بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


تصویب اعطای تسهیلات به 87 طرح تولیدی استان
استقرار گروه های رصد هلال ماه شوال در ارتفاعات استان سمنان
قدردانی مسئولان از شبکه استانی دنا
حال و هوای روزه داران در آستانه عید فطر+گزارش

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رتبه بندی شرکت های بازاریابی شبکه ای در ایران» ثبت شده است

* این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای

 

 

در معبدی گربه‌ای وجود داشت که هنگام مراقبه راهب‌ها مزاحم تمرکز آنها می‌شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد در زمان مراقبه‌ها، یک نفر گربه را گرفته و در انتهای باغ به درختی ببندد. سال بعد استاد بزرگ درگذشت، گربه هم مرد. شاگردان استاد، گربه‌ای گرفتند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند و با این کار یاد استاد را زنده نگاه دارند. این روال سال‌ها ادامه پیدا کرد و یکی‌از مراحل مراقبه در آن آیین شد. چند نسل بعد، استاد بزرگ آن معبد رساله‌ای چهارصد صفحه‌ای نوشت درباره اهمیت، فواید متافیزیک و فلسفه بستن گربه در هنگام مراقبه!
حال این شده است حکایت نحوه عملکرد برخی تیم‌های به اصطلاح بازاریاب شبکه‌ای قانونی، که این جمله ورد زبان اعضا و رهبرانشان است: «نپرس چرا، بگو چطور»!

اگر با این صنعت آشنا هستید و احساس نوستالژی نسبت به جمله قبل دارید، بگذارید چند مورد دیگر هم بیان کنم تا عیش‌مان تکمیل و لبخند بر لبان‌مان جاری شود:
«محصول بهانه است»!
 »
کار پاره‌وقته و زمانت کاملا در اختیار خودته

 »نیاز به سرمایه‌گذاری یا هزینه نداره
 »
بدون ریسک و ضرر
» 
رئیس نداری

«می‌تونید در هرجایی که دلتون می‌خواد کار کنید
 »
به کمپانی‌ات غیرت داشته باش
«توی نت‌ورک یا دانشمند می‌شی یا پول درمیاری»!
« اون کتاب رو نخون آبجکشنه

 »کمیته هنوز درک نت‌ورک رو نداره
روزی من نیز به این جملات و شعارها عقیده داشتم، نخندید، Feel Felt Found نمی‌زنم، من هم بازاریاب هرمی بودم و فکر می‌کردم به واسطه مجوز‌دار بودن کمپانی، درحال انجام بازاریابی شبکه‌ای هستم!
تا زمانی‌که از زاویه‌ای دیگر به این جمله مجددا اعتقاد پیدا کردم: «توی نت‌ورک یا دانشمند می‌شی یا پول درمیاری!» به این دلیل که بعد از یک انقلاب درونی تصمیم گرفتم درباره این صنعت مطالعه‌ای دقیق کنم، مطالعاتی که منجر به کشف و تالیف سیستم بازاریابی شبکه‌ای استاندارد شد، متوجه شدم اگر فردی با اصول بازاریابی شبکه‌ای استاندارد آشنا شود و همچنین ریشه‌های استراتژی‌های هرمی را بفهمد، دیگر نه عقلش و نه وجدانش اجازه نمی‌دهد از طریق رویه‌های هرمی القا شده توسط گادفادر‌های هرمی با پوششی قانونی کسب درآمد کند.
باید اعتراف کرد که طرح‌ها و استراتژی‌های هرمی به‌واقع درآمدزا هستند و هرکس باوری غیر از این داشته باشد، قطعا باید در انگاره‌های خود تجدیدنظر نماید. می‌توان به جرات گفت صد‌ها روش وجود دارد که با توسعه شبکه‌ای از افراد موجب ایجاد درآمد می‌شود اما تمام بحث برسر میزان پایداری این درآمد و همچنین هزینه‌ها و بهایی است که افراد و جامعه برای ایجاد آن درآمد می‌پردازند. به قطع، رویه‌های هرمی و شبه‌هرمی در راستای ایجاد منفعت، ضربه‌های سنگینی بر مشارکت‌کنندگان در این رویه‌ها و همچنین بدنه اقتصاد، اجتماع و حتی خانواده‌ها وارد می‌آورد. درصورتی‌که بازاریابی شبکه‌ای استاندارد با صرف کمترین منابع، بیشترین و پایدار‌ترین بازدهی را ایجاد کرده و کمکی بزرگ به اقتصاد، اجتماع و خانواده‌ها می‌کند. حال بار مسئولیتی بردوش خود می‌دانم و تصمیم دارم تا یافته‌هایم را جزبه‌جز با شما در میان بگذارم تا به یاری پروردگار، دست در دست هم فرهنگ صحیح این تجارت شگفت‌انگیز را ترویج کرده و از اشاعه بیش‌ازپیش کج‌روی‌های هرمی جلوگیری کنیم. از فردا در همین بخش حقایق تکان‌دهنده‌ای را با شما در میان خواهم گذاشت.
hamid.farzi@ gmail.com

 

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


روزی روزگاری در قرن هجده میلادی (چیزی در حدود صد و چهل سال پیش) چند شریک روس تصمیم گرفتند تا دوچرخه‌های تولیدی خود را با روش جدیدی به‌فروش برسانند، به این شکل که هر فرد می‌توانست به‌جای پرداخت 50روبل بابت خرید دوچرخه، با پرداخت10 روبل و معرفی 4 خریدار دیگر صاحب دوچرخه شود. شاید این شرکا نمی‌دانستند تنها حدود چهل سال بعد جناب آقای چارلز پونزی با این ایده پایه‌گذار نخستین سیستم سرمایه‌گذاری هرمی می‌شود و بیست سال بعد از آن نخستین شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای سالم در میان انبوهی از شرکت‌های هرمی غیرمجاز پا به عرصه تجارت‌های قانونی می‌گذارند. بگذارید ابتدا تعریفی علمی از بازاریابی شبکه‌ای و سیستم‌های هرمی ارائه دهیم:

بازاریابی شبکه‌ای یا بازاریابی چند سطحی، تجارتی آزاد است که به موجب آن افراد می‌توانند به واسطه یک شرکت کارگزار مجاز با تشکیل شبکه‌ای چند سطحی متشکل از مصرف‌کنندگان و بازاریابان به روند توزیع کالا و خدمات تولید‌کنندگان کمک کرده و در ازای هرفروش یا ثبت سفارش توسط خود یا هر یک از اعضای شبکه خود، طبق یک طرح سوددهی تصویب شده، کارمزد دریافت کنند. سیستم هرمی، یک طرح تجاری ناپایدار است که به شرکت‌کنندگان در طرح، وعده پرداخت مبالغی در ازای جذب شرکت‌کنندگان دیگر را می‌دهد، بدون اینکه با سرمایه‌های جذب‌شده سرمایه‌گذاری حقیقی صورت پذیرد یا حقیقتا تجارت بر پایه فروش کالا بنا شده باشد. اگر بخواهم ساده‌تر بگویم نام این تجارت به‌خوبی گویای حقیقت آن است، یک نام دو سیلابی متشکل از «بازاریابی» و «شبکه‌ای»، یعنی افراد فعال در این تجارت، بازاریابان شبکه‌ساز خواهند بود، به‌راستی حذف هر یک از این دو کلمه در عمل مشکلات بسیار زیادی به بار خواهد آورد.
اگر در طرحی افراد تبدیل به شبکه‌سازانی شوند که پس‌از خرید حجمی از کالا صرفا درپی ایجاد شبکه‌ای از به اصطلاح مصرف‌کنندگان یا سرمایه‌گذاران شبکه‌ساز دیگر باشند، قاطعانه می‌توان گفت که راه و روش طرح‌های هرمی فاجعه‌بار را در پیش گرفته‌اند، حتی اگر در این بین کالایی رد و بدل شود و شرکت کارگزار دارای مجوز باشد.
حال آنکه پیروی از خط و مشی بازاریابی شبکه‌ای سالم و استاندارد بسیار بسیار سودآور‌تر و همچنین در بلندمدت پایدار‌تر است.
* بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به‌واقع تجارتی تیمی و شراکتی بدون نیاز به پرداخت هزینه‌ای هنگفت، نیازمند میانگین سه ساعت کار در روز ، بی نیاز به فعالیت در مکان یا زمان خاص  است. این صنعت بر پایه ارائه کالا و خدمات واقعی با قیمت‌هایی منصفانه بنا نهاده شده است و به هیچ‌وجه موجب متضرر شدن افراد نمی‌شود. بازاریابی شبکه‌ای استاندارد افراد را تشویق به تحقیق و مطالعه کرده و با آگاهی افراد قدرت می‌گیرد؛  باعث رشد و رونق اقتصادی شده و کاملا مطابق با قوانین و دستورالعمل‌هاست و برای رشد و توسعه نیازی به جو‌سازی و ایجاد توهم وتعصب کاذب نداردو صد‌ها تفاوت و مزیت دیگر نسبت به روند‌های هرمی و شبه‌هرمی.
سوال: اگر چنین است و روند استاندارد از همه جهات بهتر، تکثیر پذیرتر و پرسود‌تر از روند‌های شبه‌هرمی است، پس چرا برخی از راهبران ارشد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجاز ایران و برخی دیگر کشور‌ها به‌جای سیستم شبه‌هرمی و دور زدن پیاپی قوانین و آیین‌نامه‌ها، روند استاندارد را اجرا نمی‌کنند؟
یک روز صبر کنید و فردا در همین صفحه پاسخ این سوال مهم را بیابید.
hamid.farzi@ gmail.com

