بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

کلمات کلیدی

اسامی شرکت های هرمی

شرکت های هرمی چیست

شرکت های هرمی دارای مجوز

شرکت های هرمی بیز

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی مجاز

شرکت های هرمی گلد کوئست

رتبه بندی شرکت های بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی پنبه ریز

شرکت های هرمی در ایران

بازاریابی شبکه ای بیز

بازاریابی شبکه ای بادران

نظر مکارم شیرازی در مورد بازاریابی شبکه ای

سایت رسمی مقام معظم رهبری

کلاهبرداری شرکت بیز

حکم شرعی بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای وزارت صنعت

بازاریابی شبکه ای تکسو

بازاریابی شبکه ای پنبه ریز

آیا بازاریابی شبکه ای قانونی است؟

نظر شورای نگهبان در مورد بازاریابی شبکه ای

قانون بازاریابی شبکه ای در مجلس

رشته تحصیلی بازاریابی شبکه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در فنی حرفه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در دانشگاه های ایران

بازاریابی شبکه ای فنی و حرفه ای

بازاریابی شبکه ای در سازمان فنی حرفه ای

بادران

دانلود کتاب فقه و بازاریابی چند سطحی + pdf

بازاریابی شبکه ای چیست

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شرکت های هرمی پنبه ریز» ثبت شده است


زمان: 41:38

جهت دانلود قسمت پنجم مستند کلیک کنید.

  • .


زمان: 46:36

جهت دانلود قسمت چهارم مستند کلیک کنید.

  • .



جهت دانلود قسمت سوم مستند کلیک کنید.

  • .


زمان: 32:13

جهت دانلود قسمت دوم مستند کلیک کنید.

  • .


مستند شوک: درباره شرکتهای هرمی


 خودتان شباهات ها و تفاوت ها را مقایسه کنید.

 

جهت دانلود قسمت اول مستند کلیک کنید.

 

 
  • .


