بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


ماه پنهان ؛ جلوه زیبایی از طبیعت در آسمان استان سمنان + فیلم
ویزیت رایگان بیماران کم بضاعت در املش
اهدای 150 فقره جهیزیه به نوعروسان نیازمند و یتیم
دستگیری قاتل فراری در اهواز

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازاریابی شبکه ای pdf» ثبت شده است



* این یادداشت حاوی نکات مهمی است. توصیه میکنم تا آخر مطالعه فرمائید.

ساختار افراد در بازاریابی شبکه ای کاملا به شکل یک هرم میباشد. عده ای در راس این هرم قرار دارند و تازه واردها در پایین ترین سطح این هرم قرار میگرند. اساساً قید «شبکه ای» در «بازاریابی شبکه ای» حاکی از این شبکه انسانی که به شکل هرم است، میباشد. بازاریابی شبکه ای ارتباط خاصی با تجارت الکترونیک ندارد؛ یعنی «بازاریابی شبکه ای» به معنای فعالیت تجاری در فضای مجازی و تجارت الکترونیک نیست؛ بلکه به معنای نوعی از تجارت است که در آن یک شبکه هرمی از افراد به خرده فروشی میپردازند و درصدی از فروش آنها به افراد بالا دست میرسد. اما امروزه شرکتهای بازاریابی شبکه ای تصمیم گرفته اند که این داد و ستد را تنها از طریق اینترنت ارائه دهند. بنابراین بازاریابی شبکه ای ماهیتاً یک تجارت الکترونیک نیست، بلکه تجارت به شیوه الکترونیک، چیزی است که امروزه چاشنی این کار شده است و ممکن است این شیوه در آینده تغییر کند؛ یعنی شرکتهایی به وجود آیند که علیرغم آن که فعالیت شبکه ای دارند جهت انجام معاملات خود استفاده از اینترنت نکنند.

اما موضوع این یادداشت درباره قربانیان بازاریابی شبکه ای است. این یک اصل مجرب و مسلم است که در بازاریابی شبکه ای، بیش از 90% از افراد به سودهای آنچنانی و وعده در آمدهای جندین میلیون تومانی نمیرسند. این مطلب تا جایی روشن است که خود بازاریاب های این شرکتها در پاسخ چنین میگویند که «نتورک برای همه است، اما همه برای نتورک نیستند» یا «هر کسی لیاقت نتورک را ندارد». البته این جملات بعضاً وقتی به شما گفته میشود که خود را آلوده این کار کرده و عمر و سرمایه خود را در راه آن صرف نموده باشید. به هر حال 90% از افراد در این شرکتها ریزش خواهند کرد و پس از مدتی بازاریابی شبکه ای را کنار خواهند گذاشت.

لیدرهای این شرکتها در پاسخ به این ایراد خواهند گفت که حتی اگر کسی به سود آنچانی نرسد، باز هم ضرر نخواهد کرد. زیرا اجناس مرغوب و مورد نیاز خود را خریده است و پورسانت خرید خود را نیز دریافت کرده است. بنابراین از نگاه لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای، هیچ کس در نتورک ضرر نخواهد کرد. اما این ادعا تا چه اندازه میتواند صحیح باشد؟؟

