بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


تصویب اعطای تسهیلات به 87 طرح تولیدی استان
استقرار گروه های رصد هلال ماه شوال در ارتفاعات استان سمنان
قدردانی مسئولان از شبکه استانی دنا
حال و هوای روزه داران در آستانه عید فطر+گزارش

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهترین نتورکر ایران» ثبت شده است

شرکت‌های هرمی از سال 76 وارد ایران شدند و در سال 82 فعالیت‌ آنها به اوج خود رسید. با ورود وزارت اطلاعات از سال 87 اینک توسعه فعالیت شرکت‌های هرمی در داخل کند و متوقف شده است.در برخی شرکت‌های هرمی ماهانه 15 تا 23 درصد سود پرداخت می‌شود در حالی که این سود در پیشرفته‌ترین بانکهای جهان از سه تا چهار درصد بیشتر نیست و غالبا 90 درصد سرمایه‌گذاران در شرکتهای هرمی زیان و تنها 10 درصد سود می‌برند که سود عمده نیز به خارج کشور سرازیر می‌شود.

دلیل محبوبیت اول این شرکتها به ویژه در میان جوانان اول کسب پول با سرعت بالا، بعد سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت و وسوسه توسط دیگران از عواملی است که موجب تحریک افراد برای عضویت در شرکت‌های هرمی می‌شود. فعالیتهای بازاریابی بسیار پردرآمد و کم هزینه است؛ لذا جوانان برای رسیدن به آرزوهای خود، بدنبال راههایی هستند که در کمترین زمان بیشترین بهره را ببرند از این رو در جستجوی این راهها به اشتباه به سوی شرکتهای هرمی کشیده می شوند.همچنین وقتی امنیت شغلی نباشد، جوان فکر می‌کند گذاشتن تمام وقتش روی کار بیهوده است. ممکن است هر آن اخراج شود. بی انگیزه می‌شود و به مسیرهای انحرافی کشیده می‌شود. در حالیکه هر فعالیتی که بر مبنای برد و باخت باشد قمار محسوب شده و سود دریافتی از آن نیز حرام است. با توجه به اینکه بنیان گلدکوئیست بر اساس شانس و برد و باخت گذاشته شده، از نظر اسلام حرام است. همچنین با گسترش این شبکه‌ها و خروج ارز از کشور سرمایه ملی زایل می‌شود و ضربه اقتصادی بسیاری بر جامعه وارد می‌کند.

آمارها نشان‌گر این موضوع است که 79 درصد از افرادی که فریب شبکه‌های هرمی را خورده‌اند از تحصیلات دانشگاهی بهره مند بوده‌اند و این نشان از رسوخ آنها در قشر تحصیلکرده اجتماع دارد.

جوانان و به‌ویژه دانشجویان به دلیل علم مختصری که دارند زودتر تحت تأثیر جریانات وسوسه‌ انگیز قرار می‌گیرند. حس برتری جویی مالی و اقتصادی، عدم خودآگاهی کافی و داشتن تفکر پول محور از عواملی است که تمایل افراد را برای عضویت در شرکت‌های هرمی افزایش می‌دهد. بنابراین حس رسیدن به دگرگونی سریع و رسیدن به کمال از عوامل دیگری است که تمایل جوانان به عضویت در شرکت‌های هرمی را افزایش می‌دهد. از نظر روان شناسی افراد ساده‌لوح که تفکرشان هنوز به خوبی رشد پیدا نکرده است بیشتر عضو اینگونه مجموعه ها می‌شوند. برخی از افراد تصور می‌کنند رشد پیدا کردن به معنای ترقی غیر منتظره است بنابراین تلاش می‌کنند از راه‌های نادرست به این ترقی دست یابند.

همچنین با گسترش فعالیت شرکت های هرمی در سال های اخیر، زنان خانه دار به عنوان یک گروه هدف مورد توجه هرمی ها قرار گرفته است. درواقع کوئسترها یا شرکت های هرمی نظیر آن، علاوه بر فروش محصولات خود به خانم ها، زنان خانه دار را به فروش کالای خود تشویق می کنند که بدین صورت هرم خود را وسعت بخشند. در ایران طی سال های اخیر، هرمی ها عمده فعالیت ظاهری خود را در حوزه فروش کالاهای بهداشتی و آرایشی تحکیم کرده اند.

جوانان شهرستانی هم  که برای کسب و کار به کلان شهرها مراجعه می‌کنند، طعمه اصلی این شرکت‌ها هستند از این رو در این شرکت‌ها عوارض‌ جبران ناپذیری مانند افسردگی، انزوا، خودکشی و حتی در بسیاری از موارد جدایی از همسر و فرزند و مهاجرت را در بر دارد.

فعالیت شرکت‌های هرمی به لحاظ اجتماعی یک آسیب است و آثار مخرب زیادی به همراه دارد. مهم‌ترین آن ضربه زدن به اقتصاد کشور است. سرمایه‌های ملی از کشور خارج می‌شود و به دست بیگانگان می‌افتد. نوعی اشتغال کاذب و بیکاری پنهان در جامعه به وجود می‌آید. از نظر فرهنگی هم روحیه دلالی و تن پروری را بین جوانان گسترش می‌دهد. مهمتر از همه به دلیل این‌که فعالیت‌های آنها زیر زمینی است، جرایم دیگری هم به دنبال دارد.

در موارد بسیاری خانواده‌ها از هم پاشیده می‌شود. بسیاری از افراد متاهلی که وارد این کار می‌شوند، با مخالفت خانواده خود رو به رو می‌شوند و کارشان به طلاق می‌کشد. در مورد زنان این اتفاق بسیار دیده شده است. تجاوز به عنف و آدم ربایی هم بیشتر اعضای زن را تهدید می‌کند.همچنین خانواده‌ها که هسته اولیه جامعه هستند در رابطه با این شرکت‌ها دچار از هم پاشیدگی ساختاری شده و از لحاظ اقتصادی توان ادامه حیات را از دست می‌دهند. از دیگاه فرهنگی با ورود الگوهای رفتاری غربی مانند روابط افسارگسیخته پسران و دختران در این شرکت‌ها و ادبیات مبتذلی که از آن استفاده می‌کنند، ارزش‌های اجتماع را تهدید می‌کند.

متاسفانه علی رغم هشدارهای بسیار در ارتباط با این شرکت ها، برخی مردم بار دیگر به سمت این شرکت ها سوق پیدا کرده اند. جوانها به سریال‌های تلویزیونی علاقه دارند. باید سریال‌هایی با این مضمون ساخت و پخش کرد. در برنامه‌های دیگر صدا و سیما هم باید به این موضوع پرداخته شود. باید از کارشناس‌ها خواست فعالیت این شرکت‌ها را تشریح کنند. از این رو رسانه‌ها وظیفه دارند مشکلات شرکت‌های هرمی را به مناظره بگذارند و از طرفداران و شکست‌خوردگان این شرکت‌ها درخواست کنند که به صورت تصویری برای همه صحبت کنند.

برگرفته از خبر آنلاین


پنجشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۳، ۰۴:۰۶ ب.ظ

با توجه به شیوع و گسترش شرکتهای هرمی در این مقاله به تجربیات بین المللی در این زمینه پرداخته ایم.   

(برگرفته ازخبرنامه).

پلیس بین الملل (Interpol)

سه تن از سران گلدکوئست توسط پلیس جاکارتا و به درخواست اینترپل دستگیر شدند: خانم دونا ماری ایمسون، آقای جوزف بیسمارک و آقای ویجی اسواران. اتهام این افراد راه‌اندازی شرکتی با سیستم هرمی است و به همین دلیل از طرف دولت کشورهای مالزی، فلیپین و هنگ‌کنگ تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند.