دلایل نامشروع بودن شرکت های هرمی

دلایل نامشروع بودن شرکت های هرمی

نویسنده: آیت الله جعفر سبحانی

نخست باید ماهیت این شرکت تبیین گردد و سپس به بیان حکم شرعی آن پرداخته شود. رایج ترین صورت آن این است که شرکتی تشکیل می شود مثلا به نام «شرکت آفتاب» کسی بخواهد به عضویت این شرکت درآید باید برگی را از این شرکت به قیمت خاصی مثلا یک هزار تومان بخرد و در آن برگ اسامی پنج نفر به ترتیب نوشته شده است مثلا: 
1- زید 2- عمرو 3- بکر 4- عدی 5- خالد
نفر اول همراه با شماره حساب بانکی است. 
پس از خرید این برگ باید سه کار انجام دهد: 
اولا: مبلغی مثلا یک هزار تومان به حساب نفر اول که شماره حساب بانکی دارد واریز کند. 
ثانیا: یک هزار تومان مثلا به حساب بانکی شرکت که گرداننده این امور است نیز واریز نماید. 
ثالثا: همه مدارک را با پست سفارشی به آدرس شرکت که عضویت آن را پذیرفته است بفرستد. و در انتظار بنشیند که پاسخ شرکت به او برسد. 
وقتی پاسخ شرکت به وی رسید چنین خواهد بود که چهار برگ برای این عضو ارسال می شود و در آن برگ ها همان اسامی پنجگانه ذکر شده ولی اسم نفر اول حذف گردیده و اسم این عضو در رتبه پنجم قرار گرفته است و طبعا افراد دیگر نیز یک رتبه پیش افتاده اند. 
پس از رسیدن این چهار برگ باید این عضو تلاش کند هر یک از این برگ ها را به فرد دیگری که مایل است عضویت شرکت را بپذیرد بفروشد در این صورت هر یک از این چهار عضو که خریدار 4 برگ شدند باید راهی را که عضو نخست پیموده است بپیمایند یعنی هر برگی را مثلا به قیمت یک هزار تومان از عضو اول بخرند (در این صورت با فروش هر چهار برگ به 4 هزار تومان کلیه هزینه هایی که عضو اول انجام داده بود تامین می شود بلکه چیزی نیز افزون باقی می ماند). 
سپس هر یک از این چهار عضو مبلغی را مثلا هزار تومان به حساب نفر اول لیست خود واریز می کنند و مبلغی نیز مثلا هزار تومان به حساب شرکت که اشراف بر این کارها دارد نیز واریز می نمایند سپس هر کدام کارهایی را که صورت داده به وسیله پست سفارشی برای شرکت ارسال می کند در این صورت هر یک از این چهار نفر که هر کدام سه هزار و اندی هزینه کرده باید ناچار بسان عضو نخست منتظر باشد که پاسخ شرکت به او برسد. 
آنگاه که جواب رسید برای هر یک از این چهار نفر بسته ای که حاوی 4 برگ دیگر است ارسال می شود که در آن برگ ها یک نام دیگر از نام این عضو دوم در ردیف پنجم و نام عضو نخست در ردیف چهارم قرار گرفته است و باید هر یک از این چهار نفر که در عرض هم می باشند 4 برگ ارسالی را به 4 نفر بفروشند و خریدار جدید علاوه بر این که مبلغی را باید به عنوان خرید بپردازد دو مبلغ دیگر را نیز باید هزینه کند مبلغی را برای فردی که در رتبه اول لیست فروش قرار دارد و مبلغی را نیز برای شرکت واریز نماید سپس همه رسیدهای بانکی خود را برای شرکت ارسال نماید و در انتظار پاسخ بنشیند. 
در این صورت خواهیم دید که تعداد کسانی که به وسیله عضو اول عضویت پذیرفته اند 4 نفر و کسانی که به وسیله اعضای ردیف دوم عضویت یافته اند به شانزده نفر خواهد رسید. 
سپس این شانزده نفر که علاقه مندند عضویت شرکت را بپذیرند باید هر یک کارهای پیشین را انجام دهند یعنی پس از خرید برگ به قیمت هزار تومان دو کار دیگر نیز انجام دهند یکی واریز مبلغی به حساب فرد رتبه یک لیست خود و دیگری برای شرکت سپس مجموع فیش ها را برای شرکت بفرستند و در انتظار پاسخ باشند. طبعا نتیجه پاسخ ارسال 64 برگ برای 16 نفر خواهد بود که برای شرکت 64 عضو جدید بیابند و هر یک از این 64 نفر علاوه بر خرید برگ دو کار دیگر را انجام دهند و فیش های بانکی را برای شرکت ارسال کنند و منتظر نتیجه باشند طبعا نتیجه این خواهد بود که برای این 64 نفر 256 برگ خواهد آمد که خواهان عضویت این تعداد است. 
هرگاه آن 64 نفر توانستند (256 =4 * 64) 256 برگ را بفروش برسانند و کارهای پیشین را تکرار کنند قطعا برای هر یک از این نفرات 4 برگ خواهد آمد که مجموع برگها 1024 (4 * 256) برگ خواهد بود. در این مرحله عضو نخست به تدریج از رتبه پنجم به رتبه اول ارتقا یافته و از هر یک از این 1024 نفر یک هزار تومان بلاعوض دریافت خواهد کرد. و در نتیجه مالک یک میلیون و 24 هزار تومان خواهد بود (1000 * 1024) بدون این که دیناری ضرر ببیند بلکه آنچه را هزینه کرده بود با فروش چهار برگ تامین کرده و در نهایت این مبلغ هنگفت را مالک شده است. و به همین ترتیب اگر عضویت پیش برود عضو دوم نیز پس از عضو اول مالک این مبلغ خواهد شد و همچنین اعضای دیگر به سان عضو اول بدون هزینه کردن چیزی مالک آن مبلغ خواهند شد. 
این است واقعیت این شرکت که نامش همه جا را پر کرده و در حقیقت خواب و خیالی است که جهانخواران می خواهند از این طریق جیب خود را پرکرده و جیب ملت های فقیر را خالی کنند زیرا قطع نظر از ادله شرعی که این نوع شرکت را حرام می داند خیالی بودن آن را با ارقام ریاضی روشن می کنیم. 
عضو نخست در صورتی مالک این مبلغ می شود که اعضای ردیف نهایی شرکت به 1024 نفر برسد ولی عضوهای چهارگانه که همگی در رتبه دوم قرار دارند اگر امکان تملک این مبلغ برای آنها باشد باید اعضای ردیف نهایی به چهار هزار و نود و شش نفر (4096 =4 * 1024) برسد و همچنین اعضای ردیف سوم که همگی در یک رتبه قرار دارند (16 نفر) اگر امکان تملک این مبلغ برای آنها شد باید اعضای ردیف نهایی شرکت به 16386 نفر (6 * 4096) برسد و همچنین اعضای ردیف چهارم که همگی در یک رتبه اند (64 نفر) زمینه تملک این مبلغ بستگی دارد که تعداد اعضا به 5536 نفر (4 * 16386) برسد و اگر اعضای رتبه پنجم که تعداد آنها 256 نفر است بخواهند مالک چنین مبلغی شوند باید تعداد اعضا به 262144 نفر برسد (4 * 65536) . 
و در محاسبات تجاری چنین احتمالی با صفر مساوی است و چگونه این شرکت می خواهد همه اعضا به چنین مبلغی برسند در حالی که احتمال تملک مبلغ یادشده حتی برای نخستین عضو بسیار بعید است. 
و لذا گفته شد این نوع شرکت افسانه ای بیش نیست و هرگز نمی تواند در دل جامعه به صورت منطقی جایی باز کند جز این که اعضای نخست بدون محاسبات ریاضی فریب وعده های توخالی را می خورند و مبالغی را خرج می کنند. 
تاکنون ماهیت شرکت بیان شد اکنون به حکم شرعی آن می رسیم. 

