‌کنند و اجتناب عقلا به آن معنی می‌باشد که احتمال ضرر به اندازه ای زیاد است که ورود به چنین تجارتی را عقل منع می‌کند.
چنان چه در کتاب مکاسب آمده است:«غرر احتمالی است که عرف از آن اجتناب می‌کند بطوریکه اگر فردی این احتمال را نادیده انگاشته و ترک کند و توجه نکند، عرف وی را سرزنش می‌کند.» نکته‌ای که دراینجا مطرح می‌شود این است که غرر جهل و جهالت نیست اگر چه خود جهالت یکی از عوامل به خطر افتادن می‌باشد. بیع غرری را از آن جهت غرری می‌نامند که مال و سرمایه طرف به مخاطره می‌افتد و اگر احتمال این مخاطره از حدی فراتر رود تجارت را مخل و ممنوع میسازد. 
در بازاریابی شبکه‌ای به سبک سیستم‌هایی مانند گلدکوئست در مورد پورسانت امیدهای زیادی داده می شود در حالی که مطمئنا بسته به مکان ورود در سیستم (زمان و فضای اجتماعی) و بنا بر اثبات‌های ریاضی که در مبحث آن آورده می‌شود ریسک بالای 90% برای ضرر کردن وجود دارد و این ریسک بر اساس نسبت ضررکرده‌ها به کل ورودی‌ها بدست آمده است و به موجب چنین ریسکی ورود به آن غیر معقول وغیرمجاز و تجارت مربوطه باطل بوده و مصداق غرری بودن می باشد. 
4. اکل مال به باطل
آیه 188 سوره بقره:«و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید ...» 
و آیه 88 شوره نساء4: « ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است‏.»
منظور از اکل: هر آنچه انسان به آن تصرف داشته (دارایی انسان) و مصرف می‌کند.
منظور از باطل: امور و رفتارهایی که پایه و اساس ندارند.
در فقه اساس قاعده ای به نام اکل مال به باطلمی باشند که در تجارت بدین مفهوم است که مسلمین نباید در معامله‌ای شرکت نمایند که در مقابل مالی که به دیگری داده‌اند عوضی در خور آن دریافت ننمایند مگر آنکه آن مال را به عنوان هدیه و بدون انتظار داده باشند. عقل سلیم نیز چنین دستوری را تایید می‌کند.
البته در ادامه آیه دوم آمده است: تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. در این باره به این نکته توجه شما را جلب می کنیم که رضایت در معاملات رکن دوم تجارت است بدین معنی که رضایت شرط لازم می باشد اما شرط کافی نبوده و وجود این رضایت حلّیت بر معامله ایجاد نمی کند مانند خرید و فروش مشروب یا آلات قمار که ممکن است دو طرف معامله راضی باشند اما این معامله باطل و حرام می باشد. 
اگر به خود قاعده برگردیم اشکالی که در معامله با شرکت‌هایی همچون گلدکوئست وارد می‌شود برابر نبودن و غیر قابل قیاس بودن ارزش واقعی کالا یا خدمات دریافتی در ازای پول پرداخت شده از طرف شرکت کننده است که آن را مصداق بارزی از اکل مال به باطل می‌گرداند.
با توجه به اینکه یکی از علل ممنوعیت قمار «اکل مال به باطل بودن» آن است و با توجه به توضیحات فوق این علت در مورد معاملات گلدکوئست نیز وجود دارد. لذا اشتراک در علت ممنوعیت، خود نوعی تائید و مقدمه بر شباهت آنها می‌تواند باشد، که در ادامه توضیح بیشتری در ارتباط با این مسئله داده شده است.
5. قمار
چرا فعالیت در بازاریابی شبکه‌ای شبیه قمار است؟
آن چه هم اکنون بسیار بر سر آن بحث است دلایل شبیه به قمار بودن یا نبودن بازار یابی شبکه ای است که عده‌ای در این باب به مقایسه موردی آن می‌پردازند و می‌گویند در این تجارت شباهتی با فلان نمونه هست یا نیست.
برای آن که بتوانیم به درستی جواب این سؤال را بدهیم باید درک درستی از قمار و تفاوت آن با یک فعالیت سالم اقتصادی به دست آوریم، زیرا به اعتقاد عده‌ای که به مقایسه ظاهری می پردازند بازاریابی شبکه‌ای شبیه هیچ‌کدام از قماربازی‌های رایج در قمارخانه‌ها نیست، بلکه بیش‌تر شبیه یک فعالیت متعارف اقتصادی است.
آیا قمار یعنی فعالیتی که در آن برد و باخت مطرح باشد؟
یکی از مشکلات درک مفهوم قمار، استفاده از عبارات برد و باخت در مواردی است که هیچ ارتباطی به قمار ندارد. مثلاً اگر کسی سرمایه‌اش را صرف تأسیس یک کارخانه کند و به سود برسد ممکن است بگویند در این سرمایه‌گزاری برده است و اگر ناکام بماند ممکن است گفته شود آن شخص سرمایه‌اش را باخت. درنتیجه برد و باخت را نمی‌توان محک مناسبی برای تشخیص قمار دانست، به این معنی که این اصطلاح ممکن است در مواردی که قمار نیست هم استفاده شود. به طور خلاصه ممکن است در فعالیتی از اصطلاحات برنده یا بازنده استفاده شود ولی آن فعالیت قمار نباشد.
آیا لازمه قمار بودن یک فعالیت این است که بازی‌ای انجام شود؟
در ابتدا ممکن است توجه به مصادیق مشهور قمار موجب شود تصور کنید جواب این سؤال مثبت است ولی با دو مثال نشان می‌دهم که این طور نیست: فرض کنید دو نفر با هم شرط کنند که اگر پلاک اولین خودرویی که از خیابانی خاص عبور کرد زوج پول اولی هزار تومان به دومی بدهد و اگر فرد بود دومی هزار تومان به اولی بدهد. عمل توصیف شده، هر چند شامل هیچ بازی‌ای نیست قمار محسوب می‌شود. به عنوان مثال دوم، دو کارگر ساختمانی را فرض کنید که مشغول ساختن دو دیوار برای کارفرمای خود هستند. اگر این دو شرط کنند که هر کس کارش را زودتر تمام کرد هزار تومان از دیگری بگیرد، قمار کرده‌اند و واضح است که فعالیت آن‌ها شامل بازی کردن نیست.
آیا معیار قمار بودن یک فعالیت فقط وجود یا عدم وجود شانس در آن است؟
جواب این سؤال ابتدا ممکن است مثبت به نظر برسد ولی با نگاهی عمیق‌تر خواهید دید که وجود شانس حداکثر می تواند شرط لازمی برای قمار بودن یک فعالیت باشد و نه شرط کافی چرا که در بسیاری از لحظات زندگی شانس در موفقیت ما دخیل شده است اما وجود شانس به تنهایی نمی تواند آنچه پیش آمده را تبدیل به قمار کند مثلا راننده‌ای که برای مسافرکشی در خیابان حرکت می‌کند ممکن است شانس بیاورد و مسافرهای زیادی نصیبش شود و یا برعکس روز را با بدشانسی به پایان برساند (که به وضوح مرتکب قمار نشده است).
قبل از آنکه به تفاوت اصلی قمار با فعالیت سالم اقتصادی بپردازیم لازم است شبهه ای که در رابطه با شانس در بازاریابی شبکه ای مطرح می شود را پاسخ گوییم:
شبهه: در بازاریابی شبکه ای آن چه موجب به سود رسیدن یا نرسیدن افراد می‌شود، فقط توانایی و پشتکار افراد است به نحوی که اگر بخواهد حتماً می‌تواند پس در این میان شانس دخالت ندارد.
شانس در بازاریابی شبکه ای وجود دارد اما نه فقط به خاطر وجود یا عدم توانایی ذاتی افراد در بازاریابی بلکه به دلیل زیر:
«در بخش اقتصادی ثابت کردیم این سیستم دیر یا زود به اشباع می رسد.» به این حقیقت دو موضوع زیر را نیز اضافه می کنیم:
اولاً واضح است که تمامی مردم خریدار محصولات چنین شبکه‌ای و خواهان شرکت در آن نیستند و این که از بین افراد مختلف کدام‌یک علاقه‌مند به ورود به شبکه است و کدام‌یک نیست را بدون بررسی دقیق نمی‌توان فهمید و به طور کلی نیز نمی‌توان فهمید در یک مقطع خاص چند درصد مردم حاضر به عضویت در این شبکه‌ها هستند. به علاوه با گسترش اعضای شبکه یافتن مشتری جدید مشکل می‌شود و ممکن است فردی که می‌توانست زیرشاخه کسی باشد، توسط دیگران جذب شده باشد. «اصلا بالقوه با چنین سیستم هایی مشکل دارند» که تعداد این افراد با افزایش آگاهی عمومی، احکام مراجع و مقررات قضائی و حکومتی متغیر بوده و افزایش می‌یابد(بازار کوچک می‌شود) و این موجب می‌شود بازار این سیستم‌ها سریع‌تر به رکود نزدیکتر شود.
ثانیاً هرچه تعداد ورودی های شبکه بیشتر شده باشد، امید به سود برای اعضای جدید پایین‌تر می‌آید. این موجب می‌شود که همان‌ها هم که با چنین شبکه‌هایی خیلی مشکل ندارند، در ورود به شبکه احتیاط کنند. (اگر واقع بین باشیم هم اکنون نیز تاحدودی چنین شده است) و منجر به متغیرتر شدن زمان رکود سیستم می‌شود.
دو دلیل فوق معین نبودن زمان نسبی اشباع و عدم امکان تعیین آن را می‌رساند؛ چرا که عوامل فوق قابل اندازه‌گیری یا پیش‌بینی نیستند. پس فردی که می‌خواهد وارد شود نمی‌داند تا زمان اشباع نسبی چقدر فاصله دارد. اگر شانس بیاورد به موقع وارد شده و به اندازه کافی زمان دارد و گرنه قبل از آنکه بتواند برای اولین بار به سود برسد سیستم به اشباع نسبی خود رسیده و به قدری کند می‌شود که برای فرد ادامه کار مقرون به صرفه نخواهد بود! لذا آنها که می‌گویند شانس در این سیستم جایی ندارد در اشتباه هستند.
به بحث قبلی باز می‌گردیم که: تفاوت اصلی قمار با یک فعالیت سالم اقتصادی چیست؟ مشخصه اصلی قمار این است که اگر کسی از راه فعالیتی که قمار است به سودی برسد منشاء آن سود ضرری است که فرد یا افراد دیگر کرده‌اند در حالی که منشاء سود در یک فعالیت سالم اقتصادی، یا بهره‌مندی از مواهب طبیعی است و یا منفعتی که شخص به دیگران رسانده است. کسی که مثلاً با برنده شدن در بازی شطرنج یا تخته‌نرد پولی از بازنده می‌گیرد نفعی به طرف مقابلش نرسانده و واضح است که لازمه رسیدنش به پول ضررکردن طرف دیگر بوده است. اما در مقابل فروشنده‌ای که به پول می‌رسد خریداری را به جنس مورد نیازش می‌رساند، معلمی که حقوق می‌گیرد مطالبی را به کسی آموزش می‌دهد، و راننده تاکسی به این دلیل کرایه می‌گیرد که مسافری را به مقصد می‌رساند.
در بازاریابی شبکه‌ای ثابت می‌شود، منشاء سود یک نفر، ضرر دیگران است. (برای حفظ یکپارچگی مطلب، این که چرا منشا سود یک نفر ضرر دیگران است را به دو صورت در انتهای مبحث اثبات می‌کنیم.)
تعریف قمار
از کنار هم قرار دادن آن‌چه ذکر شد می‌توان به این نتیجه رسید که قمار فعالیتی است که بین دو یا چند نفر انجام می‌شود و در آن افراد با رضایت قواعدی را می‌پذیرند که طبق آن در صورت رخ دادن وقایعی که ممکن است خود در آن نقش داشته باشند یا نداشته باشند، سرمایه‌ای بینشان رد و بدل می‌شود و کسی که برنده است منشاء سودش ضرری است که به بازنده یا بازنده‌ها رسیده است نه منفعتی که به کسی رسانده باشد و یا بهره‌ای که از نعمت‌های طبیعی برده باشد. افراد در این فعالیت‌ها شرکت می‌کنند زیرا در ذهن خود احتمال می‌دهند که وضعیت مطلوبشان رخ دهد و سرمایه دیگران به آن‌ها برسد. در سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای به سبک گلدکوئست و شرکت‌های مشابه اثبات می‌شود، سودافراد از ضرر دیگران بدست می‌آید. (رجوع کنید به انتهای همین مقاله)
اما فلسفه ممنوعیت قمار در اسلام چیست؟
اکنون که وجه مشخصه قمار از فعالیت سالم اقتصادی بیان شد معنای آیه 91 سوره مائده نیز بهتر درک می‌شود: « شیطان می‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا خودداری خواهید کرد؟» عموماً وقتی کسی شاهد سود دیگری باشد در حالی که منشاء این سود ضرری بوده است که به وی رسیده است، در وی حالت کینه و دشمنی نسبت به آن که موجب ضررش شده به وجود می‌آید.
بازاریابی شبکه‌ای از مخرب‌ترین قمارهاست! در بازاریابی شبکه‌ای به اعضا توصیه می‌شود مشتری‌های جدید را از بین دوستان و نزدیکان خود انتخاب کنند و نتیجه چنین روشی این است که عداوت و کینه‌ای که از نتایج قمار است در بین دوستان و نزدیکان به وجود می‌آید که از نظر اجتماعی لطمه بیش‌تری به جامعه وارد می‌کند. و چون اشباع پدیده‌ای حتمی است که در نتیجه بیش از 90% افراد ضرر می‌کنند، کسی نمی تواند ادعا کند: نه! کسی ضرر نمی‌کند و عداوت و کینه ای ایجاد نمی شود
اثبات شمارة 1 برای این مطلب که در شبکه‌هایی مانند گلدکوئیست سود افراد از ضرر دیگران تأمین می‌شود.
هر فردی که وارد می‌شود در همان ابتدای ورود در ازای 860 دلاری که پرداخت نموده تنها یک سکة حداکثر 300 دلاری دریافت کرده و 560 دلار از کف داده است. وی برای جبران این 560 دلار با وارد نمودن اولین 3 به 3 به شبکه 250 دلار پورسانت دریافت داشته و هنوز 310=250-560 دلار ضرر کرده است و با وارد نمودن دومین 3 به 3 به شبکه 250 دلار دیگر نیزدریافت می‌داردوهنوز 60=250-310 دلار ضرر کرده است. یعنی تاکنون با وارد نمودن 12 نفر هنوز از ضرر خارج نشده است. پس باید یک 3 به 3 دیگر هم وارد کند تا برای اولین بار به سود برسد که این سود پس از وارد نمودن جمعاً 18 نفر برابر با 190=250+60- دلار می‌باشد.
حال فرض کنید شما وارد شده‌اید، برای آنکه خود ضرر نکنید باید 18 نفر دیگر را نیز آلوده کرده باشید.
که در حالت بهینه (وقتی درخت متعادل باشد) از این 18 نفر، 10 نفر در سطح آخر قرار می‌گیرند(درخت متعادل بهترین حالت برای آن است که زیر شاخه‌های شما پورسانت بیشتری گرفته باشند).
حال اگر بخواهید کاری کنید که آن 10 نفر سطح آخر هم ضرر نکنند باید زیر هر کدام از آنها 18 ورودی جدید دیگر نیز وارد کنید یعنی 180=18*10 نفر آلوده می‌شوند که در حالت بهینه(درخت متعادل) از این 180 نفر 100=10*10 نفر در سطح آخر قرار گرفته که هیچ پورسانتی دریافت نمی‌نمایند.
و باز اگر بخواهیم کاری کنیم که فقط این 100 نفر ضرر نکنند باید مجدد زیر هر کدام 18 نفر جدید دیگر وارد کنیم و این یعنی باید 1800=18*100 نفر جدید وارد شوند که لااقل 1000=10*100 نفر آنها هیچ پورسانتی دریافت نمی‌کنند والی آخر... . ملاحظه می‌کنید برای جلوگیری از ضرر هر نفری که به تازگی وارد شده تعداد ضرر کرده‌ها 10 برابر می‌شود و این یعنی سود افراد از ضرر دیگران بدست می‌آید.
به هر حال اگر قانع نشدیدکه این سود ازکجا می‌آید به اثبات شمارة 2 مراجعه کنید!
اثبات شمارة 2 برای این مطلب که در شبکه‌هایی مانند گلدکوئیست سود افراد از ضرر دیگران تأمین می‌شود. 
اعضای شبکه گلدکوئست به طور کلی یا افراد موفقی هستند که می‌توانند کار را ادامه ‌دهند و یا به دلایلی در این کار ناموفقند و به دلایلی مانند این که بازاریاب خوب نیستند از کار کنار می‌کشند. اگر افراد دسته‌ی دوم(افراد ناموفق) نسبت به افراد دسته اول زیاد باشند، که بدون شک این‌ها همان‌ها هستند که ضرر کرده‌اند و پول آن‌ به جیب دیگران رفته است و دیگر نیازی به ادامه اثبات نمی‌باشد. اگر تعداد افراد این دسته کم باشد با عنایت به اینکه بهترین حالت آن است که درخت متعادل باشد، ثابت می‌کنیم بیش از ?90 افراد ضرر می‌کنند. اثبات این قضیه در قسمت بحث ریاضی در باب بازاریابی شبکه‌ای آمده است.
6. فروش اجباری جنسی با جنس دیگر
بگذارید با مثالی بحث آخر را شروع کنیم: فرض کنید در شهری تنها یک مغازة پنکه فروشی وجود دارد.که این مغازه علاوه بر پنکه، جنس دیگری مثلا آباژور هم می‌فروشد که علیرغم کیفیت و قیمت خوب پنکه‌ها و فروش خوب آنها، آباژورهای وی به قولی روی دستش باد کرده است و خوب به فروش نمی‌رود. وی برای فروش آنها ایده‌ای به کار می‌برد. به این صورت که پکیج‌هایی شامل یک پنکه و یک آباژور درست کرده و اعلام می‌کند کسی نمی‌تواند پنکة تنها بخرد و باید به زور پنکه یک آباژور هم بخرد! اتفاقی که می‌افتد آن است که مردم یا باید از قید پنکه بگذرند و یا آنکه همراه با آن آباژوری که الزاماً نیازی به آن ندارند را نیز بخرند. به این کار در اصطلاح اقتصادی باندلینگ یا فروش کالا به زور کالای دیگر می‌گویند.
و اما در تجارت گلدکوئست: یک سکه داریم با ارزش واقعی 200 تا 300 دلار و یک جایگاه در شبکه! دقت کنید پورسانتی که به افراد داده می‌شود به خاطر جایگاه وی در شبکه است و به عبارتی آنچه مردم را مجاب به خرید سکه 300 دلاری به 860 دلار می‌کند ساختار شبکه و پورسانتی است که به جایگاه وی ممکن است تعلق بگیرد.کسی نمی‌تواند بدون خرید سکه فقط جایگاه در شبکه را بخرد و کسی هم نمی‌تواند بدون پرداخت 860 دلار فقط با پرداخت 200 تا 300 دلار تنها سکه را از خود شرکت بگیرد. چنین کاری غیراخلاقی بوده و بدون هیچ شکی برکت را از زندگی می‌برد. و اگر با عنایت به نیاز جامعه به کار مصداق عسر و حرج را پیدا نماید یعنی سکه به خاطر نیاز مردم به کار به جبر همراه جایگاه به فروش برسد تجارت از غالب صحیح خود خارج می‌گردد.
واقعیت این است که سکه تنها پوششی بر بازی بدون ارزش افزودة آنها با پول است و به همین دلیل است که نمی توانند سکه و جایگاه را از هم جدا نمایند.
بنا بر استدلالاتی شامل دلایل فقهی ذکر شده (و موارد مشابه دیگر) است که علمای عالیقدر اسلام فتاوایی مبنی بر حرام بودن و بطلان معاملات این سیستم‌ها داده‌اند، بر ماست که از ورود به چنین سیستم‌هایی خودرا بر حذر داریم و بنابر گفته آیت‌الله مکارم شیرازی: «احیاناً اگر کسانی نادانسته پولی از این طریق به دست آورده‌اند چنانچه صاحبان آن را می‌شناسند به آنها برسانند یا لااقل به مالباخته‌های ردیف‌های آخر بدهند و اگر نمی‌شناسند به اشخاص نیازمند صدقه بدهند»
درپایان توجه به این مطلب لازم است که شرکت گولدماینداینترنشنال، اگرچه نسبت به گلدکوئست از شرایط مناسبتری برخوردار است. اما توجه به چند نکته حایز اهمیت است:
1. منع قانونی و یا حرمت شرعی گاهی با توجه به ضرر شخصی است و گاهی با توجه به نابسامانی اجتماعی است.از این رو برخی فعالیتهای اقتصادی چه بسا موجب جهت دادن نیروهای فعال جامعه به کارهای ضد تولیدی و هدر دادن سرمایه های مملکت شود. از این رو در مجلس منع قانونی آن صادر می شود و یا مرجع تقلید حرمت آن را اعلام می دارد.
2. با توجه به اینکه این فعالیتهای اقتصادی روح ضد تولید دارد و امروزه با مشاهده پیامدهای آن به خوبی می توان به این تحلیل رسید که نیروی انسان جوان ما فرصت جوانی و نیروی فکری خود را مشغول خرید کالایی می کنند که تنها ارزش دکوری و کلکسیونی دارد. و به طور یقین ادامه این روش در میان تحصیل کرده ها ضایعه جبران ناپذیری خواهد داشت.
3. اگرچه شرکت مزبور ثبات قیمت جهانی را با تضمین معتبر بر عهده گرفته است اما با نگاهی کلان به اقتصاد کشور سرمایه های مردم صرف خرید جنسی می شود که در زندگی مصرفی و نیازهای ضروری آنها هیچگونه نقشی ندارد بلکه با ملاحظه زنجیره طولانی تنها پول جیب به جیب می شود و در این میان درصدی به عنوان پورسانت به واسطه داده می شود و درآمد هنگفتی نصیب شرکت اصلی می شود. و این همان نقطه اصلی فساد اقتصادی است. در نگاه کلان است که موجب منع قانونی و حرمت شرعی شده است.
  • ۰
  • ۰

