بازاریابی شبکه ای

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت بازاریابی شبکه ای


تصویب اعطای تسهیلات به 87 طرح تولیدی استان
استقرار گروه های رصد هلال ماه شوال در ارتفاعات استان سمنان
قدردانی مسئولان از شبکه استانی دنا
حال و هوای روزه داران در آستانه عید فطر+گزارش

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازاریابی شبکه ای فنی و حرفه ای» ثبت شده است

* این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای

 

 

در معبدی گربه‌ای وجود داشت که هنگام مراقبه راهب‌ها مزاحم تمرکز آنها می‌شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد در زمان مراقبه‌ها، یک نفر گربه را گرفته و در انتهای باغ به درختی ببندد. سال بعد استاد بزرگ درگذشت، گربه هم مرد. شاگردان استاد، گربه‌ای گرفتند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند و با این کار یاد استاد را زنده نگاه دارند. این روال سال‌ها ادامه پیدا کرد و یکی‌از مراحل مراقبه در آن آیین شد. چند نسل بعد، استاد بزرگ آن معبد رساله‌ای چهارصد صفحه‌ای نوشت درباره اهمیت، فواید متافیزیک و فلسفه بستن گربه در هنگام مراقبه!
حال این شده است حکایت نحوه عملکرد برخی تیم‌های به اصطلاح بازاریاب شبکه‌ای قانونی، که این جمله ورد زبان اعضا و رهبرانشان است: «نپرس چرا، بگو چطور»!

اگر با این صنعت آشنا هستید و احساس نوستالژی نسبت به جمله قبل دارید، بگذارید چند مورد دیگر هم بیان کنم تا عیش‌مان تکمیل و لبخند بر لبان‌مان جاری شود:
«محصول بهانه است»!
 »
کار پاره‌وقته و زمانت کاملا در اختیار خودته

 »نیاز به سرمایه‌گذاری یا هزینه نداره
 »
بدون ریسک و ضرر
» 
رئیس نداری

«می‌تونید در هرجایی که دلتون می‌خواد کار کنید
 »
به کمپانی‌ات غیرت داشته باش
«توی نت‌ورک یا دانشمند می‌شی یا پول درمیاری»!
« اون کتاب رو نخون آبجکشنه

 »کمیته هنوز درک نت‌ورک رو نداره
روزی من نیز به این جملات و شعارها عقیده داشتم، نخندید، Feel Felt Found نمی‌زنم، من هم بازاریاب هرمی بودم و فکر می‌کردم به واسطه مجوز‌دار بودن کمپانی، درحال انجام بازاریابی شبکه‌ای هستم!
تا زمانی‌که از زاویه‌ای دیگر به این جمله مجددا اعتقاد پیدا کردم: «توی نت‌ورک یا دانشمند می‌شی یا پول درمیاری!» به این دلیل که بعد از یک انقلاب درونی تصمیم گرفتم درباره این صنعت مطالعه‌ای دقیق کنم، مطالعاتی که منجر به کشف و تالیف سیستم بازاریابی شبکه‌ای استاندارد شد، متوجه شدم اگر فردی با اصول بازاریابی شبکه‌ای استاندارد آشنا شود و همچنین ریشه‌های استراتژی‌های هرمی را بفهمد، دیگر نه عقلش و نه وجدانش اجازه نمی‌دهد از طریق رویه‌های هرمی القا شده توسط گادفادر‌های هرمی با پوششی قانونی کسب درآمد کند.
باید اعتراف کرد که طرح‌ها و استراتژی‌های هرمی به‌واقع درآمدزا هستند و هرکس باوری غیر از این داشته باشد، قطعا باید در انگاره‌های خود تجدیدنظر نماید. می‌توان به جرات گفت صد‌ها روش وجود دارد که با توسعه شبکه‌ای از افراد موجب ایجاد درآمد می‌شود اما تمام بحث برسر میزان پایداری این درآمد و همچنین هزینه‌ها و بهایی است که افراد و جامعه برای ایجاد آن درآمد می‌پردازند. به قطع، رویه‌های هرمی و شبه‌هرمی در راستای ایجاد منفعت، ضربه‌های سنگینی بر مشارکت‌کنندگان در این رویه‌ها و همچنین بدنه اقتصاد، اجتماع و حتی خانواده‌ها وارد می‌آورد. درصورتی‌که بازاریابی شبکه‌ای استاندارد با صرف کمترین منابع، بیشترین و پایدار‌ترین بازدهی را ایجاد کرده و کمکی بزرگ به اقتصاد، اجتماع و خانواده‌ها می‌کند. حال بار مسئولیتی بردوش خود می‌دانم و تصمیم دارم تا یافته‌هایم را جزبه‌جز با شما در میان بگذارم تا به یاری پروردگار، دست در دست هم فرهنگ صحیح این تجارت شگفت‌انگیز را ترویج کرده و از اشاعه بیش‌ازپیش کج‌روی‌های هرمی جلوگیری کنیم. از فردا در همین بخش حقایق تکان‌دهنده‌ای را با شما در میان خواهم گذاشت.
hamid.farzi@ gmail.com