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در مطلب روز گذشته دیدیم که صرفا مجوزدار بودن یک شرکت دلیلی بر صحیح بودن روند تیم‌های آن شرکت نیست، کاملا امکان دارد تیم‌های شرکت‌های قانونی انحراف پیدا کرده و روندی شبه هرمی را اجرا کنند. همچنین بخشی از مزایای بازاریابی شبکه‌ای استاندارد را تشریح کردیم و سوالی کلیدی مطرح شد:

 اگر چنین است و روند استاندارد از همه جهات بهتر، تکثیرپذیر‌تر و پر سود‌تر از روند‌های شبه هرمی است، پس چرا برخی از راهبران ارشد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجاز ایران و برخی دیگر کشور‌ها به‌جای سیستم شبه هرمی و دور زدن پیاپی قوانین و آیین‌نامه‌ها، روند استاندارد را اجرا نمی‌کنند؟
پاسخ: «جهل، ترس، تعصب، لذت» موانعی هستند که انسان‌ها برای تغییر با آن روبه‌رو می‌شوند، بعد از توضیحات بیشتر درخواهید یافت، در شرایط قانونی و در بستر بازاریابی شبکه‌ای سالم، پیاده‌سازی روند‌های شبه هرمی همانقدر مضحک است که فردی در میان تابستان برای شرکت در مسابقه دو با پالتو و شال گردن حضور یابد در حالی که کیف چرم و چتری در دست دارد. همه این ابزار و پوشش‌ها برای شرایط و مکانی کاربرد دارند که با تغییر آن شرایط باید تغییر کرد. حال یک یا چند عامل از موارد ذکر شده می‌تواند مانع از تغییر شود. برای مثال راهبری ممکن است صرفا مهارت و آگاهی نسبت به سیستم‌های هرمی داشته و روند استاندارد برایش مجهول باشد. یا اینکه سازمانی بر پایه آموزه‌های شبه‌هرمی بنا کرده و از تغییر در روند آن ترس دارد. گاهی هم برخی راهبران تعصبی کور‌کننده نسبت به آموزه‌های خود دارند و در آخر عده معدودی هم از مطرح شدن به عنوان یک سنبل هرمی لذت می‌برند و حتی هنوز به فعالیت‌های خود و اربابانشان در شرکت‌های هرمی افتخار و آن را تبلیغ می‌کنند.
جالب است بدانید تقریبا تمام کشور‌هایی که در آنها بازاریابی شبکه‌ای سالم، قانونمند و مجاز اعلام شد، با این چالش مواجه شدند که عده زیادی از راهبران سیستم‌های هرمی با باز شدن فضای قانونی بازاریابی شبکه‌ای بدون درک تفاوت‌ها و دریافت آموزش‌های جدید به این صنعت هجوم آورده و مشکلاتی به وجود آوردند. برای مثال ایالات متحده آمریکا بیش از 15 سال درگیر ایجاد قوانین محدود‌کننده به همراه آموزش و فرهنگ‌سازی برای جلوگیری از ترویج روند‌های هرمی در بدنه بازاریابی شبکه‌ای سالم بود، که نهایتا بسیاری از کشور‌ها با استفاده از تجربیات موفقیت‌آمیز این کشور موفق به مهار این پدیده در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر شدند.
در ایران نیز با تمهیدات کاملا هوشمندانه و علمی کمیته نظارت بر بازاریابی شبکه‌ای، این آسیب روبه بهبود است.
حال برای اینکه بدانیم مفاهیمی مانند: سطح پرزنتور، آفیس، تیم فالو، استراتژی خرید، فالو ایمانی، اعتبار داغ و... به چه معناست و از کجا، در چه شرایطی و به چه دلیل وارد سیستم‌های هرمی شده و چطور پس از آن به روند‌های شبه‌هرمی شرکت‌های مجاز انتقال پیدا کردند، باید تاریخچه تحولات این صنعت را کمی دقیق‌تر بررسی کرد. آنگاه کشف‌های جالبی رخ می‌دهد.
بگذارید از آمریکا شروع کنیم، شرایطی را تصور کنید که شرکتی را به دفعات در مطبوعات و رسانه‌ها به عنوان کلاهبردار معرفی می‌کنند، شرکتی هرمی که تنها دفتر رسمی آن در یکی از کشور‌های آسیای شرقی واقع شده است و به علت ممنوعیت‌ها امکان ارسال هیچ‌گونه محصولی به خاک آمریکا را ندارد، حال یکی از اعضای این شرکت هرمی به نام توماس از فرد دیگری به نام رابرت دعوت می‌کند تا به دفتر آنها برود.
ساعاتی بعد: رابرت در حال تماس گرفتن با دوستان و آشنایان و اطرافیان خود برای قرض گرفتن مبلغ عضویت در طرح است.
به نظر شما چگونه امکان دارد و چه عواملی باعث می‌شود رابرت با آگاهی از همه این موارد و علم به هرمی و غیرمجاز بودن آن شرکت، پول هنگفتی را قرض کرده و به معرف خود تحویل دهد و دقیقا هوا بخرد، تا بتواند در این طرح هرمی شرکت کند؟
مسلما هر عقل سالمی با درک این شرایط، تن به چنین ریسک و اشتباه بزرگی نمی‌دهد، پس باید راهکاری اتخاذ کرد که عقل و منطق افراد را خاموش کند. به یاد داشته باشید که من هم روزی راهبر تیمی شبه‌هرمی بودم و فردا قصد دارم در همین بخش افشاگری مهمی انجام دهم و شما را با حربه‌های تیم‌های هرمی و شبه هرمی آشنا کنم
شنبه, ۱ فروردین ۱۳۹۴، ۰۲:۲۳ ق.ظ

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در شماره قبل دلیل شبه هرمی کار کردن برخی راهبران ارشد کمپانی‌ها را بررسی کردیم، همچنین اشاره شد که تقریبا در تمام کشور‌هایی که بازاریابی شبکه‌ای در آن قانونمند شد، در ابتدای کار چالش‌هایی به وجود آمد و تیم‌ها سمت و سوی شبه هرمی پیدا کردند. در ایران نیز همین اتفاق افتاده است. سپس برای پی بردن به شباهت‌های آشکار روند‌های هرمی در سراسر جهان مثالی از آمریکا را مطرح کردیم.
در این مثال فردی به نام توماس دوست خود رابرت را به یک شرکت هرمی دعوت می‌کند و رابرت حتی با علم به هرمی بودن شرکت، مجاب به قرض کردن پول و عضویت در آن طرح هرمی می‌شود. مسلما هر عقل سالمی با درک این شرایط، تن به چنین ریسک و اشتباه بزرگی نمی‌دهد، پس باید راهکاری اتخاذ کرد که عقل و منطق افراد را خاموش کند و چه چیز قوی‌تر از دو ابزار هیجان و احساسات؟
نخستین محرک احساسات، اعتبار و علاقه معرف نزد فرد است: در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به علت وجود پاسخ‌هایی منطقی برای سوالاتی در زمینه اعتبار کمپانی، توجیه اقتصادی کار، طرح درآمدزایی و محصولات و... اعضا می‌توانند از هر کسی که می‌شناسند برای پیوستن به تیم‌شان دعوت به عمل آورند و در این میان میزان علاقه و اعتبار آنها نزد مخاطب‌شان اهمیت زیادی ندارد. اما در شرکت‌های هرمی به‌دلیل عدم وجود پاسخی منطقی به موارد فوق، عضو‌گیری نیازمند برانگیختن احساسات و هیجان افراد است، در روند‌های هرمی تلاش می‌شود با بررسی سطح اعتبار و محبت افراد به معرف، فهرستی از هدف‌های اصلی مشخص شوند.
در روند‌های هرمی تاکید می‌شود افراد صرفا دوستان صمیمی و اعضای خانواده خود را دعوت کنند. با این کار معرف می‌توانست با جمله‌هایی همچون: «بیا همه‌چیز با من، من تضمینش می‌کنم، باهم انجامش می‌دهیم و کلی پول در میاریم» از پاسخ به سوالات بگریزد و همین‌طور در صورت عدم موافقت به‌دلیل دلبستگی‌اش به معرف از لو دادن آنها خودداری می‌کرد و هم در صورت شرکت در طرح و متضرر شدن از معرف خود که یکی از عزیزانش بود شکایت نمی‌کرد.
برای توجیه این امر نزد معرف هم در آموزش‌ها القا می‌شد: «شما باید عزیزان خود را دعوت کنید تا ابتدا عزیزانتان از این طریق ثروتمند و خوشبخت شوند، اگر کیسه‌ای طلا داشتید ابتدا آن را به چه کسی اهدا می‌کردید؟»
با محدود شدن فهرست افراد قابل دعوت از چندصد نفر صرفا به چند نفر از عزیزان همه‌چیز دگرگون شد.
 ادامه این مطلب را در شماره بعد دنبال کنید.


