بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


رفتارهای عجیبی که به فرهنگ جهانی تبدیل شدند
شهردار جدید تهران یا کارگزارانی است یا اتحاد ملتی!
توضیح نعمت‌زاده درباره داشتن 18 پتروشیمی
هشدار رئیس سیا درباره روابط مسقط با تهران

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهر گلدکوئست استرالیا» ثبت شده است

گلد کوئست یکی از زیر مجموعه های شرکتی است به نام کوئست اینترنشنال . دفتر اصلی کوئست اینترنشنال در هنگ کنگ است. در بین اعضای هیأت مدیره ی این شرکت خبری از ایرانی ها نیست؛ آن ها عمدتاً از اهالی کشورهای جنوب شرقی آسیا اند. برخی معتقد اند که این شرکت به محافل صهیونیستی وابسته است، گرچه نمی توان در این باره اظهار نظر قطعی کرد. کوئست اینترنشنال خود را یک شرکت فراملیتی می داند و در برخی از کشورها نمایندگی ها یا دفاتری دارد. در میان این کشورها خبری از کشورهای توسعه یافته نیست. فی المثل شرکت مزبور در ایالات متحد، فرانسه، آلمان و کلاً قریب به اتفاق کشورهای توسعه یافته نتوانسته جایی برای خود دست و پا کند. عمده ی کسانی که به عضویت این شرکت درآمده اند از کشورهای جنوب شرقی آسیا، آسیای میانه، افریقا و امریکای لاتین بوده اند. به رغم پراکندگی جغرافیایی کشورهای مذکور، می توان وجوه اشتراکی نیز در آن ها یافت: 
  • 1. زیرساخت های توسعه نیافته ی اقتصادی و صنعتی
  •  2. ساختار بیمار اداری
  •  3. تبعیض، فقر و فساد فزاینده

گلد کوئست کار خود را مبتنی بر بازاریابی ‌شبکه‌ای می داند. شما محصولی را از شرکت می خرید و سپس خود شروع به یافتن مشتری برای شرکت می کنید و در قبال جذب تعداد معینی مشتری از شرکت حق واسطه گری (پورسانت) می گیرید. محصولات کوئست اینترنشنال عمدتاً جنبه ی لوکس دارند. معمولاً در اقتصاد کالاها را به دو گروه عمده تقسیم می کنند: کالاهای اساسی و کالاهای لوکس. کالاهای اساسی آن هایی اند که برای گذران زندگی ضروری اند: سرپناه؛ پیراهن و شلوار و کت و کفش و کلاه؛ نان و روغن و برنج و... قس علی هذا. کالاهای لوکس دقیقاً در تقابل با کالاهای ضروری قرار می گیرند. بدین ترتیب کالاهایی لوکس به شمار می آیند که در زندگی ضروری نیستند، بل که انسان ها به آن ها احساس نیاز می کنند. این نیاز یک نیاز واقعی نیست، بل که نیازی کاذب است. کار تبلیغات هم ایجاد همین احساس نیاز است. عمده ی اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر کالاهای لوکس است و برای این که بازاری پیدا شود و تقاضا افزایش یابد تا اصولاً عرضه ای بتواند صورت گیرد، به ضرب و زور تبلیغات در افراد احساس نیاز را بیدار می کنند. پروپاگاندیست ها برای ایجاد احساس نیاز روی جاذبه های کالاها مانور می دهند. این جذابیت ها عمدتاً در ضعف های بشری ریشه دارند. در جامعه ی مصرف زده ی سرمایه داری این ضعف های بشری ست که بر انسان ها حکومت می کنند. وگرنه انسان فطرتاً در حالتی از استغنا نسبت به اشیا به سر می برد و نیازی ندارد که با مصرف هرچه بیش تر به خود هویت ببخشد و قوام وجودی خود را در گرو تعلق فزاینده به کالا و مصرف آن بیابد. مگر آن رسول رحمت- علیه و علی آله صلوات والسلام- نفرمود:« کُلُ شَیءٍ فَضَلَ عَنْ ظِلِ بَیتٍ و جِلْفِ الْخُبْزِ وَ ثَوْبٍ یواری عَوْرَةَ الرَّجُلِ وَ الماءِ لَمْ یکُنْ لِابنِ آدَمَ فیهِ حَقٌ» . گلد کوئست هم جلوه ای از جلوات نظام سرمایه داری و انسان حریص و طماعی ست که مقتضای ظهور بورژوازی ست. اگر صفحه ی اول کاتالوگ معرفی گلد کوئست را دیده باشید سخن ام را تصدیق خواهید کرد. بنای کار گلد گوئست تحریک ضعف های بشری ست. کالاهایی که گلد کوئست می فروشد همین جنبه را دارند: سکه ی طلا، ساعت، اقامت در هتل و ... همگی از همین اصل پیروی می کنند. روال کار بدین منوال است که شما کالایی لوکس را از گلد کوئست می خرید و بدین ترتیب وارد شبکه می شوید. شبکه از مجموعه ای از گره ها تشکیل می شود که به هم متصل اند و این نقاط اتصال مانند سیناپس های عصبی عمل کرده و ارتباط بین اعضای شبکه را ممکن می سازند. فی المثل در شبکه های رایانه ای، هر رایانه یک گره است. در شبکه ی توزیع مواد مخدر، هر یک از توزیع کننده ها یک گره است. در گلد کوئست هم هر کسی که کالای شرکت را بخرد تبدیل به یک گره می شود و در ازای افزودن به تعداد گره ها ی شبکه حق واسطه گری( پورسانت) دریافت می کند. در گلد کوئست به ازای هر تعادل سه به سه که شکل می گیرد 250 دلار به فرد می رسد. به این اعتبار و فقط به این اعتبار، گلد کوئست محق است که کار خود را بازار یابی شبکه ای بخواند. اما باید گفت که اصولاً بحث درباب این که گلد کوئست بازار یابی شبکه ای ست یا نه بی مورد است. بر فرض که گلد کوئست بازار یابی شبکه ای( آن هم از نوع فرد اعلا!) باشد، چه دردی از بی شمار درد های اقتصاد بیمار ایران را دوا می کند. گلد کوئست و کلاً فعالیت اقتصادی از نوع گلد کوئست، نه تنها دردی از درد های ما را دوا نمی کند، بر ضعف و فترت این تن رنجور نیز می افزاید. اقتضای گسترش فرهنگ گلد کوئستی تضعیف فرهنگ تولید گرایی،کار خلاقانه و توسعه ی زیر ساخت های اقتصادی و اداری ست. 