شبهه: در بازاریابی شبکه ای آن چه موجب به سود رسیدن یا نرسیدن افراد می‌شود، فقط توانایی و پشتکار افراد است به نحوی که اگر بخواهد حتماً می‌تواند پس در این میان شانس دخالت ندارد.


پاسخ: شانس در بازاریابی شبکه ای وجود دارد اما نه فقط به خاطر وجود یا عدم توانایی ذاتی افراد در بازاریابی بلکه به دلیل زیر:
«در بخش اقتصادی ثابت کردیم این سیستم دیر یا زود به اشباع می رسد.» به این حقیقت دو موضوع زیر را نیز اضافه می کنیم:
اولاً واضح است که تمامی مردم خریدار محصولات چنین شبکه‌ای و خواهان شرکت در آن نیستند و این که از بین افراد مختلف کدام‌یک علاقه‌مند به ورود به شبکه است و کدام‌یک نیست را بدون بررسی دقیق نمی‌توان فهمید و به طور کلی نیز نمی‌توان فهمید در یک مقطع خاص چند درصد مردم حاضر به عضویت در این شبکه‌ها هستند. به علاوه با گسترش اعضای شبکه یافتن مشتری جدید مشکل می‌شود و ممکن است فردی که می‌توانست زیرشاخه کسی باشد، توسط دیگران جذب شده باشد. «اصلا بالقوه با چنین سیستم هایی مشکل دارند» که تعداد این افراد با افزایش آگاهی عمومی، احکام مراجع و مقررات قضائی و حکومتی متغیر بوده و افزایش می‌یابد(بازار کوچک می‌شود) و این موجب می‌شود بازار این سیستم‌ها سریع‌تر به رکود نزدیکتر شود.
ثانیاً هرچه تعداد ورودی های شبکه بیشتر شده باشد، امید به سود برای اعضای جدید پایین‌تر می‌آید. این موجب می‌شود که همان‌ها هم که با چنین شبکه‌هایی خیلی مشکل ندارند، در ورود به شبکه احتیاط کنند. (اگر واقع بین باشیم هم اکنون نیز تاحدودی چنین شده است) و منجر به متغیرتر شدن زمان رکود سیستم می‌شود.
دو دلیل فوق معین نبودن زمان نسبی اشباع و عدم امکان تعیین آن را می‌رساند؛ چرا که عوامل فوق قابل اندازه‌گیری یا پیش‌بینی نیستند. پس فردی که می‌خواهد وارد شود نمی‌داند تا زمان اشباع نسبی چقدر فاصله دارد. اگر شانس بیاورد به موقع وارد شده و به اندازه کافی زمان دارد و گرنه قبل از آنکه بتواند برای اولین بار به سود برسد سیستم به اشباع نسبی خود رسیده و به قدری کند می‌شود که برای فرد ادامه کار مقرون به صرفه نخواهد بود! لذا آنها که می‌گویند شانس در این سیستم جایی ندارد در اشتباه هستند.

* برگرفته از پرسمان

  • ۰
  • ۰

ابتدا باید خاطرنشان کنم که بازاریابی شبکه ای، اساساً ارتباط خاصی با تجارت الکترونیک ندارد و این نباید ذهن ما را فریب دهد که «گسترش شبکه جهانی اینترنت و پیشرفت تکنولوژی، موجب پیدایش شکل جدیدی از تجارت میشود که نپرداختن به آن، به منزله عقب ماندگی کشور از سیستمهای اقتصادی امروز جهان است». این عبارت تنها در صورتی صحیح است که بازاریابی شبکه ای بطور خاص(یعنی به نحو تلازم حقیقی)، ارتباطی با اینترنت یا تجارت الکترونیک داشته باشد؛ در حالی که چنین نیست. یعنی شما میتوانید یک شبکه انسانی از بازاریابان داشته باشید، و فرایند خرید و فروش را با نامه، حضوری، تلفنی، یا اینترنتی انجام دهید. پس این دو موضوع ارتباط خاصی با یکدیگر ندارند. بازرایابی شبکه ای، چیزیست که با پیشرفت و توسعه ارتباطی ندارد. این شکل از تجارت در هر جامعه ای و در هر برهه ار تاریخ قابل تحقق بوده و میباشد!

نکته دیگر آنکه سیستم سود رسانی، باید دارای یک تناسب منطقی باشند! ما به دو شکل میتوانیم به پدیده پورسانت نگاه کنیم: 1. این که کسی که صاحب شرکت است، در مقابل فعالیت شما در جذب نیرو به این شرکت، به شما مقداری پورسانت بدهد. 2. این که کلاهبرداران فعال در شرکتهای هرمی به فکر ایجاد نحوه ای تغییر در فعالیت هرمی خود بیافتند و سیستمی طراحی کنند تا بتوانند خود را زیر پوشش یک سیستم پورسانتی پنهان کنند تا بتوانند مجوز قانونی دریافت نمایند!   این که چگونه میتوان این دو رویکرد را از یکدیگر تشخیص داد، اولاً نیاز به شناخت افراد بالا دست در این شرکتها و سوابق فعالیتهای آنان در شرکتهای هرمی دارد. و ثانیاً باید به دنبال آن تناسب منطقی در این سیستم بازاریابی و اعطای پورسانت بود. من میخواههم تمرکز بحث را اکنون به این مورد اخیر معطوف کنم:
پورسانت معمولاً درصد ناچیزی از درآمد شما میباشد. پاداش و پورسانت در عرف تجاری و اقتصادی نمیتواند مثلاً برابر میزان فعالیت شما باشد. برای مثال شما به عنوان بازاریاب در یک شرکت معمولی، در صورتی که با فروش 2 میلیون تومان جنس(با این فرض که 2 برابر دیگر بازاریابان فروخته باشید)، مبلغی را به عنوان پورسانت دریافت خواهید کرد که درصدی از همین مبلغ را دریافت میکنید(برای مثال 20%). این یک تناسب منطقی برای ترغیب شما و سایر بازاریابان این شرکت است. اما اگر این پورسانت برای مثال برابر فروش شما باشد، یعنی 2 میلیون تومان، یا چند برابر آن باشد، یعنی مثلاً در برابر 2 میلیون تومان فروش شما، 6 میلیون تومان پورسانت به شما دهد، دیگر هیچ تناسب منطقی در میان نخواهد بود و آنگاه است که شما باید به صحت و سقم فعلیتی که انجام میدهید شک کنید!
این درست است که در شرکتهای بازاریابی به اصطلاح قانونی، به ظاهر کسی از نظر مالی ضرر نمیکند، و پورسانت شرکت به افراد از محل حذف واسطه ها حاصل میشود، اما باید دقت کرد که این سیستم پورسانت دهی، فاقد یک تناسب منطقی با میزان فروش شما میباشد!
این عدم تناسب حاکی از آن است که شما باید در صحت و سقم عملکرد این شرکتها شک کنید!
پورسانت در واقع ارتباط چندانی با میزان فروش شما ندارد؛ بلکه با تعداد افرادی که شما وارد این شبکه کرده اید، تعادل بین شاخه های شما و میزان فروش آنان دارد. پس این پورسانت بازاریابی نیست، بلکه پورسانت شبکه سازی است! ضمن اینکه باید آن را دستمزد شبکه سازی دانست. یعنی در یک نگاه دقیق، شرکت در قبال یک بازاریاب خوب بودن به شما پورسانت نمیدهد، بلکه این مبلغ در قبال ساختن شبکه و آموزش آن است.
اکنون این نکته کلیدی را بیشتر مورد مداقّه قرار میدهم:
اگر این پورسانت شرکت چیزی است که به عنوان ترغیب شما به شما اعطا میکند، آنگاه زحمات شما در قبال آموزش افراد، بی ثمر خواهد بود و شرکت این کار و عمل شما را نادیده میگیرد و دستمزد آن را به شما اعطا نمیکند! این اکل مال بالباطل از طرف شرکت است. چون شرکت جهت ادامه حیات خویش، به این فعالیت شما نیاز دارد، اما در قبال عمل شما، پولی به شما دریافت نمیکند. این از نظر شرعی اشکال دارد.
و اگر این پورسانت در قبال شبکه سازی و آموزش شماست، و در واقع دستمزد است، نه پورسانت، در این صورت باید در قبال تعداد افراد، سطح آموزش و یا ساعات کاری شما باشد. اما شرکت با چنین محاسباتی به شما دستمزد نمیدهد. در واقع دستمزد شما منوط به شرایط دیگری است که ممکن است تحقق نیابد(و البته در بیشتر موارد تحقق نمیبابد) و دوباره شرکت حق شما را خورده است(اکل مال بالباطل) و این نیز از نظر شرعی یک معامله حرام است! چون ثمن و مثمن در آن  دقیقاً معلوم نیست و بع عبارت دیگر مجهول است و معامله غرری میباشد و معامله غرری از معاملات باطل در فقه اسلامی است و در آمد حاصل از آن حرام میباشد!(این از مسلمات فقهی ماست).
این به مثابه آن است که فردی بگوید اگر این دیوار را تا ارتفاع 2 متر بچینی، من دستمزدت را به تو میدهم، ولی اگر هرمقدار کمتر از این باشد، به تو دستمزدی تعلق نخواهد گرفت. این در حالی است که شما مثلاً 1.8 متر از دیوار را چیده اید ولی هیچ چیز به شما عائد نخواهد شد. در دین اسلام، کار و عمل مسلمان دارای حرمت و احترام میباشد و چنین معامله ای از نظر اسلام صحیح نمیباشد.
از نقطه نظر دیگر باید گفت: شرکتهای بازاریابی شبکه ای سالم(در صورتی که اساساً تحقق یابد) تاکید خود را بر فروش کالا قرار میدهند، اما شرکتهای بازاریابی شبکه ای فعلی، هرچند در ظاهر خود را طرفدار فروش قرار میدهند، ولی با تعیین پورسانتهای کلان برای شبکه سازی و... در واقع باز هم به نحو غیر محسوسی بر ساختن شبکه تاکید دارند.
حقیقت امر به دور از هرگونه تبلیغ و عملیات روانی آن است که هریک از افرادی که به این شبکه وارد میشوند، اساساً به امید رسیدن به پورسانتهای آنچنانی در این راه قدم میزنند. حال اگر هریک حتی یک خرید هم داشته باشند، باز هم کسانی که در راس شرکت قرار دارند و شرایط دریافت پورسانت را حائز شده اند، به سود خود میرسند! در واقع آمد و شد افراد زیر دست و ریزشها و رویشهای مستمری که در سطوح پایین این هرم انسانی تحقق میابد، موجب سود و دریافت پورسانت رده های بالا میگردد و آنان از این جهت به این افراد، که اکثراً مدت کمی در این راه دوام می آورند، نیاز دارند. اگر این افراد نباشند، شرکت فروش چندانی نخواهد داشت و درآمدی برای شرکت حاصل نمیگردد تا پوسانت دهی کند.