اجناس فروخته شده در این شرکتها همیشه هم مرغوب نیستند و گاهی قیمت بالایی دارند. بعلاوه شما لزوما اجناس مورد نیاز خود را خریداری نمینمائید. هرچند دربازاریابی شبکه ای، خرید اجباری جرم و خلاف قانون است، اما لیدرها و بالادستی ها با چرب زبانی و توجیهات عجیب و غریب شما را متقاعد میکنند که خرید بالایی (حدود 1 میلیون تومان) داشته باشید. این کار به اصطلاح برای آن است که زیردست های شما که بعدا توسط شما عضو شرکت خواهند شد نیز خرید بالایی داشته باشند و مجموعه شما (که در واقع مجموعه خود آنان است) زودتر به سود و پورسانت برسد. این به معنای آن است که شما مجبورید چیزهایی از شرکت خرید کنید که مورد نیازتان نیست. اما لیدرها در توجیه این مسئله تنها نام آن را تغییر میدهند و به آن عنوان «سرمایه گذاری» میدهند؛ عنوانی که چندان هم صحیح نیست؛ زیرا شما در واقع پول خود را دور ریخته اید؛ چون از طرفی خود شما به آن نیازی ندارید و از طرف دیگر اجناس به نحوی نیستند که بتوانید آن را بفروشید. اما این نکته نیز قابل تامل است که این خرید بالا که به آن عنوان «سرمایه گذاری» داده اند، ممکن است هرگز برای شما سودی نداشته باشد. ممکن است شما اصلاً نتوانید کسی را به عضویت در این مجموعه در آورید و ممکن است زیرمجموعه شما به هیچ وجه زیر بار خرید با مبلغ بالا نرود. در نتیجه شما با پول خود چیزی خریده اید که برای شما غیر قابل استفاده است و نتوانسته اید زیرمجموعه خود را متقاعد به چنین خریدی کنید و در عمل مال باخته شده اید!! مال باخته شدن فقط به این معنی نیست که در قبال پول خود هیچ جنسی دریافت نکنید. همین که جنس خریداری شده را نتوانید استفاده کنید و قادر به فروش آن هم نباشید، در واقع پول خود را از دست داده اید. بدین ترتیب بازاریابی شبکه ای به سوی هرمی شدن پیش خواهد رفت. از طرف دیگر حتی بنابراین فرض که شما بتوانید زیرمجموعه خود را متقاعد به خرید بالا کنید، شما بی نهایت عضو نخواهید داشت!! پس این زنجیره خریدهای بالا در جایی قطع خواهد شد و در نتیجه عده ای خرید بالا(و به اصطلاح «سرمایه گذاری») خواهند کرد و زیر مجموعه ای نخواهند داشت که با خرید بالا پورسانت قابل قبولی به آنها برساند. در نتیجه ما افراد زیادی خواهی داشت که پول خود را از دست خواهند داد(به معنایی که گفته شد) !!

پس عده زیادی در این بازی، قربانی بالا رفتن پورسانت لیدرها و بالادست ها خواهند شد.

اما هدف اصلی من آن است که در این یادداشت نگاهی هم از بالا به این سیستم داشته باشم:

افرادی که در رأس هرم بازاریابی شبکه ای قرار دارد، بیشترین سود را درافت خواهند کرد. این سود در واقع پورسانت بازاریابی و یا پورسانت با واسطه نیست؛ بلکه پاداشی است که شرکت به این افراد میدهد.

این افراد برای آن که بتوانند پاداش خود را بالا نگه دارند باید بتوانند تعداد زیاد بازاریابی که زیر دست خود دارند را حفظ کنند. مثلا اگر درآمد 12 میلیون تومانی یک لیدر به خاطر پاداشی که از خرید 1000 بازاریابی که زیر دست خود دارد حاصل میشود، وی باید بتواند این تعداد را در همین تعداد 1000 نفر حفظ نماید(افرادی که فروش نیز داشته باشند)، و الا پاداش او تقلیل پیدا خواهد کرد. با این حساب برای چنین افرادی چندان مهم نیست که شما به سود و پورسانت خواهید رسید یا خیر؛ آنچه برای آنها اهمیت دارد آن است که 1000 بازاریاب فعال داشته باشند. حال با قرار دادن این نکته در کنار آن که 90% از افراد معمولاً ریزش مینمایند، به این نتیجه میرسیم که 90% از افراد قربانی حفظ پاداش تاپ لیدرها میشوند. 90% از افراد باید در این شرکتها (ولو برای مدت کوتاهی و یا حتی یک خرید کلان) عضو شوند تا میزان پاداش آن بالا نشینان کم نشود. در این میان حتی لیدرهای متوسط نیز در حال بازی خوردن هستند؛ زیرا مجموعه آنان بطور مرتب ریزش خواهد کرد و به ندرت میتوانند به یک تاپ لیدر تبدیل شوند. اما با این حال حضور همین لیدرهای متوسط نیز برای حفظ درآمد تاپ لیدرها ضروری است!

این مانند آن است که فردی برای رسیدن به ارتفاع 100 متری، تعداد زیادی از افراد را با وعده و زبان بازی زیر پای خود قرار دهد و از کوهی از انسانها به عنوان پله ترقی خود استفاده نماید . اما چون همواره تعداد زیادی از افرادی که زیر فشار قرار دارند، از این مهلکه فرار میکنند، این فرد همواره به دنبال افراد جدیدی میگردد تا جایگزین آنها نماید. به عبارت دیگر افراد زیر دست مانند رودخانه گذرایی هستند که قایق سواری آسوده تاپ لیدرها را تضمین مینمایند!!! آنها حتی اگر مدت بسیار کوتاهی هم در بازاریابی شبکه ای فعالیت نمایند، تاپ لیدرها به هدف و سود خود خواهند رسید. اگر یک روز شرکت، به هر دلیل تعطیل شود، تاپ لیدرها مجموعه خود را به راحتی به یک شرکت دیگر منتقل مینمایند تا باز هم بتوانند سود و پاداش خود را حفظ کنند.