برگرفته از پایگاه دانشنامه رشد

بر اساس تعریف، قانون، شرکت‏های هرمی را شرکت‏هایی عنوان کرده‏است، که بنای آن‏ها بر جذب افراد و انسان‏ها باشد. یعنی پورسانتی بر اساس تعداد افرادی که جذب شده‏ اند، می‏پردازند. این مشخصه خاص شرکت‏های هرمی است.
گروه اقتصادی برهان؛ شرکت های هرمی فرقه ای کوییست به عنوان بزرگترین شرکت هرمی فعال در ایران در طول 10 سال اخیر با دروغ گویی و بهره گیری از تبلیغات فریبنده توانسته است تعداد قابل ملاحظه‏ایی از جوانان بیکار و حتی شاغل و به خصوص دانشجویان و شهرستانی‏های جویای کار را به عضویت فرقه‏ای خود در‏آورد.این شرکت بیش از 5/4 میلیون نفر از جمعیت فعال ایران را آلوده فعالیت نا سالم خود ساخته و بالغ بر 8 هزار میلیارد تومان از سرمایه های ایران را از کشور خارج کرده است.نکته قابل تامل در این میان شباهت های ناگزیری است که میان این شرکت هرمی فرقه ای با عرفان حلقه وجود دارد که همگی در راستای کسب منافع صهیونیسم بین المللی است.
 
یکی از فرقه‌های بزرگ عرفان کهکشانی که متأسفانه با مجوز رسمی وزارت ارشاد در ایران مشغول به فعالیت است، مکتبی است به نام عرفان کیهانی یا عرفان حلقه که نوعی مرجع‌گرایی کیهانی در این مسلک الحادی بروز نموده است. البته جهت بومی سازی و ایجاد پوشش ظاهری با عناوین رحمانیت عام الهی عجین گشته است و تا حدی جلو رفته که در اکثر استان‌های کشور دارای دفتر بوده و کلاس‌های آن در شهرهای مختلف برگزار می‌شود. طبق بررسی‌های انجام شده، این فرقه در 10 نقطه از دنیا مانند آلمان، ترکیه و مالزی و ... دفتر نمایندگی دارد.
 