دلایل نامشروع بودن این شرکت : 

1- کار و تولید اساس اقتصاد اسلامی است 

اقتصاد اسلامی براساس کار و تولید استوار است نه بر بخت و شانس. پیامبر گرامی (ص) فرمود: «آن کس که بار زندگی را بر دوش دیگران بیندازد از رحمت خدا دور است» . (1) 
از احادیث اسلامی استفاده می شود تولید اساس زندگی اسلامی است. امام صادق (ع) می فرماید: 
«من در برخی از اراضی مزروعی خود کار می کنم و عرق می ریزم با این که کسانی هستند که برای من کار کنند ولی من عملا می خواهم بگویم خدایا من دنبال روزی حلال هستم و من دوست دارم که مرد در طلب روزی زیر آفتاب سوزان ناراحت شود» . (2) 
در احادیث اسلامی کشاورزان گنج های خدا در روی زمین معرفی شده اند آنجا که امام صادق (ع) می فرماید: 
«الزارعون کنوزالله فی ارضه» . 
«کشاورزان گنجینه های خدا در روی زمینند» (3) 
امام در فرمان خود به مالک اشتر صنعتگران را مورد توصیه قرار می دهد و درباره آنان چنین می فرماید: 
«فانهم مواد المنافع و اسباب المرافق» 
«آنان ریشه های سود و وسیله استراحت مردم می باشند.» (4) 
و در مبارزه باتنبلی و دست روی دست گذاردن و انتظار کمک از دیگران نکوهش های زیادی وارد شده که فقط به یک حدیث اکتفا می کنیم. پیشوای هفتم امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید: 
«ان الله لیبغض العبدالنوارم وان الله لیبغض العبدالفارغ» (5) 
بنابراین این نوع شرکت ها اگر در جامع ریشه بدواند نتیجه این می شود که افراد با کاغذ بازی و بخت آزمایی در فکر درآمد بوده و کار و کوشش را تعطیل کنند. نه کشاورزی رواج پیدا می کند و نه صنعت و نه ابتکار در علم و دانش. 
چگونه می توان چنین اقتصادی با اقتصادی اسلامی تطبیق کند. و در پایان بحث خواهیم گفت شبیه این نوع بخت آزمایی در میان عرب جاهلی رواج داشته و در قرآن از آن به نام ازلام» یاد شده است. 

