بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


ماه پنهان ؛ جلوه زیبایی از طبیعت در آسمان استان سمنان + فیلم
ویزیت رایگان بیماران کم بضاعت در املش
اهدای 150 فقره جهیزیه به نوعروسان نیازمند و یتیم
دستگیری قاتل فراری در اهواز

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دروغ های بازاریابی شبکه ای» ثبت شده است


دوستان عزیز؛

لطفا این لینک رو مشاهده کنید!

بازاریابی شبکه ای!!! صنعتی با سابقه قریب به نیم قرن در دنیا و پدیده ای نو ظهور در ایران. پس از فعالیتشرکتهای هرمی غیرقانونی در دهه گذشته و عاقبت تلخ بسیاری از افراد و برچیده شدن طومار آاز کشور مدتی است شرکنهایی تحت عنوان بازاریابی شبکه ای با مجوز قانونی از وزارت صنعت و معدن در فضای اقتصادی کشور تنفس می کنند و توانسته اند افراد زیادی را بعنوان بازاریابان شرکت، جذب و سازماندهی کنند.

آنچه در این مقال می آید نگاهی به هر دو روی سکه تازه ضرب بازاریابی شبکه ای درایران است و قضاوت درباره هر نوع فعالیت اینچنینی را بر عهده خواننده می گذارد.

بدون شک بازاریابی شبکه ای انقلابی در نحوه توزیع کالا در دنیا ایجاد کرده و هزینه های ناشی از سیستم سنتی توزیع را فروکاسته است. واسطه ها را حذف و با اتخاذ سیاستهای تشویقی جایگاه مناسبی را در تجارت دنیا کسب کرده است. اما باید به خاطر داشت که تمامی این موفقیتها، مرهون قوانین اصولی و در بستر زیرساختهای مناسب اقتصادی اتفاق افتاده است. بازاریابی شبکه ای در ایران در دوران طفولیت خود قرار دارد و باید مسیر رشد و تکامل آن را با اتخاذ سیاستها و قوانین جامع، فراهم کرد.

اما همگان می دانیم زیرساختهای اقتصادی ایران دچار مشکلات اساسی است. فقدان نظام مالیاتی قدرتمند، نبود بانک اطلاعات فعالان اقتصادی و میزان درآمد واقعی مردم در هر کسب و کار، عدم وجود قوانین شفاف اقتصادی، وجود مراکز مختلف تصمیم گیری درامور اقتصادی و ... ، همگی باعث می شود فعالیت در امر بازاریابی شبکه ای بعنوان پدیده ای نوظهور با ریسک مواجه شود.

فعالان این صنعت در ایران کوشیده اند نقاط ضعف شرکتهای هرمی را در ساختار خود اصلاح کنند. موارد ذیل از موارد تفاوت شرکتهای هرمی و شرکتهای بازاریابی شبکه ای است:

1-      در بازاریابی شبکه ای کالایی با قیمت حقیقی و نه بالاتر از قیمت بازار در معرض فروش قرار دارد و شما میتوانید برای مصرف خود و اطرافیان کالا را خریداری و از تخفیف برخوردار شوید. اما در شرکتهای هرمی سابق عملا کالایی وجود نداشت و یا در صورت وجود کالا، بهایی بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن پرداخت می شد.

2-     در شبکه های هرمی اگر تعادل در یک شاخه حفظ نشود کل شاخه متضرر می شود. بدین خاطر اعضاء شاخه مجبورند، دقت بفرمایید ، مجبورند به هر شیوه ای متوسل شده تا عضو تازه ای را جذب نمایند. اما در بازاریابی شبکه ای افراد مختارند برای خود زیر مجموعه بیاورند.

3-     در شرکت های هرمی پرداخت حق عضویت اجباری است اما در بازاریابی شبکه ای عضویت رایگان است. یعنی فرد ابتدا مالباخته می شود و سپس برای جبران مال از دست رفته به تکاپو می افتد اما در بازاریابی شبکه ای در قبال پول پرداختی، جنس حقیقی دریافت می کند.

4-     در شرکتهای هرمی فرد در راس هرم از سود تمام نسلهای مجموعه خود منتفع می شود اما در بازاریابی شبکه ای به گفته طراحان پلن درآمدی این موضوع در 5 یا 6 نسل محدود می شود.