آن‌چه در این مسلک الحادی بیان می‌شود دارای شاخصه‌ای است که الحاد آن بسیار مستتر می‌باشد و از همین روست که در ادامه نوعی تلفیق با اهداف صهیونیسم در آن مشاهده می‌شود. در این میان، شرکت هرمی فرقه‌ای کوئست، با شعار کمک به بشریت و حل مشکلات اقتصادی جوامع در عصری که چپاول و شعار توسعه‌ی غربی نیاز مالی را در تمام کشورهای در حال توسعه به عنوان یک اصل، متوهم کرده با یک ساختار اقتصادیِ هرمی پا به عرصه‌ای نهاد که هرچند جملات ارزشی و مردمی کمک به هم‌نوعان پوشش اصلی این اهداف در نظر گرفته شده بود اما هر آن‌چه در اهداف و گزاره‌های جذب افراد در این شبکه مشاهده می‌شود چیزی جز هدف‌گرایی مطلق در جهت رسیدن افراد به مطامع دنیاطلبانه‌ی افراطی خویش نیست و اگر از نوع‌دوستی نیز کلامی به میان می‌آید در جهت ارضای حسی است که فرد خود را بازدارنده‌ی معنویت نبیند.
 
حرارت و اشتیاق سوزاننده‌ای که در فعالان کوئست وجود دارد همان تجمل تبلیغ شده در رسانه‌های غربی و الگوهای داخل شبکه است، این معنا و ‌مفهوم توسط آموزش‌های کیهانی به شدت تقویت شده تبدیل به یک مسلک و رویه‌ی ذهنی می‌شود. آن‌جا که فرد به علت مشکلات بسیار برای وصول به اهدافش دچار چالش می‌شود؛ آن‌جا که هرم کوئست فقط می‌تواند جواب‌گوی مطامع بالاسری باشد، همان منش و دیدگاه ‌عرفان کهکشانی است که به فرد می‌گوید مشکل از درون توست و تو خود را اصلاح نما تا به اهدافت برسی و این به معنی ایجاد چالشی درونی است که فرد را مجاب می‌کند در شبکه باقی مانده و خود را به اهداف سوزاننده‌ای که به آن‌ها متعهد شده، برساند.
  
آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند. فرد در یک سیکل تربیتی و روانی خود را باعث هر آن‌چه هست و کائنات را مرجع حیات و خوشبختی خود می‌یابد تا هر آینه کوئست از هر عیب و نقصی مبرا شده و توقفی در توسعه‌ی هرم انسانی او ایجاد نشود و در ادامه به دنبال این توسعه، تفکر الحادی کیهانی نیز توسعه یابد.
 
از آن‌جایی که رسالت صهیونیسم تزلزل در اهداف گوناگون و حتی حذف خدای ایشان است و با توجه به توطئه‌های گوناگون هم‌چون تبلیغ سکولاریسم و پولورالیسم دینی، مهم‌ترین حربه برای این تغییر، ایجاد ادیان جایگزین می‌باشد.پس از کابالا که به دلیل ریشه‌های شیطان‌پرستی حتی با حضور و اقبال ستاره‌های هالیوود در شرق توفیقی نیافت، صهیونسم با دامن زدن و توسعه‌ی عرفان کهکشانی که گزاره‌های آن با ادیان اساطیری، هندو، بودا و اوپانیشادها همگونی دارد سعی در جایگزینی و توسعه‌ی این مسلک در شرق نموده است که از آن جمله می‌توان به چاپ، تکثیر و آموزش این نوع تفکر در قالب فیلم «راز» و کتاب‌هایی هم‌چون «حکایت و راز شاد زیستن» و صدها عنوان کتاب در پوشش روان‌شناسی موفقیت، نام برد.
 
گمان می‌رود هر آن‌چه در چند سال اخیر به عنوان سمینار موفقّیت و کتب روان‌شناسی موفقیت ـ یا فیلم راز که اتکای آن ضمیر، ذهن، روان و کائنات می‌باشد، ـ منتشر شده یا در جهت تبلیغ این مسلک الحادی بوده و یا مقوّم آن و نمی‌توان این هجمه‌ی همه جانبه را یک اتفاق ساده فرض نمود. هرچند گزاره‌های عرفان کیهانی که هم اکنون در ایران به صورت‌های گوناگون و در پیچیده‌ترین حالت در فعالیت‌های هرمی مشاهده می‌شود به صورت بومی شده و به ظاهر منطبق با اسلام در حال گسترش است و اساساً این تفکر به گونه‌ای است که جز الحاد و اومانیسم عرفانی، چیز دیگری را دامن نمی‌زند.
 
«توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالک‌شان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده سازی برنامه‌های‌تان دارد. تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»
 
این جملات بخشی از پروتکل 9، علمای صهیونی است که سال‌ها پیش نگاشته شده است. همان‌گونه که در نگاه اول هم مشهود است پیاده کردن چنین اهداف شیطانی آن هم در مقیاس جهانی به هیچ عنوان کار راحتی نیست و با موانع بسیاری روبه‌روست. از آن‌جا که مهم‌ترین هدف صهیونیسم حکومت بر مردم دنیا و تحت کنترل درآوردن آن‌هاست و از طرفی روح آزادی‌خواه هر انسانی جز با حکمرانی ذات اقدس اله سازگاری ندارد. به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین مانع صهیونیست، آموزه‌ها و انگاره‌های دینی مردم در سراسر دنیاست.
 
بدون هیچ توضیحی کاملاً مشخص است که اسلام به دلیل داشتن کامل‌ترین آموزه‌های الهی، امروز به عنوان جدی‌ترین مانع صهیونیسم به شمار می‌رود که اوج آن در ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پدیدار گشته، با توجه به این‌که نیاز به دین و داشتن معبود، یک نیاز عمیق درونی هر انسانی است، هر حکومتی تا برای این نیاز پاسخی برای توده‌ی مردم نداشته باشد، قادر نخواهد بود بر آحاد مردم حکومت کند.
  
«باز تعریف از مفاهیم اساسی دین در اذهان مردم» جزءلاینفک برنامه‌های صهیونیسم در رسیدن به حکومت جهانی بوده و خواهد بود. یقیناً این باز تعریف باید به گونه‌ایی همه پسند باشد به طوری که سختی‌های دین را نداشته و از طرفی فرد را از لحاظ مادی و روانی آن‌گونه تأمین کند که دیگر دلیلی برای بازگشت به دین اصیل خویش نیابد! این راه‌حل را سال‌ها پیش بت‌پرستان مشرق زمین یافته‌اند...!

  

در این میان با توجه به پیشینه‌ی ایجاد ادیان دروغین توسط امپریالیسم جهانی و به خصوص صهیونیسم، جدیدترین آموزه‌هایی که در حال حاضر در اقصی نقاط جهان پس از کابالا – که همان عرفان یهود می‌باشد – مطرح است، عرفان کهکشانی است. توضیحاتی که در ادامه مطرح می‌شود همگونی و همسانی مفاهیمی را مدنظر قرار می‌دهد که دشمن قسم خورده‌ی اسلام و بشریت، جهت از هم گسیختگی افکار و اذهان جوانان از آن استفاده می‌نماید.
 
فصل مشترک و نقطه‌ی انطباق کوئست با عرفان کیهانی و آن‌چه هرم اقتصادی کوئست را به الحاد صهیونیستی متصل می‌کند نیاز نسل جوان به سعادت و خوشبختی متوهم شده و تبلیغ شده‌ی غربی است که هر آینه بر طبل دنیاگرایی می‌کوبد. آن‌چه فصل انطباق این دو امر می‌باشد، نقیصه‌ی هرم است. آن‌جا که فرد نمی‌تواند از این ابزار استفاده کند تا به آرزوهایش برسد و مأیوس می‌شود، بینش کیهانی مقابل دیدگان او قرار می‌گیرد و شعار «فرمانبردارم سرورم» از کائنات او را سرمست می‌نماید، لذا گزاره‌های عرفان کهکشانی از همان ابتدای تکثیر هرم برای افراد به عنوان یک نگرش و باور جمعی تبلیغ می‌گردد تا همواره هیچ ایراد و نقیصه‌ای به کوئست که ابزار و بستر تکثیر این الحاد است، وارد نشود. بدین ترتیب هر ایراد و عدم موفقیت از خود فرد است و کائنات همواره از ذهن فرد دستور می‌گیرند و معنی این که «اگر می‌خواهی به سعادت برسی ذهن و باور خود به کائنات را بالا ببر تا آن‌ها فرمانبردار تو شوند.» فرد در یک دور باطل قرار گرفته، هر روز چیزی جز الحاد کهکشانی را زمزمه نمی‌کند.
 
این دور به تکثیری دامن می‌زند که جز تزلزل در باورهای دینی چیزی به همراه ندارد و این همان هدف صهیونیسم است و در این جایگزینی که فرد رجوع کائنات را جایگزین رجوع به خداوند می‌کند الحادی پدید می‌آید که باعث تقدس کوئستی می‌شود که منادی کائنات مقدس است. بدین‌گونه نسل جوان مورد حمله‌ی صهیونیسم در لایه‌های پنهانی جنگ نرم قرار گرفته‌اند./انتهای متن/

(برگرفته از پایگاه تحلیلی - تبیینی برهان)
تهران موزیک
طراحی چت روم