با جستجو در سایت اینترپل می‌بینید از نه نفری که عضو هیأت رئیسه این شرکت به اصطلاح بین‌المللی هستند دست ‌کم پنج تایشان تحت تعقیب پلیس بین‌المللی‌اند!

o       مدیر داخلی: آقای ویجی اسواران (Vijay Eswaran)

o       مدیر امنیتی: آقای کورت جورج روکو رینک (Kurt Georg Rocco Rinck)

o       مسؤول روابط بین‌المللی: آقای جوزف بیسمارک (Joseph Bismark)

o       مسؤول بخش تحقیق و توسعه: آقای تی جی کینتارا (TG Kintanar)

o       مسؤول امور آموزشی: خانم دونا ماری ایمسون (Donna Marie Imson)

آلبانی

نایب رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در میزگرد «بررسی فعالیت شرکتهای هرمی در ایران» با بیان این که در شبکه‌های بازاریابی به وفور با اشباع بازار مواجه هستیم، تصریح کرد: این مشکل از سال 1995 تا 1997 در آلبانی که کشوری فقیر و با جمعیت کم در اروپای شرقی میباشد، اتفاق افتاد و شرکت‏های هرمی و بازاریاب‏های شبکه‌ای در آلبانی شروع به فعالیت کردند. در آن زمان از سوی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بیش از 50 نامه نوشته شد که ادامه فعالیت این شرکت‏ها منجر به ورشکستگی اقتصادی کل آن کشور خواهد شد، به طوری که مردم با استقراض از بانک‏ها وارد این شبکه‌ها شدن د. نماینده مردم تهران ادامه داد: از سال 1997 بازار آلبانی اشباع شد و رژیم آلبانی با بحرانی مواجه شد که به سقوط این رژیم منجر شد.

اتفاقی که طی سالهای 1994 الی 1998 در کشور آلبانی اتفاق افتاد از چند منظر قابل توجه و تأمل میباشد:

1-    قابل مقایسه بودن این پدیده با آنچه که به تدریج در ایران در حال رخ دادن است.

2-    حضور نزدیک به 2/3 میلیون نفر جمعیت این کشور در شرکت‌های هرمی

عمیق و واضح بودن پی‌آمدهای فروریختن این ساختار‌ها پس از اشباع بازار

دیگر تبعات رسوخ شرکتهای هرمی در آلبانی:

§                   آشوب، هرج و مرج و ناامنی‌های اجتماعی

§                   از هم گسیختگی پلیس و ارتش

§                   غارت یک میلیون اسلحه از ارتش

§                   خروج اتباع خارجی و مهاجرت آلبانی تبارها

§                   سقوط دولت

§                   کشته شدن بیش از 2000 نفر

§                   عدم کنترل بخشهای بزرگی از کشور

§                   آتش زدن ادارات پست و مالیات

§                   در نیمه اول 1997: کاهش ارزش پول رایج در برابر دلار به میزان 40% و افزایش قیمت‌ها به میزان 28%

§                   تعطیلی بسیاری از صنایع

§                   توقف بازرگانی

§                   کاهش تولید به میزان 7% تنها در سال 1997

§                   کاهش واردات به میزان 25%

§                   کاهش سرمایه گذاری خارجی

§                   فقیر شدن عده‌ی کثیری بدلیل از دست رفتن سرمایه‌ها

نپال

بیش از 15 هزار نفر از مردم نپال دارایی های خود را در دسیسه هرمی از دست داده اند.

خیلی ها هنگامی که داستان آن کلاهبردار که لباس نامرئی به تن پادشاه نمود و پادشاه را در خیابان ها حرکت داد را دوباره میشنوند از صمیم قلب می خندند. هفته های گذشته، تعداد زیادی از مردم نپال همانند پادشاه مذکور لباس نامرئی به تن نموده و سرشان کلاه رفته است. بیش از 15000 نفر از مردم نپال که بیش از 64000 روپیه برای سکه های طلا پرداخت نموده اند حداقل بیش از نیمی از پول خود را از دست داده اند. زندگی در تخیلات نادرستی در مورد تأمین مقدار معینی پول از طریق کمیسیون ها و سکه های طلا موجب گسترش عضوگیری شرکت گلدکوئست گردیده است.

بعد از اینکه Gold Quest به انتهای راه خود در نپال رسید؛ کامار (یکی از اعضاء شرکت) صدها درخواست از طرف دوستان و فامیل دریافت کرده که از او پولشان را می خواهند. کامار نیز خود عضوی از شبکه ی دوستانش می باشد. بالاخره او بعد از مدتی تحقیقات متوجه شده که وی در زنجیره ای از آدمها، هم متقلب هست و هم مورد تقلب واقع شده! او هم اکنون می گوید من به دلیل اصرار زیاد پدر خانمم، برادر خانمم و خواهر خانمم در این چرخه کلاهبرداری که متشکل از اقوام و دوستانم است واقع شده ام و هم اکنون نمی دانم چکار کنم.

کامار تنها یک نمونه از تعداد زیادی افراد با این موقعیت می باشد. اغلب مردمی که به گلدکوئست وارد شده اند مشکلی مشابه دارند. این دسیسه 2 سال پیش با دادن این امیدهای واهی آغاز گردید که افراد، کمیسیونی بابت ورود افراد جدید دریافت میکنند. این امیدها موجب گردید که سیاستمداران، قانون گذاران، سران کشوری، نیروهای پلیس و انتظامی، تجار و تعداد زیادی از مردم کشور نپال سرمایه خود را از این طریق از دست بدهند و به همین ترتیب هم اکنون شاهد حضور اعضاء این شرکت در 5-4 شهر اصلی این کشور هستیم. این شرکت می گوید سکه هایی کلکسیونی تهیه کرده و قیمت های آن ها به همین دلیل واقعی نیست‌، هیچ کس هنوز متوجه نشده است چگونه تعداد زیادی از افراد باسواد کشور این حرف را با این شرایط قبول کرده اند.

وزارت داخله اطلاعیه ای مبنی بر ممنوعیت گلدکوئست داده و به شکایت های مردم در این زمینه در 12 پایگاه پلیس این کشور در ایالت های مختلف رسیدگی خواهد نمود. در یک اطلاعیه محرمانه که منتشر گردید دارایی های Mayer 200 میلیون دلار برآورد گردیده است که از طریق شرکت هنگ کنگی گلدکوئست تأمین گشته است. این رسوایی های مالی هنگامی برملا گردید که پلیس دو نفر از سرکردگان این شرکت در نپال را دستگیر نمود. هم اکنون این دو نفر مدعیند هیچ فعالیت خلاف قانون تجارت انجام نداده اند.

این تجارت که به نوعی پول شویی بوده و 2 سال پیش با عنوان فروش سکه های طلا آغاز به کار نموده است موجب گردید میلیونها روپیه از دارایی های مردم نپال در این بازی پول از دست رفته و اقتصاد ضعیف نپال میلیون ها روپیه را از دست بدهد.


بوتان

16 ژوئن 2004  مرجع پول پادشاهی بوتان   (RMA) که نقش بانک مرکزی را ایفا میکند، بیانیه ای منتشر نموده است که به مردم بوتان درباره پولدار شدن سریع با دسیسه، (دسیسه هرمی از سکه های طلا) که در تیمپو و پیونتشولینگ عمومی شده است اخطار داده است. در این بیانیه گفته شده این روش می تواند موجب از دست دادن دارایی های شخصییتان شده و همچنین موجب خروج ارز از کشور گردد. این دسیسه هرمی که از سکه های یادبود استفاده می کند توسط شرکت گلدکوئست (یک شرکت مستقر در هنگ کنگ) ایجاد شده است.