* این تحلیلی است که به ذهن بنده میرسد.
  • ۰
  • ۰

* این مطلب از پایگاه اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری نقل شده است.


ممنوع بودن فعالیت های شرکت هرمی مانند گلدکویست، آلماس و... به دلیل این است که این کار ازنظرمراجع عظام تقلید فریب دادن مردم و کلاهبرداری محسوب می شود و بخت آزمایی نام می گیرد. آیت الله العظمی مکارم شیرازی : در پی سؤال عده کثیری از مقلدین معظم له راجع به حکم شرعی فعالیت شرکتهای گلد کوئیست ، گلد ماین ، الماس ، بیزینس ، کارگشا و غیره و هم چنین طرح شایعاتی راجع به حلیت فعالیت این شرکت ها از سوی برخی از افراد، ایشان طی فتوایی حکم به حرام بودن فعالیت کلیه شرکت هایی که به طورزنجیره ای بازاریابی می کنند دادند وعلت آن را نیز ذکر فرمودند.
متن استفتاء بدین شرح است: 
سلام علیکم:
1- به نظر حضرت عالی حکم شرعی فعالیتهای شرکتهایی که به صورت زنجیره ای بازاریابی می کنند چگونه است؟
2- آیا استفتائی که به نقل از حضرت عالی راجع به حلیت فعالیت شرکتهای مزبور در سایتها و نشریات این شرکتها منتشر میگردد معتبر است ؟
پاسخ:
1- این مؤسّسات به ظاهر اقتصادى که گاه چهره واقعى خود را زیر پوشش هاى ایجاد اشتغال یا تخصیص قسمتى از درآمد خود به مراکز خیریه پنهان مى کنند مؤسّسات مرموز و خطرناکى هستند که کار آنها شبیه به نوعى قمار یا لاتار است کلاه از سر عدّه زیادى برمى دارند و بر سر عده معدودى مى گذارند و قسمت عمده درآمد را خودشان مى برند و غالباً به خارج منتقل مى کنند بى آن که هیچ گونه کار مثبتى انجام داده باشند و عمل آنها مصداق بارز اکل مال بباطل است که قرآن مجید با صراحت از آن نهى کرده است.
این مؤسسات نخست به نام »پنتاگونو» در بعضى از شهرها آشکار شد و هنگامى که مقامات قضائى و اطّلاعاتى متوجّه کارهاى خلاف آنها شدند جلوى آن را گرفتند سپس شرکتهای دیگری با نامهای گلد کوئیست ، گلد ماین، الماس، بیزینس، کارگشا و غیره تاسیس شده و با ظاهری دیگر ( ولی در حقیقت به همان صورت قبل) شروع به فعّالیت کردند. و آن هم بعد از کارشناسى مقامات قضائى ممنوع شد و اخیراً به صورت «معامله الماس» همان برنامه به شکل تازه اى دنبال مى شود و در هر جا ممکن است به صورتى درآید نشانه همه آنها بازاریابى هاى زنجیره اى با درآمدهاى کلان است. چندی قبل که این مؤسّسات استعمارى در خارج شروع به فعّالیت کرده بودند بعضى از مسلمانان خارج سؤالى به این صورت براى حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى فرستادند که در کشور اتریش به عنوان «بدون دردسر صاحب 30000000 دلار شوید» فرم هاى خاصّى که به صورت زنجیره اى مشترى معرفى مى شود در اختیار متقاضیان قرار مى داد و آن را به طور مشروح در سؤال خود بیان کرده بودند ایشان درجواب نوشتند:
شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع نوعى کلاهبردارى مرموزبراى تصاحب اموال دیگران است.(این سؤال و جواب در کتاب استفتائات جدید معظم له، جلد اوّل، صفحه 150 آمده است.)
اکنون مى بینیم که همان ها به اشکال دیگر در کشورهاى اسلامى ظاهر شده است. مسلمانان باید به هوش باشند و آلوده این پول هاى حرام نشوند و ثروت مسلمین را به باد ندهند. و اگر کسانى نادانسته پولى از این طریق به دست آورده اند چنانچه صاحبان آن را مى شناسند به آنها برسانند یا لااقل به مالباخته هاى ردیف هاى آخر بدهند و اگر نمى شناسند به اشخاص نیازمند صدقه بدهند.
2- استفتاء مزبور(حلیت فعالیت های شرکت های ذکرشده) جعلی بوده و فاقد هر گونه اعتبار میباشد.
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاتة 
دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی / بخش استفتائات
منبع:
http://www.amiralmomenin.net/persian/modules.php?name= News&file=article&sid=1025 
آیت الله صافی گلپایگانی نیز دراین مورد اظهار می دارد :
این نوع معامله صورت شرعی ندارد و اکل مال به باطل است چه به صورت کتاب باشد چه طلا چه غیره و وجوهی که شرکت یا اشخاص از این طریق بدست می آورند نمی توانند در آنها تصرف کنند چون مالکش نیستند.
منبع :(http://www.saafi.net/farsi/new/02.htm)
در ادامه توجه شما را به نظرات کارشناسی در این باره جلب می کنیم:
در این سیستم‌ها پورسانت‌های بالایی نصیب تعدادی افراد در بالای ساختار هرمی می‌شود، در حالیکه پورسانتی که شرکت‌های اقتصادی متعارف به بازاریابان می‌دهند، از سقف معقولی فراتر نمی‌رود چون این پورسانت‌ها از محل سود معقول شرکت تامین می‌شود و نمی‌تواند از درصد معینی بالا‌تر رود. پس وقتی شرکتی برای بازاریابان خود رقم بالایی در نظر می‌گیرد می‌تواند نشانه‌هایی دال بر خروج مبادلات از حد و حدود متعارف و سالم آن باشد. البته بحث به همین جا خاتمه نمی‌یابد و چنانچه اقتصاد‌دانان و اهل فن ابراز می‌کنند، چنین فعالیت‌هایی کاملاً با اقتصاد سالم، رقابتی و غیر استثماری مغایرت دارد. بنابر این بررسی این پدیده در حوزه مسائل دینی و جایگاه آن در اقتصاد اسلامی به نظر ضروری و لازم می‌رسد. 
یکی از اولین نکاتی که در ارتباط با این پدیده به ذهن می‌رسد نقش و ارزش رضایت طرفین در انجام این معامله است. لازم به ذکر است که در معامله رضایت رکن دوم معامله می‌باشد. در دین اسلام باید اول خود معامله صحیح باشد سپس طرفین راضی به انجام معامله باشند، به طور مثال بسیاری از معاملاتی که حرام می‌باشند اعم از نزول، قمار و رشوه با رضایت کامل طرفین همراه می‌باشد ولیکن چون خود معامله یا تجارت مشکل دارد این معاملات باطل هستند. ازهمین رو، تمام علما و مراجع عالی قدر چنین فعالیت هایی را حرام و معاملات آن را باطل اعلام نمود اند که در این جا به بخشی از قواعد فقهی مربوطه که بطلان یا حرمت موضوع را اثبات می نمایند می پردازیم. 
1. قاعده غرور 
تعریف قاعده غرور: هرگاه از شخصی عملی سر بزند که باعث فریب خوردن شخص دیگری بشود و ضرر و زیانی متوجه او گردد شخص نخست به موجب این قاعده ضامن است و باید از عهده خسارت وارده بر آید. باید توجه داشت که در تعریف فوق گفته نشد هر کس دیگری را بفریبد بلکه گفته شد:اگر از شخصی عملی صادر گردد که آن عمل موجب ضرر بر دیگری بشود. از حضرت رسول (ص)نقل شده است که : المغرور یرجع الی من غره 
از موارد صدق قاعده، اختفاء ، مکتوم و مسکوت گذاشتن یا دگرگون نمایی حقایق به قسمی است که دیگری از احتمال ضرر آینده خبر دار نشده یا برای وی کم رنگ نشان داده شود. 
و اما مصادیق این قاعده در تجارت هایی شبیه Gold Quest که موجب می‌گردد معاملات آن باطل گشته و خریدار هم چنان مالک وجه پرداخت کرده خود باشد. 
در ابتدای present (معرفی سیستم به فرد جدید) تصاویری از بنز آخرین مدل ، جزیره ای در دریای فلان!،ویلاهای آن چنانی و زندگی خیالی نمایش داده یا جملاتی از قبیل داشتن زندگی ایده‌آل گفته می شود به نحوی که به خریدار القا می شود به راحتی به چنین زندگی ای دست می یابد. استفاده از احکام ساختگی و جعلی منسوب به مراجع عظام مبنی بر حلال شمردن چنین سیستمی از جانب آیات الله فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی در حالی که به مرات چنین سیستمی را حرام اعلام نموده اند. 
ادعای قانونی بودن فعالیت چنین شبکه هایی در ایران و کشورهایی مانند آمریکا علی رغم اعلام قوه قضاییه ایران و متن قوانین حقوقی ایالت های آمریکا (به ترجمه این قوانین در قسمت قوانین دیگر کشور‌ها مراجعه نمایید) مبنی بر غیر قانونی بودن چنین فعالیت هایی. ادعای عدم اشباع این سیستم در حالی که منطق ریاضی و اقتصادی اشباع را ثابت می نماید(که در مبحث اقتصادی آمده است). اشاره و القای رسیدن به درآمدی برابر با افراد خاصی که نام می‌برند در حالی که در بهترین حالت اثبات‌های ریاضی نشان می‌دهند تنها کمتر از 10% افراد سود می‌برند! 
برای ورود هر عضو جدید به وی گفته می‌‌شود:«ما فقط به خاطر خودت تورا دعوت به این کار کرده‌ایم تا بتوانی زندگی خود را سر و سامان دهی!» در حالی که خود بهتر می‌دانند تنها به هدف فروختن یک سکه یا الماس دیگر و دریافت پورسانت بیشتر است که افراد جدید و غالباً دوستان خود را وارد این شبکه نموده‌اند. 
عدم اعلام و ابراز هر گونه اطلاعات دقیق و به روز در مورد تعداد افراد فعال و حجم سیستم و قیمت واقعی محصولات. 
و موارد مشابه دیگری که ذکر همین چند نمونه کافی می‌نماید. بنابراین هر فرد فریب خورده ای حق دارد به شبکه مراجعه کرده، خسارت خود را مطالبه نماید. 
2.قاعده لاضرر 
در حدیثی از حضرت رسول اکرم (ص) آمده است:لا ضرر ولا ضرارفی الاسلام. و در جایی دیگر از آن حضرت آمده است : لاضرر و لا ضرار علی مومن. 
در این روایات و روایات مشابه ضرر در مورد نفس و مال استعمال شده و مفهومی که از آن استفاده می‌گردد آن است که آن چه موجب ضرر رسانیدن و ضرر دیدن چه در بعد شخصی(افراد) و چه در بعد اجتماعی(اختلال در نظام اقتصادی، اجتماعی ) گردد حرام می‌باشد و در سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای چند سطحی به سبک گلدکوئیست ، گلدماین، هفت الماس و ... بنا بر اثبات‌های ریاضی (رجوع کنید به مقاله اثبات اشباع و بررسی میزان موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای بر اساس محاسبات ریاضی) پس از اشباع بیش از 90% افراد متضرر گشته و منفعتی نصیب آنها نمی‌گردد و با در نظر گرفتن این نکته و با در نظر گرفتن فریبی که به آنها در ابتدای ورود داده شده است بنا بر قاعده لاضرر و لاضرار این معامله باطل می‌باشد. 
البته اگر فرض کنیم ورودی‌های سیستم از همان ابتدا از ضرر بیش از 90% افراد مطلع باشند باز هم در بعد اجتماعی ، اگر رواج این سیستم‌ها به اندازه‌ای باشد که موجب بر هم خوردن روابط اقتصادی مردم و یا آسیب بر دارایی عامه مردم و یا متزلزل شدن ارکان نظام اقتصادی حاکم بر جامعه شود مصداق اختلال در نظام اقتصادی مسلمانان گشته و حرام می‌باشد که به عنوان نمونه‌ از این اختلال می توان این موارد را برشمرد: ارزبری، از بین بردن سرمایه جهت سرمایه گذاری، از بین بردن اعتماد مردم به تجارت الکترونیک، به گمراهه رفتن انرژی جوانان وطن که می‌بایست چرخ‌های مملکت را بگردانند ، انصراف از تحصیل و افت تحصیلی در جمعی از دانشجویان ومحصلین ،خروج بیش از 200 میلیون دلار ارز (پس از کم کردن میزان پورسانت‌ها و ارزش واقعی طلا‌ها) از کشور تا زمانی که فقط پانصد هزار نفر وارد سیستم گلدکوئست شده بودند، رواج دروغ گویی و مال حرام در زندگی جوانان که نسل آینده را باید بسازند و صدها نمونه دیگر . نتیجه چنین فعالیت‌هایی را می‌توان در آلبانی در سال 1997 جستجو نمود. آلبانی آینده تیره فراگیر شدن چنین سیستم‌هایی را به تصویر می‌کشد که در بحث تجارب کشورها به آن پرداخته‌شده است. 
3.غرری بودن 
غرر به فریب دادن، چیزی را بر خلاف آنچه هست نمودن، به امر باطل امیدوار ساختن، اظهارخیرخواهی و نهان داشتن سوءقصدی است که در دل دارد...گفته می شود. 
از جمله قواعدی که فقها در بررسی معاملات به ویژه معاملات جدید و ابزارهای مالی معاصر به آن توجّه می‏کنند، قاعده فقهی نفی بیع غرری است. این قاعده فقهی و حدود و گستره آن، راهنمای مناسبی برای استنباط احکام معاملات و به خصوص معاملات جدید و ابزارهای مالی نو در بازار پول و سرمایه است. 
در روایت چنین آمده است: نهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) عن بیع الغرر. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از انجام معامله غرری نهی کرده است. 
علماء شیعه نیز یکی از ارکان درستی داد و ستد را غرری نبودن آن شمرده اند و معامله‌ای که موجب غرر باشد, باطل و فاسد می‌دانند. مگر چاره‌ای برای رفع غرر یا جبران آن شود. 
در لغت علاوه بر معنی ذکرشده برای واژه «غرر» معانی گوناگونی ذکر کرده‏اند؛ مانند خطر (ریسک)، خدعه (نیرنگ)، امری که مورد تعهّد و اطمینان نباشد، امری که ظاهری فریبنده و باطنی مجهول دارد؛ در اصطلاح فقه معامله‌ای را غرری می‌نامند که دارای احتمال ضرر کردن به گونه ای باشد که در صورت توجه به این احتمال عقلا از آن اجتناب می‌کنند و اجتناب عقلا به آن معنی می‌باشد که احتمال ضرر به اندازه ای زیاد است که ورود به چنین تجارتی را عقل منع می‌کند.
چنان چه در کتاب مکاسب آمده است:«غرر احتمالی است که عرف از آن اجتناب می‌کند بطوریکه اگر فردی این احتمال را نادیده انگاشته و ترک کند و توجه نکند، عرف وی را سرزنش می‌کند.» نکته‌ای که دراینجا مطرح می‌شود این است که غرر جهل و جهالت نیست اگر چه خود جهالت یکی از عوامل به خطر افتادن می‌باشد. بیع غرری را از آن جهت غرری می‌نامند که مال و سرمایه طرف به مخاطره می‌افتد و اگر احتمال این مخاطره از حدی فراتر رود تجارت را مخل و ممنوع میسازد. 
در بازاریابی شبکه‌ای به سبک سیستم‌هایی مانند گلدکوئست در مورد پورسانت امیدهای زیادی داده می شود در حالی که مطمئنا بسته به مکان ورود در سیستم (زمان و فضای اجتماعی) و بنا بر اثبات‌های ریاضی که در مبحث آن آورده می‌شود ریسک بالای 90% برای ضرر کردن وجود دارد و این ریسک بر اساس نسبت ضررکرده‌ها به کل ورودی‌ها بدست آمده است و به موجب چنین ریسکی ورود به آن غیر معقول وغیرمجاز و تجارت مربوطه باطل بوده و مصداق غرری بودن می باشد. 
4. اکل مال به باطل
آیه 188 سوره بقره:«و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید ...» 
و آیه 88 شوره نساء4: « ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است‏.»
منظور از اکل: هر آنچه انسان به آن تصرف داشته (دارایی انسان) و مصرف می‌کند.
منظور از باطل: امور و رفتارهایی که پایه و اساس ندارند.
در فقه اساس قاعده ای به نام اکل مال به باطلمی باشند که در تجارت بدین مفهوم است که مسلمین نباید در معامله‌ای شرکت نمایند که در مقابل مالی که به دیگری داده‌اند عوضی در خور آن دریافت ننمایند مگر آنکه آن مال را به عنوان هدیه و بدون انتظار داده باشند. عقل سلیم نیز چنین دستوری را تایید می‌کند.
البته در ادامه آیه دوم آمده است: تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. در این باره به این نکته توجه شما را جلب می کنیم که رضایت در معاملات رکن دوم تجارت است بدین معنی که رضایت شرط لازم می باشد اما شرط کافی نبوده و وجود این رضایت حلّیت بر معامله ایجاد نمی کند مانند خرید و فروش مشروب یا آلات قمار که ممکن است دو طرف معامله راضی باشند اما این معامله باطل و حرام می باشد. 
اگر به خود قاعده برگردیم اشکالی که در معامله با شرکت‌هایی همچون گلدکوئست وارد می‌شود برابر نبودن و غیر قابل قیاس بودن ارزش واقعی کالا یا خدمات دریافتی در ازای پول پرداخت شده از طرف شرکت کننده است که آن را مصداق بارزی از اکل مال به باطل می‌گرداند.
با توجه به اینکه یکی از علل ممنوعیت قمار «اکل مال به باطل بودن» آن است و با توجه به توضیحات فوق این علت در مورد معاملات گلدکوئست نیز وجود دارد. لذا اشتراک در علت ممنوعیت، خود نوعی تائید و مقدمه بر شباهت آنها می‌تواند باشد، که در ادامه توضیح بیشتری در ارتباط با این مسئله داده شده است.