این به معنای قربانی شدن هزاران نفر برای حفظ سود چند نفر است. افرادی که با هزار وعده و تبلیغ از کار، زندگی، وقت، سرمایه، فرصتها، آرامش و... خود صرف نظر میکنند، اما نمیدانند که چگونه در حال بازی خوردن در این سیستم هستند. افرادی که 90% از آنها طی چند ماه فعالیت خود را رها خواهند کرد و از دام فضای روانی و تبلیغاتی این شرکتها خود را آزاد خواهند نمود. و اسفبار آن است که بالادستی ها احتمالا با علم و آگاهی چنین قربانیانی را برای خود فراهم می کنند.

شرکتهای بازاریابی شبکه ای دارای مولفه هایی هستند که با اقتصاد مقاومتی ناسازگار میباشد. این در حالی است که برخی از لیدرهای این شرکتها با اقدامی پیشگیرانه مدعی هستند که فعالیتهای بازاریابی شبکه ای، در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی میباشد. در ادامه این ادعا مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
بنا بر بیانات مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاوتی دارای مولفه هایی است که با توجه به موضوع این مطلب میتوان به این موارد اشاره نمود:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید
2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف
3. حمایت از تولید ملی
4. رویکرد جهادی
اکنون به بررسی این موارد پرداخته خواهد شد تا مشخص شود ادعای افراد نام برده تا چه اندازه با واقعیت تناسب دارد:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید:
بازاریابی شبکه ای هم فرهنگ کار را تضعیف مینماید و هم فرهنگ تولید. درباره فرهنگ تولید باید گفت که بازاریابی شبکه ای نه تنها تولید ملی را تقویت نمیکند؛ بلکه نیروهای تولیدی کشور را نیز به کارهای غیر تولیدی میکشاند. شرکتهای بازاریابی شبکه ای ده ها هزار نفر که میتوانند فعالیت تولیدی داشته باشند را از کار خود باز نموده و به نوعی دلالی مدرن (بازاریابی شبکه ای) وا میدارد. حقیقت آن است که بازاریابی شبکه ای نه تنها اعضای خود را به تولید وادار نمیکند؛ بلکه آنها را از کار و شغل اصلی خود باز نموده و به فعالیت بازاریابی وادار مینماید. بازاریابی شبکه ای در واقع نوعی دلالی و واسطه گری است و یک کار تولیدی به شمار نمی آید. از طرف دیگر بسیاری از اجناس فروخته شده در این شرکتها خارجی میباشند و حتی از این نظر نیز کمکی به تولید ملی نمیکند. نشانه ناسازگاری این شرکتها با مولفه تولید در اقتصاد مقاومتی آن است که این شرکتها به هیچ وجه افراد را به تولید سوق نمیدهد و فرصتهای شغلی که تولیدگر هستند به هیچ وجه در این شرکتها مورد توجه قرار نمیگیرند. پس جایی برای این ادعا باقی نمیماند که شرکتهای بازاریابی شبکه ای به تولید کمک خواهند کرد.
در مورد تضاد با فرهنگ کار نیز باید گفت که بازاریابی شبکه ای بر خلاف ظاهر آن، روحیه کار را نیز از بین خواهد برد. بازاریابی شبکه ای تنها روحیه پولدار شدن را تبلیغ مینماید و آن همه تلاش برای آن نیست که کار کردن ارزش ذاتی دارد؛ بلکه بخاطر آن است که فرد هرچه زودتر به درآمد برسد و پس از مدتی بازنشسته شود! این یعنی حتی اگر فرد در بازاریابی شبکه ای به موفقیت و درآمد هم برسد، بازنشسته خواهد شد و از دیدگاهی که توسط این شرکتها ترویج میشود، دیگر نیازی به کار کردن نخواهد داشت. به دلیل همین فرهنگ غلط است که یکی از تبلیغات این شرکتها آن است که شما در عرض 5 سال بازنشسته خواهید شد. یعنی بازاریابی شبکه ای تنها پولدار شدن را ترویج مینماید، نه فرهنگ کار را. این در حالی است که اقتصاد مقاومتی نیاز به آن دارد که ملت ما دارای روحیه کار باشند تا اقتصاد ما بتواند در مقابل هجمه ها از خود مقاومت نشان دهد. در فرهنگ اقتصاد مقاومتی، پولدار شدن تنها ملاک نمیباشد؛ بلکه کار کردن ارزش ذاتی خود را دارد و به در کمال انسانی نقش موثری دارد.
بنابراین بازاریابی شبکه ای در تضاد با اقتصاد مقاومتی هم فرهنگ کار را تضعیف مینماید و هم فرهنگ تولید را.