موارد فوق بخشی از تصحیح صورت گرفته در ساختار هرمی است که مبنای کار بازاریابی شبکه ای قرار دارد. مفاهیم دیگری مانند ایجاد اشتغال، رونق تولید داخلی، ثروت آفرینی، حذف واسطه ها و هزینه های اضافه ناشی از نگهداری کالا، حمل و نقل و ... از جمله اهداف ترویج بازاریابی شبکه ای محسوب می شود.

همانگونه که قبلا بیان شد تمام مولفه های فوق میتواند به قدرتمند شدن اقتصاد منجر شود به شرطی که در چارچوب قوانین شفاف و بستر مناسب اقتصادی قرار گیرد. اما وقتی وارد بازاریابی شبکه ای می شویم و فضا را لمس، گفتمان ها را رصد و بازاریابان را مشاهده می کنیم با حقایقی تلخ مواجه می شویم.

برخی از اتفاقاتی که در روند جذب بازاریاب صورت می گیرد :

1-      هیچ اطلاعاتی به فردی که برای کار دعوت می کنید ندهید. زیرا ممکن است بدلیل عدم اشرافیت شما به نحوه کار و توضیحات بد شما و نیز سابقه شکست شرکتهای غیرقانونی هرمی ، از قبول کار سر باز زند.

2-     در هنگام برگزاری جلسه توجیهی اولیه در کنار پرزنتور و روبروی دوستی که برای کار دعوت کرده اید بنشینید و در تمام طول مدت شما هیچ حرفی نزنید. جلسه توجیهی میتواند طی دو جلسه برگزار شود، فقط به دوستتان بگویید هر سوالی داری بپرس. کارشناس به شما پاسخ میدهد.

3-     محاسبات تصاعدی ناشی از فروش و سوددهی برای نیروی جدید بر روی کاغذ صورت می گیرد.

4-     آینده ای درخشان و سرشار از درآمد در افق ذهنی فرد ترسیم می شود.

5-     موفقیتهای اعضای با سابقه گروه بازگو و بر اساس قانون علت و معلول در جزوه آموزشی فرد محکوم به موفقیت است اگر تمام آنچه را فرد موفق انجام داده ، انجام دهد و ...  .

اما در این میان آنچه غیر اخلاقی به نظر میرسد اینست که با ندادن اطلاعات به بهانه عدم اشراف بر موضوع فرد را به دفتر کار کشانده و او را با خود همراه سازند. این اتفاق به سادگی با استفاده از اصول روانشناسی اتفاق می افتد. بعنوان مثال در جلسه توجیهی فرد معرف و عضو جدید در مقابل هم می نشینند. این امر ناخودآگاه نوعی رودربایستی برای شخص تازه وارد ایجاد می کند. همچنین فرد با هر نوع پاسخ منفی مانند نمیشود، نمیتوانم، وقت ندارم، علاقه ندارم و ... با جملاتی روانشناسانه مانند خود را دست کم نگیر، کسی را قضاوت نکن، تردید باعث خیانت است، آرزوها براحتی در دسترس است و  ... خلع سلاح شده و ناچار به تایید گفته های صحیح اما کلیِ روانشاسانه است. دقت کنید طبق اصول شرکت عضویت در این شبکه اختیاری است اما در حین پرزنت نمودن با سعی در تغییر نگرش فرد بخشی از اختیار وی را سلب می نمایند.

بر فرض پذیرش کار توسط فرد، موضوع در همینجا خاتمه پیدا نمی کند. اگر خود شخص علاقه مند به معرفی افراد باشد اینکار صورت خواهد گرفت اما اگر به هر دلیلی تمایلی برای معرفی زیر مجموعه نداشت با اصرار و فشار اعضاء بالاسری در منگنه معرفی فرد قرار می گیرد. طبق اصول شرکت این مسئله نیز اختیاری است و فرد میتواند تنها برای خود خرید انجام دهد.