5. قمار
چرا فعالیت در بازاریابی شبکه‌ای شبیه قمار است؟
آن چه هم اکنون بسیار بر سر آن بحث است دلایل شبیه به قمار بودن یا نبودن بازار یابی شبکه ای است که عده‌ای در این باب به مقایسه موردی آن می‌پردازند و می‌گویند در این تجارت شباهتی با فلان نمونه هست یا نیست.
برای آن که بتوانیم به درستی جواب این سؤال را بدهیم باید درک درستی از قمار و تفاوت آن با یک فعالیت سالم اقتصادی به دست آوریم، زیرا به اعتقاد عده‌ای که به مقایسه ظاهری می پردازند بازاریابی شبکه‌ای شبیه هیچ‌کدام از قماربازی‌های رایج در قمارخانه‌ها نیست، بلکه بیش‌تر شبیه یک فعالیت متعارف اقتصادی است.
آیا قمار یعنی فعالیتی که در آن برد و باخت مطرح باشد؟
یکی از مشکلات درک مفهوم قمار، استفاده از عبارات برد و باخت در مواردی است که هیچ ارتباطی به قمار ندارد. مثلاً اگر کسی سرمایه‌اش را صرف تأسیس یک کارخانه کند و به سود برسد ممکن است بگویند در این سرمایه‌گزاری برده است و اگر ناکام بماند ممکن است گفته شود آن شخص سرمایه‌اش را باخت. درنتیجه برد و باخت را نمی‌توان محک مناسبی برای تشخیص قمار دانست، به این معنی که این اصطلاح ممکن است در مواردی که قمار نیست هم استفاده شود. به طور خلاصه ممکن است در فعالیتی از اصطلاحات برنده یا بازنده استفاده شود ولی آن فعالیت قمار نباشد.
آیا لازمه قمار بودن یک فعالیت این است که بازی‌ای انجام شود؟
در ابتدا ممکن است توجه به مصادیق مشهور قمار موجب شود تصور کنید جواب این سؤال مثبت است ولی با دو مثال نشان می‌دهم که این طور نیست: فرض کنید دو نفر با هم شرط کنند که اگر پلاک اولین خودرویی که از خیابانی خاص عبور کرد زوج پول اولی هزار تومان به دومی بدهد و اگر فرد بود دومی هزار تومان به اولی بدهد. عمل توصیف شده، هر چند شامل هیچ بازی‌ای نیست قمار محسوب می‌شود. به عنوان مثال دوم، دو کارگر ساختمانی را فرض کنید که مشغول ساختن دو دیوار برای کارفرمای خود هستند. اگر این دو شرط کنند که هر کس کارش را زودتر تمام کرد هزار تومان از دیگری بگیرد، قمار کرده‌اند و واضح است که فعالیت آن‌ها شامل بازی کردن نیست.
آیا معیار قمار بودن یک فعالیت فقط وجود یا عدم وجود شانس در آن است؟
جواب این سؤال ابتدا ممکن است مثبت به نظر برسد ولی با نگاهی عمیق‌تر خواهید دید که وجود شانس حداکثر می تواند شرط لازمی برای قمار بودن یک فعالیت باشد و نه شرط کافی چرا که در بسیاری از لحظات زندگی شانس در موفقیت ما دخیل شده است اما وجود شانس به تنهایی نمی تواند آنچه پیش آمده را تبدیل به قمار کند مثلا راننده‌ای که برای مسافرکشی در خیابان حرکت می‌کند ممکن است شانس بیاورد و مسافرهای زیادی نصیبش شود و یا برعکس روز را با بدشانسی به پایان برساند (که به وضوح مرتکب قمار نشده است).
قبل از آنکه به تفاوت اصلی قمار با فعالیت سالم اقتصادی بپردازیم لازم است شبهه ای که در رابطه با شانس در بازاریابی شبکه ای مطرح می شود را پاسخ گوییم:
شبهه: در بازاریابی شبکه ای آن چه موجب به سود رسیدن یا نرسیدن افراد می‌شود، فقط توانایی و پشتکار افراد است به نحوی که اگر بخواهد حتماً می‌تواند پس در این میان شانس دخالت ندارد.
شانس در بازاریابی شبکه ای وجود دارد اما نه فقط به خاطر وجود یا عدم توانایی ذاتی افراد در بازاریابی بلکه به دلیل زیر:
«در بخش اقتصادی ثابت کردیم این سیستم دیر یا زود به اشباع می رسد.» به این حقیقت دو موضوع زیر را نیز اضافه می کنیم:
اولاً واضح است که تمامی مردم خریدار محصولات چنین شبکه‌ای و خواهان شرکت در آن نیستند و این که از بین افراد مختلف کدام‌یک علاقه‌مند به ورود به شبکه است و کدام‌یک نیست را بدون بررسی دقیق نمی‌توان فهمید و به طور کلی نیز نمی‌توان فهمید در یک مقطع خاص چند درصد مردم حاضر به عضویت در این شبکه‌ها هستند. به علاوه با گسترش اعضای شبکه یافتن مشتری جدید مشکل می‌شود و ممکن است فردی که می‌توانست زیرشاخه کسی باشد، توسط دیگران جذب شده باشد. «اصلا بالقوه با چنین سیستم هایی مشکل دارند» که تعداد این افراد با افزایش آگاهی عمومی، احکام مراجع و مقررات قضائی و حکومتی متغیر بوده و افزایش می‌یابد(بازار کوچک می‌شود) و این موجب می‌شود بازار این سیستم‌ها سریع‌تر به رکود نزدیکتر شود.
ثانیاً هرچه تعداد ورودی های شبکه بیشتر شده باشد، امید به سود برای اعضای جدید پایین‌تر می‌آید. این موجب می‌شود که همان‌ها هم که با چنین شبکه‌هایی خیلی مشکل ندارند، در ورود به شبکه احتیاط کنند. (اگر واقع بین باشیم هم اکنون نیز تاحدودی چنین شده است) و منجر به متغیرتر شدن زمان رکود سیستم می‌شود.
دو دلیل فوق معین نبودن زمان نسبی اشباع و عدم امکان تعیین آن را می‌رساند؛ چرا که عوامل فوق قابل اندازه‌گیری یا پیش‌بینی نیستند. پس فردی که می‌خواهد وارد شود نمی‌داند تا زمان اشباع نسبی چقدر فاصله دارد. اگر شانس بیاورد به موقع وارد شده و به اندازه کافی زمان دارد و گرنه قبل از آنکه بتواند برای اولین بار به سود برسد سیستم به اشباع نسبی خود رسیده و به قدری کند می‌شود که برای فرد ادامه کار مقرون به صرفه نخواهد بود! لذا آنها که می‌گویند شانس در این سیستم جایی ندارد در اشتباه هستند.
به بحث قبلی باز می‌گردیم که: تفاوت اصلی قمار با یک فعالیت سالم اقتصادی چیست؟ مشخصه اصلی قمار این است که اگر کسی از راه فعالیتی که قمار است به سودی برسد منشاء آن سود ضرری است که فرد یا افراد دیگر کرده‌اند در حالی که منشاء سود در یک فعالیت سالم اقتصادی، یا بهره‌مندی از مواهب طبیعی است و یا منفعتی که شخص به دیگران رسانده است. کسی که مثلاً با برنده شدن در بازی شطرنج یا تخته‌نرد پولی از بازنده می‌گیرد نفعی به طرف مقابلش نرسانده و واضح است که لازمه رسیدنش به پول ضررکردن طرف دیگر بوده است. اما در مقابل فروشنده‌ای که به پول می‌رسد خریداری را به جنس مورد نیازش می‌رساند، معلمی که حقوق می‌گیرد مطالبی را به کسی آموزش می‌دهد، و راننده تاکسی به این دلیل کرایه می‌گیرد که مسافری را به مقصد می‌رساند.
در بازاریابی شبکه‌ای ثابت می‌شود، منشاء سود یک نفر، ضرر دیگران است. (برای حفظ یکپارچگی مطلب، این که چرا منشا سود یک نفر ضرر دیگران است را به دو صورت در انتهای مبحث اثبات می‌کنیم.)
تعریف قمار
از کنار هم قرار دادن آن‌چه ذکر شد می‌توان به این نتیجه رسید که قمار فعالیتی است که بین دو یا چند نفر انجام می‌شود و در آن افراد با رضایت قواعدی را می‌پذیرند که طبق آن در صورت رخ دادن وقایعی که ممکن است خود در آن نقش داشته باشند یا نداشته باشند، سرمایه‌ای بینشان رد و بدل می‌شود و کسی که برنده است منشاء سودش ضرری است که به بازنده یا بازنده‌ها رسیده است نه منفعتی که به کسی رسانده باشد و یا بهره‌ای که از نعمت‌های طبیعی برده باشد. افراد در این فعالیت‌ها شرکت می‌کنند زیرا در ذهن خود احتمال می‌دهند که وضعیت مطلوبشان رخ دهد و سرمایه دیگران به آن‌ها برسد. در سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای به سبک گلدکوئست و شرکت‌های مشابه اثبات می‌شود، سودافراد از ضرر دیگران بدست می‌آید. (رجوع کنید به انتهای همین مقاله)
اما فلسفه ممنوعیت قمار در اسلام چیست؟
اکنون که وجه مشخصه قمار از فعالیت سالم اقتصادی بیان شد معنای آیه 91 سوره مائده نیز بهتر درک می‌شود: « شیطان می‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا خودداری خواهید کرد؟» عموماً وقتی کسی شاهد سود دیگری باشد در حالی که منشاء این سود ضرری بوده است که به وی رسیده است، در وی حالت کینه و دشمنی نسبت به آن که موجب ضررش شده به وجود می‌آید.
بازاریابی شبکه‌ای از مخرب‌ترین قمارهاست! در بازاریابی شبکه‌ای به اعضا توصیه می‌شود مشتری‌های جدید را از بین دوستان و نزدیکان خود انتخاب کنند و نتیجه چنین روشی این است که عداوت و کینه‌ای که از نتایج قمار است در بین دوستان و نزدیکان به وجود می‌آید که از نظر اجتماعی لطمه بیش‌تری به جامعه وارد می‌کند. و چون اشباع پدیده‌ای حتمی است که در نتیجه بیش از 90% افراد ضرر می‌کنند، کسی نمی تواند ادعا کند: نه! کسی ضرر نمی‌کند و عداوت و کینه ای ایجاد نمی شود
اثبات شمارة 1 برای این مطلب که در شبکه‌هایی مانند گلدکوئیست سود افراد از ضرر دیگران تأمین می‌شود.
هر فردی که وارد می‌شود در همان ابتدای ورود در ازای 860 دلاری که پرداخت نموده تنها یک سکة حداکثر 300 دلاری دریافت کرده و 560 دلار از کف داده است. وی برای جبران این 560 دلار با وارد نمودن اولین 3 به 3 به شبکه 250 دلار پورسانت دریافت داشته و هنوز 310=250-560 دلار ضرر کرده است و با وارد نمودن دومین 3 به 3 به شبکه 250 دلار دیگر نیزدریافت می‌داردوهنوز 60=250-310 دلار ضرر کرده است. یعنی تاکنون با وارد نمودن 12 نفر هنوز از ضرر خارج نشده است. پس باید یک 3 به 3 دیگر هم وارد کند تا برای اولین بار به سود برسد که این سود پس از وارد نمودن جمعاً 18 نفر برابر با 190=250+60- دلار می‌باشد.
حال فرض کنید شما وارد شده‌اید، برای آنکه خود ضرر نکنید باید 18 نفر دیگر را نیز آلوده کرده باشید.
که در حالت بهینه (وقتی درخت متعادل باشد) از این 18 نفر، 10 نفر در سطح آخر قرار می‌گیرند(درخت متعادل بهترین حالت برای آن است که زیر شاخه‌های شما پورسانت بیشتری گرفته باشند).
حال اگر بخواهید کاری کنید که آن 10 نفر سطح آخر هم ضرر نکنند باید زیر هر کدام از آنها 18 ورودی جدید دیگر نیز وارد کنید یعنی 180=18*10 نفر آلوده می‌شوند که در حالت بهینه(درخت متعادل) از این 180 نفر 100=10*10 نفر در سطح آخر قرار گرفته که هیچ پورسانتی دریافت نمی‌نمایند.
و باز اگر بخواهیم کاری کنیم که فقط این 100 نفر ضرر نکنند باید مجدد زیر هر کدام 18 نفر جدید دیگر وارد کنیم و این یعنی باید 1800=18*100 نفر جدید وارد شوند که لااقل 1000=10*100 نفر آنها هیچ پورسانتی دریافت نمی‌کنند والی آخر... . ملاحظه می‌کنید برای جلوگیری از ضرر هر نفری که به تازگی وارد شده تعداد ضرر کرده‌ها 10 برابر می‌شود و این یعنی سود افراد از ضرر دیگران بدست می‌آید.
به هر حال اگر قانع نشدیدکه این سود ازکجا می‌آید به اثبات شمارة 2 مراجعه کنید!
اثبات شمارة 2 برای این مطلب که در شبکه‌هایی مانند گلدکوئیست سود افراد از ضرر دیگران تأمین می‌شود. 
اعضای شبکه گلدکوئست به طور کلی یا افراد موفقی هستند که می‌توانند کار را ادامه ‌دهند و یا به دلایلی در این کار ناموفقند و به دلایلی مانند این که بازاریاب خوب نیستند از کار کنار می‌کشند. اگر افراد دسته‌ی دوم(افراد ناموفق) نسبت به افراد دسته اول زیاد باشند، که بدون شک این‌ها همان‌ها هستند که ضرر کرده‌اند و پول آن‌ به جیب دیگران رفته است و دیگر نیازی به ادامه اثبات نمی‌باشد. اگر تعداد افراد این دسته کم باشد با عنایت به اینکه بهترین حالت آن است که درخت متعادل باشد، ثابت می‌کنیم بیش از ?90 افراد ضرر می‌کنند. اثبات این قضیه در قسمت بحث ریاضی در باب بازاریابی شبکه‌ای آمده است.
6. فروش اجباری جنسی با جنس دیگر
بگذارید با مثالی بحث آخر را شروع کنیم: فرض کنید در شهری تنها یک مغازة پنکه فروشی وجود دارد.که این مغازه علاوه بر پنکه، جنس دیگری مثلا آباژور هم می‌فروشد که علیرغم کیفیت و قیمت خوب پنکه‌ها و فروش خوب آنها، آباژورهای وی به قولی روی دستش باد کرده است و خوب به فروش نمی‌رود. وی برای فروش آنها ایده‌ای به کار می‌برد. به این صورت که پکیج‌هایی شامل یک پنکه و یک آباژور درست کرده و اعلام می‌کند کسی نمی‌تواند پنکة تنها بخرد و باید به زور پنکه یک آباژور هم بخرد! اتفاقی که می‌افتد آن است که مردم یا باید از قید پنکه بگذرند و یا آنکه همراه با آن آباژوری که الزاماً نیازی به آن ندارند را نیز بخرند. به این کار در اصطلاح اقتصادی باندلینگ یا فروش کالا به زور کالای دیگر می‌گویند.
و اما در تجارت گلدکوئست: یک سکه داریم با ارزش واقعی 200 تا 300 دلار و یک جایگاه در شبکه! دقت کنید پورسانتی که به افراد داده می‌شود به خاطر جایگاه وی در شبکه است و به عبارتی آنچه مردم را مجاب به خرید سکه 300 دلاری به 860 دلار می‌کند ساختار شبکه و پورسانتی است که به جایگاه وی ممکن است تعلق بگیرد.کسی نمی‌تواند بدون خرید سکه فقط جایگاه در شبکه را بخرد و کسی هم نمی‌تواند بدون پرداخت 860 دلار فقط با پرداخت 200 تا 300 دلار تنها سکه را از خود شرکت بگیرد. چنین کاری غیراخلاقی بوده و بدون هیچ شکی برکت را از زندگی می‌برد. و اگر با عنایت به نیاز جامعه به کار مصداق عسر و حرج را پیدا نماید یعنی سکه به خاطر نیاز مردم به کار به جبر همراه جایگاه به فروش برسد تجارت از غالب صحیح خود خارج می‌گردد.
واقعیت این است که سکه تنها پوششی بر بازی بدون ارزش افزودة آنها با پول است و به همین دلیل است که نمی توانند سکه و جایگاه را از هم جدا نمایند.
بنا بر استدلالاتی شامل دلایل فقهی ذکر شده (و موارد مشابه دیگر) است که علمای عالیقدر اسلام فتاوایی مبنی بر حرام بودن و بطلان معاملات این سیستم‌ها داده‌اند، بر ماست که از ورود به چنین سیستم‌هایی خودرا بر حذر داریم و بنابر گفته آیت‌الله مکارم شیرازی: «احیاناً اگر کسانی نادانسته پولی از این طریق به دست آورده‌اند چنانچه صاحبان آن را می‌شناسند به آنها برسانند یا لااقل به مالباخته‌های ردیف‌های آخر بدهند و اگر نمی‌شناسند به اشخاص نیازمند صدقه بدهند»
درپایان توجه به این مطلب لازم است که شرکت گولدماینداینترنشنال، اگرچه نسبت به گلدکوئست از شرایط مناسبتری برخوردار است. اما توجه به چند نکته حایز اهمیت است:
1. منع قانونی و یا حرمت شرعی گاهی با توجه به ضرر شخصی است و گاهی با توجه به نابسامانی اجتماعی است.از این رو برخی فعالیتهای اقتصادی چه بسا موجب جهت دادن نیروهای فعال جامعه به کارهای ضد تولیدی و هدر دادن سرمایه های مملکت شود. از این رو در مجلس منع قانونی آن صادر می شود و یا مرجع تقلید حرمت آن را اعلام می دارد.
2. با توجه به اینکه این فعالیتهای اقتصادی روح ضد تولید دارد و امروزه با مشاهده پیامدهای آن به خوبی می توان به این تحلیل رسید که نیروی انسان جوان ما فرصت جوانی و نیروی فکری خود را مشغول خرید کالایی می کنند که تنها ارزش دکوری و کلکسیونی دارد. و به طور یقین ادامه این روش در میان تحصیل کرده ها ضایعه جبران ناپذیری خواهد داشت.
3. اگرچه شرکت مزبور ثبات قیمت جهانی را با تضمین معتبر بر عهده گرفته است اما با نگاهی کلان به اقتصاد کشور سرمایه های مردم صرف خرید جنسی می شود که در زندگی مصرفی و نیازهای ضروری آنها هیچگونه نقشی ندارد بلکه با ملاحظه زنجیره طولانی تنها پول جیب به جیب می شود و در این میان درصدی به عنوان پورسانت به واسطه داده می شود و درآمد هنگفتی نصیب شرکت اصلی می شود. و این همان نقطه اصلی فساد اقتصادی است. در نگاه کلان است که موجب منع قانونی و حرمت شرعی شده است.