hamid.farzi@ gmail.com

خرید بک لینک

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد، آموزش نحوه معارفه بیزینس جزو آموزش‌های مقدماتی است و افراد از همان ابتدا آموزش می‌بینند که چطور کسب وکار خود را شرح دهند، به‌دلیل منطقی بودن همه‌چیز از هرکسی می‌توان دعوت به‌عمل آورد و معمولا جلسه مشاوره گپی دوستانه و دو نفری است که در هرکجا می‌توان حدود 30 دقیقه با تمرکز صحبت کرد. نحوه معرفی کار در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به‌قدری ساده و موثر است که نیازی به گذشت چندماه برای کسب مهارت در آن و استفاده از ظاهر‌سازی نیست.

اما خود قضاوت کنید اگر فهرست افراد قابل دعوت، محدود به پنج، شش نفر اصلی باشد آیا سیستم حاضر است به اعضا فرصت کسب مهارت دهد و معارفه را به خود آنها بسپارد؟ قطعا خیر. از همین نقطه عنوان جدیدی به واژگان نت‌ورک مارکتینگ اضافه شد، «سطح پرزنتور» به این معنی که هیچ‌کس حق ندارد خودش طرح را برای کسی تشریح کند، طرح باید صرفا توسط افرادی به‌نام پرزنتور یا اصطلاحا مشاور به افراد توضیح داده شود، پرزنتور فردی است که دارای تعداد قابل‌توجهی زیرمجموعه است و آموزش‌های به اصطلاح پرزنتوری دیده است. تحریف بعدی در سیستم‌های هرمی همین‌جا شکل گرفت، در بازاریابی شبکه‌ای سالم معارفه کار صرفا ارائه اطلاعاتی قابل ارزیابی و حقیقی از تجارت است، اما به پرزنتور‌های رویه‌های هرمی بیشتر آموزش داده می‌شود چطور مابین انتقال اطلاعات احساسات مخاطب خود را برانگیزد و او را هیجان‌زده کند. حتی اغلب افراد نمی‌دانند که در روند‌های هرمی معمولا مشاوران قبل از رفتن به جلسه مشاوره آمار دقیقی از اخلاقیات، سطح درآمد، علایق، شغل، زمان آزاد و... را از معرف درباره آنها دریافت می‌کنند تا با تکیه بر علایق او احساساتش را بیشتر بر انگیزند.
برای بسیاری تعجب‌برانگیز بود که سطح پرزنتور از رویه‌های هرمی وارد بازاریابی شبکه‌ای شده است، دیروز به اختصار این موضوع را بررسی کردیم، همچنین توضیح دادیم که یکی‌از قوی‌ترین ابزار‌های خاموش کردن عقل و منطق افراد در سیستم‌های هرمی و شبه‌هرمی استفاده از احساسات و هیجان است.
بگذارید به داستان توماس و رابرت بازگردیم، بیایید بررسی کنیم چه اتفاقی برای رابرت در دفتر آن شرکت هرمی افتاد که او مجاب به ثبت‌نام شد. رابرت به محلی که با توماس وعده کرده بود رفت و باهم به دفتری رفتند که برای رابرت غریبه بود، دفتری پراز افرادی‌که در هرگوشه با هیجان زیادی با هم صحبت می‌کردند، توماس او را به داخل اتاقی می‌برد و در کنار او پشت میزی می‌نشیند، رابرت تعجب‌زده از توماس که یکی از صمیمی‌ترین دوستانش است می پرسد اینجا کجاست؟ توماس هم از او می‌خواهد منتظر بماند تا یکی‌از مشاوران به آنها بپیوندد، بالاخره جناب مشاور با برگه‌هایی در دست و لبخندی بر لب و ظاهری آراسته وارد می‌شود و خوش‌آمدگویی گرمی با توماس می‌کند، توماس رابرت را به مشاور معرفی می‌کند و او نیز وانمود می‌کند که رابرت را نمی‌شناسد و حتی تاکنون نام او را هم نشنیده است، مشاور جلسه را آغاز می‌کند. او با هیجان از مطالبی صحبت می‌کند که واقعا وسوسه‌بر‌انگیز است، چیزی شبیه یک‌شبه پولدار شدن، کاری بسیار ساده، صرفا با پرداخت مبلغی پول و جذب افرادی‌که آنها نیز همین رویه را تکرار خواهند کرد، مشاور ادعا می‌کند که آنها هرمی نیستند و بازاریابی شبکه‌ای هستند، دلیل‌های گمراه‌کننده‌ای هم می‌آورد، از جمله شکل پلن و وجود محصول و... به او وعده داده می‌شود که نیازی نیست کاری انجام دهد، صرفا افرادی را دعوت می‌کند که مشاوران به‌جای او با آنها صحبت کنند و کار به همین سادگی پیش می‌رود و او ثروتمند می‌شود.
جلسه به اتمام می‌رسد و مشاور اتاق را ترک می‌کند، رابرت گیج و مبهوت از اعداد و ارقام وسوسه‌برانگیز در افکار خود است که توماس او را با افراد دیگری روبه‌رو می‌کند، آنها نیز به گرمی با او برخورد می‌کنند و وانمود می‌کنند درباره او هیچ چیز نمی‌دانند، رابرت محو سخنان پر شور و هیجان‌انگیز آنها می‌شود، دوستان توماس بسیار پر قدرت و با ایمان و اعتقاد کامل و با حرارتی وصف‌ناپذیر از آینده‌ای رویایی که در انتظار آنهاست صحبت می‌کنند، دوستان رابرت از درآمد‌های نجومی برخی از بالاسری‌هایشان صحبت می‌کنند، رابرت با تعجب از مبالغ به دوست امین خود توماس نگاه می‌کند که سخنان دوستانش را با سر تایید می‌کند. رابرت آنقدر تحت ضربات چپ و راست احساسات و هیجان از این سو و آن سو قرار می‌گیرد که بالاخره قانع می‌شود هرچه سریع‌تر وارد این طرح شود. او کاخ آرزوهایش را در ذهنش می‌بیند و تصمیم می‌گیرد یک‌بار هم که شده در زندگی‌اش برای ساختن آن تلاش کند. او اعتماد دارد که توماس هرگز او را گمراه نمی‌کند و حتما خیر او را می‌خواهد و این طرح نتیجه خواهد داد. ضربان قلبش دو برابر شده است، بغض گلویش را گرفته و با نهیب‌های دوست توماس می‌خواهد همین الان از همه فعالیت‌هایش دست بکشد و زندگی‌اش را از طریق این طرح عوض کند. بالاخره جمله طلایی را به زبان می‌آورد و به دوستان توماس که بعد‌ها می‌فهمد آنها را (تیم فالوئرها) می‌نامند می‌گوید: «خب باید از کجا شروع کنم؟». لبخند فتح بر لبان دوستان توماس جاری می‌شود و او را راهنمایی می‌کنند که چطور مبلغ اولیه را قرض بگیرد و هرچه سریع‌تر حتی همین امروز کار را شروع کند.
بگذارید فردا بیشتر و دقیق‌تر با تیم فالوئر‌ها و حربه‌های آنها آشنا شویم.