مطابق بیانیه RMA ، این کلاهبرداری بر طبق قانون دوم فعالیت های اقتصادی مصوب 1992 بوتان ممنوع می باشد. این قانون برای هر شخص حقیقی شرکت کننده در یک فعالیت اقتصادی که «بدون داشتن مجوز فعالیت در یک توافقنامه مغایر قانون« شرکت میکند محدودیت و ممنوعیت ایجاد می‌کند. سخنگوی RMAمی گوید: «شرکت در دسیسه گلدکوئست موجب خیل عظیمی از متضررین و همچنین موجب از دست رفتن منابع می گردد.» او می افزاید: «یک دسیسه هرمی سرانجام متلاشی خواهد شد و این هنگامی رخ می دهد که افراد دیگری حاضر به شرکت در این دسیسه نباشند». ایشان از دیگر معایب این سیستم ها را نبود تولید و ارزش افزوده ذکر کرده اند.

این دسیسه از چنیا در هند به بوتان آمده و آنها برای اینکه نشان دهند این فعالیت قانونی است می گویند چون بعضی سکه ها توسط RMA تأیید شده است پسRMA مجوز فعالیت به این شرکت را داده است. مدیران RMA می گویند که ضرابخانه RMA این گارانتی ها را تنها به شرکت گلدکوئست داده تا نشان دهند که این سکه ها از جنس طلا می باشند و نه اینکه مجوز فعالیت هرمی به آن بدهند!

یک منبع اینترنتی این تجارت زیرجلدی را اینگونه توضیح می دهد که اعضایی که در رأس هرم قرار دارند از زندگی خود لذت می برند، اما پول هایی که به آنها داده می شود در واقع از طرف شرکت نبوده و از سه لایه پایینی این پورسانت ها می رسد. مدیران RMA می‌افزایند: «افراد زیادی از مردم پولشان را از دست می دهند و این در حالی است که عده دیگری در حال جریمه دادن یا بازداشت به سر میبرند». این تجارت برای کسانی که ابتدا وارد این سیستم شده اند پولساز می باشد اما در واقع در یک هرم هزینه افراد اقلیتی که در رأس هرم قرار دارند از خیل کسانی که به قسمت های زیرین هرم اضافه میشوند تأمین می گردد.

بسیاری از کشورها هم اکنون گلدکوئست را ممنوع اعلام نموده و آنها را به عنوان مصداق یک دسیسه هرمی می شناسند. در چنیا (شهری در هند که دفتر گلدکوئست در آن واقع است) گزارش های بسیاری در مورد شکایت از این شرکت وجود دارد.


هند

دارایی های کمپانی گلدکوئست در هند ضبط و حساب های بانکی آن مسدود گردید.

با دستگیری مقامات رسمی شرکت گلدکوئست توسط پلیس در چنیا‌ (جایی که سران شرکت گلدکوئست در هند مستقر هستند)، جنجالی دوباره در مورد شرکت هایی که با سیستم های بازی با پول در هند فعالیت می کنند ایجاد گشت. بیش از 50   نفر از اعضاء شرکت می گویند که شرکت با دریافت 12000 روپیه سر آنها کلاه گذاشته است.

افراد دستگیر شده شامل پوزپام (مدیر نمایندگی)، جوزف آگوستین (حسابدار) و پوشندرا کامار شوکلا (مسئول روابط عمومی) میشوند. همچنین مقر شرکت که در طبقه 9 رینتری قرار داشته پلمب و حساب های بانکی آن مسدود شده است.

شاکیان می گویند شرکت گلدکوئست از آنها مبالغ زیادی دریافت کرده تا به آنها سکه ای که به گفته شرکت کلکسیونی است بدهد اما این سکه را تا وقتی بیش از 10 نفر را وارد سیستم نکرده باشند نمی دهد.

مسئول پرونده می افزاید که آنها به دنبال افرادی به نام ویجی اسوارن و جیوان ماکتاناندام که احتمالا هم اکنون در مالزی به سر میبرند نیز هستند.

این عملیات بر طبق قوانین مربوط به «دسیسه های بازی پول» در قسمت 420 قوانین کیفری هند بوده و این اشخاص بر طبق این قانون دستگیر و مجازات خواهند شد.

 

سریلانکا

رئیس جمهور سریلانکا سندی را جهت سخت گیری در مورد دسیسه های هرمی و وضع قانونی جهت منع فعالیت این قبیل طرح ها امضاء نموده است.

رئیس جمهور کاماراتانگا با توجه به اخطارهایی که بانک مرکزی و سازمان های حامی بازاریابی در این مورد داده اند به تکاپو افتاده است. او می گوید فعالیت یک شرکت خارجی موجب شده مبلغ 50   میلیون دلار ارز از کشور خارج گردد.

در دسیسه های هرمی شرکت به اعضاء خود قول می دهد در ازاء جذب «سرمایه گذارهای جدید» به آنها پول پرداخت نماید، اما به جز عده اندکی که ابتدا وارد سیستم شده اند بقیه پول خود را از دست می دهند. اینگونه فعالیتها به عنوان «دسیسه های پونزی» نیز شناخته میشوند، اسمی که به دلیل موفقیت کلاهبرداری به نام پونزی در سال 1920 در کشور آمریکا با استفاده از این تکنیک به یادگار مانده است.

این دسیسه ها در اغلب کشورها وجود دارند، بالاخص در کشورهای فقیر که مردم تجربه سرمایه گذاری کمی دارند و با وسوسه‌ای که به افراد قول بازگشت سرمایه و سود را می دهد اینگونه فعالیتها رشد می کنند. بالاخص این قول توسط افراد بالای هرم دسیسه که میگویند این اتفاق 100 درصد رخ می دهد داده می شود. در آلبانی در سال 1990، دسیسه های هرمی مثل این اتفاق افتاد و کشور را دچار ورشکستگی نمود.

در سریلانکا شرکت های متنوعی با اسم «نتورک مارکتینگ» (نتورک مارکتینگ لفظی است که برای تجارت های سالم از این دست نیز به کار می رود) به فعالیت نادرست می پردازند. به عنوان نمونه شرکتی محصولاتی مانند، سکه، مدال، ساعت و یا چیزهایی شبیه آن میفروشد اگر چه قیمت این محصولات گزاف بوده و بسیار زیادتر می باشد.

خرید محصول اجازه فروش محصولات را به دیگران می دهد و این سرآغازی می شود برای جذب اعضای جدید برای یک دسیسه هرمی، تا از این طریق آنها به پورسانت برسند. همچنین آنها به وسیله پورسانت افراد را برای به استخدام در آوردن بازاریابان دیگری برای شرکت فریب داده و اینگونه است که هرمی از اعضاء را تشکیل می دهند. لذا کسانی که زودتر وارد شده اند به مبالغ قابل توجهی خواهند رسید.

افراد بالایی برای اینکه به پول بیشتری برسند فعالیت خود را همچنان ادامه می دهند. خانم کاماراتانگا می افزاید پورسانت ها در واقع از طریق جذب افراد جدید و دریافت پول آنها داده می شود. او می افزاید به طور معمول، هر دسیسه هرمی (مانند آنچه اشاره شد) متلاشی خواهد شد این واقعه هنگامی رخ می دهد که اغلب افراد برای ورود به سیستم جواب منفی می دهند. رئیس جمهور گفت: بسیاری از افراد برای ورود به سیستم پول قرض گرفته اند و نتیجه آن است که در انتها با سیل عظیمی از افراد بدهکار که توانایی دادن بدهی خود را ندارند مواجه می‌شویم.