در هنگام اولین سفارش خرید در دفتر کار افراد تیم با فرد تازه وارد در خرید همراهی کرده و او را با انگیزه دریافت پورسانت بیشتر به خرید حداکثری تشویق می کنند. حتی در صورت کمبود نقدینگی شرکت امکانی را فراهم می آورد تا حداکثر خرید را با استقراض از شرکت انجام دهد. باز هم عدم رعایت اخلاق مشاهده می شود زیرا بر اساس اصول شرکت میزان خرید اختیاری است و باید بر اساس توان فرد در بازاریابی و فروش انجام گیرد اما عملا حداکثر خرید صورت می گیرد و از وی سلب اختیار می شود.

اما همه این تشویق و ترغیب ها ، فشار و اصرارها و استفاده از لطایف الحیل روانشناسانه برای چیست؟؟ تولید ملی؟ اشتغالزایی؟ یا کسب سود؟؟ درست است شاید بگویید کسب سود از طریق این پلن درآمدی منجر به اشتغالزایی و تقویت تولید ملی می شود اما وقتی هدف صرفا کسب سود قرار گرفت و پول به عنوان ارزش شناخته شد و روحیه حرص، طمع، ثروت اندوزی و ... تحریک و تقویت شد داستان به جایی می رسد که عاقبت خوشی ندارد و همه این فشارها و اصرارها می شود نتیجه کسب سود. و کاش کسب سود تنها درد بود. اکنون ادامه داستان را بخوانید. ابتدا گفته می شود که فرد تنها از مجموع فروش 6 نسل کسب سود می کنید و وقتی شما در نسل 7 فردی قرار گرفتید، او سودی از قِبَل فعالیت شما کسب نمی کند و وقتی را که برای آموزش شما هزینه می کند برای موفقیت شما در این تجارت است و نه بیشتر. این بخشی از حقیقت است و نه تمام آن. عدم کسب سود از فعالیت نسل 7 حرف صحیحی است اما با ادامه فعالیت شما و گسترش زیرمجموعه تان به تعداد نسلهای سرشاخه شما افزوده و به عددی می رسد که طبق پلن درآمدی از مجموع فروش تمام نسلها منتفع میشود. پس وقت گذاشتن و آموزش دادن از سر خیرخواهی نیست بلکه از سر کسب منفعت است.

شاید بگویید بازی برد- برد است و موفقیت هر کس در گرو موفقیت دیگری است. انسان موجودی حریص است و اگر کسب سود بعنوان ارزش تلقی گردد بر اساس کسب سود بیشتر گام برخواهد داشت که آفت زیر را ممکن است در پی داشته باشد :

یکی از شرطهای استفاده از پورسانت فروش نسلهای شما، خرید حداقل صدهزارتومان در ماه است. بر اساس اصل حداکثرسازی سود، وقتی زیرمجموعه شما گسترش پیدا کرد دیگر بازاریابی و فروش جنس که از ابتدا برای آن وارد مجموعه شده بودید ملاک فعالیتتان نخواهد بود بلکه کسب سود بیشتر میزان شما می شود و قاعدتا با خرید حداقلی ( یعنی همان صدهزارتومان ) به استقبال سود ناشی از فعالیت زیرمجموعه خود خواهد رفت. زیرا اگر مبلغ زیادی را بابت خرید اختصاص دهید ، باید در فکر فروش جنس خریداری شده باشید که این امر منطقی بنظر نمی رسد زیرا با همان خرید کم شما در دور باقی می مانید و سود هنگفتی شاملتان می شود. و آن وقت است که فروش جنسی را که خریده اید برایتان بی اهمیت می شود. یعنی بازاریابی نمی کنید و فقط خرید می کنید. شاید محصولتان را نصف قیمتی که خریده اید و شاید هم رایگان در اختیار دیگران بگذارید و شاید در خانه انبار کنید و یا حتی دور بریزید. و اینجاست که اسراف اتفاق می افتد و عرضه و تقاضا مختل میشود. دقت کنید هدف و ماهیت کسب و کارتان تغییر کرده است.