hamid.farzi@ gmail.com


این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


اگر شما تاکنون به یکی از تیم‌های هرمی یا شبه‌هرمی دعوت شده باشید به احتمال زیاد مطلب دیروز کاملا یادآور خاطرات شما بوده است. توجه داشته باشید که هم روند‌های شبه‌هرمی و هم روند‌های بازاریابی شبکه‌ای استاندارد در سراسر جهان تشابهاتی بسیار زیاد دارند. از این رو تجربه دیگر کشور‌ها می‌تواند بسیار به ما کمک کند. در مطلب دیروز خواندیم که دقیقا از لحظه دعوت تا بعد از پرزنت در دفتر آن شرکت هرمی برای رابرت چه اتفاقی افتاد که او با علم به هرمی بودن روند آن شرکت مجاب به عضویت در آن تیم شد.
حال بگذارید بیشتر با تیم فالوئر‌ها و حربه‌های آنها آشنا شویم: فالوئر مهره‌ای کلیدی است که آموزش‌هایی بابت برانگیختن هرچه بیشتر احساسات و هیجان افراد می‌بیند و بارها آن را در جمع‌ها تمرین می‌کند، تفاوت فالوئر با پرزنتور این است که پرزنتور معمولا شخصیتی بسیار با پرستیژ و فاخر از خود جلوه می‌دهد و به نوعی نماد شرکت محسوب می‌شود در صورتی‌که فالوئر بیش‌ازپیش سعی در آن دارد که خود را شبیه مخاطب خود نشان دهد و کاری کند که مخاطب احساس نزدیکی بیشتری به او کند و فردی چون خودش را در مقابلش ببیند. معمولا فالوئر‌ها اساتید بازی با احساسات هستند، آنها گاها مشکلات زندگی فرد را در نظرش می‌آورند و او را از اوضاع نابسامانش بیشتر آگاه می‌کنند و حتی گاها بی‌پروا به او توهین می‌کنند. سپس با روش‌هایی شبیه به روش‌های سخنوری جردن بلفورت تنها راه نجات را عضویت در طرح معرفی می‌کنند وخود را دلسوزانی نشان می‌دهند که در پی آبادکردن زندگی او هستند.
تحریف دیگری که در روند‌های هرمی ایجاد کرده‌اند را می‌توان به وضوح در اینجا دید. در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد، فالو (Follow) متشکل است از پیگیری نتیجه بررسی‌ها و تصمیم فرد دعوت شده، به‌همراه آگاهی‌بخشی که بدون تمرکز بر ایجاد هیجان کاذب در افراد به اطلاع‌رسانی و روشنگری می‌پردازد. حال آنکه در روند‌های هرمی رشد و توسعه تیم‌ها اکثرا به قدرت حنجره و توان عربده‌کشی فالوئر‌هایش بر می‌گردد. همین امر متاسفانه باعث ترویج هرچه بیشتر لمپنیسم در تیم‌های هرمی و شبه هرمی می‌شود.
لازم به‌ذکر است تقریبا قریب به‌اتفاق اعضای سازمان‌های هرمی و شبه‌هرمی بر این باورند که اعمال آنها نتیجه‌ای مثبت خواهد داد و به طرف مقابل‌شان لطف می‌کنند و حقیقتا نیتشان کمک کردن است، مانند دورانی که الکترو شوک و شوک انسولین برای درمان برخی بیماری‌های روانی استفاده می‌شد، پزشکان در آن دوران با عقیده‌ای قلبی برای کمک به بیمار، صدماتی جبران‌ناپذیر به او می‌زدند و این صرفا به‌دلیل شناخت کم آنها از راهکار‌ها و پیامد‌ها بود.
با خلق و ابداع سطح پرزنتور و تیم فالوئر‌ها توسط سیستم‌های هرمی و زیاد شدن افراد مورد نیاز برای برگزاری یک جلسه معارفه، امکان انتخاب محل برگزاری جلسه توسط معرف منحل و تیم‌ها مجبور به یک‌جانشینی و ایجاد محل‌هایی تحت عنوان دفاتر (آفیس‌ها) یا خانه‌های تیمی و حتی پاتوق‌هایی مانند پارک‌ها شدند.
فجایع بعد از ابداع دفاتر را فردا برای شما بازگو خواهم کرد.
hamid.farzi@ gmail.com

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


روز گذشته برخی‌از انحرافات سیستم‌های شبه‌هرمی را بررسی کردیم. همچنین دلیل نیاز تیم‌های شبه‌هرمی به محل‌هایی مانند آفیس را نیز بررسی کردیم و امروز می‌خواهیم به مطلبی بسیارمهم بپردازیم.

فجایع بعد از ابداع دفاتر:
نخستین دفاتر در ایالات متحده آمریکا پدیدار شدند، با دفتری شدن فعالیت تیم‌ها، محدودیت‌هایی بر آنها وارد شد، از جمله محدود شدن تعداد مشاوره‌های تیم به نسبت تعداد اتاق‌های دفتر، هزینه‌ها به‌شدت افزایش پیدا کرد. برخی‌از هزینه‌ها بر دوش گرداننده دفتر بود، برخی دیگر از هزینه‌ها مربوط می‌شد به هزینه‌های رفت و آمد روزانه اعضا تا دفتر. رشد تیم باعث حضور افرادی با علایق و فرهنگ‌هایی متفاوت در دفتر می‌شد که خود عاملی برای به وجود آمدن حواشی و درگیری‌ها و مشکلات دیگر بود. افراد خود را به وضوح با یکدیگر مقایسه می‌کردند و گاها دچار یاس یا غرور می‌شدند، معمولا برای چیدمان این دفاتر هزینه زیادی نمی‌شد و همیشه شبیه اماکنی بودند که برای چند روز سرپا شده است. شایعات به سرعت در میان افراد حاضر در دفتر منتشر می‌شد و افراد را دچار شک و تردید می‌کرد. از این رو در برنامه دفاتر برنامه‌هایی قرار داده می‌شد که کل تیم هر روز به پای سخنان هیجان‌انگیز چند راهبر بنشینند تا فکرشان مجددا با آنها همسو شود. در روند‌های هرمی تاکید داشتند که افراد حتما ساعات زیادی در دفتر بگذرانند تا از جو محیط خارج نشوند. سختی‌ها و حواشی کار بسیار وقت‌گیر‌تر از اصل فعالیت‌ها شده بود و کار پاره‌وقت را صرفا به شعاری جذاب بدل کرده بود، شعاری که با وعده دروغین و مضحک بازنشستگی لاپوشانی می‌شد. حال آنکه با افزایش حجم تیم‌ها افراد باید زمان و هزینه بیشتری صرف آن می‌کردند.
آفیس‌ها تبدیل شده بودند به چیزی شبیه به تله‌سمور. هرکس می‌توانست به راحتی به آن وارد شود اما تقریبا در اکثر مواقع پیش از عضویت و خرید امکان خروج نداشت. اگر هم خارج می‌شدند چند ساعت یا چند روز بعد تیمی از فالوئر‌ها به سراغ فرد می‌رفتند تا ضربات احساسی را مجددا وارد کنند و این کار را آنقدر ادامه می‌دادند تا به هدف خود دست پیدا کنند.
عضویت در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد رایگان است، اجباری در خرید حجم مشخصی از کالا‌ها وجود ندارد و افراد می‌توانند آزادانه در صورت نیاز، محصولات مورد مصرف خود یا نمونه کالا‌های مورد نیازشان برای انجام معارفه‌ها را تهیه کنند. به‌دلیل استراتژی رشد عرضی و طولی در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد و فعال بودن بدنه سازمان، در بلندمدت سود حاصل از فعالیت هر جایگاه بسیار بالاتر از استراتژی‌های شبه‌هرمی است که در آنها اجبار در خرید حجم مشخصی از کالا وجود دارد.
اما با محدود شدن لیست نفرات، رویه‌های هرمی مجبور بودند به‌جای رشد عرضی صرفا رشدی طولی از کفه مجموعه داشته باشند و استراتژی درپیش گیرند که طرح درآمدیشان سودآور شود، به‌همین دلیل رقم‌های مشخصی برای خرید اولیه تعیین کرده و از آن به‌عنوان استراتژی خرید تیم یاد می‌کردند، همچنین نوع دیگری از خرید اجباری را برای بدنه تیم تعریف کرده بودند که با تحریف مفهوم Maintain به‌جای تشویق افراد به ایجاد فعالیتی حقیقی در جایگاه، آنها را مجبور به خریدی ماهانه برای دریافت پورسانت می‌کردند. به وجود آمدن استراتژی‌های خرید باعث می‌شد افراد به امید کسب درآمد‌های رویایی بدون نیاز منطقی به کالا رقم‌هایی بسیار بالا بابت شروع فعالیت خود پرداخت کنند و به تبع آن از افرادی‌که جذب می‌کردند نیز انتظار همین کار را داشتند. این امر باعث متضرر شدن بیش‌از 98درصد از افراد می‌شد که گاها این ضرر‌های مالی به فروپاشی خانواده‌ها می‌انجامید.
فردا به این سوال پاسخ خواهیم داد: چرا و چگونه روند‌های هرمی وارد بازاریابی شبکه‌ای سالم شدند؟
hamid.farzi@ gmail.com

