بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

لینک گروه تلگرام وبلاگ
خرید بک لینک دائمی و ارزان
کلمات کليدي

اسامی شرکت های هرمی

شرکت های هرمی چیست

شرکت های هرمی دارای مجوز

شرکت های هرمی بیز

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی مجاز

شرکت های هرمی گلد کوئست

رتبه بندی شرکت های بازاریابی شبکه ای در ایران

شرکت های هرمی پنبه ریز

شرکت های هرمی در ایران

بازاریابی شبکه ای بیز

بازاریابی شبکه ای بادران

نظر مکارم شیرازی در مورد بازاریابی شبکه ای

سایت رسمی مقام معظم رهبری

کلاهبرداری شرکت بیز

حکم شرعی بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای وزارت صنعت

بازاریابی شبکه ای تکسو

بازاریابی شبکه ای پنبه ریز

آیا بازاریابی شبکه ای قانونی است؟

نظر شورای نگهبان در مورد بازاریابی شبکه ای

قانون بازاریابی شبکه ای در مجلس

رشته تحصیلی بازاریابی شبکه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در فنی حرفه ای

رشته بازاریابی شبکه ای در دانشگاه های ایران

بازاریابی شبکه ای فنی و حرفه ای

بازاریابی شبکه ای در سازمان فنی حرفه ای

بادران

دانلود کتاب فقه و بازاریابی چند سطحی + pdf

بازاریابی شبکه ای چیست

پيوندها

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازاریابی شبکه ای تکسو» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

شرکت هرمی با مجوز از وزارت صنعت!

این ویدئو مربوط به تاریخ ۷ بهمن سال ۹۲ است که در آن اخبار ۲۰:۳۰ با نشان دادن سایت یکی از شرکتهای بازاریابی شبکه ای و خبرنگاری که با دوربین مخفی در این شرکت برای مشاوره رفته است و فیلم گرفته است، اعلام می کند که این شرکت هرمی می باشد .


دریافت ویدئو

مدت فیلم: 1 دقیقه
حجم: 3.6 مگابایت

خرید بک لینک

  • ۰
  • ۰

چنان که از عنوان پیداست، این مقاله علمی-پژوهشی به بررسی شرکتهای چندسطحی از منظر فقه امامیه می پردازد.


نویسندگان:

عذرا مرادی؛ عضو هیئت علمی و طلبه درس خارج مدرسه علمیه نرجس(س).

فاطمه زند اقطاعی؛ طلبه سطح سه مدرسه علمیه نرجس(س)(نویسنده مسئول). 


واژگان کلیدی:

بازاریابی، بازاریابی شبکهای، شرکتهای هرمی، واسطهگری،وکالت، جعاله، حاکمیت.


جهت مشاهده مقاله در قالب pdf کلیک کنید.

  • ۰
  • ۰

(برگرفته از پایگاه رشد)


معرفی

بازاریابی شبکه ای چندین سال است که در کشور ایران جا افتاده و خود را منبع درآمدی مطمئن ، مدرن و قابل توجه معرفی کرده است!!! یعنی بنا به گفته کسانی که در این راه گام نهاده اند شما با یک سرمایه کوچک و کار کم می‌توانید بیشتر از سایر شغل‌ها درآمد داشته باشید.جهت آشنایی درست با این منبع به ظاهر درآمد زا می‌توانید با این کار آشنا شوید.