2 ـ مبنای اقتصاد اسلامی 

اقتصادی اسلامی بر اساس این است که تجارت با اسباب عادی و عقلایی که پیوسته در میان عقلا رواج داشته پیش برود و هر نوع درآمدی را بر اساس امور واهی و باطل باشد حرام و غیر مشروع اعلام فرموده است چنان که می فرماید: 
(یا ایها الذین آمنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم) 
«ای افراد باایمان اموال یکدیگر را به باطل (از طریق نامشروع) نخورید مگر این که تجارتی با رضایت شما انجام گیر» . (6) 
ظاهر آیه این است که تملک اموال دیگران باید براساس تجارت انجام گیرد و اگر بر غیر آن اساس شد نوعی اکل مال به باطل است. 
ممکن است گفته شود انسان از طریق هبه مالک هدیه می شود پاسخ آن این است که هبه از مقوله تجارت نیست بلکه یک نوع تکریمی است به بستگان و دوستان در حالی که شرکت های هرمی با گستردگی عظیم خود رنگ تجارت به خود گرفته و ادعا می کند که می خواهد مردم را از این طریق ثروتمند کند.

3 ـ چنین خرید و فروشی غرری است 

محدثان اسلامی از رسول گرامی (ع) نقل کرده اند آن حضرت از هر نوع داد و ستد غرری نهی کرده است و لفظ حدیث این است که «نهی النبی عن بیع الغرر» (7) و غرر در لغت به معنی خطر است و اگر هم به جهل تفسیر می شود به خاطر این است که جهل سبب خطر می گردد. چه معامله ای پر خطرتر از این که افراد در خرید این برگها هزینه می کنند در حالی که طبق محاسبات ریاضی رسیدن به آن هدف عالی (1420000 تومان) جز یک احتمال مثبت در مقابل هزاران احتمال منفی نیست. 

4 ـ حکم قمار 

روح این کار نوعی قمار و برد و باخت است که در حقیقت مبلغی را خرج می کند به امید آن که مبلغ گزافی نصیب او گردد. شگفت این که در دوران جاهلیت صورتی از این قمار وجود داشته که از آن به «ازلام» تعبیر می کردند و قرآن کریم در آیه ای به آن اشاره کرده و می فرماید: 
(یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر والانصاب والا زلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضا فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون) (8) 
«ای کسانی که ایمان آورده اید شراب و قمار و بتها و ازلام (= نوعی بخت آزمایی) پلید واز عمل شیطان است از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. شیطان می خواهد به وسیله شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد آیا (با این همه زیان و فساد و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد» . 
قرآن کریم در آغاز سوره مائده آیه 3 آنجا که محرمات الهی را می شمارد و می فرماید: «حرمت علیکم...» به این مساله نیز اشاره می کند که: «..وان تستقسموا بالازلام» «برشما حرام شده است قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه های تیر مخصوص بخت آزمایی» جریان از این قرار بود: 
ده نفر با هم شرط بندی می کردند و حیوانی را خریداری و ذبح نموده سپس ده چوبه تیر که روی هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در کیسه مخصوصی می ریختند و به صورت قرعه کشی آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون می آوردند هفت چوبه تیر به نام هر کس می افتاد سهمی از گوشت برمی داشت و چیزی در برابر آن نمی پرداخت ولی آن سه نفر که تیرهای بازنده را دریافت داشته بودند باید هر کدام یک سوم قیمت حیوان را بپردازند بدون این که سهمی از گوشت داشته باشند. این چوبه های تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن «قلم» ) می نامیدند. (9) اسلام خوردن این گوشت ها را تحریم کرد نه به خاطر این که اصل گوشت حرام بوده باشد. بلکه به خاطر این که جنبه قمار و بخت آزمایی دارد و می فرماید: (وان تستقسموا بالازلام) روشن است که تحریم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حیوانات ندارد بلکه در هر چیزی انجام گیرد ممنوع است و تمام زیانها و فعالیتهای حساب نشده اجتماعی و برنامه های خرافی در آن جمع می باشد. 