 

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


روزی روزگاری در قرن هجده میلادی (چیزی در حدود صد و چهل سال پیش) چند شریک روس تصمیم گرفتند تا دوچرخه‌های تولیدی خود را با روش جدیدی به‌فروش برسانند، به این شکل که هر فرد می‌توانست به‌جای پرداخت 50روبل بابت خرید دوچرخه، با پرداخت10 روبل و معرفی 4 خریدار دیگر صاحب دوچرخه شود. شاید این شرکا نمی‌دانستند تنها حدود چهل سال بعد جناب آقای چارلز پونزی با این ایده پایه‌گذار نخستین سیستم سرمایه‌گذاری هرمی می‌شود و بیست سال بعد از آن نخستین شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای سالم در میان انبوهی از شرکت‌های هرمی غیرمجاز پا به عرصه تجارت‌های قانونی می‌گذارند. بگذارید ابتدا تعریفی علمی از بازاریابی شبکه‌ای و سیستم‌های هرمی ارائه دهیم:

بازاریابی شبکه‌ای یا بازاریابی چند سطحی، تجارتی آزاد است که به موجب آن افراد می‌توانند به واسطه یک شرکت کارگزار مجاز با تشکیل شبکه‌ای چند سطحی متشکل از مصرف‌کنندگان و بازاریابان به روند توزیع کالا و خدمات تولید‌کنندگان کمک کرده و در ازای هرفروش یا ثبت سفارش توسط خود یا هر یک از اعضای شبکه خود، طبق یک طرح سوددهی تصویب شده، کارمزد دریافت کنند. سیستم هرمی، یک طرح تجاری ناپایدار است که به شرکت‌کنندگان در طرح، وعده پرداخت مبالغی در ازای جذب شرکت‌کنندگان دیگر را می‌دهد، بدون اینکه با سرمایه‌های جذب‌شده سرمایه‌گذاری حقیقی صورت پذیرد یا حقیقتا تجارت بر پایه فروش کالا بنا شده باشد. اگر بخواهم ساده‌تر بگویم نام این تجارت به‌خوبی گویای حقیقت آن است، یک نام دو سیلابی متشکل از «بازاریابی» و «شبکه‌ای»، یعنی افراد فعال در این تجارت، بازاریابان شبکه‌ساز خواهند بود، به‌راستی حذف هر یک از این دو کلمه در عمل مشکلات بسیار زیادی به بار خواهد آورد.
اگر در طرحی افراد تبدیل به شبکه‌سازانی شوند که پس‌از خرید حجمی از کالا صرفا درپی ایجاد شبکه‌ای از به اصطلاح مصرف‌کنندگان یا سرمایه‌گذاران شبکه‌ساز دیگر باشند، قاطعانه می‌توان گفت که راه و روش طرح‌های هرمی فاجعه‌بار را در پیش گرفته‌اند، حتی اگر در این بین کالایی رد و بدل شود و شرکت کارگزار دارای مجوز باشد.
حال آنکه پیروی از خط و مشی بازاریابی شبکه‌ای سالم و استاندارد بسیار بسیار سودآور‌تر و همچنین در بلندمدت پایدار‌تر است.
* بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به‌واقع تجارتی تیمی و شراکتی بدون نیاز به پرداخت هزینه‌ای هنگفت، نیازمند میانگین سه ساعت کار در روز ، بی نیاز به فعالیت در مکان یا زمان خاص  است. این صنعت بر پایه ارائه کالا و خدمات واقعی با قیمت‌هایی منصفانه بنا نهاده شده است و به هیچ‌وجه موجب متضرر شدن افراد نمی‌شود. بازاریابی شبکه‌ای استاندارد افراد را تشویق به تحقیق و مطالعه کرده و با آگاهی افراد قدرت می‌گیرد؛  باعث رشد و رونق اقتصادی شده و کاملا مطابق با قوانین و دستورالعمل‌هاست و برای رشد و توسعه نیازی به جو‌سازی و ایجاد توهم وتعصب کاذب نداردو صد‌ها تفاوت و مزیت دیگر نسبت به روند‌های هرمی و شبه‌هرمی.
سوال: اگر چنین است و روند استاندارد از همه جهات بهتر، تکثیر پذیرتر و پرسود‌تر از روند‌های شبه‌هرمی است، پس چرا برخی از راهبران ارشد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجاز ایران و برخی دیگر کشور‌ها به‌جای سیستم شبه‌هرمی و دور زدن پیاپی قوانین و آیین‌نامه‌ها، روند استاندارد را اجرا نمی‌کنند؟
یک روز صبر کنید و فردا در همین صفحه پاسخ این سوال مهم را بیابید.
hamid.farzi@ gmail.com