و اما قسمت تاسف بار این قصه جایی است که دانشجوی رشته مهندسی صنایع از درس و دانشگاهش میکاهد و بر حضور در دفاتر شرکت می افزاید. دانشجویی که کشور برای او میلیونها هزینه کرده است تا شاید قدمی برای صنعت این مملکت بردارد از بی نیازی نسبت به مدرکش سخن می گوید. دانشجوی کشاورزی که می بایست در فکر حل اوضاع نابسامان کشاورزی این مرز و بوم باشد اکنون بعنوان سرگروه یکی از شاخه های بازاریابی شبکه ای مشغول می شود و شاید دانشجوی رشته پزشکی که باید در راستای خدمت به سلامت جامعه و کشورش تلاش کند در اندیشه گسترش تیم فروش محصولات آرایشی و بهداشتی فلان شرکت شبکه ای مجاهدت کند!!

بدون شک می بایست قوانین جامعی در این زمینه طراحی گردد تا از هر جایگاهی و با هر منصبی امکان ورود به اینگونه شبکه ها نباشد زیرا مسلما باعث هدر رفت بخشی از نیروی علمی و انسانی کشور می شود و در سطح کلان موجب ضربه به اقتصاد و فرهنگ کشور خواهد شد.

ما در فرهنگ خود ارزشهایی داریم که برایمان مقدس است. باید فرهنگ کار ترویج شود اما در این مدل کسب و کار ، پول هدف است و کار با درآمد کمتر کم ارزش تلقی می شود. به راحتی از زبان افراد شاغل در این مجموعه جملاتی را می شنویم مانند: پدرت چند سال است زحمت می کشد؟؟ الان در زندگی چه دارد؟؟ در شغلی که هستی چند سال زحمت کشیده ای؟؟ به چه رسیده ای؟؟ غافل از آنکه نفس کار ارزش است . اهداف برای شما مادی ترسیم می شود و انسان موفق انسانی معرفی می شود که اتومبیل آخرین سیستم و خانه ویلایی با تجهیزات کامل و .... دارد. افراد قانع کوچک شمرده می شوند و آنها را متهم به ناتوان بودن می کنند. من هم قبول دارم انسان موفق و ناموفق وجود دارد اما حوزه کاری فرد هم دارای اهمیت بالایی است. انسان می تواند مدیر موفق و یا ناموفقی باشد. می تواند مغازه دار موفق و یا ناموفقی باشد. می تواند کارگر موفق و یا ناموفقی باشد و میتواند در تجارت و بازاریابی موفق و یا ناموفق باشد. در هر کاری میتوان موفق بود ولی ممکن است هر کاری پتانسیل ثروت آفرینی یا بهتر است بگویم پول آفرینی خاصی داشته باشد. ثروت آدمی جایگاه و مقام و اتومبیل نیست ثروت او در افکار و اندیشه های والایش است. از این منظر ممکن است انسان ثروتمند باشد ولی کوچک باشد و میتواند پول هنگفت نداشته باشد ولی بزرگ باشد.

                                                                                                                                               والسلام

* این مطلب توسط یکی از مخاطبان این وبلاگ نوشته شده است.

این تحلیل توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام محمد ارائه شده است:


با سلام خدمت جوانهای عزیز ( مخصوصا دانشجویان و دانش آموزان)

باید واقعیت هایی از بازاریابی شبکه ای را بدانید و بعد تصمیم به عضو شدن در چنین شرکت هایی بکنید. اطلاعات لازم به کمک چند عضو فعال شرکت بادران (به قول خودشان جزء سرشاخه ها هستند) بدست آمده است:

 1. هدف اصلی از ورود به بازاریابی شبکه ای، پاداش گرفتن است و پورسانت در این شرکت ها از تجارت معمولی در بازار بسیار کمتر است. پس موفقیت در این گونه شرکتها به معنی رسیدن به پاداش است.

 2. با توجه به سابقه ی شرکت و گفته های اعضای آن، تا این تاریخ(24آذر94) متوسط لایه ها باید 20 باشد.

 3. با فرض این که هر کسی که وارد این شرکت ها میشه، با هدف موفقیت (رسیدن به پاداش، بند 1 را ببینید) وارد شده، پس هر عضو باید بتواند 3 عضو جدید (بطور میانگین) معرفی کند.

 4. با توجه به بند 2 و 3 ، تعداد اعضای فضای نمونه باید 3^20=3,486,748,401 باشد. (این جمعیت کجاست ؟؟؟؟؟ )

 5. طبق اطلاعات خود اعضا در حال حاضر در شرکت بادران، فقط دویست هزار نفر عضوند که 12درصد آنها فعالند (!! که به نظر واقعی نیست).