شما محصولی را از شرکت می خرید و سپس خود شروع به یافتن مشتری برای شرکت می کنید و در قبال جذب تعداد معینی مشتری از شرکت حق واسطه گری (پورسانت) می گیرید. محصولات عمدتاً جنبه ی لوکس دارند. معمولاً در اقتصاد کالاها را به دو گروه عمده تقسیم می کنند: کالاهای اساسی و کالاهای لوکس. کالاهای اساسی آن هایی اند که برای گذران زندگی ضروری اند: سرپناه؛ پیراهن و شلوار و کت و کفش و کلاه؛ نان و روغن و برنج و... قس علی هذا. کالاهای لوکس دقیقاً در تقابل با کالاهای ضروری قرار می گیرند. بدین ترتیب کالاهایی لوکس به شمار می آیند که در زندگی ضروری نیستند، بل که انسان ها به آن ها احساس نیاز می کنند. این نیاز یک نیاز واقعی نیست، بل که نیازی کاذب است. کار تبلیغات هم ایجاد همین احساس نیاز است. عمده ی اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر کالاهای لوکس است و برای این که بازاری پیدا شود و تقاضا افزایش یابد تا اصولاً عرضه ای بتواند صورت گیرد، به ضرب و زور تبلیغات در افراد احساس نیاز را بیدار می کنند. پروپاگاندیست ها برای ایجاد احساس نیاز روی جاذبه های کالاها مانور می دهند. این جذابیت ها عمدتاً در ضعف های بشری ریشه دارند. در جامعه ی مصرف زده ی سرمایه داری این ضعف های بشری ست که بر انسان ها حکومت می کنند. وگرنه انسان فطرتاً در حالتی از استغنا نسبت به اشیا به سر می برد و نیازی ندارد که با مصرف هرچه بیش تر به خود هویت ببخشد و قوام وجودی خود را در گرو تعلق فزاینده به کالا و مصرف آن بیابد. مگر آن رسول رحمت- علیه و علی آله صلوات والسلام- نفرمود:« کُلُ شَیءٍ فَضَلَ عَنْ ظِلِ بَیتٍ و جِلْفِ الْخُبْزِ وَ ثَوْبٍ یواری عَوْرَةَ الرَّجُلِ وَ الماءِ لَمْ یکُنْ لِابنِ آدَمَ فیهِ حَقٌ» . شرکت هایی که با بازاریابی شبکه‌ای سر و کار دارند هم جلوه ای از جلوات نظام سرمایه داری و انسان حریص و طماعی ست که مقتضای ظهور بورژوازی ست. اگر صفحه ی اول کاتالوگ معرفی این شرکت ها را دیده باشید سخن ام را تصدیق خواهید کرد. بنای کار ای شرکت ها تحریک ضعف های بشری ست. کالاهایی که می فروشند همین جنبه را دارند: سکه ی طلا، ساعت، اقامت در هتل و ... همگی از همین اصل پیروی می کنند. روال کار بدین منوال است که شما کالایی لوکس را می خرید و بدین ترتیب وارد شبکه می شوید. شبکه از مجموعه ای از گره ها تشکیل می شود که به هم متصل اند و این نقاط اتصال مانند سیناپس های عصبی عمل کرده و ارتباط بین اعضای شبکه را ممکن می سازند. فی المثل در شبکه های رایانه ای، هر رایانه یک گره است. در شبکه ی توزیع مواد مخدر، هر یک از توزیع کننده ها یک گره است. 


تاریخچه

بسیاری از مبلغان سیستم های بازاریابی شبکه‌ای هنگامی که به طعمه خود وعده می‌دهند که همه کسانی که با شرکت موردنظرشان معامله و همکاری می‌کنند، اگر تنبلی نکنند، به سودی هنگفت می‌رسند با تعجب و حالت انکار وی مواجه می‌شوند. در این وضع یکی از راه‌های توجیه طعمه این است که به وی گفته شود روش اقتصادی بازاریابی شبکه‌ای یکی از ابداعات عظیم قرن جدید است که با تکیه بر تکنولوژی اینترنت به وجود آمده است! همان‌طور که بسیاری از ابداعات و اختراعات جدید برای انسان قرن گذشته باورنکردنی بوده است، این روش اقتصادی نیز برای اکثر افراد عجیب و باورنکردنی است 
یک مثال نشان می دهیم که این ادعا کذب است و تاریخچه چنین کلاه‌برداری‌هایی دست‌کم به هشتاد سال پیش برمی‌گردد. 
یاکوو ایسیدوروویچ پرلمان، ریاضی‌دانی روس است که از اوایل قرن بیستم تا اواخر جنگ جهانی دوم زندگی می‌کرده است. از وی چند کتاب به فارسی ترجمه شده است که از جمله آن‌ها کتاب «ریاضیات زنده» است. 
نسخه‌ای از این کتاب در سال ۱۳۶۲ ترجمه شده است ولی آن چه من در اختیار دارم ترجمه‌ای جدیدتر از استاد پرویز شهریاری است. 
در صفحات ۱۴۲ الی ۱۴۶ این کتاب مطلبی آمده است که قسمتی از آن را در صفحه دوچرخه با 10 روبل می‌توانید بینید. 
در کشور روسیه، در سال‌های قبل از حکومت شوروی (به احتمالی هم اکنون در بعضی کشورهای دیگر) کسانی بودند که برای فروش کالا‌های خود، دست به ابتکار‌های جالبی می‌زدند. آن‌ها کار خود را از این‌جا آغاز می‌کردند که مثلاً در روزنامه‌ها و مجله‌های پرتیراژ آگهی زیر را تبلیغ می‌کردند: 


دوچرخه با 10 روبل
هر کس می‌تواند با پرداخت 10 روبل مالک دوچرخه شود.
از این موقعیت استفاده کنید.
به جای 50 روبل فقط 10 روبل
شرایط خرید به طور مجانی در اختیار شما گذاشته می‌شود.