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در مطلب روز گذشته دیدیم که صرفا مجوزدار بودن یک شرکت دلیلی بر صحیح بودن روند تیم‌های آن شرکت نیست، کاملا امکان دارد تیم‌های شرکت‌های قانونی انحراف پیدا کرده و روندی شبه هرمی را اجرا کنند. همچنین بخشی از مزایای بازاریابی شبکه‌ای استاندارد را تشریح کردیم و سوالی کلیدی مطرح شد:

 اگر چنین است و روند استاندارد از همه جهات بهتر، تکثیرپذیر‌تر و پر سود‌تر از روند‌های شبه هرمی است، پس چرا برخی از راهبران ارشد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجاز ایران و برخی دیگر کشور‌ها به‌جای سیستم شبه هرمی و دور زدن پیاپی قوانین و آیین‌نامه‌ها، روند استاندارد را اجرا نمی‌کنند؟
پاسخ: «جهل، ترس، تعصب، لذت» موانعی هستند که انسان‌ها برای تغییر با آن روبه‌رو می‌شوند، بعد از توضیحات بیشتر درخواهید یافت، در شرایط قانونی و در بستر بازاریابی شبکه‌ای سالم، پیاده‌سازی روند‌های شبه هرمی همانقدر مضحک است که فردی در میان تابستان برای شرکت در مسابقه دو با پالتو و شال گردن حضور یابد در حالی که کیف چرم و چتری در دست دارد. همه این ابزار و پوشش‌ها برای شرایط و مکانی کاربرد دارند که با تغییر آن شرایط باید تغییر کرد. حال یک یا چند عامل از موارد ذکر شده می‌تواند مانع از تغییر شود. برای مثال راهبری ممکن است صرفا مهارت و آگاهی نسبت به سیستم‌های هرمی داشته و روند استاندارد برایش مجهول باشد. یا اینکه سازمانی بر پایه آموزه‌های شبه‌هرمی بنا کرده و از تغییر در روند آن ترس دارد. گاهی هم برخی راهبران تعصبی کور‌کننده نسبت به آموزه‌های خود دارند و در آخر عده معدودی هم از مطرح شدن به عنوان یک سنبل هرمی لذت می‌برند و حتی هنوز به فعالیت‌های خود و اربابانشان در شرکت‌های هرمی افتخار و آن را تبلیغ می‌کنند.
جالب است بدانید تقریبا تمام کشور‌هایی که در آنها بازاریابی شبکه‌ای سالم، قانونمند و مجاز اعلام شد، با این چالش مواجه شدند که عده زیادی از راهبران سیستم‌های هرمی با باز شدن فضای قانونی بازاریابی شبکه‌ای بدون درک تفاوت‌ها و دریافت آموزش‌های جدید به این صنعت هجوم آورده و مشکلاتی به وجود آوردند. برای مثال ایالات متحده آمریکا بیش از 15 سال درگیر ایجاد قوانین محدود‌کننده به همراه آموزش و فرهنگ‌سازی برای جلوگیری از ترویج روند‌های هرمی در بدنه بازاریابی شبکه‌ای سالم بود، که نهایتا بسیاری از کشور‌ها با استفاده از تجربیات موفقیت‌آمیز این کشور موفق به مهار این پدیده در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر شدند.
در ایران نیز با تمهیدات کاملا هوشمندانه و علمی کمیته نظارت بر بازاریابی شبکه‌ای، این آسیب روبه بهبود است.
حال برای اینکه بدانیم مفاهیمی مانند: سطح پرزنتور، آفیس، تیم فالو، استراتژی خرید، فالو ایمانی، اعتبار داغ و... به چه معناست و از کجا، در چه شرایطی و به چه دلیل وارد سیستم‌های هرمی شده و چطور پس از آن به روند‌های شبه‌هرمی شرکت‌های مجاز انتقال پیدا کردند، باید تاریخچه تحولات این صنعت را کمی دقیق‌تر بررسی کرد. آنگاه کشف‌های جالبی رخ می‌دهد.
بگذارید از آمریکا شروع کنیم، شرایطی را تصور کنید که شرکتی را به دفعات در مطبوعات و رسانه‌ها به عنوان کلاهبردار معرفی می‌کنند، شرکتی هرمی که تنها دفتر رسمی آن در یکی از کشور‌های آسیای شرقی واقع شده است و به علت ممنوعیت‌ها امکان ارسال هیچ‌گونه محصولی به خاک آمریکا را ندارد، حال یکی از اعضای این شرکت هرمی به نام توماس از فرد دیگری به نام رابرت دعوت می‌کند تا به دفتر آنها برود.
ساعاتی بعد: رابرت در حال تماس گرفتن با دوستان و آشنایان و اطرافیان خود برای قرض گرفتن مبلغ عضویت در طرح است.
به نظر شما چگونه امکان دارد و چه عواملی باعث می‌شود رابرت با آگاهی از همه این موارد و علم به هرمی و غیرمجاز بودن آن شرکت، پول هنگفتی را قرض کرده و به معرف خود تحویل دهد و دقیقا هوا بخرد، تا بتواند در این طرح هرمی شرکت کند؟
مسلما هر عقل سالمی با درک این شرایط، تن به چنین ریسک و اشتباه بزرگی نمی‌دهد، پس باید راهکاری اتخاذ کرد که عقل و منطق افراد را خاموش کند. به یاد داشته باشید که من هم روزی راهبر تیمی شبه‌هرمی بودم و فردا قصد دارم در همین بخش افشاگری مهمی انجام دهم و شما را با حربه‌های تیم‌های هرمی و شبه هرمی آشنا کنم
شنبه, ۱ فروردین ۱۳۹۴، ۰۲:۲۳ ق.ظ