 

شرکت‌های هرمی از سال 76 وارد ایران شدند و در سال 82 فعالیت‌ آنها به اوج خود رسید. با ورود وزارت اطلاعات از سال 87 اینک توسعه فعالیت شرکت‌های هرمی در داخل کند و متوقف شده است.در برخی شرکت‌های هرمی ماهانه 15 تا 23 درصد سود پرداخت می‌شود در حالی که این سود در پیشرفته‌ترین بانکهای جهان از سه تا چهار درصد بیشتر نیست و غالبا 90 درصد سرمایه‌گذاران در شرکتهای هرمی زیان و تنها 10 درصد سود می‌برند که سود عمده نیز به خارج کشور سرازیر می‌شود.

دلیل محبوبیت اول این شرکتها به ویژه در میان جوانان اول کسب پول با سرعت بالا، بعد سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت و وسوسه توسط دیگران از عواملی است که موجب تحریک افراد برای عضویت در شرکت‌های هرمی می‌شود. فعالیتهای بازاریابی بسیار پردرآمد و کم هزینه است؛ لذا جوانان برای رسیدن به آرزوهای خود، بدنبال راههایی هستند که در کمترین زمان بیشترین بهره را ببرند از این رو در جستجوی این راهها به اشتباه به سوی شرکتهای هرمی کشیده می شوند.همچنین وقتی امنیت شغلی نباشد، جوان فکر می‌کند گذاشتن تمام وقتش روی کار بیهوده است. ممکن است هر آن اخراج شود. بی انگیزه می‌شود و به مسیرهای انحرافی کشیده می‌شود. در حالیکه هر فعالیتی که بر مبنای برد و باخت باشد قمار محسوب شده و سود دریافتی از آن نیز حرام است. با توجه به اینکه بنیان گلدکوئیست بر اساس شانس و برد و باخت گذاشته شده، از نظر اسلام حرام است. همچنین با گسترش این شبکه‌ها و خروج ارز از کشور سرمایه ملی زایل می‌شود و ضربه اقتصادی بسیاری بر جامعه وارد می‌کند.

آمارها نشان‌گر این موضوع است که 79 درصد از افرادی که فریب شبکه‌های هرمی را خورده‌اند از تحصیلات دانشگاهی بهره مند بوده‌اند و این نشان از رسوخ آنها در قشر تحصیلکرده اجتماع دارد.

جوانان و به‌ویژه دانشجویان به دلیل علم مختصری که دارند زودتر تحت تأثیر جریانات وسوسه‌ انگیز قرار می‌گیرند. حس برتری جویی مالی و اقتصادی، عدم خودآگاهی کافی و داشتن تفکر پول محور از عواملی است که تمایل افراد را برای عضویت در شرکت‌های هرمی افزایش می‌دهد. بنابراین حس رسیدن به دگرگونی سریع و رسیدن به کمال از عوامل دیگری است که تمایل جوانان به عضویت در شرکت‌های هرمی را افزایش می‌دهد. از نظر روان شناسی افراد ساده‌لوح که تفکرشان هنوز به خوبی رشد پیدا نکرده است بیشتر عضو اینگونه مجموعه ها می‌شوند. برخی از افراد تصور می‌کنند رشد پیدا کردن به معنای ترقی غیر منتظره است بنابراین تلاش می‌کنند از راه‌های نادرست به این ترقی دست یابند.

همچنین با گسترش فعالیت شرکت های هرمی در سال های اخیر، زنان خانه دار به عنوان یک گروه هدف مورد توجه هرمی ها قرار گرفته است. درواقع کوئسترها یا شرکت های هرمی نظیر آن، علاوه بر فروش محصولات خود به خانم ها، زنان خانه دار را به فروش کالای خود تشویق می کنند که بدین صورت هرم خود را وسعت بخشند. در ایران طی سال های اخیر، هرمی ها عمده فعالیت ظاهری خود را در حوزه فروش کالاهای بهداشتی و آرایشی تحکیم کرده اند.

جوانان شهرستانی هم  که برای کسب و کار به کلان شهرها مراجعه می‌کنند، طعمه اصلی این شرکت‌ها هستند از این رو در این شرکت‌ها عوارض‌ جبران ناپذیری مانند افسردگی، انزوا، خودکشی و حتی در بسیاری از موارد جدایی از همسر و فرزند و مهاجرت را در بر دارد.

فعالیت شرکت‌های هرمی به لحاظ اجتماعی یک آسیب است و آثار مخرب زیادی به همراه دارد. مهم‌ترین آن ضربه زدن به اقتصاد کشور است. سرمایه‌های ملی از کشور خارج می‌شود و به دست بیگانگان می‌افتد. نوعی اشتغال کاذب و بیکاری پنهان در جامعه به وجود می‌آید. از نظر فرهنگی هم روحیه دلالی و تن پروری را بین جوانان گسترش می‌دهد. مهمتر از همه به دلیل این‌که فعالیت‌های آنها زیر زمینی است، جرایم دیگری هم به دنبال دارد.

در موارد بسیاری خانواده‌ها از هم پاشیده می‌شود. بسیاری از افراد متاهلی که وارد این کار می‌شوند، با مخالفت خانواده خود رو به رو می‌شوند و کارشان به طلاق می‌کشد. در مورد زنان این اتفاق بسیار دیده شده است. تجاوز به عنف و آدم ربایی هم بیشتر اعضای زن را تهدید می‌کند.همچنین خانواده‌ها که هسته اولیه جامعه هستند در رابطه با این شرکت‌ها دچار از هم پاشیدگی ساختاری شده و از لحاظ اقتصادی توان ادامه حیات را از دست می‌دهند. از دیگاه فرهنگی با ورود الگوهای رفتاری غربی مانند روابط افسارگسیخته پسران و دختران در این شرکت‌ها و ادبیات مبتذلی که از آن استفاده می‌کنند، ارزش‌های اجتماع را تهدید می‌کند.

متاسفانه علی رغم هشدارهای بسیار در ارتباط با این شرکت ها، برخی مردم بار دیگر به سمت این شرکت ها سوق پیدا کرده اند. جوانها به سریال‌های تلویزیونی علاقه دارند. باید سریال‌هایی با این مضمون ساخت و پخش کرد. در برنامه‌های دیگر صدا و سیما هم باید به این موضوع پرداخته شود. باید از کارشناس‌ها خواست فعالیت این شرکت‌ها را تشریح کنند. از این رو رسانه‌ها وظیفه دارند مشکلات شرکت‌های هرمی را به مناظره بگذارند و از طرفداران و شکست‌خوردگان این شرکت‌ها درخواست کنند که به صورت تصویری برای همه صحبت کنند.

برگرفته از خبر آنلاین


 بر اساس قانون مجازات اخلال در نظام اقتصادی کشور، شرکت هرمی شرکتی است که تأسیس و فعالیت آن از طریق افزایش اعضاء صورت می‌گیرد و هر عضو جدید باید برای کسب منفعت، افراد دیگری را به‌عنوان زیرگروه خود جذب و معرفی کند؛ بدین صورت فعالیت شرکت از طریق توسعه‌ی زنجیره‌ایِ شبکه‌ی انسانی تداوم می‌یابد.

 بنیانگذار شرکت‌های هرمی در جهان یک ایتالیایی به نام «کارلو پونزی» بود که توانست برای اولین بار در سال 1919 میلادی، از این طریق کلاهبرداری نماید؛ وی با شگرد فریبکارانه‌ی خود، سرمایه‌ی هنگفتی به جیب زده و به یک میلیونر مبدل شد. پس از افشای این کلاهبرداری، افرادی که پس‌اندازهای خود را در اختیار وی گذاشته بودند، هرگز نتوانستند پول خود را باز پس بگیرند و پونزی برای مدتی طولانی زندانی شد. از آن پس نام «شرکت‌های پونزی» بر سر زبان‌ها افتاد؛شرکت‌های پونزی (Ponzi Schemes) شرکت‌هایی هستند که نه محصولی دارند و نه در ازای جذب افراد جدید پولی می‌پردازند؛ ولی در عوض پول‌های مردم را تحت عنوان سرمایه‌گذاری جمع می‌کنند و قول می‌دهند که با درصد بسیار بالایی پول آنها را برگردانند. در این شرکت‌ها هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری اتفاق نمی‌افتد؛ فقط پول افراد جدید را به قدیمی‌ترها می‌دهند.