کم نبودند کسانی که فریب این تبلیغ‌ها را می‌خوردند و خواهش می‌کردند که مؤسسه، شرایط این خرید غیر عادی را برای آن‌ها بفرستد. 


روش‌های سوددهی در سیستم‌های بازاریابی شبکه ای و چند سطحی


مهم‌ترین و پرکاربرد‌ترین طرح‌های سوددهی در سیستم‌های بازاریابی چند سطحی بطور خلاصه عبارتند از: 

  • بازاریابی چند سطحی ماتریسی: سطح اول با 2 تا 7 نفر و غالباً با عمق محدود به50 سطح
  • بازاریابی چند سطحی جداشونده: سطح اول بدون محدودیت و غالباً با عمق محدودی بین 10 تا 50 سطح
  • بازاریابی یک‌سطحی: سطح اول بدون محدودیت و با عمق محدود یک سطح (به عمق تا 10 سطح هم طرح یک‌سطحی گفته می‌شود)
  • بازاریابی دوتایی: سطح اول محدود به دو نفر و بدون محدودیت عمق
  • ۰
  • ۰


(برگرفته از سایت ناجا)

 علی‌رغم این‌که لیدرها و سرگروه‌های شبکه‌های هرمی در جلسات پرزنت، اعلام می‌کنند فعالیت‌های هرمی تحت عنوان بازاریابیِ چند سطحی، در کشورهای پیشرفته‌ی غربی کاملاً آزاد و قانونی است و حتی از آنها حمایت می‌شود، اما واقعیت این است که فعالیت‌های هرمی در این کشورها با محدودیت‌های قانونی بسیاری روبه‌روست.

 در کشور آمریکا هر ایالت، قوانینی را جهت کنترل شرکت‌های بازاریابی چند سطحی وضع کرده است. اگرچه بیشتر قوانین اجرایی از سوی دولت فدرال و از طریق FTC SEC وUS Postal Service بوده است، اما گستره‌ی آن در سطح ایالت‌ها می‌باشد. فعالیت‌های محدود کننده، ابتدا در چارچوب قانون امنیت تجارت و قوانین کلاهبرداری و فریب مصرف‌کننده صورت می‌گرفت؛ با گذر زمان و تغییر روش شرکت‌های هرمی، هر ایالت آمریکا قوانین ممنوع‌کننده‌ای را وضع نموده است. این قوانین در حوزه‌ی «طرح‌های هرمی»، «قوانین طرح‌های زنجیره‌ای بی‌پایان»، «قوانین بخت‌آزمایی»، «قوانین ارجاع برای فروش» و اخیراً «قوانین توزیع چند سطحی» تصویب و اجرایی شده است.

 در آمریکا اغلب شرکت‌هایی که تحت قانون بخت‌آزمایی فعالیت می‌کنند نیز تحت قوانین طرح‌های هرمی مورد پیگرد قرار می‌گیرند. براساس قوانین ایالت مریلند، هر طرحی که به موجب آن، یکی از اعضاء مبلغی را پرداخت کند تا در ازای آن، حق‌الزحمه‌ای را کسب نماید و این حق‌الزحمه ناشی از معرفی فردی به عنوان عضو باشد، ممنوع و غیرقانونی است. در ایالت‌های میسوری، نیومکزیکو، داکوتای شمالی، اوکلاهاما، تگزاس، تنسی و پورتوریکو نیز قوانین مشابهی وجود دارد.

 همچنین در کشور کانادا فعالیت شرکت‌های شبکه‌ای و هرمی ممنوع می‌باشد و برای آن جرایم سنگین نقدی و زندان پیش‌بینی شده است.

 در روسیه نیز طبق قوانین جدید، تأسیس شرکت‌های هرمی جرمی سنگین محسوب شده و مرتکبان به زندان محکوم می‌شوند. در این کشور، سازمان فدرال بازار مالی، دست‌اندرکار مبارزه با شرکت‌های هرمی است و با همکاری برخی نهادهای امنیتی از جمله سازمان امنیت فدرال و اداره‌ی امنیت اقتصادیِ وزارت کشور، به این مبارزه می‌پردازد.

 کشورهای مختلف دیگر دنیا از جمله سوریه نیز پس از مواجه شدن با نتایج مخرب شرکت‌های هرمی و شبیه آن، تمام امکانات پلیسی و قضایی خود را به کار گرفتند تا با این پدیده‌ی شوم به مقابله برخیزند. سوریه برای جلوگیری از فعالیت شرکت‌های «شبه هرمی» و اخلالگران اقتصادی در این کشور، قوانین سختی را وضع نموده و با اشخاص فعال در این عرصه به شدت برخورد کرده است.