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در شماره قبل دلیل شبه هرمی کار کردن برخی راهبران ارشد کمپانی‌ها را بررسی کردیم، همچنین اشاره شد که تقریبا در تمام کشور‌هایی که بازاریابی شبکه‌ای در آن قانونمند شد، در ابتدای کار چالش‌هایی به وجود آمد و تیم‌ها سمت و سوی شبه هرمی پیدا کردند. در ایران نیز همین اتفاق افتاده است. سپس برای پی بردن به شباهت‌های آشکار روند‌های هرمی در سراسر جهان مثالی از آمریکا را مطرح کردیم.
در این مثال فردی به نام توماس دوست خود رابرت را به یک شرکت هرمی دعوت می‌کند و رابرت حتی با علم به هرمی بودن شرکت، مجاب به قرض کردن پول و عضویت در آن طرح هرمی می‌شود. مسلما هر عقل سالمی با درک این شرایط، تن به چنین ریسک و اشتباه بزرگی نمی‌دهد، پس باید راهکاری اتخاذ کرد که عقل و منطق افراد را خاموش کند و چه چیز قوی‌تر از دو ابزار هیجان و احساسات؟
نخستین محرک احساسات، اعتبار و علاقه معرف نزد فرد است: در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به علت وجود پاسخ‌هایی منطقی برای سوالاتی در زمینه اعتبار کمپانی، توجیه اقتصادی کار، طرح درآمدزایی و محصولات و... اعضا می‌توانند از هر کسی که می‌شناسند برای پیوستن به تیم‌شان دعوت به عمل آورند و در این میان میزان علاقه و اعتبار آنها نزد مخاطب‌شان اهمیت زیادی ندارد. اما در شرکت‌های هرمی به‌دلیل عدم وجود پاسخی منطقی به موارد فوق، عضو‌گیری نیازمند برانگیختن احساسات و هیجان افراد است، در روند‌های هرمی تلاش می‌شود با بررسی سطح اعتبار و محبت افراد به معرف، فهرستی از هدف‌های اصلی مشخص شوند.
در روند‌های هرمی تاکید می‌شود افراد صرفا دوستان صمیمی و اعضای خانواده خود را دعوت کنند. با این کار معرف می‌توانست با جمله‌هایی همچون: «بیا همه‌چیز با من، من تضمینش می‌کنم، باهم انجامش می‌دهیم و کلی پول در میاریم» از پاسخ به سوالات بگریزد و همین‌طور در صورت عدم موافقت به‌دلیل دلبستگی‌اش به معرف از لو دادن آنها خودداری می‌کرد و هم در صورت شرکت در طرح و متضرر شدن از معرف خود که یکی از عزیزانش بود شکایت نمی‌کرد.
برای توجیه این امر نزد معرف هم در آموزش‌ها القا می‌شد: «شما باید عزیزان خود را دعوت کنید تا ابتدا عزیزانتان از این طریق ثروتمند و خوشبخت شوند، اگر کیسه‌ای طلا داشتید ابتدا آن را به چه کسی اهدا می‌کردید؟»
با محدود شدن فهرست افراد قابل دعوت از چندصد نفر صرفا به چند نفر از عزیزان همه‌چیز دگرگون شد.
 ادامه این مطلب را در شماره بعد دنبال کنید.