2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف:
یکی از آفات یک اقتصاد سالم، مصرف گرایی میباشد. مصرف گرایی در زمانی که توان اقتصادی جامعه کم باشد، آسیبهای بسیاری به اقتصاد کشور وارد مینماید. مصرف گرایی به دو عامل بستگی دارد: عامل اقتصادی که با رونق آن، مصرف گرایی نیز گسترش می یابد. و عامل فرهنگی که در گسترش یا کاهش مصرف گرایی نقش مهمی دارد. مصرف گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه گذاری جهت طرح و اجرای زیر ساخت های توسعه می شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه ی راحت طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. مصرف گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه ی مصرف گرایی رواج و گسترش سریع تری در درون جامعه خواهد داشت. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری، ارائه ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی ست.
اجناسی که در شرکتهای بازاریابی شبکه ای به فروش میرسند، اکثرا مصرفی هستند و این شرکتها برای رسیدن به پورسانت بیشتر و سود کلان افراد و زیرمجموعه ها را به خرید اجناس مصرفی بیشتر و بیشتر ترغیب مینمایند. این به معنای آن است که بازاریابی شبکه ای در حال ترویج فرهنگ مصرف گرایی است و این با سیاست اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف که یکی از مولفه های اقتصاد مقاومتی است، تضاد و تناقض دارد.

3. حمایت از تولید ملی:
فروش کالاهای ایرانی یکی از قوانین مذکور در آئین نامه فعالیت بازاریابی شبکه ای میباشد. اما متاسفانه برخی اجناس این شرکتها را اجناس خارجی تشکیل میدهد. حتی در بعضی موارد کالاهایی که ادعا میشوند ایرانی هستند، در واقع ساخت یک کشور خارجی است که به سفارش یک شرکت ایرانی تولید شده است و یا نهایتاً در ایران بسته بندی شده است. یعنی برخی از این شرکتها در عمل درصد غیر قابل قبولی از فعالیت خود را صرف حمایت از تولید ملی مینمایند. این در حالی است که فضای تبلیغاتی این شرکتها مملوّ است از این ادعا که این شرکتها در حال حمایت از کالای ایرانی و تولید ملی هستند!! 

4. رویکرد جهادی:
رویکرد جهادی به معنای نوعی از فعالیت است که در آن فرد خود را برای دستیابی به آرمانهای الهی به سختی و مشقت می اندازد و برای رضای خداوند این سختیها را به جان میخرد. این نگاه با یک نگاه منفعت طلبانه، سود گرایانه و سرمایه سالارانه تضاد دارد. آموزشهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای هر چند در برخی از موارد خود را در پرده ای از دیانت و معنویت پنهان کرده است و در ظاهر بازاریابی شبکه ای را راهی برای سعادت معرفی میکند، اما در حقیقت و باطن، چیزی جز منفعت طلبی و سودجویی نیست. اگر رویای پولدار شدن نباشد و فرد اهل قناعت باشد، به هیچ وجه لیدرها قادر به جذب وی در بازاریابی شبکه ای نخواهند بود! در آموزشهای این شرکتها که از شرکتهایی مانند گلدکوئست به عاریت گرفته شده است، با دست گذاشتن بر نقاط ضعف ذهن افراد و استفاده از مواردی که باعث حقارت فرد در زندگی شده است و بزرگنمایی آن نقاط، فرد وادار میشود که هر چه بیشتر برای به دست آوردن مال و ثروت تلاش کند. پول و ثروت ذاتاً چیز بدی نیست، اما این طرز نگاه به ثروت، موجب پدید آمدن صفات اخلاقی مذموم از قبیل حرص، آز، خدعه، سودجویی و... میگردد. فرد در این نوع نگاه به ثروت و سرمایه حاضر به فعالیت جهادی نخواهد بود! بنابراین بازاریابی شبکه ای از این نظر نیز تناسبی را سیاستهای اقتصاد مقاومتی نخواهد داشت.
i> http://pnuna.avaxblog.com/
  • http://wp-theme.avaxblog.com/
  • http://niushaschool.avaxblog.com/
  • http://miiniikatahamii.avaxblog.com/
  • http://sheydaw-amirhoseiwn.avaxblog.com/
  • http://akhbar-irani.avaxblog.com/
  • http://tanzimekhanevadeh.avaxblog.com/