 6. بدون در نظر گرفتن شرط های اعمال شده برای پاداش و در خوشبینانه ترین حالت: از درس ریاضی راهنمایی: شانس موفقیت برابر است با تعداد اعضای پیشامد تقسیم بر تعداد اعضای فضای نمونه: 200,000/3,486,748,401)=0.000057) = شانس موفقیت . که بسیار کم است. ( تقریبا 0.0057 درصد) .

 7. پس برای موفقیت تلاش و وقت بسیار زیادی لازم است و باید بهای بسیار سنگینی داد تا شاید موفق شد، در حالی که با تلاش بسیار کمتر و بدون این که بهایی بدهید در جاهای دیگر می توانید به هدف معقول برسید.

 لازم به توضیح است که در چنین شرکت هایی، اکثر اعضاء (بالای 98 درصد) باید مصرف کننده باشند(هدف واقعی) در حالیکه با تبلیغ نادرست ( مخصوصا بالاسری ها)، اکثرا جوانهای دانشجو و دانش آموز که مصرف کننده نیستند و به دنبال پاداش (بند1: موفقیت) هستند، عضو شده اند. پس باید بدانید که در خوشبینانه ترین حالت باید حداقل ده هزار نفر موفق نشوند( به پاداش نرسند) تا شاید یک نفر موفق شود(به پاداش برسد).

خرید بک لینک

آموزش نتورک مارکتینگ در ایران در ابتدایی سطح ممکن باقی مانده است و متأسفانه کاستی های بسیاری در آن دیده میشود. بعد از داغ شدن تب شرکتهای بازاریابی شبکه ای مجوز دار در ایران، به روشهای مختلف مورد عنایت دوستانی که خود را طرفدار و فعال این صنعت همچنان نوپا در داخل کشور میدانند، قرار گرفته ام. یکی از این موارد که به شدت موضوع بحث دوستان بوده و برخی از کامنتها به آن اشاره دارد، مخالفت من با تمامی شرکتهای فعال و دارای مجوز بازاریابی شبکه ای در کشور است. در این پست به نکته ای اشاره خواهم کرد که در زمان نوشتن این مطلب در هیچ یک از شرکتهای فعال و دارای مجوز در ایران به آن توجهی نشده است و صد البته در قوانین فعلی (در زمان نوشتن این پست) هم از سوی قانون گذار این مورد فراموش شده است! این مسأله به ظاهر ساده، تأثیر بسیار بالایی بر میزان سوددهی شرکتهای فعال، میزان پورسانت بالاسریها و همینطور در موارد متعدد بر میزان ضرر تازه واردها و افرادی که هنوز سازمان فروش خود را نساخته اند خواهد داشت.


از تعریف شروع میکنیم:

Product Inventory یا inventory loading چیست؟

به زبان ساده: وقتی زیرمجموعه خود را تشویق به خرید مقدار زیادی محصول از محصولات ولو مصرفی شرکت میکنید تا در آینده بفروشد (بدون توجه به حجمی که توانایی فروشش را دارد که البته مصرف شخصی خودش هم در همین حجم فروش منظور میگردد) در واقع دارید مرتکب خطای Product Inventory میشوید که یکی از مصادیق طرحهای هرمی نوین بوده و خلاف قوانین فعالیت در شرکتهای معتبر جهانی است.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

فرض را بر این میگذاریم که شرکت x در سبد محصولاتش پودر لباسشویی قرار داده است. یک بازاریاب تازه وارد که آشنایی با بازاریابی نداشته و اولین بارش هست که وارد یک موقعیت نتورک مارکتینگ شده است، توانایی فروش مسلماً ۱۵ پودر لباسشویی در ماه را نخواهد داشت به فرض اینکه با مصرف بسیار بالا، دو بسته ۲ کیلویی از این پودر لباسشویی را خودش در منزل مصرف کند و به اطرافیان خود هم تا میتواند بفروشد! حال اینکه اطرافیان بخواهند به برندی که این فرد توصیه میکند، اعتماد کنند و همینطور در آن برهه از زمان نیاز به آن داشته باشند و … کلاً به کنار!