در ادامه بانک مرکزی خطر ضربه به اقتصاد سریلانکا را یادآور شد و گفت در انتهای این گونه فعالیت ها پول زیادی از کشور خارج شده است و در ازاء آن کالا یا خدمات مفیدی وارد نمی شود. همچنین بانک مرکزی از رؤسای بانک ها و مقامات رسمی دولتی برخورد انضباطی با این دسیسه ها را خواستار شد.

 

روسیه

بزرگترین طرح هرمی در روسیه، در دهه 1990 توسط شرکت MMM شکل گرفت. این شرکت بیش از 2 میلیون نفر را درگیر و نزدیک به 1.5 میلیارد دلار سرمایه را جمع‌آوری کرد. MMM یکی از معروفترین شرکت هایی است که در ردیف کلاهبرداری های اینچنین (دسیسه های هرمی) معرفی می گردد.

شرکت MMM در سال 1989 توسط سرگئی ماوردی، برادرش واچسلاو ماوردی و همسر آینده‌‌ی برادرش مارینا موراویوا تأسیس شد (اسم شرکت مخفف اسم خانوادگی سه نفر مؤسس آن است). در ابتدا، شرکت تجهیزات اداری و کامپیوتری وارد می‌کرد. در ژانویه 1992، اداره مالیات MMM را متهم به فرار از پرداخت مالیات کرد،‌ که به مشکلات بانکی برای MMM در گرفتن وام منجر شد. مضاف بر این مشکلات اقتصادی در تجارت خارجی، شرکت را مجبور کرد وارد فعالیت‌های مالی شود. شرکت سهام‌های آمریکایی را به سرمایه‌گذاران روسی ارائه ‌کرد، ولی همچنان به موفقیتی دست نیافت. پس از امتحان کردن چندین راه دیگر برای بهبود وضعیت بد شرکت، در اواسط سال 1993 شرکت شروع به جمع‌آوری سرمایه از سرمایه‌گذاران خصوصی در یک طرح هرمی، و تعهد به بازپرداخت سالانه‌ ده برابر سرمایه اولیه کرد. همین امر منجر به رشد سریع شرکت شد. در ژانویه 1994، MMM شروع به تبلیغات جذاب تلویزیونی و اعلام 1000 درصد سود سالیانه کرد. از آنجایی که سهام‌ها در هیچ مرکز سهامی ارزش گذاری نمی‌شد، خود شرکت آنها را قیمت گذاری می‌کرد.

یکی از دلایل موفقیت طرح، ارتباط کلامی بود. البته در کنار آن، تبلیغات جذاب و قوی شرکت هم در این موفقیت بسیار مؤثر بود. بطور مثال یکی از این تلاش‌های تبلیغاتی دادن مسافرت رایگان مترو در یک روز به تمامی شهروندان مسکو بود.  MMM یکی از خوش‌نام‌ترین شرکت‌های روسی شده بود. در زمان اوج فعالیت، بطور متوسط روزی 11 میلیون دلار از طریق فروش کسب می‌کرد. بطور تخمینی بین 2 تا 5 میلیون نفر در MMM سرمایه‌گذاری کرده بودند. موفقیت‌های MMMبه تأسیس شرکت‌های مشابه، از قبیل   Tibet ، Chara   ،
Khoper-Invest ، Selenga ، Telemarket و   Germes منجر شد. تمامی این شرکت‌ها از روش مشابه و دادن امید درآمد‌های بالا استفاده می‌کردند. (یکی از شرکت‌ها درآمد سالانه برابر با 30 برابر سرمایه‌گذاری اولیه را تعهد می‌کرد)

در 22 جولای 1994، پلیس مراکز MMM را بدلیل فرار از مالیات، تعطیل کرد. برای چندین روز شرکت سعی کرد به فعالیت خود ادامه دهد. شرکت MMM بین 50  میلیون تا 1.5 میلیارد دلار به سرمایه‌گذار‌ها بدهکار شده بود. بیش از پنجاه نفر از افرادی که سرمایه‌گذاری کرده بودند، بدلیل از دست‌رفتن سرمایه‌شان خودکشی کردند. چندین سازمان تحت عنوان «سرمایه‌گذار‌های مغبون» تأسیس شدند، که سعی داشتند که سرمایه‌ها را بازگردانند و دولت را مسئول وضعیت موجود جلوه دهند. در آگوست 1994 سرگئی ماوردی بدلیل فرار از مالیات توسط پلیس دستگیر شد. اما به زودی با حمایت‌های سازمان‌های «سرمایه‌گذارهای مغبون» برای مجلس دومای روسیه انتخاب شد. وی ادعا می‌کرد که دولت مسئول از بین رفتن سرمایه مردم بوده ‌است و تعهد کرد که یک برنامه بازپرداخت برپا کند، اگرچه تنها یک وعده توخالی بود و مبلغی که پرداخت می‌شد بسیار کمتر از مبلغ بدهی بود.

در اکتبر 1995 مجلس دوما حق مصونیت او را بدلیل غیبت در بیشتر جلسات لغو کرد. در 1996، چندین بار اقدام کرد تا به دفتر ریاست جمهوری راه یابد، ولی نتیجه‌ای نگرفت. سرانجام در 22 سپتامبر 1997، MMM اعلام ورشکستگی کرد. سرگئی ماوردی از روسیه به آمریکا رفت و به کمک اقوامش یک طرح دیگر را در قالب شرکت فروش سهام تأسیس کرد. بر اساس اظهارات کمیسیون امنیت و مبادلات ارزی (SEC) آمریکا خسارت وارده به قربانیان بیش از 5.5 میلیون دلار بود. در سال 2003 سرگئی ماوردی در حالیکه توسط جمعی از مأمورین ویژه اسبقش محافظت می‌شد، در آپارتمانش دستگیر شد. پیش از این واچسلاو ماوردی که شرکتی کوچکتر به نام MMM-96 را تأسیس کرده بود درسال 1998 دستگیر شده بود.

فروپاشی MMM تاثیر بسیار بدی بر روی بازار سهام روسیه داشت و موجب بدبینی و سلب اعتماد مردم از بازارهای سهام گشت. محبوبیت و فروپاشی غیر قابل اجتناب MMM (که سرنوشت مشابه همه دسیسه های هرمی است) منجر شد تا بازار سهام و سیستم بانکی روسیه بمدت یک دهه بدون پیشرفت بماند.

 

چه ملتهائی در دنیا بیشتر به دنبال گلدکوئست هستند؟

یکی از ادعاهای مروجان شرکتهای هرمی همچون گلدکوئست آنست که اینها شرکتهای معتبر بین‌المللی (!!) هستند که در بیشتر کشورهای دنیا و حتی کشورهای پیشرفته در حال (به قول خودشان!) تجارت شبکه ای میباشند.