hamid.farzi@ gmail.com

خرید بک لینک

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد، آموزش نحوه معارفه بیزینس جزو آموزش‌های مقدماتی است و افراد از همان ابتدا آموزش می‌بینند که چطور کسب وکار خود را شرح دهند، به‌دلیل منطقی بودن همه‌چیز از هرکسی می‌توان دعوت به‌عمل آورد و معمولا جلسه مشاوره گپی دوستانه و دو نفری است که در هرکجا می‌توان حدود 30 دقیقه با تمرکز صحبت کرد. نحوه معرفی کار در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به‌قدری ساده و موثر است که نیازی به گذشت چندماه برای کسب مهارت در آن و استفاده از ظاهر‌سازی نیست.

اما خود قضاوت کنید اگر فهرست افراد قابل دعوت، محدود به پنج، شش نفر اصلی باشد آیا سیستم حاضر است به اعضا فرصت کسب مهارت دهد و معارفه را به خود آنها بسپارد؟ قطعا خیر. از همین نقطه عنوان جدیدی به واژگان نت‌ورک مارکتینگ اضافه شد، «سطح پرزنتور» به این معنی که هیچ‌کس حق ندارد خودش طرح را برای کسی تشریح کند، طرح باید صرفا توسط افرادی به‌نام پرزنتور یا اصطلاحا مشاور به افراد توضیح داده شود، پرزنتور فردی است که دارای تعداد قابل‌توجهی زیرمجموعه است و آموزش‌های به اصطلاح پرزنتوری دیده است. تحریف بعدی در سیستم‌های هرمی همین‌جا شکل گرفت، در بازاریابی شبکه‌ای سالم معارفه کار صرفا ارائه اطلاعاتی قابل ارزیابی و حقیقی از تجارت است، اما به پرزنتور‌های رویه‌های هرمی بیشتر آموزش داده می‌شود چطور مابین انتقال اطلاعات احساسات مخاطب خود را برانگیزد و او را هیجان‌زده کند. حتی اغلب افراد نمی‌دانند که در روند‌های هرمی معمولا مشاوران قبل از رفتن به جلسه مشاوره آمار دقیقی از اخلاقیات، سطح درآمد، علایق، شغل، زمان آزاد و... را از معرف درباره آنها دریافت می‌کنند تا با تکیه بر علایق او احساساتش را بیشتر بر انگیزند.
برای بسیاری تعجب‌برانگیز بود که سطح پرزنتور از رویه‌های هرمی وارد بازاریابی شبکه‌ای شده است، دیروز به اختصار این موضوع را بررسی کردیم، همچنین توضیح دادیم که یکی‌از قوی‌ترین ابزار‌های خاموش کردن عقل و منطق افراد در سیستم‌های هرمی و شبه‌هرمی استفاده از احساسات و هیجان است.
بگذارید به داستان توماس و رابرت بازگردیم، بیایید بررسی کنیم چه اتفاقی برای رابرت در دفتر آن شرکت هرمی افتاد که او مجاب به ثبت‌نام شد. رابرت به محلی که با توماس وعده کرده بود رفت و باهم به دفتری رفتند که برای رابرت غریبه بود، دفتری پراز افرادی‌که در هرگوشه با هیجان زیادی با هم صحبت می‌کردند، توماس او را به داخل اتاقی می‌برد و در کنار او پشت میزی می‌نشیند، رابرت تعجب‌زده از توماس که یکی از صمیمی‌ترین دوستانش است می پرسد اینجا کجاست؟ توماس هم از او می‌خواهد منتظر بماند تا یکی‌از مشاوران به آنها بپیوندد، بالاخره جناب مشاور با برگه‌هایی در دست و لبخندی بر لب و ظاهری آراسته وارد می‌شود و خوش‌آمدگویی گرمی با توماس می‌کند، توماس رابرت را به مشاور معرفی می‌کند و او نیز وانمود می‌کند که رابرت را نمی‌شناسد و حتی تاکنون نام او را هم نشنیده است، مشاور جلسه را آغاز می‌کند. او با هیجان از مطالبی صحبت می‌کند که واقعا وسوسه‌بر‌انگیز است، چیزی شبیه یک‌شبه پولدار شدن، کاری بسیار ساده، صرفا با پرداخت مبلغی پول و جذب افرادی‌که آنها نیز همین رویه را تکرار خواهند کرد، مشاور ادعا می‌کند که آنها هرمی نیستند و بازاریابی شبکه‌ای هستند، دلیل‌های گمراه‌کننده‌ای هم می‌آورد، از جمله شکل پلن و وجود محصول و... به او وعده داده می‌شود که نیازی نیست کاری انجام دهد، صرفا افرادی را دعوت می‌کند که مشاوران به‌جای او با آنها صحبت کنند و کار به همین سادگی پیش می‌رود و او ثروتمند می‌شود.
جلسه به اتمام می‌رسد و مشاور اتاق را ترک می‌کند، رابرت گیج و مبهوت از اعداد و ارقام وسوسه‌برانگیز در افکار خود است که توماس او را با افراد دیگری روبه‌رو می‌کند، آنها نیز به گرمی با او برخورد می‌کنند و وانمود می‌کنند درباره او هیچ چیز نمی‌دانند، رابرت محو سخنان پر شور و هیجان‌انگیز آنها می‌شود، دوستان توماس بسیار پر قدرت و با ایمان و اعتقاد کامل و با حرارتی وصف‌ناپذیر از آینده‌ای رویایی که در انتظار آنهاست صحبت می‌کنند، دوستان رابرت از درآمد‌های نجومی برخی از بالاسری‌هایشان صحبت می‌کنند، رابرت با تعجب از مبالغ به دوست امین خود توماس نگاه می‌کند که سخنان دوستانش را با سر تایید می‌کند. رابرت آنقدر تحت ضربات چپ و راست احساسات و هیجان از این سو و آن سو قرار می‌گیرد که بالاخره قانع می‌شود هرچه سریع‌تر وارد این طرح شود. او کاخ آرزوهایش را در ذهنش می‌بیند و تصمیم می‌گیرد یک‌بار هم که شده در زندگی‌اش برای ساختن آن تلاش کند. او اعتماد دارد که توماس هرگز او را گمراه نمی‌کند و حتما خیر او را می‌خواهد و این طرح نتیجه خواهد داد. ضربان قلبش دو برابر شده است، بغض گلویش را گرفته و با نهیب‌های دوست توماس می‌خواهد همین الان از همه فعالیت‌هایش دست بکشد و زندگی‌اش را از طریق این طرح عوض کند. بالاخره جمله طلایی را به زبان می‌آورد و به دوستان توماس که بعد‌ها می‌فهمد آنها را (تیم فالوئرها) می‌نامند می‌گوید: «خب باید از کجا شروع کنم؟». لبخند فتح بر لبان دوستان توماس جاری می‌شود و او را راهنمایی می‌کنند که چطور مبلغ اولیه را قرض بگیرد و هرچه سریع‌تر حتی همین امروز کار را شروع کند.
بگذارید فردا بیشتر و دقیق‌تر با تیم فالوئر‌ها و حربه‌های آنها آشنا شویم.