یا مثالی دیگر:

شرکتی که پکیجی از محصولات بهداشتی شامل یک کارتن دستمال کاغذی، ۱۰ کنسرو ماهی، ۵ شامپو و … را به ارزش ۲۰۰ هزار تومان در سبد خود قرار داده است. این حجم از محصولات بهداشتی آیا برای مصرف یک ماه یک فرد کمی زیاد نیست؟ برای خانواده ای ۴ ۵ نفری چطور؟ همینطور برای یکی که در روز دو ساعت برای این کسب و کار زمان تخصیص داده است، آیا فروش اینها به همین سادگی ممکن است؟

در این دو مثال، ما خرید حجم بالایی از محصولات را شاهد هستیم که صرفاً بخش از آن پتانسیل مصرف و فروش به غیر را دارد و الباقی دقیقاً مصداق product inventory هستند که یکی از دلایل عدم سلامت یک موقعیت نتورک مارکتینگ (بازاریابی شبکه ای) محسوب میشود.

انجمن فروش مستقیم آمریکا، inventory loading را اینگونه تعریف میکند:

طرح یا رویه ی آن فروشندگان مستقل را مجبور یا تشویق میکند تا محصولات را به مقداری تهیه کنند که برای فروشنده مصرف شخصی یا فروش آن به سایرین و یا هر دو این موارد با هم در یک مدت زمان منطقی غیر ممکن است و از توانایی اش خارج است.

البته بحث اجبار به خرید به دلیل صراحت غیر قانونی بودنش چیزی است که دیگر به ندرت دیده میشود و خوشبختانه در داخل کشور این مورد به چشم نمی آید اما:

در واقع در پس این تعریف موارد زیر نهفته است:

۱. تشویق به خرید محصولات بیشتر به منظور رسیدن به رنکهای بالاتر

۲. تشویق به خرید محصولات بیشتر از سوی افرادی که تازه وارد می شوند به منظور حصول سود بالاتر و رسیدن به رنک های بالاتر در طرح پاداش شرکت از سوی بالاسری ها.

۳. تشویق به خرید بیشتر با این هدف که با فروش آنها میتوانید سود بیشتری کنید در حالی که قدرت فروش فرد در نظر گرفته نمیشود.


در پس تعریف انجمن فروش مستقیم آمریکا این سه نکته نیز نهفته است که نشانه های واضح شرکتهایی هستند که مشکل Product inventory در آنها مشهود است!

چرا این اتفاق می افتد؟ چرا Product inventory نشانه ای از طرحهای هرمی محسوب میشود؟


دلیل اصلی در وقوع product inventory حصول سود بیشتر است. وقتی یکی از افراد حجمی از محصولات را خریداری میکند، هم به بالاسری ها و هم به شرکت سود میرسد. اما قوانین شرکت است که می بایست جلوی این مورد یعنی خرید و انبار کردن محصولات را بگیرد و به تازه واردین اجازه خریدهای بالا نداده و از تکرار خرید از سوی افرادی که موفق به فروش میزان محصولات خریداری شده قبلی خود نشده اند، جلوگیری کند.

در طرحهای هرمی که محصول را وارد بازی میکنند، محصول/محصولاتی فاقد ارزش واقعی به میزان مبلغ اخذ شده و یا غیر مصرفی ارائه میشود. زمانی که Product inventory به وقوع میپیوندد هم در واقع یک سری محصول انبار شده توسط فرد داریم که امکان فروشش وجود ندارد و مصرف شدنی هم نیست در دوره ای که خرید انجام شده! خب تفاوتی با طرحهای هرمی دیده میشود؟ من که نمیبینم!

مهمترین چالش در برخورد با این قضیه، تعیین قوانین دقیق از سوی مراجع مسئول همچنین شرکتهای فعال است که متأسفانه کوچکترین توجهی تا لحظه انتشار این مقاله به این مورد نداشته و ندارند!


برخورد با Product inventory در ایالات متحده


در ایالات متحده آمریکا به عنوان مهد mlm دنیا، بحث برخورد با انبار کردن محصول به سال ۱۹۷۵ و پرونده جنجالی amway برمیگردد. در این داستان دنباله دار، که در سال ۱۹۷۹ با پیروزی Amway خاتمه یافت، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) با حصول توافقاتی با Amway این موقعیت تجاری را رسمی و قانونی اعلام کرد. بخش از این توافقات در مورد موجودی محصول بود به این شکل که:

تا زمانی که بازاریاب موفق به فروش/مصرف حداقل ۷۰% خرید قبلی خود نشده است، اجازه خرید مجدد را نخواهد داشت.