یکی از امکانات سایت گوگل، Google Trends است که به کمک آن می‌توان فهمید چه کسانی (به تفکیک زبان، شهر و کشور) بیش‌تر در اینترنت به دنبال یک کلمه یا عبارت خاص هستند. در اینجا میخواهیم با استفاده از این قابلیت سایت گوگل (که معتبرترین موتور جستجوی اینترنت محسوب میگردد) نشان دهیم که این ادعای مروجان شرکت گلدکوئست کذب محض بوده و در واقع متأسفانه این کشورهائی همچون ایران هستند که اولاً به دلیل نبود مکانیزمهای کنترلی مناسب در فعالیتهای اقتصادی و ثانیاً به دلیل ضعف دانش و بنیه اقتصادی عامه مردم (و البته دلایل دیگری که این مقال را گنجایش آنها نیست) در چنین دسیسه‌هائی گرفتار میشوند. اگر آمار مربوط به کلمه GoldQuest را در بخش Google Trends ببینید برایتان جالب خواهد بود:

  رتبه بر حسب شهر

  رتبه بر حسب کشور

  رتبه بر حسب زبان

Esfahan

Iran

Persian

Qom

Ethiopia

Indonesian

Karaj

Sri Lanka

Arabic

Tehran

Indonesia  

English

Adis Abeba  (Ethiopia)

Malaysia  

Swedish

 Tabriz

United Arab Emirates

German

Mashhad

Kuwait

 

 Colombo  (Sri Lanka)

India

 

Jakarta   (Indonesia)

Saudi Arabia

 

Kuala lumpur   (Malaysia)

 Hong Kong

 

آنهایی که زیرشان خط کشیده شده از بقیه به شکل قابل ملاحظه‌ای بیش‌ترند و آن‌هایی که رویشان خط کشیده شده است قابل صرف‌نظر کردن هستند. مقام اول ایران، مقام دوم اتیوپی و مقام سوم سری‌لانکا!

بازاریابی شبکه ای!!! صنعتی با سابقه قریب به نیم قرن در دنیا و پدیده ای نو ظهور در ایران. پس از فعالیتشرکتهای هرمی غیرقانونی در دهه گذشته و عاقبت تلخ بسیاری از افراد و برچیده شدن طومار آاز کشور مدتی است شرکنهایی تحت عنوان بازاریابی شبکه ای با مجوز قانونی از وزارت صنعت و معدن در فضای اقتصادی کشور تنفس می کنند و توانسته اند افراد زیادی را بعنوان بازاریابان شرکت، جذب و سازماندهی کنند.

آنچه در این مقال می آید نگاهی به هر دو روی سکه تازه ضرب بازاریابی شبکه ای درایران است و قضاوت درباره هر نوع فعالیت اینچنینی را بر عهده خواننده می گذارد.

بدون شک بازاریابی شبکه ای انقلابی در نحوه توزیع کالا در دنیا ایجاد کرده و هزینه های ناشی از سیستم سنتی توزیع را فروکاسته است. واسطه ها را حذف و با اتخاذ سیاستهای تشویقی جایگاه مناسبی را در تجارت دنیا کسب کرده است. اما باید به خاطر داشت که تمامی این موفقیتها، مرهون قوانین اصولی و در بستر زیرساختهای مناسب اقتصادی اتفاق افتاده است. بازاریابی شبکه ای در ایران در دوران طفولیت خود قرار دارد و باید مسیر رشد و تکامل آن را با اتخاذ سیاستها و قوانین جامع، فراهم کرد.

اما همگان می دانیم زیرساختهای اقتصادی ایران دچار مشکلات اساسی است. فقدان نظام مالیاتی قدرتمند، نبود بانک اطلاعات فعالان اقتصادی و میزان درآمد واقعی مردم در هر کسب و کار، عدم وجود قوانین شفاف اقتصادی، وجود مراکز مختلف تصمیم گیری درامور اقتصادی و ... ، همگی باعث می شود فعالیت در امر بازاریابی شبکه ای بعنوان پدیده ای نوظهور با ریسک مواجه شود.

فعالان این صنعت در ایران کوشیده اند نقاط ضعف شرکتهای هرمی را در ساختار خود اصلاح کنند. موارد ذیل از موارد تفاوت شرکتهای هرمی و شرکتهای بازاریابی شبکه ای است:

1-      در بازاریابی شبکه ای کالایی با قیمت حقیقی و نه بالاتر از قیمت بازار در معرض فروش قرار دارد و شما میتوانید برای مصرف خود و اطرافیان کالا را خریداری و از تخفیف برخوردار شوید. اما در شرکتهای هرمی سابق عملا کالایی وجود نداشت و یا در صورت وجود کالا، بهایی بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن پرداخت می شد.

2-     در شبکه های هرمی اگر تعادل در یک شاخه حفظ نشود کل شاخه متضرر می شود. بدین خاطر اعضاء شاخه مجبورند، دقت بفرمایید ، مجبورند به هر شیوه ای متوسل شده تا عضو تازه ای را جذب نمایند. اما در بازاریابی شبکه ای افراد مختارند برای خود زیر مجموعه بیاورند.

3-     در شرکت های هرمی پرداخت حق عضویت اجباری است اما در بازاریابی شبکه ای عضویت رایگان است. یعنی فرد ابتدا مالباخته می شود و سپس برای جبران مال از دست رفته به تکاپو می افتد اما در بازاریابی شبکه ای در قبال پول پرداختی، جنس حقیقی دریافت می کند.

4-     در شرکتهای هرمی فرد در راس هرم از سود تمام نسلهای مجموعه خود منتفع می شود اما در بازاریابی شبکه ای به گفته طراحان پلن درآمدی این موضوع در 5 یا 6 نسل محدود می شود.

موارد فوق بخشی از تصحیح صورت گرفته در ساختار هرمی است که مبنای کار بازاریابی شبکه ای قرار دارد. مفاهیم دیگری مانند ایجاد اشتغال، رونق تولید داخلی، ثروت آفرینی، حذف واسطه ها و هزینه های اضافه ناشی از نگهداری کالا، حمل و نقل و ... از جمله اهداف ترویج بازاریابی شبکه ای محسوب می شود.

همانگونه که قبلا بیان شد تمام مولفه های فوق میتواند به قدرتمند شدن اقتصاد منجر شود به شرطی که در چارچوب قوانین شفاف و بستر مناسب اقتصادی قرار گیرد. اما وقتی وارد بازاریابی شبکه ای می شویم و فضا را لمس، گفتمان ها را رصد و بازاریابان را مشاهده می کنیم با حقایقی تلخ مواجه می شویم.

برخی از اتفاقاتی که در روند جذب بازاریاب صورت می گیرد :

1-      هیچ اطلاعاتی به فردی که برای کار دعوت می کنید ندهید. زیرا ممکن است بدلیل عدم اشرافیت شما به نحوه کار و توضیحات بد شما و نیز سابقه شکست شرکتهای غیرقانونی هرمی ، از قبول کار سر باز زند.

2-     در هنگام برگزاری جلسه توجیهی اولیه در کنار پرزنتور و روبروی دوستی که برای کار دعوت کرده اید بنشینید و در تمام طول مدت شما هیچ حرفی نزنید. جلسه توجیهی میتواند طی دو جلسه برگزار شود، فقط به دوستتان بگویید هر سوالی داری بپرس. کارشناس به شما پاسخ میدهد.

3-     محاسبات تصاعدی ناشی از فروش و سوددهی برای نیروی جدید بر روی کاغذ صورت می گیرد.

4-     آینده ای درخشان و سرشار از درآمد در افق ذهنی فرد ترسیم می شود.

5-     موفقیتهای اعضای با سابقه گروه بازگو و بر اساس قانون علت و معلول در جزوه آموزشی فرد محکوم به موفقیت است اگر تمام آنچه را فرد موفق انجام داده ، انجام دهد و ...  .