  • ۰
  • ۰
خلاصه پرسش
آیا تجارت هرمی به شکل زیر جایز است؟ (یک تاجر در این شبکۀ هرمی، کاتالوگ کالا را همراه خود می‌برد و به مشتری عرضه می‌کند. اگر مشتری آن کالا ‌را پسندید می‌خرد و به دیگران معرفی می‌کند و شروع به کار تجاری می‌کند. و به همین صورت او هم دنبال مشتری می رود).
پرسش
من در اندونزی زندگی می کنم. چند شرکت شبیه شبکه بازاریابی گولد کوئست [GOLDQUEST] و (Network Marketing) و امثال آن در کشور ما فعالیت می‌کنند، که از چند سال پیش از طرف دولت ممنوع اعلام شده است. در بین اینها شرکتی است که به شکل بازاریابی شبکه‌ای (Network Marketing) اداره می‌شود، اما باید کالاهایی را بفروشند که مورد نیاز مردم است؛ مانند دارو، خمیر دندان، صابون و غیره. کالاهایی که به طور آزاد هم قابل خرید است و کسانی که عضویت ندارند هم می‌توانند از آن کالاها خریداری نمایند. یک تاجر در این شبکۀ هرمی کاتالوگ کالا را همراه خود می‌برد و به مشتری عرضه می‌کند. اگر مشتری آن کالا ‌را پسندید و برایش مفید واقع شود خود به خود دوست دارد آن کالا را به دیگران پیشنهاد خرید کند و شروع به کار تجاری می‌کند. و به همین صورت او هم دنبال مشتری می‌رود. بازاریابی شبکه‌ای معروف، بر این متد و روش نیست، بلکه بیشتر بازی پول و سرمایه گزاری کاذب و امثال آن است که برای کلک زدن و کلاه برداری از مشتری از این روش، نسخه برداری می‌کنند. که این تجارت ممنوع شده و در کشور ما اجازه فعالیت ندارد. خلاصه این‌که بازاریابی شبکه‌ای (Network Marketing) یا شبکه هرمی صرفا یک متد و روش است که اگر برای کلک و سرمایه گزاری کاذب و بازی پول باشد حتما به مشتری ضرر می‌رساند. ولی اگر جهت خرید و فروش کالای مفید و سودمند باشد قطعا مردم هم سود می‌برند. سؤال من آن است که، آیا تجارت شبکه‌ای و هرمی به شکلی که بیان شد، مانند بازاریابی شبکه‌ای معروف، بازی با پول است و حرام می‌باشد؟
پاسخ اجمالی

کسب درآمد ناشى از افزایش اعضا به صورت شبکه‌اى خواه از طریق عرضه کالا یا خدمات و یا دریافت حق عضویت ‏و یا بازاریابى و یا شیوه‌هاى مشابه دیگر (داخلى باشد یا خارجى و تحت هر نام و عنوانى) جایز نیست.

ضمائم:

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

کسب درآمد ناشى از افزایش اعضا به صورت شبکه‌اى خواه از طریق عرضه کالا یا خدمات و یا دریافت حق عضویت ‏و یا بازاریابى و یا شیوه‌هاى مشابه دیگر (داخلى باشد یا خارجى و تحت هر نام و عنوانى) جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

فعالیّت مرموز اقتصادى شرکت گلدکوئست و سایر شرکت‌هاى مشابه داخلى و خارجى مشروع نمى‌باشد، و شبیه نوعى قمار و لاتار(بخت آزمائی) است. و شایسته شما عزیزان نیست که آلودۀ آن شوید. و کسانى که آلوده آن شده‌اند و سودى برده‌اند پول اوّلیه خود را از آن بر مى‌دارند، و بقیّه را به صاحبان اصلى آن مى‌رسانند. و اگر به آنها دست‌رسى ندارند، به سایر مال‌باختگانى که در این طرح شرکت کرده و متضرّر شده‌اند مى‌دهند. و اگر به آنها هم دست‌رسى ندارند، به نیّت صاحبان اصلى به فقرا صدقه مى‌دهند.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

جواب کلی نمی‌توان داد. باید اساسنامه و نوع تعامل این‌گونه شرکت‌های سرمایه گذاری دقیقاً روشن شود تا جواب مقتضی داده شود. به هر حال دادن پول در مقابل دلالی فردی که مشتری را به صورت مستقیم معرفی می‌کند اشکال ندارد و اگر در این معاملات قصد طرفین خرید و فروش واقعی نباشد، بلکه استفاده از پورسانت شاخه بعدی است صحیح نمی‌باشد، و گرفتن دلالی بابت آن هم اکل مال به باطل است.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

جائز نیست.

 


[1]. استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه ای، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.

 

  • ۰
  • ۰


چکیده:

بازاریابی شبکه ای از جمله پدیده های اقتصادی است که در طی ده سال گذشته مطرح شده و مباحث فراوانی در خصوص آن صورت گرفته است. آنچه اقتصاددانان بر آن تاکید دارند تقسیم این شکل از بازاریابی به دو نوع سالم و ناسالم است. در این تحقیق سعی شده در ابتدا این شکل از بازاریابی معرفی و وجوه تمایز دو نوع سالم و ناسالم آن بیان شود سپس نوع سالم آن که به لحاظ فقهی کمتر بررسی شده مورد دقت قرار گیرد و پس از آن نوع ناسالم بازاریابی شبکه ای مورد نقد و بررسی فقهی واقع شود. علاوه بر این بازاریابی شبکه ای به لحاظ حقوقی نیز مورد مداقه قرار گرفته است. در پایان، این فرضیه که نوع سالم بازاریابی شبکه ای به لحاظ فقهی فاقد اشکال است و در قالب عقد جعاله می گنجد و نوع ناسالم آن دارای اشکالات عدیده فقهی است و فعالیت در آن حرام است ثابت گردید و جایگاه هر یک از انواع بازاریابی شبکه ای در حقوق کیفری کشورمان به دقت تحلیل شد.


کلید واژه

بازاریابی شبکه ای سالم، بازاریابی شبکه ای ناسالم، فقه امامیه، جعاله، حقوق کیفری


نویسندگان:  عطارزاده سعید, جلیلیان مهدی*, ساریخانی عادل

* دانشگاه تهران، پردیس فارابی


  • ۰
  • ۰



سایت پاسخگو در پاسخ به سوال زیر مینویسد:


سوال:

می خواستم نظر مراجع رو درباره بازاریابی شبکه ای بدونم .
لطفا به این نکته توجه کنید که بازاریابی شبکه ای با فعالیت شرکت های هرمی کاملا متفات است.
با تشکر

پاسخ: 

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
بازاریابی شبکه ای به نظر آیت الله سیستانی(1) و هم چنین به نظر تمام مراجع جایز نیست.(2)
بازا ریابی شبکه ای شبیه کار شرکت گلدکوئیست و شرکت های مشابه با آن است که به صورت هرمی و زیر شاخه دار فعالیت می کنند . هرنوع همکاری، سرمایه گذاری و فعالیت در این نوع شرکت ها به فتوای مراجع حرام و گرفتن پورسانت جایز نیست.

بر اساس فتوای فقها و مراجع : کسب مال از طریق عضویت در شرکت تجاری گلدکوئیست و گلدماین و شرکت های مشابه آن از جمله شرکتی که خصوصیات آن را بیان کرده اید و شبیه گلد کوئیست می باشد، در حکم یکی از عناوین زیر مندرج است: ربا، قمار، کلاهبرداری و نیزاز موارد خوردن مال به باطل و بناحق است. مبنای حرمت اکل مال به باطل قرآن کریم است.
فتوای مراجع بدین شرح است:
حضرات آیت الله خامنه‌ای: حکم ربا را دارد و حرام است.
آیت الله فاضل لنکرانی: حکم قمار را دارد و حرام است.
آیت الله وحید خراسانی: جایز نیست و حرام است.
آیت الله اردبیلی: عمل شبهه ناک است و اجتناب شود.
آیت الله نوری همدانی: جایز نیست و غیر قانونی است.
آیت الله بهجت: جایز نیست و حرام است.
آیت الله شبیری زنجانی: جایز نیست و حرام است.
آیت الله سیستانی: جایز نیست و تصرف در پول آن حرام است.
آیت الله صافی گلپایگانی: اشکال دارد و حرام است.(3)
آیت الله مکارم شیرازی: حرام است زیرا:
1 - اصل معامله باطل است و جنس معامله شده آن مقدار ارزش ندارد.
2 - این کار فریب دادن مردم است و کلاهبرداری محسوب می‌شود و بخت آزمایی نام می‌گیرد.
هرچند ، شرکت هرمی با شبکه ای از نظر مفهوم تفاوت دارند، ولی آنچه تا حال در معاملات اقتصادی رایج بوده ، شرکت های شبکه ای که به صورت گلد کوئیست فعالیت داشته ، برگشت شبکه ای نیز به هرمی بوده، به این معنا که همان توسعه شبکه ای به صورت زیر شاخه مانند هرمی که زیر مجموعه دارد ،فعالیت می کرده، زیرا توسعه شرکت ها به صورت شبکه ای، شبکه های فرعی به صورت زیر شاخه مانند هرمی بودن قرار می گرفته است . در نتیجه شبکه های فرعی به صورت هرمی تبدیل می شد. بعضی شبکه در مرتبه بالاتر از دیگری و دیگری به صورت یک زیر مجموعه قرار می گرفت و به صورت گلد کوئیست است.
این گونه شرکت ها یا به این نحو بازاریابی است که نتیجه فعالیت آن ها با شرکت های هرمی یکی می شود ، هر چند در مفهوم تفاوت دارند.
اگر منظور تان از شبکه ای غیر از این است ، کاملا توضیح بدهید تا پاسخ داده شود.
پی نوشت ها:
1. سؤال از دفتر آیت الله سیستانی.
2. استفتا و سؤال از دفاتر مراجع.
3. آیت الله مکارم شیرازی، بازاریابی شبکه‏اى یا کلاهبردارى مرموز، فصل ششم: پرسش‏ها و پاسخ‏ها ص 59،سؤال 1و2.