این بند به قانون ۷۰% معروف شده است و در بحث product inventory محل برخورد مناسبی است. هرچند این عدد در فرهنگهای متفاوت و شرایط اقتصادی متفاوت، مطمئناً دستخوش تغییر میشود و صرفاً به عنوان یک نمونه ذکر کرده ام.

در برخورد با product inventory، بحث بازپس گری موجودی محصول بدون قید و شرط هم مطرح میشود (معمولاً ۹۰ روز) که باز هم در میان قوانین ایران و شرکتهای فعال، کمی غریبه است!

نگاهی به قوانین بازاریابی شبکه ای ابتدایی در ایران همچنین قوانین شرکتهای مجوز دار فعال، بیانگر این حقیقت است که صنعت نتورک مارکتینگ همچنان جای کار بسیار دارد و متأسفانه بیش از حد نوپا بوده و قوانین وضع شده فعلی، صرفاً ساختمانی بدون پی و بن هستند که به راحتی فرو خواهد ریخت!

همانطور که در روزهای نخست فعالیت شرکتهای مجوز دار، بحث عرضه محصول غیر مصرفی در دوره های پرداخت شرکتها به شدت خودنمایی میکرد و بعدها با تغییرات بی سر و صدا در پشت پرده رویه تغییر کرد، باید به زودی منتظر تغییر در این مورد هم باشیم: تغییر در نوع محصولات عرضه شده و جلوگیری از انبار کردن محصول برای دریافت پورسانت و رسیدن به رنک های بهتر در طرح پاداش شرکت ها. این تغییر به وضوح در قوانین شرکتها و قوانین کلی صنعت در کشور دیده خواهد شد و دیر یا زود باید شاهد بندهای مشابه قانون معروف ۷۰% در قوانین شرکتها باشیم.

فراموش نکنید که هر شرکت یک دوره پرداخت ثابت دارد که در آن دوره نسبت به محاسبه پورسانت بازاریابان و تسویه حساب با آنها اقدام میکند، حال هرگاه میزان خرید انجام شده از سوی بازاریاب بیشتر از مقداری بود که میتوانست در طول این دوره پرداخت بدون دردسر بفروشد (هم خودش مصرف کند به مقدار منطقی و هم به سایرین بفروشد)، انبار کردن محصول یا product inventory یا inventory loading را مشاهده میکنیم.

دقت داشته باشید وقتی برای رسیدن به رتبه بهتری در طرح پاداش شرکت نسبت به خرید حجم بیشتری از محصولات اقدام میکنیم، باز هم بحث انبار کردن محصولات یا product inventory سر باز میکند و نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم.

در مورد product inventory میتوان ساعتها بحث کرد و مقالات متعددی منتشر نمود اما آنچه در این زمینه و در زمان نوشتن این مقاله به کار می آید، دقیقاً ذکر شده و امید است که با کسب این اطلاعات، شاهد تصمیم گیریها و رفتارهای حرفه ای تر از سوی علاقه مندان به فعالیت در صنعت نتورک مارکتینگ همچنین فعالان فعلی این صنعت باشیم.


انبار کردن محصولات میتواند بار اقتصادی سنگینی بر بسیاری از افرادی وارد آورد که بدون درک صحیح از صنعت، صرفاً با انگیزه ی کسب درآمد بالا به خرید از شرکتها میپردازند و افراد سازمان فروش خود را نیز نسبت به این مهم تشویق می نمایند.


* این مطلب از اینجا اخذ شده است

تهران موزیک
طراحی چت روم
متخصص زنان و زايمان
مشاوره سئو
درج آگهي رايگان
پيگيري وام ازدواج
باران چت
ناز چت
چت روم فارسی
بارکد خوان فروشگاهی
دکتر سلام
ققنوس چت
نونوچت/نونوگپ/نونوفان
دانلود رایگان کتاب و جزوات دانشجویی