اما در این میان آنچه غیر اخلاقی به نظر میرسد اینست که با ندادن اطلاعات به بهانه عدم اشراف بر موضوع فرد را به دفتر کار کشانده و او را با خود همراه سازند. این اتفاق به سادگی با استفاده از اصول روانشناسی اتفاق می افتد. بعنوان مثال در جلسه توجیهی فرد معرف و عضو جدید در مقابل هم می نشینند. این امر ناخودآگاه نوعی رودربایستی برای شخص تازه وارد ایجاد می کند. همچنین فرد با هر نوع پاسخ منفی مانند نمیشود، نمیتوانم، وقت ندارم، علاقه ندارم و ... با جملاتی روانشناسانه مانند خود را دست کم نگیر، کسی را قضاوت نکن، تردید باعث خیانت است، آرزوها براحتی در دسترس است و  ... خلع سلاح شده و ناچار به تایید گفته های صحیح اما کلیِ روانشاسانه است. دقت کنید طبق اصول شرکت عضویت در این شبکه اختیاری است اما در حین پرزنت نمودن با سعی در تغییر نگرش فرد بخشی از اختیار وی را سلب می نمایند.

بر فرض پذیرش کار توسط فرد، موضوع در همینجا خاتمه پیدا نمی کند. اگر خود شخص علاقه مند به معرفی افراد باشد اینکار صورت خواهد گرفت اما اگر به هر دلیلی تمایلی برای معرفی زیر مجموعه نداشت با اصرار و فشار اعضاء بالاسری در منگنه معرفی فرد قرار می گیرد. طبق اصول شرکت این مسئله نیز اختیاری است و فرد میتواند تنها برای خود خرید انجام دهد.

در هنگام اولین سفارش خرید در دفتر کار افراد تیم با فرد تازه وارد در خرید همراهی کرده و او را با انگیزه دریافت پورسانت بیشتر به خرید حداکثری تشویق می کنند. حتی در صورت کمبود نقدینگی شرکت امکانی را فراهم می آورد تا حداکثر خرید را با استقراض از شرکت انجام دهد. باز هم عدم رعایت اخلاق مشاهده می شود زیرا بر اساس اصول شرکت میزان خرید اختیاری است و باید بر اساس توان فرد در بازاریابی و فروش انجام گیرد اما عملا حداکثر خرید صورت می گیرد و از وی سلب اختیار می شود.

اما همه این تشویق و ترغیب ها ، فشار و اصرارها و استفاده از لطایف الحیل روانشناسانه برای چیست؟؟ تولید ملی؟ اشتغالزایی؟ یا کسب سود؟؟ درست است شاید بگویید کسب سود از طریق این پلن درآمدی منجر به اشتغالزایی و تقویت تولید ملی می شود اما وقتی هدف صرفا کسب سود قرار گرفت و پول به عنوان ارزش شناخته شد و روحیه حرص، طمع، ثروت اندوزی و ... تحریک و تقویت شد داستان به جایی می رسد که عاقبت خوشی ندارد و همه این فشارها و اصرارها می شود نتیجه کسب سود. و کاش کسب سود تنها درد بود. اکنون ادامه داستان را بخوانید. ابتدا گفته می شود که فرد تنها از مجموع فروش 6 نسل کسب سود می کنید و وقتی شما در نسل 7 فردی قرار گرفتید، او سودی از قِبَل فعالیت شما کسب نمی کند و وقتی را که برای آموزش شما هزینه می کند برای موفقیت شما در این تجارت است و نه بیشتر. این بخشی از حقیقت است و نه تمام آن. عدم کسب سود از فعالیت نسل 7 حرف صحیحی است اما با ادامه فعالیت شما و گسترش زیرمجموعه تان به تعداد نسلهای سرشاخه شما افزوده و به عددی می رسد که طبق پلن درآمدی از مجموع فروش تمام نسلها منتفع میشود. پس وقت گذاشتن و آموزش دادن از سر خیرخواهی نیست بلکه از سر کسب منفعت است.

شاید بگویید بازی برد- برد است و موفقیت هر کس در گرو موفقیت دیگری است. انسان موجودی حریص است و اگر کسب سود بعنوان ارزش تلقی گردد بر اساس کسب سود بیشتر گام برخواهد داشت که آفت زیر را ممکن است در پی داشته باشد :

یکی از شرطهای استفاده از پورسانت فروش نسلهای شما، خرید حداقل صدهزارتومان در ماه است. بر اساس اصل حداکثرسازی سود، وقتی زیرمجموعه شما گسترش پیدا کرد دیگر بازاریابی و فروش جنس که از ابتدا برای آن وارد مجموعه شده بودید ملاک فعالیتتان نخواهد بود بلکه کسب سود بیشتر میزان شما می شود و قاعدتا با خرید حداقلی ( یعنی همان صدهزارتومان ) به استقبال سود ناشی از فعالیت زیرمجموعه خود خواهد رفت. زیرا اگر مبلغ زیادی را بابت خرید اختصاص دهید ، باید در فکر فروش جنس خریداری شده باشید که این امر منطقی بنظر نمی رسد زیرا با همان خرید کم شما در دور باقی می مانید و سود هنگفتی شاملتان می شود. و آن وقت است که فروش جنسی را که خریده اید برایتان بی اهمیت می شود. یعنی بازاریابی نمی کنید و فقط خرید می کنید. شاید محصولتان را نصف قیمتی که خریده اید و شاید هم رایگان در اختیار دیگران بگذارید و شاید در خانه انبار کنید و یا حتی دور بریزید. و اینجاست که اسراف اتفاق می افتد و عرضه و تقاضا مختل میشود. دقت کنید هدف و ماهیت کسب و کارتان تغییر کرده است.

و اما قسمت تاسف بار این قصه جایی است که دانشجوی رشته مهندسی صنایع از درس و دانشگاهش میکاهد و بر حضور در دفاتر شرکت می افزاید. دانشجویی که کشور برای او میلیونها هزینه کرده است تا شاید قدمی برای صنعت این مملکت بردارد از بی نیازی نسبت به مدرکش سخن می گوید. دانشجوی کشاورزی که می بایست در فکر حل اوضاع نابسامان کشاورزی این مرز و بوم باشد اکنون بعنوان سرگروه یکی از شاخه های بازاریابی شبکه ای مشغول می شود و شاید دانشجوی رشته پزشکی که باید در راستای خدمت به سلامت جامعه و کشورش تلاش کند در اندیشه گسترش تیم فروش محصولات آرایشی و بهداشتی فلان شرکت شبکه ای مجاهدت کند!!

بدون شک می بایست قوانین جامعی در این زمینه طراحی گردد تا از هر جایگاهی و با هر منصبی امکان ورود به اینگونه شبکه ها نباشد زیرا مسلما باعث هدر رفت بخشی از نیروی علمی و انسانی کشور می شود و در سطح کلان موجب ضربه به اقتصاد و فرهنگ کشور خواهد شد.

ما در فرهنگ خود ارزشهایی داریم که برایمان مقدس است. باید فرهنگ کار ترویج شود اما در این مدل کسب و کار ، پول هدف است و کار با درآمد کمتر کم ارزش تلقی می شود. به راحتی از زبان افراد شاغل در این مجموعه جملاتی را می شنویم مانند: پدرت چند سال است زحمت می کشد؟؟ الان در زندگی چه دارد؟؟ در شغلی که هستی چند سال زحمت کشیده ای؟؟ به چه رسیده ای؟؟ غافل از آنکه نفس کار ارزش است . اهداف برای شما مادی ترسیم می شود و انسان موفق انسانی معرفی می شود که اتومبیل آخرین سیستم و خانه ویلایی با تجهیزات کامل و .... دارد. افراد قانع کوچک شمرده می شوند و آنها را متهم به ناتوان بودن می کنند. من هم قبول دارم انسان موفق و ناموفق وجود دارد اما حوزه کاری فرد هم دارای اهمیت بالایی است. انسان می تواند مدیر موفق و یا ناموفقی باشد. می تواند مغازه دار موفق و یا ناموفقی باشد. می تواند کارگر موفق و یا ناموفقی باشد و میتواند در تجارت و بازاریابی موفق و یا ناموفق باشد. در هر کاری میتوان موفق بود ولی ممکن است هر کاری پتانسیل ثروت آفرینی یا بهتر است بگویم پول آفرینی خاصی داشته باشد. ثروت آدمی جایگاه و مقام و اتومبیل نیست ثروت او در افکار و اندیشه های والایش است. از این منظر ممکن است انسان ثروتمند باشد ولی کوچک باشد و میتواند پول هنگفت نداشته باشد ولی بزرگ باشد.