 به‌طور کلی می‌توان گفت، شبکه‌های هرمی در کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی به خوبی مورد استقبال قرار گرفته‌اند، اما در قاره‌ی اروپا به دلیل برخوردهای قانونی بسیار جدی با این شبکه‌ها و همچنین گسترش تبادل اطلاعات، گرایش چندانی به این شبکه‌ها وجود ندارد و مردم در مقابل وعده‌های دروغین آنها فریب نمی‌خورند.

(برگرفته از سایت ناجا)

  • ۰
  • ۰



این مطلب را در این لینک ببینید.

نکته: برخی از اشکالات این مقاله در شرکتهای بازاریابی جدید حل شده است.

مشکل اساسی این کار، وجود واسطه ها هست!

 

مقدمه: 
شاید مجبورید به سختی کار ‌کنید، کارمند شخص دیگری باشید و تا ابد هم به این کار ادامه دهید وغیره ، حالا یک راه برای نجات از این گرفتاری ها وجود دارد ، بدست آوردن پولی هنگفت در زمانی اندک با شغلی شرافتمند، آسان و مستقل! شرکت های هرمی هر روز با شیوه ها و نامهای جدید خود را مطرح می کنند و سرمایه های مردم و به خصوص جوانان را به تاراج برده و هر روز بخشی از فجایع و پیامدهای ناشی از این فعالیت ها در کشورمان پدیدار می شود; پنتاگونو، گلدکوئیست، پرایم بانک، مای سون دیاموند، تجارت الماس و چند نمونه ی ریز و درشت دیگر مصداقی بر این مدعا هستند و اخیراً طرح های مشابهی در قالب شرکت های داخلی در حال اجرا است ، به گونه ای که برخی آن را ادامه همان نوع کلاهبرداریها دانسته و برخی دیگر از این نوع فعالیت ها، به عنوان "بازاریابی شبکه ای" و یا تجارت الکترونیکی نام می برند. اگر چند سال قبل، سهم شما از ثروت رویایی شبکه‌های هرمی، فقط سکه‌های طلا و و نقره و پول نقد بود، این بار شما با وعده‌های دروغین دیگری چون تورهای مسافرتی با رؤیاهای شیرین، همسفر می‌شوید.
با توجه به نحوه ی تبلیغ این دست از شرکت ها که بیشتر از حربه ی بازاریابی شبکه ای و یا تجارت الکترونیک استفاده می کنند برای آشنایی با نحوه کارشان بهتر است ابتدا با شناختی از بازاریابی و بازاریابی شبکه ای( Network Marketing ) و تجارت الکترونیک شروع کنیم و چارچوبهای آنرا با هم مرور نمائیم؛ تا ببینیم که آیا شرکت هایی که از شما دعوت به عمل می آورندنیز در میان همین چارچوب ها عمل می کنند یا خیر؟ و سپس مشخص کنیم که آیا صرف فعالیت در این بستر به منزله ی درست بودن و قانونی بودن این شرکت هاست؟
بازاریابی شبکه ای
برای اینکه بازاریابی شبکه ای و تجارت الکترونیک را بشناسیم؛ لازم است ابتدا اشاره ای به بازاریابی سنتی داشته باشیم. در یک سیستم سنتی، معمولاً تولیدکنندگان، کالای خود را به عمده فروشان عرضه کرده و آنان نیز آن را به خرده فروشان و آنها نیز آن را به مصرف کنندگان نهایی می فروشند. لذا سهم عمده ای از قیمت کالا و خدمات ، نصیب واسطه ها می شود و از طرف دیگری هزینه های زیادی نیاز بود تا محصول برای مشتریان آشنا شده و به اصطلاح تبلیغی صورت می گرفت تا بتوانند محصول را به فروش برسانند.

شکل1) تجارت سنتی:




حال اگر یک تولیدکننده، بتواند مستقیماً کالا یا خدمات خود را به مصرف کننده برساند و یا بتواند هزینه ی توزیع و تبلیغ را از طریق استفاده از خود مصرف کنندگان کاهش دهد، مسلماً قیمت کاهش می یابد، و این همان کاری است که بازاریابی شبکه ای و تجارت الکترونیک انجام می دهند اما به دو شیوه ی نسبتاً متفاوت، چرا که بازاریابی شبکه ای چنانکه توضیح خواهیم داد مبتنی بر روابط شبکه ای و سلسله مراتبی مبتنی بر اعتماد است. اما در تجارت الکترونیک از بستر جدیدی برای تجارت استفاده می شود و در واقع تجارت از طریق تکنولوژی های جدید به خصوص اینترنت، موبایل و غیره است و از این طریق رابطه ای مستقیم بین تولید کننده و مصرف کننده برقرار شده و واسطه ها حذف می گردند.