 اما رکوددار این نوع کلاهبرداری، «برنارد مادوف» آمریکایی است که توانست میلیاردها دلار از طریق شرکت‌های هرمی به دست آورد و البته او نیز به جرم کلاهبرداری‌هایش به زندان محکوم شد.

برگرفته از سایت ناجا.

قابل ذکر است که برخی از شرکتهای بازاریابی شبکه ای نیز، تنها نام خود را تغییر داده اند و ماهیت هرمی دارند.


پنجشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۳، ۰۴:۰۶ ب.ظ

با توجه به شیوع و گسترش شرکتهای هرمی در این مقاله به تجربیات بین المللی در این زمینه پرداخته ایم.   

(برگرفته ازخبرنامه).

پلیس بین الملل (Interpol)

سه تن از سران گلدکوئست توسط پلیس جاکارتا و به درخواست اینترپل دستگیر شدند: خانم دونا ماری ایمسون، آقای جوزف بیسمارک و آقای ویجی اسواران. اتهام این افراد راه‌اندازی شرکتی با سیستم هرمی است و به همین دلیل از طرف دولت کشورهای مالزی، فلیپین و هنگ‌کنگ تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند.

با جستجو در سایت اینترپل می‌بینید از نه نفری که عضو هیأت رئیسه این شرکت به اصطلاح بین‌المللی هستند دست ‌کم پنج تایشان تحت تعقیب پلیس بین‌المللی‌اند!

o       مدیر داخلی: آقای ویجی اسواران (Vijay Eswaran)

o       مدیر امنیتی: آقای کورت جورج روکو رینک (Kurt Georg Rocco Rinck)

o       مسؤول روابط بین‌المللی: آقای جوزف بیسمارک (Joseph Bismark)

o       مسؤول بخش تحقیق و توسعه: آقای تی جی کینتارا (TG Kintanar)

o       مسؤول امور آموزشی: خانم دونا ماری ایمسون (Donna Marie Imson)

آلبانی

نایب رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در میزگرد «بررسی فعالیت شرکتهای هرمی در ایران» با بیان این که در شبکه‌های بازاریابی به وفور با اشباع بازار مواجه هستیم، تصریح کرد: این مشکل از سال 1995 تا 1997 در آلبانی که کشوری فقیر و با جمعیت کم در اروپای شرقی میباشد، اتفاق افتاد و شرکت‏های هرمی و بازاریاب‏های شبکه‌ای در آلبانی شروع به فعالیت کردند. در آن زمان از سوی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بیش از 50 نامه نوشته شد که ادامه فعالیت این شرکت‏ها منجر به ورشکستگی اقتصادی کل آن کشور خواهد شد، به طوری که مردم با استقراض از بانک‏ها وارد این شبکه‌ها شدن د. نماینده مردم تهران ادامه داد: از سال 1997 بازار آلبانی اشباع شد و رژیم آلبانی با بحرانی مواجه شد که به سقوط این رژیم منجر شد.

اتفاقی که طی سالهای 1994 الی 1998 در کشور آلبانی اتفاق افتاد از چند منظر قابل توجه و تأمل میباشد:

1-    قابل مقایسه بودن این پدیده با آنچه که به تدریج در ایران در حال رخ دادن است.

2-    حضور نزدیک به 2/3 میلیون نفر جمعیت این کشور در شرکت‌های هرمی

عمیق و واضح بودن پی‌آمدهای فروریختن این ساختار‌ها پس از اشباع بازار

دیگر تبعات رسوخ شرکتهای هرمی در آلبانی:

§                   آشوب، هرج و مرج و ناامنی‌های اجتماعی

§                   از هم گسیختگی پلیس و ارتش

§                   غارت یک میلیون اسلحه از ارتش

§                   خروج اتباع خارجی و مهاجرت آلبانی تبارها

§                   سقوط دولت

§                   کشته شدن بیش از 2000 نفر

§                   عدم کنترل بخشهای بزرگی از کشور

§                   آتش زدن ادارات پست و مالیات

§                   در نیمه اول 1997: کاهش ارزش پول رایج در برابر دلار به میزان 40% و افزایش قیمت‌ها به میزان 28%

§                   تعطیلی بسیاری از صنایع

§                   توقف بازرگانی

§                   کاهش تولید به میزان 7% تنها در سال 1997

§                   کاهش واردات به میزان 25%

§                   کاهش سرمایه گذاری خارجی

§                   فقیر شدن عده‌ی کثیری بدلیل از دست رفتن سرمایه‌ها

نپال

بیش از 15 هزار نفر از مردم نپال دارایی های خود را در دسیسه هرمی از دست داده اند.

خیلی ها هنگامی که داستان آن کلاهبردار که لباس نامرئی به تن پادشاه نمود و پادشاه را در خیابان ها حرکت داد را دوباره میشنوند از صمیم قلب می خندند. هفته های گذشته، تعداد زیادی از مردم نپال همانند پادشاه مذکور لباس نامرئی به تن نموده و سرشان کلاه رفته است. بیش از 15000 نفر از مردم نپال که بیش از 64000 روپیه برای سکه های طلا پرداخت نموده اند حداقل بیش از نیمی از پول خود را از دست داده اند. زندگی در تخیلات نادرستی در مورد تأمین مقدار معینی پول از طریق کمیسیون ها و سکه های طلا موجب گسترش عضوگیری شرکت گلدکوئست گردیده است.

بعد از اینکه Gold Quest به انتهای راه خود در نپال رسید؛ کامار (یکی از اعضاء شرکت) صدها درخواست از طرف دوستان و فامیل دریافت کرده که از او پولشان را می خواهند. کامار نیز خود عضوی از شبکه ی دوستانش می باشد. بالاخره او بعد از مدتی تحقیقات متوجه شده که وی در زنجیره ای از آدمها، هم متقلب هست و هم مورد تقلب واقع شده! او هم اکنون می گوید من به دلیل اصرار زیاد پدر خانمم، برادر خانمم و خواهر خانمم در این چرخه کلاهبرداری که متشکل از اقوام و دوستانم است واقع شده ام و هم اکنون نمی دانم چکار کنم.

کامار تنها یک نمونه از تعداد زیادی افراد با این موقعیت می باشد. اغلب مردمی که به گلدکوئست وارد شده اند مشکلی مشابه دارند. این دسیسه 2 سال پیش با دادن این امیدهای واهی آغاز گردید که افراد، کمیسیونی بابت ورود افراد جدید دریافت میکنند. این امیدها موجب گردید که سیاستمداران، قانون گذاران، سران کشوری، نیروهای پلیس و انتظامی، تجار و تعداد زیادی از مردم کشور نپال سرمایه خود را از این طریق از دست بدهند و به همین ترتیب هم اکنون شاهد حضور اعضاء این شرکت در 5-4 شهر اصلی این کشور هستیم. این شرکت می گوید سکه هایی کلکسیونی تهیه کرده و قیمت های آن ها به همین دلیل واقعی نیست‌، هیچ کس هنوز متوجه نشده است چگونه تعداد زیادی از افراد باسواد کشور این حرف را با این شرایط قبول کرده اند.

وزارت داخله اطلاعیه ای مبنی بر ممنوعیت گلدکوئست داده و به شکایت های مردم در این زمینه در 12 پایگاه پلیس این کشور در ایالت های مختلف رسیدگی خواهد نمود. در یک اطلاعیه محرمانه که منتشر گردید دارایی های Mayer 200 میلیون دلار برآورد گردیده است که از طریق شرکت هنگ کنگی گلدکوئست تأمین گشته است. این رسوایی های مالی هنگامی برملا گردید که پلیس دو نفر از سرکردگان این شرکت در نپال را دستگیر نمود. هم اکنون این دو نفر مدعیند هیچ فعالیت خلاف قانون تجارت انجام نداده اند.

این تجارت که به نوعی پول شویی بوده و 2 سال پیش با عنوان فروش سکه های طلا آغاز به کار نموده است موجب گردید میلیونها روپیه از دارایی های مردم نپال در این بازی پول از دست رفته و اقتصاد ضعیف نپال میلیون ها روپیه را از دست بدهد.