hamid.farzi@ gmail.com


این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


اگر شما تاکنون به یکی از تیم‌های هرمی یا شبه‌هرمی دعوت شده باشید به احتمال زیاد مطلب دیروز کاملا یادآور خاطرات شما بوده است. توجه داشته باشید که هم روند‌های شبه‌هرمی و هم روند‌های بازاریابی شبکه‌ای استاندارد در سراسر جهان تشابهاتی بسیار زیاد دارند. از این رو تجربه دیگر کشور‌ها می‌تواند بسیار به ما کمک کند. در مطلب دیروز خواندیم که دقیقا از لحظه دعوت تا بعد از پرزنت در دفتر آن شرکت هرمی برای رابرت چه اتفاقی افتاد که او با علم به هرمی بودن روند آن شرکت مجاب به عضویت در آن تیم شد.
حال بگذارید بیشتر با تیم فالوئر‌ها و حربه‌های آنها آشنا شویم: فالوئر مهره‌ای کلیدی است که آموزش‌هایی بابت برانگیختن هرچه بیشتر احساسات و هیجان افراد می‌بیند و بارها آن را در جمع‌ها تمرین می‌کند، تفاوت فالوئر با پرزنتور این است که پرزنتور معمولا شخصیتی بسیار با پرستیژ و فاخر از خود جلوه می‌دهد و به نوعی نماد شرکت محسوب می‌شود در صورتی‌که فالوئر بیش‌ازپیش سعی در آن دارد که خود را شبیه مخاطب خود نشان دهد و کاری کند که مخاطب احساس نزدیکی بیشتری به او کند و فردی چون خودش را در مقابلش ببیند. معمولا فالوئر‌ها اساتید بازی با احساسات هستند، آنها گاها مشکلات زندگی فرد را در نظرش می‌آورند و او را از اوضاع نابسامانش بیشتر آگاه می‌کنند و حتی گاها بی‌پروا به او توهین می‌کنند. سپس با روش‌هایی شبیه به روش‌های سخنوری جردن بلفورت تنها راه نجات را عضویت در طرح معرفی می‌کنند وخود را دلسوزانی نشان می‌دهند که در پی آبادکردن زندگی او هستند.
تحریف دیگری که در روند‌های هرمی ایجاد کرده‌اند را می‌توان به وضوح در اینجا دید. در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد، فالو (Follow) متشکل است از پیگیری نتیجه بررسی‌ها و تصمیم فرد دعوت شده، به‌همراه آگاهی‌بخشی که بدون تمرکز بر ایجاد هیجان کاذب در افراد به اطلاع‌رسانی و روشنگری می‌پردازد. حال آنکه در روند‌های هرمی رشد و توسعه تیم‌ها اکثرا به قدرت حنجره و توان عربده‌کشی فالوئر‌هایش بر می‌گردد. همین امر متاسفانه باعث ترویج هرچه بیشتر لمپنیسم در تیم‌های هرمی و شبه هرمی می‌شود.
لازم به‌ذکر است تقریبا قریب به‌اتفاق اعضای سازمان‌های هرمی و شبه‌هرمی بر این باورند که اعمال آنها نتیجه‌ای مثبت خواهد داد و به طرف مقابل‌شان لطف می‌کنند و حقیقتا نیتشان کمک کردن است، مانند دورانی که الکترو شوک و شوک انسولین برای درمان برخی بیماری‌های روانی استفاده می‌شد، پزشکان در آن دوران با عقیده‌ای قلبی برای کمک به بیمار، صدماتی جبران‌ناپذیر به او می‌زدند و این صرفا به‌دلیل شناخت کم آنها از راهکار‌ها و پیامد‌ها بود.
با خلق و ابداع سطح پرزنتور و تیم فالوئر‌ها توسط سیستم‌های هرمی و زیاد شدن افراد مورد نیاز برای برگزاری یک جلسه معارفه، امکان انتخاب محل برگزاری جلسه توسط معرف منحل و تیم‌ها مجبور به یک‌جانشینی و ایجاد محل‌هایی تحت عنوان دفاتر (آفیس‌ها) یا خانه‌های تیمی و حتی پاتوق‌هایی مانند پارک‌ها شدند.
فجایع بعد از ابداع دفاتر را فردا برای شما بازگو خواهم کرد.
hamid.farzi@ gmail.com

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


روز گذشته برخی‌از انحرافات سیستم‌های شبه‌هرمی را بررسی کردیم. همچنین دلیل نیاز تیم‌های شبه‌هرمی به محل‌هایی مانند آفیس را نیز بررسی کردیم و امروز می‌خواهیم به مطلبی بسیارمهم بپردازیم.