                                                                                                                                               والسلام

* این مطلب توسط یکی از مخاطبان این وبلاگ نوشته شده است.

آموزش نتورک مارکتینگ در ایران در ابتدایی سطح ممکن باقی مانده است و متأسفانه کاستی های بسیاری در آن دیده میشود. بعد از داغ شدن تب شرکتهای بازاریابی شبکه ای مجوز دار در ایران، به روشهای مختلف مورد عنایت دوستانی که خود را طرفدار و فعال این صنعت همچنان نوپا در داخل کشور میدانند، قرار گرفته ام. یکی از این موارد که به شدت موضوع بحث دوستان بوده و برخی از کامنتها به آن اشاره دارد، مخالفت من با تمامی شرکتهای فعال و دارای مجوز بازاریابی شبکه ای در کشور است. در این پست به نکته ای اشاره خواهم کرد که در زمان نوشتن این مطلب در هیچ یک از شرکتهای فعال و دارای مجوز در ایران به آن توجهی نشده است و صد البته در قوانین فعلی (در زمان نوشتن این پست) هم از سوی قانون گذار این مورد فراموش شده است! این مسأله به ظاهر ساده، تأثیر بسیار بالایی بر میزان سوددهی شرکتهای فعال، میزان پورسانت بالاسریها و همینطور در موارد متعدد بر میزان ضرر تازه واردها و افرادی که هنوز سازمان فروش خود را نساخته اند خواهد داشت.


از تعریف شروع میکنیم:

Product Inventory یا inventory loading چیست؟

به زبان ساده: وقتی زیرمجموعه خود را تشویق به خرید مقدار زیادی محصول از محصولات ولو مصرفی شرکت میکنید تا در آینده بفروشد (بدون توجه به حجمی که توانایی فروشش را دارد که البته مصرف شخصی خودش هم در همین حجم فروش منظور میگردد) در واقع دارید مرتکب خطای Product Inventory میشوید که یکی از مصادیق طرحهای هرمی نوین بوده و خلاف قوانین فعالیت در شرکتهای معتبر جهانی است.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

فرض را بر این میگذاریم که شرکت x در سبد محصولاتش پودر لباسشویی قرار داده است. یک بازاریاب تازه وارد که آشنایی با بازاریابی نداشته و اولین بارش هست که وارد یک موقعیت نتورک مارکتینگ شده است، توانایی فروش مسلماً ۱۵ پودر لباسشویی در ماه را نخواهد داشت به فرض اینکه با مصرف بسیار بالا، دو بسته ۲ کیلویی از این پودر لباسشویی را خودش در منزل مصرف کند و به اطرافیان خود هم تا میتواند بفروشد! حال اینکه اطرافیان بخواهند به برندی که این فرد توصیه میکند، اعتماد کنند و همینطور در آن برهه از زمان نیاز به آن داشته باشند و … کلاً به کنار!

یا مثالی دیگر:

شرکتی که پکیجی از محصولات بهداشتی شامل یک کارتن دستمال کاغذی، ۱۰ کنسرو ماهی، ۵ شامپو و … را به ارزش ۲۰۰ هزار تومان در سبد خود قرار داده است. این حجم از محصولات بهداشتی آیا برای مصرف یک ماه یک فرد کمی زیاد نیست؟ برای خانواده ای ۴ ۵ نفری چطور؟ همینطور برای یکی که در روز دو ساعت برای این کسب و کار زمان تخصیص داده است، آیا فروش اینها به همین سادگی ممکن است؟

در این دو مثال، ما خرید حجم بالایی از محصولات را شاهد هستیم که صرفاً بخش از آن پتانسیل مصرف و فروش به غیر را دارد و الباقی دقیقاً مصداق product inventory هستند که یکی از دلایل عدم سلامت یک موقعیت نتورک مارکتینگ (بازاریابی شبکه ای) محسوب میشود.

انجمن فروش مستقیم آمریکا، inventory loading را اینگونه تعریف میکند:

طرح یا رویه ی آن فروشندگان مستقل را مجبور یا تشویق میکند تا محصولات را به مقداری تهیه کنند که برای فروشنده مصرف شخصی یا فروش آن به سایرین و یا هر دو این موارد با هم در یک مدت زمان منطقی غیر ممکن است و از توانایی اش خارج است.

البته بحث اجبار به خرید به دلیل صراحت غیر قانونی بودنش چیزی است که دیگر به ندرت دیده میشود و خوشبختانه در داخل کشور این مورد به چشم نمی آید اما:

در واقع در پس این تعریف موارد زیر نهفته است:

۱. تشویق به خرید محصولات بیشتر به منظور رسیدن به رنکهای بالاتر

۲. تشویق به خرید محصولات بیشتر از سوی افرادی که تازه وارد می شوند به منظور حصول سود بالاتر و رسیدن به رنک های بالاتر در طرح پاداش شرکت از سوی بالاسری ها.

۳. تشویق به خرید بیشتر با این هدف که با فروش آنها میتوانید سود بیشتری کنید در حالی که قدرت فروش فرد در نظر گرفته نمیشود.


در پس تعریف انجمن فروش مستقیم آمریکا این سه نکته نیز نهفته است که نشانه های واضح شرکتهایی هستند که مشکل Product inventory در آنها مشهود است!

چرا این اتفاق می افتد؟ چرا Product inventory نشانه ای از طرحهای هرمی محسوب میشود؟


دلیل اصلی در وقوع product inventory حصول سود بیشتر است. وقتی یکی از افراد حجمی از محصولات را خریداری میکند، هم به بالاسری ها و هم به شرکت سود میرسد. اما قوانین شرکت است که می بایست جلوی این مورد یعنی خرید و انبار کردن محصولات را بگیرد و به تازه واردین اجازه خریدهای بالا نداده و از تکرار خرید از سوی افرادی که موفق به فروش میزان محصولات خریداری شده قبلی خود نشده اند، جلوگیری کند.

در طرحهای هرمی که محصول را وارد بازی میکنند، محصول/محصولاتی فاقد ارزش واقعی به میزان مبلغ اخذ شده و یا غیر مصرفی ارائه میشود. زمانی که Product inventory به وقوع میپیوندد هم در واقع یک سری محصول انبار شده توسط فرد داریم که امکان فروشش وجود ندارد و مصرف شدنی هم نیست در دوره ای که خرید انجام شده! خب تفاوتی با طرحهای هرمی دیده میشود؟ من که نمیبینم!

مهمترین چالش در برخورد با این قضیه، تعیین قوانین دقیق از سوی مراجع مسئول همچنین شرکتهای فعال است که متأسفانه کوچکترین توجهی تا لحظه انتشار این مقاله به این مورد نداشته و ندارند!