بوتان

16 ژوئن 2004  مرجع پول پادشاهی بوتان   (RMA) که نقش بانک مرکزی را ایفا میکند، بیانیه ای منتشر نموده است که به مردم بوتان درباره پولدار شدن سریع با دسیسه، (دسیسه هرمی از سکه های طلا) که در تیمپو و پیونتشولینگ عمومی شده است اخطار داده است. در این بیانیه گفته شده این روش می تواند موجب از دست دادن دارایی های شخصییتان شده و همچنین موجب خروج ارز از کشور گردد. این دسیسه هرمی که از سکه های یادبود استفاده می کند توسط شرکت گلدکوئست (یک شرکت مستقر در هنگ کنگ) ایجاد شده است.

مطابق بیانیه RMA ، این کلاهبرداری بر طبق قانون دوم فعالیت های اقتصادی مصوب 1992 بوتان ممنوع می باشد. این قانون برای هر شخص حقیقی شرکت کننده در یک فعالیت اقتصادی که «بدون داشتن مجوز فعالیت در یک توافقنامه مغایر قانون« شرکت میکند محدودیت و ممنوعیت ایجاد می‌کند. سخنگوی RMAمی گوید: «شرکت در دسیسه گلدکوئست موجب خیل عظیمی از متضررین و همچنین موجب از دست رفتن منابع می گردد.» او می افزاید: «یک دسیسه هرمی سرانجام متلاشی خواهد شد و این هنگامی رخ می دهد که افراد دیگری حاضر به شرکت در این دسیسه نباشند». ایشان از دیگر معایب این سیستم ها را نبود تولید و ارزش افزوده ذکر کرده اند.

این دسیسه از چنیا در هند به بوتان آمده و آنها برای اینکه نشان دهند این فعالیت قانونی است می گویند چون بعضی سکه ها توسط RMA تأیید شده است پسRMA مجوز فعالیت به این شرکت را داده است. مدیران RMA می گویند که ضرابخانه RMA این گارانتی ها را تنها به شرکت گلدکوئست داده تا نشان دهند که این سکه ها از جنس طلا می باشند و نه اینکه مجوز فعالیت هرمی به آن بدهند!

یک منبع اینترنتی این تجارت زیرجلدی را اینگونه توضیح می دهد که اعضایی که در رأس هرم قرار دارند از زندگی خود لذت می برند، اما پول هایی که به آنها داده می شود در واقع از طرف شرکت نبوده و از سه لایه پایینی این پورسانت ها می رسد. مدیران RMA می‌افزایند: «افراد زیادی از مردم پولشان را از دست می دهند و این در حالی است که عده دیگری در حال جریمه دادن یا بازداشت به سر میبرند». این تجارت برای کسانی که ابتدا وارد این سیستم شده اند پولساز می باشد اما در واقع در یک هرم هزینه افراد اقلیتی که در رأس هرم قرار دارند از خیل کسانی که به قسمت های زیرین هرم اضافه میشوند تأمین می گردد.

بسیاری از کشورها هم اکنون گلدکوئست را ممنوع اعلام نموده و آنها را به عنوان مصداق یک دسیسه هرمی می شناسند. در چنیا (شهری در هند که دفتر گلدکوئست در آن واقع است) گزارش های بسیاری در مورد شکایت از این شرکت وجود دارد.


هند

دارایی های کمپانی گلدکوئست در هند ضبط و حساب های بانکی آن مسدود گردید.

با دستگیری مقامات رسمی شرکت گلدکوئست توسط پلیس در چنیا‌ (جایی که سران شرکت گلدکوئست در هند مستقر هستند)، جنجالی دوباره در مورد شرکت هایی که با سیستم های بازی با پول در هند فعالیت می کنند ایجاد گشت. بیش از 50   نفر از اعضاء شرکت می گویند که شرکت با دریافت 12000 روپیه سر آنها کلاه گذاشته است.

افراد دستگیر شده شامل پوزپام (مدیر نمایندگی)، جوزف آگوستین (حسابدار) و پوشندرا کامار شوکلا (مسئول روابط عمومی) میشوند. همچنین مقر شرکت که در طبقه 9 رینتری قرار داشته پلمب و حساب های بانکی آن مسدود شده است.

شاکیان می گویند شرکت گلدکوئست از آنها مبالغ زیادی دریافت کرده تا به آنها سکه ای که به گفته شرکت کلکسیونی است بدهد اما این سکه را تا وقتی بیش از 10 نفر را وارد سیستم نکرده باشند نمی دهد.

مسئول پرونده می افزاید که آنها به دنبال افرادی به نام ویجی اسوارن و جیوان ماکتاناندام که احتمالا هم اکنون در مالزی به سر میبرند نیز هستند.

این عملیات بر طبق قوانین مربوط به «دسیسه های بازی پول» در قسمت 420 قوانین کیفری هند بوده و این اشخاص بر طبق این قانون دستگیر و مجازات خواهند شد.

 

سریلانکا

رئیس جمهور سریلانکا سندی را جهت سخت گیری در مورد دسیسه های هرمی و وضع قانونی جهت منع فعالیت این قبیل طرح ها امضاء نموده است.

رئیس جمهور کاماراتانگا با توجه به اخطارهایی که بانک مرکزی و سازمان های حامی بازاریابی در این مورد داده اند به تکاپو افتاده است. او می گوید فعالیت یک شرکت خارجی موجب شده مبلغ 50   میلیون دلار ارز از کشور خارج گردد.

در دسیسه های هرمی شرکت به اعضاء خود قول می دهد در ازاء جذب «سرمایه گذارهای جدید» به آنها پول پرداخت نماید، اما به جز عده اندکی که ابتدا وارد سیستم شده اند بقیه پول خود را از دست می دهند. اینگونه فعالیتها به عنوان «دسیسه های پونزی» نیز شناخته میشوند، اسمی که به دلیل موفقیت کلاهبرداری به نام پونزی در سال 1920 در کشور آمریکا با استفاده از این تکنیک به یادگار مانده است.

این دسیسه ها در اغلب کشورها وجود دارند، بالاخص در کشورهای فقیر که مردم تجربه سرمایه گذاری کمی دارند و با وسوسه‌ای که به افراد قول بازگشت سرمایه و سود را می دهد اینگونه فعالیتها رشد می کنند. بالاخص این قول توسط افراد بالای هرم دسیسه که میگویند این اتفاق 100 درصد رخ می دهد داده می شود. در آلبانی در سال 1990، دسیسه های هرمی مثل این اتفاق افتاد و کشور را دچار ورشکستگی نمود.

در سریلانکا شرکت های متنوعی با اسم «نتورک مارکتینگ» (نتورک مارکتینگ لفظی است که برای تجارت های سالم از این دست نیز به کار می رود) به فعالیت نادرست می پردازند. به عنوان نمونه شرکتی محصولاتی مانند، سکه، مدال، ساعت و یا چیزهایی شبیه آن میفروشد اگر چه قیمت این محصولات گزاف بوده و بسیار زیادتر می باشد.

خرید محصول اجازه فروش محصولات را به دیگران می دهد و این سرآغازی می شود برای جذب اعضای جدید برای یک دسیسه هرمی، تا از این طریق آنها به پورسانت برسند. همچنین آنها به وسیله پورسانت افراد را برای به استخدام در آوردن بازاریابان دیگری برای شرکت فریب داده و اینگونه است که هرمی از اعضاء را تشکیل می دهند. لذا کسانی که زودتر وارد شده اند به مبالغ قابل توجهی خواهند رسید.

افراد بالایی برای اینکه به پول بیشتری برسند فعالیت خود را همچنان ادامه می دهند. خانم کاماراتانگا می افزاید پورسانت ها در واقع از طریق جذب افراد جدید و دریافت پول آنها داده می شود. او می افزاید به طور معمول، هر دسیسه هرمی (مانند آنچه اشاره شد) متلاشی خواهد شد این واقعه هنگامی رخ می دهد که اغلب افراد برای ورود به سیستم جواب منفی می دهند. رئیس جمهور گفت: بسیاری از افراد برای ورود به سیستم پول قرض گرفته اند و نتیجه آن است که در انتها با سیل عظیمی از افراد بدهکار که توانایی دادن بدهی خود را ندارند مواجه می‌شویم.