  • ۰
  • ۰



مولف/مترجم: روح الله تولایی
موضوع: مدیریت اسلامی
سال انتشار(میلادی): 2005

منبع

طرح مسئله:
بر اساس آماری که خبرگزاری BBC در سال 2005 در سایت خود ارائه داده است، بیش از سه هزار شرکت در دنیا در حال حاضر مشغول انجام کار بازاریابی هرمی هستند که همه آنها در فضای مجازی اینترنت به دنبال مشتریان خود هستند. این نوع بازاریابی که در اصطلاح اقتصادی به "بازار یابی شبکه ای" معروف شده، در سال های اخیر در ایران رواج بسیاری یافته و جوانان، زنان وحتی خانواده های بسیاری را به سمت خود کشانده است. علت اصلی ترویج ناگهانی فعالیت این نوع شرکت ها هم ایده ساده و خوش آب و رنگ "پول بسیار درآوردن با حداقل کوشش ممکن" است.
شیوه کار در این سیستم های بازاریابی به این صورت است که هر کس با ??? تا بیش از ???? دلار می توان عضو این شرکت ها نظیرشرکت گلدکوئست شود و به صورت هرمی فعالیت می کند و اعضا با پرداخت مبالغی امتیاز می گیرند. هر عضو برای استفاده از پورسانت باید افراد دیگری را به عضویت درآورد تا بتواند از مزایای شبکه استفاده کند. به اعضا در مقابل پرداخت وجه، سکه طلا، گردن بند، ساعت و برخی اقلام دیگر داده می شود. البته ارزش طلای سکه ها تقریبا نصف ارزش واقعی آنهاست اما به اعضا گفته می شود این سکه ها و وسایل دیگر، ارزش کلکسیونی دارند و ارزش آنها با میزان طلای آنها قابل اندازه گیری نیست و در سال های آینده بر قیمت آنها افزوده می شود. بر روی این سکه ها هم تصاویر و چهرهای سرشناسی مانند امام خمینی(ره)، مادر ترزا، پاپ، اژدهای چینی، کعبه و موارد دیگری حک شده است.
در این سیستم‌ها پورسانت‌های بالایی نصیب تعدادی افراد در بالای ساختار هرمی می‌شود، در حالیکه پورسانتی که شرکت‌های اقتصادی متعارف به بازاریابان می‌دهند، از سقف معقولی فراتر نمی‌رود چون این پورسانت‌ها از محل سود معقول شرکت تامین می‌شود و نمی‌تواند از درصد معینی بالا‌تر رود. پس وقتی شرکتی برای بازاریابان خود رقم بالایی در نظر می‌گیرد می‌تواند نشانه‌هایی دال بر خروج مبادلات از حد و حدود متعارف و سالم آن باشد. البته بحث به همین جا خاتمه نمی‌یابد و چنانچه اقتصاد‌دانان و اهل فن ابراز می‌کنند، چنین فعالیت‌هایی کاملاً با اقتصاد سالم، رقابتی و غیر استثماری مغایرت دارد. بنابر این بررسی این پدیده در حوزه مسائل دینی و جایگاه آن در اقتصاد اسلامی به نظر ضروری و لازم می‌رسد.

بررسی های فقهی
یکی از اولین نکاتی که در ارتباط با این پدیده به ذهن می‌رسد نقش و ارزش رضایت طرفین در انجام این معامله است. لازم به ذکر است که در معامله، رضایت رکن دوم معامله می‌باشد. در دین اسلام باید اول خود معامله صحیح باشد سپس طرفین راضی به انجام معامله باشند، به طور مثال بسیاری از معاملاتی که حرام می‌باشند اعم از نزول، قمار و رشوه با رضایت کامل طرفین همراه می‌باشد ولیکن چون خود معامله یا تجارت مشکل دارد این معاملات باطل هستند. ضمناً همانطور که مطلع هستید، تمام علما و مراجع عالی قدر چنین فعالیت هایی را حرام و معاملات آن را باطل اعلام نمود اند که ما در ادامه به بخشی از قواعد فقهی مربوطه که بطلان یا حرمت موضوع را اثبات می نمایند، می پردازیم.
1- قاعده غرور
تعریف قاعده غروراین است که: "هرگاه از شخصی عملی سر بزند که باعث فریب خوردن شخص دیگری بشود و ضرر و زیانی متوجه او گردد شخص نخست به موجب این قاعده ضامن است و باید از عهده خسارت وارده بر آید". باید توجه داشت که در تعریف فوق گفته نشد "هر کس دیگری را بفریبد" بلکه گفته شد:"اگر از شخصی عملی صادر گردد که آن عمل موجب ضرر بر دیگری بشود."
واز حضرت رسول (ص)نقل شده است که : "المغرور یرجع الی من غره"
از موارد صدق قاعده، اختفاء ، مکتوم و مسکوت گذاشتن یا دگرگون نمایی حقایق به قسمی است که دیگری از احتمال ضرر آینده خبر دار نشده یا برای وی کم رنگ نشان داده شود.
و اما مصادیق این قاعده در تجارت هایی شبیه Gold Quest است که موجب می‌گردد معاملات آن باطل گشته و خریدار همچنان مالک وجه پرداخت کرده خود باشد.
1- در ابتدای present (معرفی سیستم به فرد جدید) تصاویری از بنز آخرین مدل ، جزیره ای در دریا، ویلاهای آنچنانی و زندگی خیالی نمایش داده یا جملاتی از قبیل داشتن زندگی ایده‌آل گفته می شود به نحوی که به خریدار القا می شود به راحتی به چنین زندگی ای دست می یابد.
2- استفاده از احکام ساختگی و جعلی منسوب به مراجع عظام مبنی بر حلال شمردن چنین سیستمی از جانب آیات الله فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی در حالی که به دفعات چنین سیستمی را حرام اعلام نموده اند.
3- ادعای قانونی بودن فعالیت چنین شبکه هایی در ایران و کشورهایی مانند آمریکا علی رغم اعلام قوه قضاییه ایران و متن قوانین حقوقی ایالت های آمریکا مبنی بر غیر قانونی بودن چنین فعالیت هایی.
ادعای عدم اشباع این سیستم در حالی که منطق ریاضی و اقتصادی اشباع را ثابت می نماید(که در مبحث اقتصادی آمده است.
4- اشاره و القای رسیدن به درآمدی برابر با افراد خاصی که نام می‌برند در حالی که در بهترین حالت اثبات‌های ریاضی نشان می‌دهند تنها کمتر از 10% افراد سود می‌برند!
5- برای ورود هر عضو جدید به وی گفته می‌‌شود:«ما فقط به خاطر خودت تورا دعوت به این کار کرده‌ایم تا بتوانی زندگی خود را سر و سامان دهی». در حالی که خود بهتر می‌دانند تنها به هدف فروختن یک سکه یا الماس دیگر و دریافت پورسانت بیشتر است که افراد جدید و غالباً دوستان خود را وارد این شبکه نموده‌اند.
6- عدم اعلام و ابراز هر گونه اطلاعات دقیق و به روز در مورد تعداد افراد فعال و حجم سیستم و قیمت واقعی محصولات.
و موارد مشابه دیگری که ذکر همین چند نمونه کافی می‌نماید. بنابراین هر فرد فریب خورده ای حق دارد به شبکه مراجعه کرده، خسارت خود را مطالبه نماید.
2- قاعده لاضرر
در حدیثی از حضرت رسول اکرم (ص) آمده است:"لا ضرر ولا ضرارفی الاسلام"
و در جایی دیگر از آن حضرت آمده است : "لاضرر و لا ضرار علی مومن"
در این روایات و روایات مشابه ضرر در مورد نفس و مال استعمال شده و مفهومی که از آن استفاده می‌گردد آن است که آنچه موجب ضرر رسانیدن و ضرر دیدن چه در بعد شخصی(افراد) و چه در بعد اجتماعی(اختلال در نظام اقتصادی، اجتماعی ) گردد حرام می‌باشد و در سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای چند سطحی به سبک گلدکوئیست، گلدماین، هفت الماس و ... بنا بر اثبات‌های ریاضی پس از اشباع بیش از 90? افراد متضرر گشته و منفعتی نصیب آنها نمی‌گردد و با در نظر گرفتن این نکته و با در نظر گرفتن فریبی که به آنها در ابتدای ورود داده شده است بنا بر قاعده لاضرر و لاضرار این معامله باطل می‌باشد.
البته اگر فرض کنیم ورودی‌های سیستم از همان ابتدا از ضرر بیش از 90? افراد مطلع باشند باز هم در بعد اجتماعی ، اگر رواج این سیستم‌ها به اندازه‌ای باشد که موجب بر هم خوردن روابط اقتصادی مردم و یا آسیب بر دارایی عامه مردم و یا متزلزل شدن ارکان نظام اقتصادی حاکم بر جامعه شود مصداق اختلال در نظام اقتصادی مسلمانان گشته و حرام می‌باشد. به عنوان نمونه‌ از این اختلال می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ارزبری،
2- از بین بردن سرمایه جهت سرمایه گذاری،
3- از بین بردن اعتماد مردم به تجارت الکترونیک،
4- به گمراهه رفتن انرژی جوانان وطن که می‌بایست چرخ‌های مملکت را بگردانند ،
5- انصراف از تحصیل و افت تحصیلی در جمعی از دانشجویان ومحصلین که بنا بر تحقیقات انجام شده به اثبات رسیده است،
6- خروج بیش از 200 میلیون دلار ارز (پس از کم کردن میزان پورسانت‌ها و ارزش واقعی طلا‌ها) از کشور تا زمانی که فقط پانصد هزار نفر وارد سیستم گلدکوئست شده بودند،
7- رواج دروغ گویی و مال حرام در زندگی جوانان که نسل آینده را با ید بسازند،
نتیجه چنین فعالیت‌هایی را می‌توان در آلبانی در سال 1997 جستجو نمود. آلبانی آینده تیره فراگیر شدن چنین سیستم‌هایی را به تصویر می‌کشد که در بحث تجارب کشورها به آن پرداخته‌شده است.
3- غرری بودن
غرر به فریب دادن، چیزی را بر خلاف آنچه هست نمودن، به امر باطل امیدوار ساختن، اظهارخیرخواهی و نهان داشتن سوءقصدی است که در دل دارد...گفته می شود.
از جمله قواعدی که فقها در بررسی معاملات به ویژه معاملات جدید و ابزارهای مالی معاصر به آن توجّه می‏کنند، قاعده فقهی "نفی بیع غرری" است. این قاعده فقهی و حدود و گستره آن، راهنمای مناسبی برای استنباط احکام معاملات و به خصوص معاملات جدید و ابزارهای مالی نو در بازار پول و سرمایه است.
در روایت چنین آمده است: "نهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) عن بیع الغرر." (پیامبر اکرم (ص) از انجام معامله غرری نهی کرده است.)
علماء شیعه نیز یکی از ارکان درستی داد و ستد را غرری نبودن آن شمرده اند و معامله‌ای که موجب غرر باشد, باطل و فاسد می‌دانند. مگر چاره‌ای برای رفع غرر یا جبران آن شود.
در لغت علاوه بر معنی ذکرشده برای واژه «غرر» معانی گوناگونی ذکر کرده‏اند؛ مانند خطر (ریسک)، خدعه (نیرنگ)، امری که مورد تعهّد و اطمینان نباشد، امری که ظاهری فریبنده و باطنی مجهول دارد. در اصطلاح فقه معامله‌ای را غرری می‌نامند که دارای احتمال ضرر کردن به گونه ای باشد که در صورت توجه به این احتمال عقلا از آن اجتناب می‌کنند و اجتناب عقلا به آن معنی می‌باشد که احتمال ضرر به اندازه ای زیاد است که ورود به چنین تجارتی را عقل منع می‌کند.
چنانچه در کتاب المکاسب آمده است: «غرر احتمالی است که عرف از آن اجتناب می‌کند بطوریکه اگر فردی این احتمال را نادیده انگاشته و ترک کند و توجه نکند، عرف وی را سرزنش می‌کند.» (برای مطالعه بحث تفصیلی در این حصوص به کتاب‌های مکاسب و البیع مراجعه شود.)
نکته‌ای که دراینجا مطرح می‌شود این است که "غرر" جهل و جهالت نیست اگر چه خود جهالت یکی از عوامل به خطر افتادن می‌باشد. بیع "غرری" را از آن جهت "غرری" می‌نامند که مال و سرمایه طرف به مخاطره می‌افتد و اگر احتمال این مخاطره از حدی فراتر رود تجارت را مخل و ممنوع می سازد.
در بازاریابی شبکه‌ای به سبک سیستم‌هایی مانند گلدکوئست در مورد پورسانت امیدهای زیادی داده می شود در حالی که مطمئنا بسته به مکان ورود در سیستم (زمان و فضای اجتماعی) و بنا بر اثبات‌های ریاضی که در مبحث آن آورده می‌شود ریسک بالای 90? برای ضرر کردن وجود دارد و این ریسک بر اساس نسبت ضررکرده‌ها به کل ورودی‌ها بدست آمده است و به موجب چنین ریسکی ورود به آن غیر معقول وغیرمجاز و تجارت مربوطه باطل بوده و مصداق غرری بودن می باشد.
4- اکل مال به باطل
خداوند در آیه 188 سوره بقره می فرماید: «و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید ...» و همچنین در آیه 88 سوره نساء می فرماید: « ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل [و از طرق نامشروع‏] نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است‏.»
منظور از اکل "هر آنچه انسان به آن تصرف داشته (دارایی انسان) و مصرف می‌کند؛" و منظور از باطل "امور و رفتارهایی که پایه و اساس ندارند؛" می باشد.
در فقه اسلامی اساس قاعده ای به نام " اکل مال به باطل"می باشند که در تجارت بدین مفهوم است که مسلمین نباید در معامله‌ای شرکت نمایند که در مقابل مالی که به دیگری داده‌اند عوضی در خور آن دریافت ننمایند مگر آنکه آن مال را به عنوان هدیه و بدون انتظار داده باشند. در بازاریابی صنعتی (Industrial Marketing) نیز اینگونه موارد جزء کارهای غیراخلاقی برشمرده شده است.
البته در ادامه آیه دوم آمده است: "تجارتی با رضایت شما انجام گیرد." در این زمینه به این نکته باید اشاره کرد که رضایت در معاملات رکن دوم تجارت است بدین معنی که رضایت شرط لازم می باشد اما شرط کافی نبوده و وجود این رضایت حلّیت بر معامله ایجاد نمی کند مانند خرید و فروش مشروب یا آلات قمار که ممکن است دو طرف معامله راضی باشند اما این معامله باطل و حرام می باشد.
اگر به خود قاعده برگردیم اشکالی که در معامله با شرکت‌هایی همچون گلدکوئست وارد می‌شود برابر نبودن و غیر قابل قیاس بودن ارزش واقعی کالا یا خدمات دریافتی در ازای پول پرداخت شده از طرف شرکت کننده است که آن را مصداق بارزی از اکل مال به باطل می‌گرداند.
با توجه به اینکه یکی از علل ممنوعیت قمار، «اکل مال به باطل بودن» آن است و با توجه به توضیحات فوق این علت در مورد معاملات گلدکوئست نیز وجود دارد. لذا اشتراک در علت ممنوعیت، خود نوعی تائید و مقدمه بر شباهت آنها می‌تواند باشد، که در ادامه توضیح بیشتری در ارتباط با این مسئله داده شده است.