5 ـ مایه نزاع و جدال در جامعه است 

قرآن مجید یکی از علل تحریم شراب و قمار را این می داند که در جامعه دشمن پرور و موجب ستیزه جویی است اکنون با توجه به همین مطلب در رسانه ها می بینیم پرونده هایی در قوه قضائیه مطرح است که همگی مربوط است به شرکت های هرمی که بسیاری از آنان فریب سراب را خورده و تصور کرده اند که به آب خواهند رسید. 

6 ـ حقیقت یکی است شیوه های مختلف 

اکنون برای جلب مشتری شیوه کار را عوض کرده مساله الماس فروشی را مطرح می کنند که اگر کسی الماسی را بخرد و ضمنا 4 مشتری معرفی کند برای او پاداش چنین و چنان خواهد بود در حقیقت الماس بهانه است و حقیقت همان است که از این طریق افراد را برای عضویت جلب کرده و همگی در انتظار بخت و شانس باشند. 
بنابراین هر چه هم شیوه شرکت را عوض کنند روح شرکت همان است که گفته شد. 

7 ـ ریشه در خارج 

بسیاری از این شرکتها به ظاهر ایرانی است و گردانندگان با چهره های دینی مشغول کارند و از این طریق مردم را فریب می دهند که کاملا شرکت ایرانی و دینی است اما پشت سر آنان قدرتها و یا شرکتهای خارجی هستند که از این طریق می خواهند سرمایه شرکت را به خارج منتقل کنند و فقر را برای ما به ارمغان بیاورند. 

8 ـ ورشکستگی کشوری که مجوز داده بود 

پیش از ما کشورهای دیگر این کار را تجربه کرده و جز ورشکستگی چیزی نصیب آنان نشده است از قرار اطلاع کشور آلبانی یکی از این کشورهاست که برای تاسیس این شرکتها مجوز صادر کرد چیزی نپایید که با شورش مردمی روبرو شد و همگان احساس کردند که اقتصاد کشور در سراشیب نابودی است و دولت کنار رفت و دولت دیگر تشکیل گردید و مجوزها را ابطال کرد. 
با توجه به آنچه گفته شد هیچ فرد مسلمانی نباید دست به چنین کار آلوده بزند و دنیا و سرای دیگر خود را پایمال سازد. 

پی نوشت:

1 ـ ملعون من القی کله علی الناس. وسائل الشیعه ج 12 ص.37 
2 ـ انی احب ان یتاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشه. وسائل الشیعه ج 12 ص 23 حدیث 7 و8 
3 ـ وسائل الشیعه ج 12 ص 25 باب.10 
4 ـ نهج البلاغه بخش نامه ها نامه 53 
5 ـ وسائل الشیعه ج 12 ص 36 ـ 37 
6 ـ نسا29 
7 ـ غرالی اللالی: 248 2 ح 17 وسائل الشیعه: 12 باب 40 از ابراب آداب التجاره ح.3 
8 ـ مائده 90 ـ91. 
9 ـ مجمع البیان ج 3 ص 244 تفسیر آیه 3 سوره مائده.

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی - 13/10/1388
  • .

* ابن مطلب از پایگاه اطلاع رسانی بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.


امروز در حال مطالعه برخی مقالات قدیمی در مورد شرکت های هرمی بودم که به یک مقاله به نام ”راز جذابیت های کوئست” رسیدم. با خواندن آن متوجه شدم که چقدر حرفای آن به اوضاع حال حاضر بازاریابی شبکه ای شبیه هست. وقتی کامل دقت میکنیم متوجه میشیم فقط اسم و پلن درآمدی عوض شده ولی تفکرات همان تفکرات هرمی می باشد.