برخورد با Product inventory در ایالات متحده


در ایالات متحده آمریکا به عنوان مهد mlm دنیا، بحث برخورد با انبار کردن محصول به سال ۱۹۷۵ و پرونده جنجالی amway برمیگردد. در این داستان دنباله دار، که در سال ۱۹۷۹ با پیروزی Amway خاتمه یافت، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) با حصول توافقاتی با Amway این موقعیت تجاری را رسمی و قانونی اعلام کرد. بخش از این توافقات در مورد موجودی محصول بود به این شکل که:

تا زمانی که بازاریاب موفق به فروش/مصرف حداقل ۷۰% خرید قبلی خود نشده است، اجازه خرید مجدد را نخواهد داشت.

این بند به قانون ۷۰% معروف شده است و در بحث product inventory محل برخورد مناسبی است. هرچند این عدد در فرهنگهای متفاوت و شرایط اقتصادی متفاوت، مطمئناً دستخوش تغییر میشود و صرفاً به عنوان یک نمونه ذکر کرده ام.

در برخورد با product inventory، بحث بازپس گری موجودی محصول بدون قید و شرط هم مطرح میشود (معمولاً ۹۰ روز) که باز هم در میان قوانین ایران و شرکتهای فعال، کمی غریبه است!

نگاهی به قوانین بازاریابی شبکه ای ابتدایی در ایران همچنین قوانین شرکتهای مجوز دار فعال، بیانگر این حقیقت است که صنعت نتورک مارکتینگ همچنان جای کار بسیار دارد و متأسفانه بیش از حد نوپا بوده و قوانین وضع شده فعلی، صرفاً ساختمانی بدون پی و بن هستند که به راحتی فرو خواهد ریخت!

همانطور که در روزهای نخست فعالیت شرکتهای مجوز دار، بحث عرضه محصول غیر مصرفی در دوره های پرداخت شرکتها به شدت خودنمایی میکرد و بعدها با تغییرات بی سر و صدا در پشت پرده رویه تغییر کرد، باید به زودی منتظر تغییر در این مورد هم باشیم: تغییر در نوع محصولات عرضه شده و جلوگیری از انبار کردن محصول برای دریافت پورسانت و رسیدن به رنک های بهتر در طرح پاداش شرکت ها. این تغییر به وضوح در قوانین شرکتها و قوانین کلی صنعت در کشور دیده خواهد شد و دیر یا زود باید شاهد بندهای مشابه قانون معروف ۷۰% در قوانین شرکتها باشیم.

فراموش نکنید که هر شرکت یک دوره پرداخت ثابت دارد که در آن دوره نسبت به محاسبه پورسانت بازاریابان و تسویه حساب با آنها اقدام میکند، حال هرگاه میزان خرید انجام شده از سوی بازاریاب بیشتر از مقداری بود که میتوانست در طول این دوره پرداخت بدون دردسر بفروشد (هم خودش مصرف کند به مقدار منطقی و هم به سایرین بفروشد)، انبار کردن محصول یا product inventory یا inventory loading را مشاهده میکنیم.

دقت داشته باشید وقتی برای رسیدن به رتبه بهتری در طرح پاداش شرکت نسبت به خرید حجم بیشتری از محصولات اقدام میکنیم، باز هم بحث انبار کردن محصولات یا product inventory سر باز میکند و نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم.

در مورد product inventory میتوان ساعتها بحث کرد و مقالات متعددی منتشر نمود اما آنچه در این زمینه و در زمان نوشتن این مقاله به کار می آید، دقیقاً ذکر شده و امید است که با کسب این اطلاعات، شاهد تصمیم گیریها و رفتارهای حرفه ای تر از سوی علاقه مندان به فعالیت در صنعت نتورک مارکتینگ همچنین فعالان فعلی این صنعت باشیم.


انبار کردن محصولات میتواند بار اقتصادی سنگینی بر بسیاری از افرادی وارد آورد که بدون درک صحیح از صنعت، صرفاً با انگیزه ی کسب درآمد بالا به خرید از شرکتها میپردازند و افراد سازمان فروش خود را نیز نسبت به این مهم تشویق می نمایند.


* این مطلب از اینجا اخذ شده است

این مطلب به زبان عامیانه و توسط یکی از مخاطبین این وبلاگ ارسال شده است


سلام

از تجربیاتم میگم فقط. 

1-پورسانت های خرده فروشی بسیار کمه. اجناس با کیفیت ولی با قیمت بسیار بالا عرضه میشه. طوری که فروششون در بازار گرم که همون اقوام هستن بسیار سخته. در نتیجه شما یه بازار یاب خوب نمیشین. 

2- به دلیل مشکل بالا مجبور به تشکیل تیم فروش میشین. کسی رو انتخاب و خیلی مشکوک دعوت به کار میکنید. اگر حس کرده باشید تو لحظات معرفی کار همش به خودتون میگین نکنه طرف ورودی نشه و از دستش بدم.پس از دعوت کار انواع اقسام فالو ها و حرف ها ب شخص ورودی زده میشه تا شک نکنه و سریع شروع ب کار کنه. تمامی حرف ها الکی هستن. خودم شاهد تمسخر افراد شستشو مغزی بودم.حتی بعد یمدت ک باهاشون رفیق شدم عملا میگفتن «مخ بزن»!

3-پس از معرفی کار کلی بهتون زنگ میزنن و حضوری میبیننتون که سرد نشین و میگن در مورد این کار با کسی حرف نزن چون کسی اطلاعات نداره بهت میگه نرو. اگر بگی پدرم مخالفه میگن پدرت نمیدونه و اهمیت نده؛ کارتو بکن یا بیارش دفتر راضیش کنیم_ اگه بگی پول ندارم میگن برو قرض گیر _ اگه بگی وقت ندارم میگن کارای دیگه تو بیخیال شو اینجا پول میده_ اگه بگی درس دارم فعلا میگن با درس به هیجا نمیرسی بیا اینجا تا برسی_ و هزار چیز دیگه که جا نیست بنویسم.

4- بعد اینک با هر ترفندی راضی به انجام کار شدی میگن فلان مبلغ رو خرید کن تا بقیه ام مثل تو خرید کنن و زود به سود برسی. و اصلا نمیزارن کمتر خرید کنی. اگرم بزارن میگن که به زیر دستیات نگو.

5-وقتی تو کار رفتی کلی روت کار میکنن که پشیمون نشی. و بعدش مجبورت میکنن تیمت رو سریع بسازی.

6- وقتی جنست انبار میشه و فروش نمیره بهت لقب بی عُرضه رو میدن. و اینک خودشونو میکشن تا دوباره پول قرض کنید و تا چند روز اول ماه خرید رو انجام بدی. اسم این عملو مِین تِین [main tain] گذاشتن.

7- بعضی جنسها که فکر میکنی با کیفیته واقعا بی کیفیته_ و داخل سایت ساعت گذاشتن، در صورتی که ساعت خیلی مصرفی نیست.

8- شرکت amway امریکا تا هفتاد درصد حنساتو نفروشی نمیزاره ماه بعد خرید کنی و اینک اگه نتونستی بفروشی جنسا رو میتوی به شرکت برگردونی که تو ایران همچین چیزی نیست.

9- مشاوران و لیدر های شرکت شایسته لیدر بودن رو گاها ندارن و حتی خیلی ها سوادشون کمه.

10- محیط و مکان و جو شرکت ها اصلا خوب و مناسب کار نیست.

و کلی چیزای دیگه که بخدا دو ماهه شبها گریه میکردم. بکشین بیرون از کار توروخدا. کسی رو وارد اینکارا نکنین.

تهران موزیک
طراحی چت روم