چرا فعالیت در بازاریابی شبکه‌ای شبیه قمار است؟
آنچه هم اکنون بسیار بر سر آن بحث است "دلایل شبیه به قمار بودن یا نبودن بازاریابی شبکه ای است" که عده‌ای در این باب به مقایسه موردی آن می‌پردازند و به دنبال قیاس آن با موارد مشروع هستند.
برای آن که بتوانیم به درستی جواب این سؤال را بدهیم باید درک درستی از قمار و تفاوت آن با یک فعالیت سالم اقتصادی به دست آوریم، زیرا به اعتقاد عده‌ای که به مقایسه ظاهری می پردازند بازاریابی شبکه‌ای شبیه هیچ‌کدام از قماربازی‌های رایج در قمارخانه‌ها نیست، بلکه بیش‌تر شبیه یک فعالیت متعارف اقتصادی است.

آیا قمار به معنای فعالیتی است که در آن برد و باخت مطرح باشد؟
یکی از مشکلات درک مفهوم قمار، استفاده از عبارات "برد" و "باخت" در مواردی است که هیچ ارتباطی به قمار ندارد. مثلاً اگر کسی سرمایه‌اش را صرف تأسیس یک کارخانه کند و به سود برسد ممکن است بگویند "در این سرمایه‌گذاری برده است" و اگر ناکام بماند ممکن است گفته شود "آن شخص سرمایه‌اش را باخت". درنتیجه "برد و باخت" را نمی‌توان محک مناسبی برای تشخیص قمار دانست، به این معنی که این اصطلاح ممکن است در مواردی که قمار نیست هم استفاده شود. به طور خلاصه ممکن است در فعالیتی از اصطلاحات برنده یا بازنده استفاده شود ولی آن فعالیت قمار نباشد.

آیا لازمه قمار بودن یک فعالیت این است که بازی‌ای انجام شود؟
در ابتدا ممکن است توجه به مصادیق مشهور قمار موجب شود تصور کنید جواب این سؤال مثبت است ولی با دو مثال نشان می‌دهم که این طور نیست: فرض کنید دو نفر با هم شرط کنند که اگر پلاک اولین خودرویی که از خیابانی خاص عبور کرد زوج پول اولی هزار تومان به دومی بدهد و اگر فرد بود دومی هزار تومان به اولی بدهد. عمل توصیف شده، هر چند شامل هیچ بازی‌ای نیست قمار محسوب می‌شود. به عنوان مثال دوم، دو کارگر ساختمانی را فرض کنید که مشغول ساختن دو دیوار برای کارفرمای خود هستند. اگر این دو شرط کنند که هر کس کارش را زودتر تمام کرد هزار تومان از دیگری بگیرد، قمار کرده‌اند و واضح است که فعالیت آن‌ها شامل بازی کردن نیست.

آیا معیار قمار بودن یک فعالیت فقط وجود یا عدم وجود شانس در آن است؟
جواب این سؤال ابتدا ممکن است مثبت به نظر برسد ولی با نگاهی عمیق‌تر خواهید دید که وجود شانس حداکثر می تواند شرط لازمی برای قمار بودن یک فعالیت باشد و نه شرط کافی چرا که در بسیاری از لحظات زندگی شانس در موفقیت ما دخیل شده است اما وجود شانس به تنهایی نمی تواند آنچه پیش آمده را تبدیل به قمار کند مثلا راننده‌ای که برای مسافرکشی در خیابان حرکت می‌کند ممکن است شانس بیاورد و مسافرهای زیادی نصیبش شود و یا برعکس روز را با بدشانسی به پایان برساند (که به وضوح مرتکب قمار نشده است).
قبل از آنکه به تفاوت اصلی قمار با فعالیت سالم اقتصادی بپردازیم لازم است شبهه ای که در رابطه با شانس در بازاریابی شبکه ای مطرح می شود را پاسخ گوییم:
شبهه: در بازاریابی شبکه ای آن چه موجب به سود رسیدن یا نرسیدن افراد می‌شود، فقط توانایی و پشتکار افراد است به نحوی که اگر بخواهد حتماً می‌تواند پس در این میان شانس دخالت ندارد.
شانس در بازاریابی شبکه ای وجود دارد اما نه فقط به خاطر "وجود یا عدم توانایی ذاتی افراد در بازاریابی" بلکه به دلیل زیر:
«در مباحث اقتصادی ثابت می شود که این سیستم دیر یا زود به اشباع می رسد.» به این حقیقت دو موضوع زیر را نیز اضافه می کنیم:
اولاً واضح است که تمامی مردم خریدار محصولات چنین شبکه‌ای و خواهان شرکت در آن نیستند و این که از بین افراد مختلف کدام‌یک علاقه‌مند به ورود به شبکه است و کدام‌یک نیست را بدون بررسی دقیق نمی‌توان فهمید و به طور کلی نیز نمی‌توان فهمید در یک مقطع خاص چند درصد مردم حاضر به عضویت در این شبکه‌ها هستند. به علاوه با گسترش اعضای شبکه، یافتن مشتری جدید مشکل می‌شود و ممکن است فردی که می‌توانست زیرشاخه کسی باشد، توسط دیگران جذب شده باشد. «اصلا بالقوه با چنین سیستم هایی مشکل دارند» که تعداد این افراد با افزایش آگاهی عمومی، احکام مراجع و مقررات قضائی و حکومتی متغیر بوده و افزایش می‌یابد(بازار کوچک می‌شود) و این موجب می‌شود بازار این سیستم‌ها سریع‌تر به رکود نزدیکتر شود.
ثانیاً هرچه تعداد ورودیهای شبکه بیشتر شده باشد، امید به سود برای اعضای جدید پایین‌تر می‌آید. این موجب می‌شود که همان‌ها هم که با چنین شبکه‌هایی خیلی مشکل ندارند، در ورود به شبکه احتیاط کنند. (اگر واقع بین باشیم هم اکنون نیز تاحدودی چنین شده است) و منجر به متغیرتر شدن زمان رکود سیستم می‌شود.
دو دلیل فوق معین نبودن زمان نسبی اشباع و عدم امکان تعیین آن را می‌رساند؛ چرا که عوامل فوق قابل اندازه‌گیری یا پیش‌بینی نیستند. پس فردی که می‌خواهد وارد شود نمی‌داند تا زمان اشباع نسبی چقدر فاصله دارد. اگر شانس بیاورد به موقع وارد شده و به اندازه کافی زمان دارد و گرنه قبل از آنکه بتواند برای اولین بار به سود برسد سیستم به اشباع نسبی خود رسیده و به قدری کند می‌شود که برای فرد ادامه کار مقرون به صرفه نخواهد بود. لذا آنها که می‌گویند شانس در این سیستم جایی ندارد در اشتباه هستند.
به بحث قبلی باز می‌گردیم که تفاوت اصلی قمار با یک فعالیت سالم اقتصادی چیست؟ مشخصه اصلی قمار این است که اگر کسی از راه فعالیتی که قمار است به سودی برسد منشاء آن سود ضرری است که فرد یا افراد دیگر کرده‌اند در حالی که منشاء سود در یک فعالیت سالم اقتصادی، یا بهره‌مندی از مواهب طبیعی است و یا منفعتی که شخص به دیگران رسانده است. کسی که مثلاً با برنده شدن در بازی شطرنج یا تخته‌نرد پولی از بازنده می‌گیرد نفعی به طرف مقابلش نرسانده و واضح است که لازمه رسیدنش به پول ضررکردن طرف دیگر بوده است. اما در مقابل فروشنده‌ای که به پول می‌رسد خریداری را به جنس مورد نیازش می‌رساند، معلمی که حقوق می‌گیرد مطالبی را به کسی آموزش می‌دهد، و راننده تاکسی به این دلیل کرایه می‌گیرد که مسافری را به مقصد می‌رساند.
در بازاریابی شبکه‌ای ثابت می‌شود، منشاء سود یک نفر، ضرر دیگران است. (برای حفظ یکپارچگی مطلب، این که چرا منشا سود یک نفر ضرر دیگران است را به دو صورت در انتهای مبحث اثبات می‌کنیم.)

تعریف قمار
از کنار هم قرار دادن آن‌چه ذکر شد می‌توان به این نتیجه رسید که قمار فعالیتی است که بین دو یا چند نفر انجام می‌شود و در آن افراد با رضایت قواعدی را می‌پذیرند که طبق آن در صورت رخ دادن وقایعی که ممکن است خود در آن نقش داشته باشند یا نداشته باشند، سرمایه‌ای بینشان رد و بدل می‌شود و کسی که برنده است منشاء سودش ضرری است که به بازنده یا بازنده‌ها رسیده است نه منفعتی که به کسی رسانده باشد و یا بهره‌ای که از نعمت‌های طبیعی برده باشد. افراد در این فعالیت‌ها شرکت می‌کنند زیرا در ذهن خود احتمال می‌دهند که وضعیت مطلوبشان رخ دهد و سرمایه دیگران به آن‌ها برسد. در سیستم‌های بازاریابی شبکه‌ای به سبک گلدکوئست و شرکت‌های مشابه اثبات می‌شود، سودافراد از ضرر دیگران بدست می‌آید.

فلسفه ممنوعیت قمار در اسلام
اکنون که وجه مشخصه قمار از فعالیت سالم اقتصادی بیان شد معنای آیه 91 سوره مائده نیز بهتر درک می‌شود که می فرماید: « شیطان می‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا خودداری خواهید کرد؟» عموماً وقتی کسی شاهد سود دیگری باشد در حالی که منشاء این سود ضرری بوده است که به وی رسیده است، در وی حالت کینه و دشمنی نسبت به آن که موجب ضررش شده به وجود می‌آید.
بنا بر دلایل ذکر شده می توان ادعا کرد بازاریابی شبکه‌ای نیز یک نوع قمار محسوب می شود. در بازاریابی شبکه‌ای به اعضا توصیه می‌شود مشتری‌های جدید را از بین دوستان و نزدیکان خود انتخاب کنند و نتیجه چنین روشی این است که عداوت و کینه‌ای که از نتایج قمار است در بین دوستان و نزدیکان به وجود می‌آید که از نظر اجتماعی لطمه بیش‌تری به جامعه وارد می‌کند. و چون اشباع پدیده‌ای حتمی است که در نتیجه بیش از 90% افراد ضرر می‌کنند، کسی نمی تواند ادعا کند: "نه! کسی ضرر نمی‌کند و عداوت و کینه ای ایجاد نمی شود"

اثبات این مطلب که در شبکه‌هایی مانند گلدکوئیست سود افراد از ضرر دیگران تأمین می‌شود.
دلیل اول:
هر فردی که وارد می‌شود در همان ابتدای ورود در ازای 860 دلاری که پرداخت نموده تنها یک سکة حداکثر 300 دلاری دریافت کرده و 560 دلار از کف داده است. وی برای جبران این 560 دلار با وارد نمودن اولین 3 به 3 به شبکه 250 دلار پورسانت دریافت داشته و هنوز 310=250-560 دلار ضرر کرده است و با وارد نمودن دومین 3 به 3 به شبکه 250 دلار دیگر نیزدریافت می‌داردوهنوز 60=250-310 دلار ضرر کرده است. یعنی تاکنون با وارد نمودن 12 نفر هنوز از ضرر خارج نشده است. پس باید یک 3 به 3 دیگر هم وارد کند تا برای اولین بار به سود برسد که این سود پس از وارد نمودن جمعاً 18 نفر برابر با 190=250+60- دلار می‌باشد.
حال فرض کنید شما وارد شده‌اید، برای آنکه خود ضرر نکنید باید 18 نفر دیگر را نیز وارد این شبکه کرده باشید،که در حالت بهینه (وقتی درخت متعادل باشد) از این 18 نفر، 10 نفر در سطح آخر قرار می‌گیرند (درخت متعادل، بهترین حالت برای آن است که زیر شاخه‌های شما پورسانت بیشتری گرفته باشند).
حال اگر بخواهید کاری کنید که آن 10 نفر سطح آخر هم ضرر نکنند باید زیر هر کدام از آنها 18 ورودی جدید دیگر نیز وارد کنید یعنی 180=18*10 نفر وارد شبکه می‌شوند که در حالت بهینه(درخت متعادل) از این 180 نفر 100=10*10 نفر در سطح آخر قرار گرفته که هیچ پورسانتی دریافت نمی‌نمایند.
و باز اگر بخواهیم کاری کنیم که فقط این 100 نفر ضرر نکنند باید مجدد زیر هر کدام 18 نفر جدید دیگر وارد کنیم و این یعنی باید 1800=18*100 نفر جدید وارد شوند که لااقل 1000=10*100 نفر آنها هیچ پورسانتی دریافت نمی‌کنند والی آخر... . ملاحظه می‌کنید برای جلوگیری از ضرر هر نفری که به تازگی وارد شده تعداد ضرر کرده‌ها 10 برابر می‌شود و این یعنی سود افراد از ضرر دیگران بدست می‌آید.

فروش اجباری جنسی با جنس دیگر
بگذارید با مثالی بحث آخر را شروع کنیم: فرض کنید در شهری تنها یک مغازة پنکه فروشی وجود داردکه این مغازه علاوه بر پنکه، جنس دیگری مثلا آباژور هم می‌فروشد که علیرغم کیفیت و قیمت خوب پنکه‌ها و فروش خوب آنها، آباژورهای وی خوب به فروش نمی‌رود. وی برای فروش آنها ایده‌ای به کار می‌برد. به این صورت که پکیج‌هایی شامل یک پنکه و یک آباژور درست کرده و اعلام می‌کند کسی نمی‌تواند پنکة تنها بخرد و باید به زور پنکه یک آباژور هم بخرد! اتفاقی که می‌افتد آن است که مردم یا باید از قید پنکه بگذرند و یا آنکه همراه با آن آباژوری که الزاماً نیازی به آن ندارند را نیز بخرند. به این کار در اصطلاح اقتصادی باندلینگ یا فروش کالا به زور کالای دیگر می‌گویند.
و اما در تجارت گلدکوئست، یک سکه داریم با ارزش واقعی 200 تا 300 دلار و یک جایگاه در شبکه؛ دقت کنید پورسانتی که به افراد داده می‌شود به خاطر جایگاه وی در شبکه است و به عبارتی آنچه مردم را مجاب به خرید سکه 300 دلاری به 860 دلار می‌کند ساختار شبکه و پورسانتی است که به جایگاه وی ممکن است تعلق بگیرد.کسی نمی‌تواند بدون خرید سکه فقط جایگاه در شبکه را بخرد و کسی هم نمی‌تواند بدون پرداخت 860 دلار فقط با پرداخت 200 تا 300 دلار تنها سکه را از خود شرکت بگیرد. چنین کاری قطعا غیراخلاقی می باشد. و اگر با عنایت به نیاز جامعه به کار مصداق عسر و حرج را پیدا نماید یعنی سکه به خاطر نیاز مردم به کار به جبر همراه جایگاه به فروش برسد تجارت از غالب صحیح خود خارج می‌گردد.واقعیت این است که سکه تنها پوششی بر بازیِ بدون ارزش افزودة آنها با پول است و به همین دلیل است که نمی توانند سکه و جایگاه را از هم جدا نمایند.