نا خودآگاه یاد جمله ای در قرآن افتادم که خداوند عزوجل مکررا می فرمایند ” اینها نشانه هایی است برای قومی که می اندیشند ” . حال شاید ما با این رفتار و تقلید های کورکورانه تفاوتی با افراد دوران جاهلیت نداشته باشیم چون آنها از ترس اینکه به عذاب خدایان مصنوعی خود گرفتار شوند به خود اجازه نمی دادند فکر کنند چگونه میتوان از خدایی که ساخته دست خود آنهاست توقع حمایت و محافظت داشته باشند . حال ما هم از ترس اینکه منفی شویم و مبادا با تفکرات منفی آرزوهای خود را بر باد دهیم به خود اجازه فکر کردن و مطالعه درباره چگونگی کار خود را نمیدهیم و هرچیزی را جز نتورک، حاشیه و مانع رسیدن به آرزوها و آمال خود میدانیم ، غافل از اینکه آرزوها و کاستی های زندگی ما ابزاری شده است برای کسانی که بدلیل رسیدن به سودهای خود ما را به بردگی ذهنی بگیرند.

ای کاش می توانستیم بجای آرزوها به راه درست رسیدن به آنها فکر کنیم.

متن مقاله مذکور را در زیر برای شما عزیزان قرار میدهم:

راز جذابیت‏های کوئیست!

باورسازی به حضور در «بهشت کوئیست» و معرفی آن به عنوان تنها بستر موجود برای رسیدن افراد به آرزوهای باور نکردنیشان یکی از اصلیترین اقدام‌های فعالان کوئیست جهت ارایه‌ی توضیح (پرزنت) و جذب افراد به کوئیست میباشد.

در جریان برنامهریزی جهت تغییر افراد، آن‌چه باعث و تنها وارث موفقیت در زندگی مردم می‌باشد، کوئیست است و کوئیست تنها شغل موفق و تنها راه رسیدن هر فرد به موفقیت نامیده میشود و کار به جایی میرسد که کوئیست مقدسترین واژه برای فعالان این حوزه  میشود و ارکان فعال در آن ارکانی هستند که باید ضمن تابعیت و الگو شدن حتی در بعضی رفتارها مورد تقدیس قرار گیرند و این از آن‌جا ریشه میگیرد که فرد پس از طی مراحلی، کوئیست را مرجع تمام نیازهای برآورده شده‌ی خود میداند.