فجایع بعد از ابداع دفاتر:
نخستین دفاتر در ایالات متحده آمریکا پدیدار شدند، با دفتری شدن فعالیت تیم‌ها، محدودیت‌هایی بر آنها وارد شد، از جمله محدود شدن تعداد مشاوره‌های تیم به نسبت تعداد اتاق‌های دفتر، هزینه‌ها به‌شدت افزایش پیدا کرد. برخی‌از هزینه‌ها بر دوش گرداننده دفتر بود، برخی دیگر از هزینه‌ها مربوط می‌شد به هزینه‌های رفت و آمد روزانه اعضا تا دفتر. رشد تیم باعث حضور افرادی با علایق و فرهنگ‌هایی متفاوت در دفتر می‌شد که خود عاملی برای به وجود آمدن حواشی و درگیری‌ها و مشکلات دیگر بود. افراد خود را به وضوح با یکدیگر مقایسه می‌کردند و گاها دچار یاس یا غرور می‌شدند، معمولا برای چیدمان این دفاتر هزینه زیادی نمی‌شد و همیشه شبیه اماکنی بودند که برای چند روز سرپا شده است. شایعات به سرعت در میان افراد حاضر در دفتر منتشر می‌شد و افراد را دچار شک و تردید می‌کرد. از این رو در برنامه دفاتر برنامه‌هایی قرار داده می‌شد که کل تیم هر روز به پای سخنان هیجان‌انگیز چند راهبر بنشینند تا فکرشان مجددا با آنها همسو شود. در روند‌های هرمی تاکید داشتند که افراد حتما ساعات زیادی در دفتر بگذرانند تا از جو محیط خارج نشوند. سختی‌ها و حواشی کار بسیار وقت‌گیر‌تر از اصل فعالیت‌ها شده بود و کار پاره‌وقت را صرفا به شعاری جذاب بدل کرده بود، شعاری که با وعده دروغین و مضحک بازنشستگی لاپوشانی می‌شد. حال آنکه با افزایش حجم تیم‌ها افراد باید زمان و هزینه بیشتری صرف آن می‌کردند.
آفیس‌ها تبدیل شده بودند به چیزی شبیه به تله‌سمور. هرکس می‌توانست به راحتی به آن وارد شود اما تقریبا در اکثر مواقع پیش از عضویت و خرید امکان خروج نداشت. اگر هم خارج می‌شدند چند ساعت یا چند روز بعد تیمی از فالوئر‌ها به سراغ فرد می‌رفتند تا ضربات احساسی را مجددا وارد کنند و این کار را آنقدر ادامه می‌دادند تا به هدف خود دست پیدا کنند.
عضویت در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد رایگان است، اجباری در خرید حجم مشخصی از کالا‌ها وجود ندارد و افراد می‌توانند آزادانه در صورت نیاز، محصولات مورد مصرف خود یا نمونه کالا‌های مورد نیازشان برای انجام معارفه‌ها را تهیه کنند. به‌دلیل استراتژی رشد عرضی و طولی در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد و فعال بودن بدنه سازمان، در بلندمدت سود حاصل از فعالیت هر جایگاه بسیار بالاتر از استراتژی‌های شبه‌هرمی است که در آنها اجبار در خرید حجم مشخصی از کالا وجود دارد.
اما با محدود شدن لیست نفرات، رویه‌های هرمی مجبور بودند به‌جای رشد عرضی صرفا رشدی طولی از کفه مجموعه داشته باشند و استراتژی درپیش گیرند که طرح درآمدیشان سودآور شود، به‌همین دلیل رقم‌های مشخصی برای خرید اولیه تعیین کرده و از آن به‌عنوان استراتژی خرید تیم یاد می‌کردند، همچنین نوع دیگری از خرید اجباری را برای بدنه تیم تعریف کرده بودند که با تحریف مفهوم Maintain به‌جای تشویق افراد به ایجاد فعالیتی حقیقی در جایگاه، آنها را مجبور به خریدی ماهانه برای دریافت پورسانت می‌کردند. به وجود آمدن استراتژی‌های خرید باعث می‌شد افراد به امید کسب درآمد‌های رویایی بدون نیاز منطقی به کالا رقم‌هایی بسیار بالا بابت شروع فعالیت خود پرداخت کنند و به تبع آن از افرادی‌که جذب می‌کردند نیز انتظار همین کار را داشتند. این امر باعث متضرر شدن بیش‌از 98درصد از افراد می‌شد که گاها این ضرر‌های مالی به فروپاشی خانواده‌ها می‌انجامید.
فردا به این سوال پاسخ خواهیم داد: چرا و چگونه روند‌های هرمی وارد بازاریابی شبکه‌ای سالم شدند؟
hamid.farzi@ gmail.com

 

تهران موزیک
طراحی چت روم