نظر مراجع در خصوص فعالیت این شرکت ها
بنا بر استدلالاتی شامل دلایل فقهی ذکر شده (و موارد مشابه دیگر) است که علمای اسلام فتاوایی مبنی بر حرام بودن و بطلان معاملات این سیستم‌ها داده‌اند که در ادامه به نقل نظر مبارک ایشان می پردازیم:
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) کسب در آمد از این شرکت ها را اکل مال به باطل و در آمد حاصل از آن را مجهول المالک می دانند و حضور در این گونه شرکت ها را جایز نمی دانند.
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به پرسشهای مقلدانشان در خصوص فعالیت شرکت های هرمی مانند نت ورک مارکتینگ یا وست ویژن یا گلد ماین، الماس و گلدکوییست و ... و شرکت در آنها(منبع: خبرگزاری شبستان ، دوشنبه ?? آبان ???4) آورده اند: معاملاتى شبیه گلدکوئیست و الماس صورت شرعى نداشته و اکل مال به باطل است و جایز نمى‌باشد، و آنچه را که از این طریق تحصیل کرده‌اید باید به صاحبان آن برگردانید و در صورت عدم امکان حکم مال مجهول‌المالک را دارد که در صورت دسترسى به صاحبش باید پول را به او برگردانید و در غیر این صورت با اذن حاکم شرع (بنابر احتیاط واجب) به فقیر صدقه بدهید؛ و دیگر بحث خمس مطرح نمی‌گردد.
ایشان در مورد سایت بازاریابی اینترنتی جدید ایرانی به نام وست ویژن، اینترناشنال کیش که هدف خود را احیای صنایع دستی و صنعت گردشگری اعلام کرده است و به طور وسیع به تبلیغات پرداخته است( به عنوان نمونه این شرکت با چندین پلاکارد و نوع خاصی راهپیمایی در روز جهانی قدس ضمن تبلیغ این شرکت که بزرگ نمایی نام شرکت در پلاکارد های آن توجه بسیاری را به خود جلب کرد) فرموده اند: فعالیت در شرکت های هرمی مانند گلدکوییست جایز نیست.
مقام معظم رهبری اجرای روش گلد کوییست توسط شرکت های ایرانی یا دولتی را بدون صورت شرعی، اکل مال به باطل و غیر مجاز دانسته اند.
گفتنی است شرکت گلدماین کالایی را به صورت سوری به افراد فروخته ومبلغی را به عنوان پیش قسط از خریدار دریافت می کند، بقیه اقساط نیز تنها با معرفی دو مشتری دیگر به شرکت و حق کمیسیون شرکت به خریدار اول پرداخت می شود و این عمل با هرکدام از دو مشتری ادامه می یابد تا هرم ادامه یابد.
همچنین سایر شرکت هایی که در این تحقیق نام برده شد مانند نت ورک مارکتینگ، وست ویژن، اینترناشنال کیش، الماس، گلدکوییست و ... نیز که تقریباً به همین صورت کلی این معاملات هرمی را انجام می دهند هرکدام تنها شکل و ظاهر کار را تغییر داده اند، مشمول این استفتا می شوند.
و بنابر گفته آیت‌الله مکارم شیرازی: «احیاناً اگر کسانی نادانسته پولی از این طریق به دست آورده‌اند چنانچه صاحبان آن را می‌شناسند به آنها برسانند یا لااقل به مالباخته‌های ردیف‌های آخر بدهند و اگر نمی‌شناسند به اشخاص نیازمند صدقه بدهند.»
آیت الله نوری همدانی نیز با تاکید بر حرمت همکاری با این شرکت‌ها آورده است: ""همکاری با شرکت مذکور حرام و اکل مال به باطل است و مبلغی که از این راه بدست آمده اگر صاحبانش را می‌شناسید باید به آنان مسترد نمائید و اگر نمی‌شناسید آن را به نیت صاحبان مال به فقیر صدقه بدهید."
آیت الله صانعی هم اینگونه فعالیت‌ها را اکل مال به باطل خوانده و در پاسخ به این استفتاء خودداری از آن را واجب دانسته و آورده‌اند: "با قطع نظر از اینکه اینگونه کارها اکل مال به باطل است و شبه قمار و برد و باخت پیشرفته در آن قوی می‌باشد بلکه ظاهرا چنین است، خودداری از آنها واجب می‌باشد و گناه مفاسدش به علاوه از گناه قمار بازیش به گردن گردانندگان و ساعیان و خریداران و فروشندگان می‌باشد و همچنین باید توجه داشت که این گونه اعمال موجب عدم رشد استعدادها بوده و باید از آن اجتناب نمود و به دنبال تلاش و فعالیت‌های اقتصادی از راه‌های مشروع رفت."
آیت الله فاضل لنکرانی با گسترده خواندن فعالیت‌ این شرکت در پاسخ به استفتائات رسیده به دفترشان آورده اند: ""در مورد شرکت گلد کوئیست و نظایر آن که اخیرا سئوالات مکرری از این دفتر شده و کثرت سئوالات دلیل بر فعالیت گسترده این شرکت‌ها از نظر کمی و کیفی است، اعلام می‌نمائیم که ارتباط با این شرکت‌ها هم به عنوان اولی حرام است و هم به عنوان ثانوی."
اما عنوان اولی: برای اینکه از مصادیق اکل‌ مال به باطل است که مورد نهی صریح در قرآن واقع شده و تحصیل پول از این طریق تمامی مفاسد اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی قمار را دارد.
اما عنوان ثانونی: برای اینکه راهی اختراع کرده‌اند تا ضمن سود سرشار و هنگفت، کشورهای دیگر مخصوصا مسلمانان را از نظر اقتصادی مورد تضعیف قرار دهند و ارزهای آنان را از کشورشان بیرون ببرند و افراد فعال را از فعالیت‌هایی که موجب ارتقا و رشد کشورشان است باز دارند و این عنوان ثانوی از نظر اهمیت بالاتر از عنوان اولی است؛ لذا فساد این گونه معاملات که بر هیچ فرد منصفی پوشیده نیست موکد حرمت آن می‌باشد و پولی که از این راه بدست می‌آید در صورتی که صاحبان آن معلوم نباشند باید تماما بر فقرا صدقه داده شو

  • ۰
  • ۰


معمولاً برای بسیاری از کسانی که با چنین شرکتهایی آشنا میگردند، این سوال مطرح میشود که اگر فعالیت چنین شرکتهایی، غیر شرعی است، چرا به آنها مجوز قانونی اعطا میشود؟

این سوال البته گاهی هم به صورت بهانه ای برای توجیه فعالیت این شرکتها در می آید.

نکته قابل توجه آنجاست که تلازمی بین حکم شرعی مجتهد و قوانین کشورها وجود ندارد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بر هر مکلف واجب است که حکم شرعی چنین فعالیتی را از مرجع تقلید خویش استفتاء نماید.

به تعبیر سامانه پاسخگویی دفتر آیت الله خامنه ای -مد ظله- :«داشتن مجوز قانونی در جمهوری اسلامی، دالّ بر جواز شرعی نمیباشد.»(سامانه پیامکی به شماره 30002020)

در رابطه با حکم مراجع عظام تقلید درباره بازاریابی شبکه ای، میتوانید از «طبقه یندی موضوعی» همین وبلاگ بازدید فرمائید.

  • ۰
  • ۰


یکی از مخاطبین وبلاگ با نام «یه آدم خوش شانس» تجربه ای را نقل کرده است:

من به واسطه یکی از دوستانم قرار بود وارد این کار شوم که خیلی تصادفی به وبلاگ شما برخوردمو خدارو هزار بار شکر میکنم.
من چندین دفه توی سایت لیدر استفتا فرستادم و حتی بعضی از این استفتائات رو به بالادستی خودم نشون دادم اما قبول نکرد.تااین که خودش یه متن آورد وگفت این رو بفرست.این رو رهبر تایید کردن.خداروشکر من اون متن رو فرستادم وبازم جواب استفتا همونای قبلی بود.
اینم کد پیگیری: 29a43e8eda067890d82a02ba951a4cbb
دلم میخواد همه ی دوستانم چشمشون رو باز کنن و بعد تصمیم بگیرن.


من(نویسنده وبلاگ) در این مطلب متن این استفتاء را در اختیار دوستان خود قرار میدهم:


سوال:

حضرت آیه الله خامنه ای

سلام علیکم

اینجانب در یک شرکت فروشنده انواع مواد غذایی و لوازم آرایشی و بهداشتی و ... کار میکنم که وظیفه اعضای آن ، بازاریابی و فروش محصولات غذایی این شرکت مانند چای و عسل و یکسری محصولات غذایی دیگر و همچنین محصولات آرایشی و بهداشتی است.فعالیت این شرکت دارای چند ویژگی خاص است:

۱-این شرکت دارای مجوز رسمی فعالیت در زمینه بازاریابی و فروش محصولات تحت عنوان Network Marketing(بازاریابی شبکه ای) از وزارت صنعت ، معدن و تجارت می باشد.

۲-این شرکت به جای اینکه درصدهایی از سود فروش محصولات را به واسطه های مختلف و مغازه داران بپردازد شیوه جدیدی را به کارگرفته که دادن سود به واسطه ها حذف شده و در این روش یک محصول مستقیما از کارخانه تولید کننده آن محصول برای بنده ارسال می شود و بنده وقتی بازاریابی میکنم اگر موفق به جذب مشتری شدم ، محصول را مستفیما به مشتری تحویل می دهم بدون اینکه مغازه یا چندین واسطه در کار باشد.

۳-بنده وقتی یک محصول را می فروشم درصدی از فروش این کالا مستقیما به بنده پرداخت می شود.

۴-این شرکت برای اینکه محصولات بدون واسطه به صورت مستقیم از کارخانه توسط بنده بازاریاب مستقیم به دست مصرف کننده برسد طرحی را به اجرا گذاشته تا هم بنده که قبلا بیکاربودم شاغل شوم و هم سود مناسبی کسب کنم.دراین طرح تا دوهدف : الف)فروش بیشتر محصولا ت خودشان ب)برای تشویق بنده به فروش بیشتر که نتیجه آن رسیدن سود بیشتر هم به بنده هم به شرکت می باشد اعلام نموده که بنده می توانم افردای را برای بازاریابی تشویق کنم و آنها هم مانند بنده شاغل شوند(وآنها نیز افرادی را برای بازاریابی تشویق کنند) و اگر موفق شدند بفروشند آنها هم مانند بنده درصدی از سود حاصل را از فروش را کسب نمایند.

۵-نکته مورد سوال اینجاست که اینجانب وظیفه دارم وقتی بازاریاب یا بازاریابانی را جذب کنم آنها را اولا طی جلسات متعدد و به صورت مستمر آموزش بدهم و در مورد کیفیت محصولات و نحوه بازاریابی و نحوه پاسخ دادن به سوالات مشتری و... آموزش بدهم و ثانیا به صورت مرتب و دوره ای با تماس یا پیامک یا ملاقات حضوری عملکرد آنهارا تفحص و رصد کنم و اگر موفق به فروش نشدندو مشکلی در کارشان دارند رفع اشکال نموده و در راه موفقیت و بازاریابی و فروش آنها را راهنمایی و کمک نمایم.این پیگیری ها و آموزش ها مستلزم صرف وقت زیاد و پرداخت هزینه شخصی می باشد که در مقابل این هزینه های من شرکت روشی را گذاشته که وقتی بازاریاب یا بازاریابان تحت پوشش بنده یک محصول را می فروشد علاوه بر سودی که معادل و مانند سود فروش بنده دریافت می کند ،سود کمتری هم به ازای هزینه های را که اینجانب صرف کرده ام به بنده می دهد.که این سود مطلقا از سود فرد بازاریاب تحت پوشش بنده کم نمی شود بلکه از محل سود شرکت است که برای تشویق بنده به فعالیت بیشتر و نیز برای جبران هزینه هایی که صرف نموده ام به اینجانب پرداخت می نماید.

۶-تکرار و تاکید می نمایم سودی از محل فروش بازاریابان تحت پوشش اینجانب به بنده پرداخت می گردد به هیچ وجه از سود سایر بازاریابان کم نمی شود و این سود اضافه را که درصد کمتر از سود فروش مستقیم خودم می باشد شرکت پرداخت می کند تا بنده هم تشویق به ادامه کار و فعالیت بیشتر شوم و هم هزینه هایی که کرده ام جبران شود.

۷-سوال بنده از حضرتعالی این است که این دو نوع سودی که بنده از شرکت دریافت می نمایم(سود مستقیم و سود حاصل از فروش سایر بازاریابان) آیا حلال است و مشکل شرعی دارد یا خیر؟

با تشکر از حضرتعالی


پاسخ:

به طور کلی بازاریابى شبکه‌اى صورت شرعی ندارد و این قبیل موارد باید بر اساس قوانین مصوّب مجلس شورای اسلامی و مورد تأیید شورای محترم نگهبان باشد و در صورت نبود قانون مصوب مجلس و مورد تأیید شورای محترم نگهبان، مشروعیت آن ثابت نیست.


* جهت اطمینان از صحت این مطلب، کد پیگیری را اینجا(سایت مقام معظم رهبری) وارد کنید.

ساخت وبلاگ | ساخت وبلاگ | دانلود رمان عاشقانه | اپلود عکس | سئو | خرید بک لینک | خرید بک لینک دائمی | بک لینک ارزان | بک لینک | بک لینک انبوه | بک لینک دائمی |بک لینک در سیستمهای وبلاگدهی | بک لینک در وبلاگها | بک لینک رایگان | بک لینک رنک دار | بک لینک قوی | بک لینک موضوعی | بک لینک وبلاگ رنک دار | رپورتاژ آگهی |خرید بک لینک سایتهای رنکدار | خرید بک لینک قوی | خرید بک لینک های موضوعی | خرید بک لینک ارزان | خرید بک لینک انبوه | فروش بک لینک | بک لینک پیچ رنک بالا | اف سی بی چت | ابتین ساپورت | مکس نیوز|گلچین 98 |فان گپ|ماهان چت|چت توپ|نانسی چت|نوز چت|شیدا چت|نم نم چت|چت نشین |دروغ چت|ایران پولار|پیچک چت|اسکای پاتوق|افسون چت|محبت چت|عشق 200|باکس نیوز|پارسا گپ|دیانا مووی|نووا گیم|پی فور فیلم|سنا چت|چت ققنوس چت روم|چت روم|چت روم| خرید ساعت کاسیو | علی چت | جوک 19 | پایگاه خبری سهامدار نیوز | وایبر سافت | آنتیک موزیک | غزاله چت | الاله چت | ایف بلاگ | خرید بک لینک | آپلود عکس و فایل | فانیا | تلگرام موزیک | اتو چت | بیست اندروید | ظاهر چت | رویا طرح | زرنا نیوز| امگا چت | طنز بازار | شلیل چت | محیا چت | درهاج چت | اراد چت | چت ایمیل | | دانلود فیلتر شکن |دانلود تلگرام جدید|گروپ چت|دانلود رمان جدید نودهشتیا|دانلود سریال ایرانی طنز|خرید ساعت مچی|هاست ارزان | خرید هاست|طراحی سایت در تبریز|دانلود رمان|خرید کانکس مسکونی|کسب درآمد|ثبت شرکت|ثبت شرکت در کرج|قالب وبلاگ|طراحی سایت در کرج|آنالیز وب سایت|خرید اینترنتی ساعت مردانه پلیس|خرید ارزان پاوربانک|قاصدون|خرید ژل امیزشی|باما چت|تایتان چت | چت شلوغ|دانلود فیلم ایرانی با لینک مستقیم|جملات زیبا از بزرگان | جملات مفهومی|دانلود کلیپ خارجی|عکس هنرمندان|اخبار حوادث|مجله زیبایی بانوان|مجله اینترنتی مد|والپیپر های زیبا|دانلود فیلم ایرانی|دانستنی های پزشکی|مدل مانتو اسپرت|جملات عاشقانه | عکس های عاشقانه|جوک | اس ام اس خنده دار|اس ام اس مناسبتی|جوک|دانلود برنامه آشپزی اندروید|دانستنی های جنسی | آموزش روابط زناشویی|مجله تفریحی و سرگرمی|جملات عارفانه| جملات درمورد خدا|دکوراسیون داخلی ایرانی|دانلود آهنگ ایرانی غمگین|دانلود نرم افزار اندروید جدید|دانلود عکس بازیگران زن خارجی|بیوگرافی بازیگران ایرانی | عکس بازیگران ایرانی|آموزش طراحی سایت|دانلود بازی اندروید دخترانه|موزیک ویدیو جدید ایرانی|دانلود عکس دختر ایرانی|طراحی سایت در تبریز|دانلود آهنگ ایرانی|فیس باران|سایت ماشین|آبادان نیوز|الوان وب|دانلود اهنگ جدید|بیت کوین|گالری مدل لباس کودک|فال و طالع بینی|دانلود نرم افزار|دانلود رایگان نرم افزار|تعبیر خواب|زیست پلاس|دانلود آهنگ جدید ایرانی| تهران چت | چت تاپ ناپ | آرال چت |