وقتی از طرفی کوئیست تنها راه رسیدن فرد به اهداف باشد و از طرف دیگر فرد همه‌ی مشکلات را از خود ببیند و اگر هر نقصی را – حتی اگر در کار باشد- با تلقین از خود براند، فرد هر روز در پی آرزوهای خود به تنها راه سعادت و خوشبختی میپردازد که آن کوئیست است و چون دیگر نمیتواند از ذهن و پروردههای خود فرار کند در جبری روانی رو به سوی تغییر نگرش خود آورده، همان را میاندیشد که کوئیست به او منتقل میکند و این در حالی است که ذهن اولین قدم در تغییر آن‌چه اعتقاد نامیده میشود را برداشته و ذهن و اعتقاد او آن را می‌طلبد که کوئیست میطلبد.
برای جذب و تشکیل یک سازمان بر اساس آن‌چه عرضه میشود، جامعه‌ی هدف انتخاب می‌گردد. آن‌چه در کوئیست ارایه میشود به غیر از سکه، ساعت و … تفکری است که آن را به پیش میبرد. تفکری که ضمن برانگیخته کردن نیازها و رویاهای مادی که در بعضی مواقع از حد توان فرد بالاتر است مفاهیمی را دنبال میکند که هر لحظه به فرد این مسأله را القا می‏کند که میتواند آقای عالم شود و به هر چیز که میخواهد مسلط شده و به همه چیز برسد. این عصاره‌ی هیجانی، مقصدش نسل جوان جامعه و هر آن کسی است که نیازهای مضاعف او و توهم عقبماندگی اقتصادیش در وی عقدهها و مشکلات فراوانی ایجاد کرده است.
«افزایش روز افزون رقابت به منظور پیش افتادن در زندگی از سویی و نابسامانیهای اقتصادی از سوی دیگر مردم را سرخورده و افسرده میکند و بدین ترتیب نفرت آن‌ها نسبت به مقام‌های عالیرتبه‌ی اداری، مذهبی و سیاسی اوج میگیرد. طلا به عنوان وسیلهای برای ارضای نیازهای مردم مورد توجه واقع میشود، ظرفیت مردم به مرز انفجار میرسد و برای قیام آماده میشوند. قیام مردم برای کسب ثروت است نه گسترش خوبی‌ها؛ زیرا این قیام از نفرت منعبث میشود. به بیان دیگر نفرت طبقه‌ی محروم از طبقه‌ی ممتاز جامعه، موجب قیام میگردد. قشرهای پایین جوامع غیریهودی در پی رهنمودهای ما برضد طبقه‌ی ممتاز به پا میخیزند و سرانجام با حریفمان یعنی علمای غیریهودی بر سر قدرت به نبرد میپردازند.»
این جملات بخشی از پروتکل شماره‌ی 5 دانشوران صهیون است. لذا پی‌گیری و گرایش افرادی که دارای ویژگیهای خاص، رویاها و نیازهای مادی و روحی هستند اصلیترین عناوین گزینشی جهت ارایه‌ی توضیح (پرزنت) و جذب به کوئیست میباشند که در آموزش‌ها به اعضا تدریس میشود.
جذابیت ناشی از رسیدن افراد به تمام اهدافی که در طول عمر خود آرزوی آن را داشتند و حل همه‌ی مشکلات در کنار وجود یک فرصت که حال کوئیست برای او ایجاد نموده است شرایطی ایجاد میکند که فرد با تصویرسازی آرزوهایش شروع به بالا بردن هیجانات خود می‌نماید. تمرکز بر این اهداف و غرق شدن در آن‌ها هیچچیزی جز هدف و تصویر لذتبخشِ رسیدن به آن‌ها را برای فرد باقی نمیگذارد تا در شرایطی ویژه فرد برای اولین بار در زندگی خویش احساس رسیدن و ثروتمند شدن را چون خوابی شیرین هر آن، تجربه نماید.
حمایت بالاسری؛ گزارههای حمایت جهت تقویت روحیه، عزت و باور به آینده، هم هدفی و تعهد به رساندن است. او هم‌چنان افرادی را که در کنار خود میبیند که برای ورودش تلاش می‌کنند و همواره از آن‌ها میشنود که ما متعهدیم تا تو به آرزوهایت برسی، او تاکنون تنها بوده و نه تنها کسی به خواستههایش توجه نمیکرده خود نیز باوری برای رسیدن به آرزوهایش نداشته و بدینگونه فرد هیجان زده با اطمینان بیش‌تری به آینده‌ی خود مینگرد و فارغ از چرایی ورود و این‌که چرا بدینسان بالاسری از او حمایت میکند و این‌که چگونه تا قبل از ورود او به این سیستم از او حمایتی نمیشده هر روز وابسته به بالاسریهای خود آیندهای شیرینتر از عسل برای خود تصویر میکند و هیچ جایی جز کوئیست را ملجأی رویاهای خود نمیداند.