در ادامه بانک مرکزی خطر ضربه به اقتصاد سریلانکا را یادآور شد و گفت در انتهای این گونه فعالیت ها پول زیادی از کشور خارج شده است و در ازاء آن کالا یا خدمات مفیدی وارد نمی شود. همچنین بانک مرکزی از رؤسای بانک ها و مقامات رسمی دولتی برخورد انضباطی با این دسیسه ها را خواستار شد.

 

روسیه

بزرگترین طرح هرمی در روسیه، در دهه 1990 توسط شرکت MMM شکل گرفت. این شرکت بیش از 2 میلیون نفر را درگیر و نزدیک به 1.5 میلیارد دلار سرمایه را جمع‌آوری کرد. MMM یکی از معروفترین شرکت هایی است که در ردیف کلاهبرداری های اینچنین (دسیسه های هرمی) معرفی می گردد.

شرکت MMM در سال 1989 توسط سرگئی ماوردی، برادرش واچسلاو ماوردی و همسر آینده‌‌ی برادرش مارینا موراویوا تأسیس شد (اسم شرکت مخفف اسم خانوادگی سه نفر مؤسس آن است). در ابتدا، شرکت تجهیزات اداری و کامپیوتری وارد می‌کرد. در ژانویه 1992، اداره مالیات MMM را متهم به فرار از پرداخت مالیات کرد،‌ که به مشکلات بانکی برای MMM در گرفتن وام منجر شد. مضاف بر این مشکلات اقتصادی در تجارت خارجی، شرکت را مجبور کرد وارد فعالیت‌های مالی شود. شرکت سهام‌های آمریکایی را به سرمایه‌گذاران روسی ارائه ‌کرد، ولی همچنان به موفقیتی دست نیافت. پس از امتحان کردن چندین راه دیگر برای بهبود وضعیت بد شرکت، در اواسط سال 1993 شرکت شروع به جمع‌آوری سرمایه از سرمایه‌گذاران خصوصی در یک طرح هرمی، و تعهد به بازپرداخت سالانه‌ ده برابر سرمایه اولیه کرد. همین امر منجر به رشد سریع شرکت شد. در ژانویه 1994، MMM شروع به تبلیغات جذاب تلویزیونی و اعلام 1000 درصد سود سالیانه کرد. از آنجایی که سهام‌ها در هیچ مرکز سهامی ارزش گذاری نمی‌شد، خود شرکت آنها را قیمت گذاری می‌کرد.

یکی از دلایل موفقیت طرح، ارتباط کلامی بود. البته در کنار آن، تبلیغات جذاب و قوی شرکت هم در این موفقیت بسیار مؤثر بود. بطور مثال یکی از این تلاش‌های تبلیغاتی دادن مسافرت رایگان مترو در یک روز به تمامی شهروندان مسکو بود.  MMM یکی از خوش‌نام‌ترین شرکت‌های روسی شده بود. در زمان اوج فعالیت، بطور متوسط روزی 11 میلیون دلار از طریق فروش کسب می‌کرد. بطور تخمینی بین 2 تا 5 میلیون نفر در MMM سرمایه‌گذاری کرده بودند. موفقیت‌های MMMبه تأسیس شرکت‌های مشابه، از قبیل   Tibet ، Chara   ،
Khoper-Invest ، Selenga ، Telemarket و   Germes منجر شد. تمامی این شرکت‌ها از روش مشابه و دادن امید درآمد‌های بالا استفاده می‌کردند. (یکی از شرکت‌ها درآمد سالانه برابر با 30 برابر سرمایه‌گذاری اولیه را تعهد می‌کرد)

در 22 جولای 1994، پلیس مراکز MMM را بدلیل فرار از مالیات، تعطیل کرد. برای چندین روز شرکت سعی کرد به فعالیت خود ادامه دهد. شرکت MMM بین 50  میلیون تا 1.5 میلیارد دلار به سرمایه‌گذار‌ها بدهکار شده بود. بیش از پنجاه نفر از افرادی که سرمایه‌گذاری کرده بودند، بدلیل از دست‌رفتن سرمایه‌شان خودکشی کردند. چندین سازمان تحت عنوان «سرمایه‌گذار‌های مغبون» تأسیس شدند، که سعی داشتند که سرمایه‌ها را بازگردانند و دولت را مسئول وضعیت موجود جلوه دهند. در آگوست 1994 سرگئی ماوردی بدلیل فرار از مالیات توسط پلیس دستگیر شد. اما به زودی با حمایت‌های سازمان‌های «سرمایه‌گذارهای مغبون» برای مجلس دومای روسیه انتخاب شد. وی ادعا می‌کرد که دولت مسئول از بین رفتن سرمایه مردم بوده ‌است و تعهد کرد که یک برنامه بازپرداخت برپا کند، اگرچه تنها یک وعده توخالی بود و مبلغی که پرداخت می‌شد بسیار کمتر از مبلغ بدهی بود.

در اکتبر 1995 مجلس دوما حق مصونیت او را بدلیل غیبت در بیشتر جلسات لغو کرد. در 1996، چندین بار اقدام کرد تا به دفتر ریاست جمهوری راه یابد، ولی نتیجه‌ای نگرفت. سرانجام در 22 سپتامبر 1997، MMM اعلام ورشکستگی کرد. سرگئی ماوردی از روسیه به آمریکا رفت و به کمک اقوامش یک طرح دیگر را در قالب شرکت فروش سهام تأسیس کرد. بر اساس اظهارات کمیسیون امنیت و مبادلات ارزی (SEC) آمریکا خسارت وارده به قربانیان بیش از 5.5 میلیون دلار بود. در سال 2003 سرگئی ماوردی در حالیکه توسط جمعی از مأمورین ویژه اسبقش محافظت می‌شد، در آپارتمانش دستگیر شد. پیش از این واچسلاو ماوردی که شرکتی کوچکتر به نام MMM-96 را تأسیس کرده بود درسال 1998 دستگیر شده بود.

فروپاشی MMM تاثیر بسیار بدی بر روی بازار سهام روسیه داشت و موجب بدبینی و سلب اعتماد مردم از بازارهای سهام گشت. محبوبیت و فروپاشی غیر قابل اجتناب MMM (که سرنوشت مشابه همه دسیسه های هرمی است) منجر شد تا بازار سهام و سیستم بانکی روسیه بمدت یک دهه بدون پیشرفت بماند.

 

چه ملتهائی در دنیا بیشتر به دنبال گلدکوئست هستند؟

یکی از ادعاهای مروجان شرکتهای هرمی همچون گلدکوئست آنست که اینها شرکتهای معتبر بین‌المللی (!!) هستند که در بیشتر کشورهای دنیا و حتی کشورهای پیشرفته در حال (به قول خودشان!) تجارت شبکه ای میباشند.

یکی از امکانات سایت گوگل، Google Trends است که به کمک آن می‌توان فهمید چه کسانی (به تفکیک زبان، شهر و کشور) بیش‌تر در اینترنت به دنبال یک کلمه یا عبارت خاص هستند. در اینجا میخواهیم با استفاده از این قابلیت سایت گوگل (که معتبرترین موتور جستجوی اینترنت محسوب میگردد) نشان دهیم که این ادعای مروجان شرکت گلدکوئست کذب محض بوده و در واقع متأسفانه این کشورهائی همچون ایران هستند که اولاً به دلیل نبود مکانیزمهای کنترلی مناسب در فعالیتهای اقتصادی و ثانیاً به دلیل ضعف دانش و بنیه اقتصادی عامه مردم (و البته دلایل دیگری که این مقال را گنجایش آنها نیست) در چنین دسیسه‌هائی گرفتار میشوند. اگر آمار مربوط به کلمه GoldQuest را در بخش Google Trends ببینید برایتان جالب خواهد بود:

  رتبه بر حسب شهر

  رتبه بر حسب کشور

  رتبه بر حسب زبان

Esfahan

Iran

Persian

Qom

Ethiopia

Indonesian

Karaj

Sri Lanka

Arabic

Tehran

Indonesia  

English

Adis Abeba  (Ethiopia)

Malaysia  

Swedish

 Tabriz

United Arab Emirates

German

Mashhad

Kuwait

 

 Colombo  (Sri Lanka)

India

 

Jakarta   (Indonesia)

Saudi Arabia

 

Kuala lumpur   (Malaysia)

 Hong Kong

 

آنهایی که زیرشان خط کشیده شده از بقیه به شکل قابل ملاحظه‌ای بیش‌ترند و آن‌هایی که رویشان خط کشیده شده است قابل صرف‌نظر کردن هستند. مقام اول ایران، مقام دوم اتیوپی و مقام سوم سری‌لانکا!

صفحات سایت
تهران موزیک
طراحی چت روم