نقطه‌ی عطف این هیجان، خشونت و انکاری است که جهت وابستگی مطلق برای هر فرد به کوئیست به وجود میآید. آن‌چه فرد در گذشتهاش از خودِ خود مشاهده میکند بیچارگی، بدبختی و سر وکلهزدن با مشکلات و ضعف و تأثیرپذیری از آن‌ها بوده است و حال در توهمی آشکار آیندهای درخشان برای او با کوئیست به وجود آمده است و مظهر همه‌ی خوشبختیها و آرزوهای وی کوئیست است و فارغ از هر آرزوی مشروع و نامشروع، این کوئیست است که ملجأی تحقق تمام آرزوهای وی میباشد.
اکنون او آماده‌ی اولین قدم الحادی میباشد، تذکر هر روزه و تلقین آن‌چه هدف خوانده می‌شود، تأکید و تبیینی است که فرد را به خلسهای فرو میبرد که فاقد هرگونه خلاقیت و نگاه نقادانه است و دیگر کسی را یارای بیرون آوردن آن نیست. او دیگر هیچ اختیاری از خود ندارد و همواره در پی آرزوهایی است که از تکرار مکرر آن جز آن را نمیتواند ببیند و جز آن را طلب نمیکند.
در پروتکل شماره‌ی 5 دانشوران صهیون آمده است: « هیچ خطری بالاتر از ابتکار و خلاقیت فردی نیست. به ویژه اگر خلاقیت با هوش همراه باشد. کاری که از یک فرد مبتکر بر میآید، از میلیونها آدم عامی بر نمیآید، از این رو باید تعلیم و تربیت غیریهودیان را در جهتی سوق دهیم که قوه‌ی ابتکار از دانشآموزان گرفته شود و نطفه‌ی خلاقیت در ذهن آن‌ها خفه گردد.»
گزارههای الحادی با تعریفی ویژه از خلاءها و هیجانات به‌وجود آمده کمال استفاده را میبرد و با نفوذی روان‌شناسانه و مرموز هم‌چون ویروسی که هنوز فعال نشده در جای جای ذهن و روح فرد جای میگیرند. در قدمهای پیشرو گزارههای عبادی و پرستشی و هم‌چنین گزارههای نگرشی و جهانبینی ایجاد شده مورد نقد و بررسی قرار خواهند گرفت.
او هر روز به دعا، نیایش و مسلکی نو گرویده میشود و زانو زده رو به آسمان میکند و از تصویر آن‌چه او را مست نموده لذت میبرد. شکر آن‌چه به دست نیاورده آرامشی به او میدهدکه هیجان رسیدن را بالا میبرد. آن‌چه در تصویر ذهنی او به‌وجود آمده عقده‌ی جدیدی را ایجاد میکند که مراسم شکرگزاریش آتش به جان او میزند که زبانههایش تا اعماق وجودش رامی‌سوزاند. در این حال او هر روز مراسمی را انجام میدهد که بار دیگر گزارهای از نیازهای انسانی او را که همان نیاز به پرستش است، ارضا میکند تا در حرکتی الحادی و در مسلکی شیطانی نیاز به پرستش با مراسم ویژه‌ی عرفان کهکشانی ارضا و جایگزین شود.
هیجان به اوج خود رسیده و هر روز تکرار میشود و او وابسته‌ی آن تصویری است که برای خود قائل شده است. بالاسری کسی است که او را هدایت میکند و ملجأی تمام اضطراب‌های ناشی از طول زمان نرسیدن به اهداف است. رهبر (لیدر) بالاسری و تصویری که خود برای خود ایجاد کرده تا از گذشته‌ی خفتبار خویش رها شود اکنون هر روز او را میزند و تحقیری دیگر برای او به‌وجود میآورد تا رهبر (لیدر) بالاسری در جهت خواسته‌های خویش او را حرکت دهد.
چَشم از او میخواهد تا او را به تصویری که خود برای خود ساخته برساند. سیکل نیاز روحی او در حال تکمیل است. به جهت فطری او نیاز به تبعیت از کسی را دارد، حال او تبعیت از کسی میکند که قرار است وی را به همهچیز برساند. چَشم به کسی میگوید که راهبر اوست.
هیجان رسیدن به اهداف، دیدگان او را از همه‌ی غرورها و شخصیتها کور میکند. او از چاله به چاهی افتاده که خود سازنده‌ی آن است و این است جهنم کوئیست.

* پژوهشگر : گروه اقتصادی برهان/ فاطمه اسماعیلی
  • .