شکل2) تجارت الکترونیک:





بدلیل اینکه بیشتر تأکید این شرکت ها بر بازاریابی شبکه ای است، لذا تمرکز اصلی ما هم بر این شیوه بازاریابی و توضیح آن خواهد بود و در صورت لزوم، در آینده در مورد تجارت الکترونیک نیز مطالبی را بیان خواهیم کرد.
بازاریابی شبکه ای(Network Marketing ) شاخه ای از علم بازاریابی که هدف آن رساندن کالا از تولیدکننده به دست مصرف کننده به منظور کاهش هرینه های توزیع و تبلیغات است ، به عبارت دیگر تولیدکنندگان می خواهند محصولات خود را به کمک مشتریانِ خودشان به فروش برسانند. یعنی محصولات شرکت را به دوستان، آشنایان و سایرین معرفی کرده، تا در صورت خرید محصولات توسط آنها مبلغی به عنوان پورسانت یا حق الزحمه دریافت کند، که بدون چنین انگیزه ای مشتریان تمایلی برای معرفی محصولات شرکت به دیگران ندارند. مزیت اصلی این روش این است که شرکت 

علاوه بر کاهش هزینه های توزیع و تبلیغ محصول از روابط بین فردی و اعتماد افراد به همدیگر و روابط چهره به چهره (face to face) که روشی بسیار اثربخش در بازاریابی است استفاده می نماید.




طبیعی است که این شیوه ی جدید بازاریابی هیچ گونه منع اخلاقی و قانونی نداشته و دارای فایده ی طرفینی برای تولیدکننده و مصرف کننده می باشد. اما آنچه جای سئوال دارد اینکه آیا هر تجارتی که در این چهارچوب قرار می گیرد و از این شیوه استفاده کند اخلاقی و قانونی است؟ مسلماً جواب منفی است، همچنانکه در تجارت سنتی شما می توانید از محصولات مورد نیاز مردم گرفته تا قاچاق مواد مخدر، قاچاق اعضای انسان وغیره را مورد معامله قرار دهید، این شیوه نیز بستری جدید است برای تجارت، که در آن می تواند تجارت مواد غذایی تا تجارت مواد مخدر، کلاهبرداری وغیره را شامل شود.
متأسفانه با توجه به اینکه هنوز چارچوبهای این نوع تجارت برای اکثر مردم آشنا نیست، سودجویان و کلاهبرداران در نقاط مختلف دنیا، فرصت را غنیمت شمرده و بسترهای سودجویی از این نوع تجارت را فراهم آوردند و با سوء استفاده از نام بازاریابی شبکه ای( Network Marketing ) سعی کردند تا به فریب افراد ساده و جوانان بپردازند، که توطئه های شرکت های شبکه ای یا هرمی یکی از آنها است.


چگونگی کار شرکت های هرمی





پس از آشنایی مختصر با بازاریای شبکه ای لازم است تا شیوه ی کار این شرکت های به اصطلاح شبکه ای یا هرمی را بیشتر بدانیم. در اینجا ما همه ی اینچنین شرکت هایی را علی رغم ادعای گردانندگان آنها -که خود را هرمی نمی دانند- زیر یک سقف بنام هرمی جمع می کنیم تا جمع بندی و نتیجه گیری آسان تر باشد و در پایان سعی می شود تا به شبهات آنان در حد امکان پاسخ داده شود.
هر فرد در این سیستم می تواند با خرید یکی از محصولات شرکت به عنوان عضو به سیستم وارد شود، سپس فرد سعی می کند تا دو نفر را یکی در سمت چپ و دیگری در طرف راست خود، به مجموعه معرفی کند. آنهانیز اقدام به خرید محصول می کنند و عضویت افراد جدید به همین ترتیب ادامه پیدا می کند و زیرمجموعه های آنها به صورت نامتناهی (فرض محال) رشد خواهد نمود. 
مراحلی که یک شخص از آشنایی با سیستم تا فعالیت در شرکت طی می‌کند، بطور خلاصه بصورت زیر می‌باشد:. 1) دعوت به جلسه معرفی سیستم (جلسه پرزنت) 2) پرزنت و معرفی سیستم 3)پیگیری اولیه و پاسخ به ایرادات 4) در صورت موافق نبودن فرد پرزنت شده، ادامه پیگیری‌ها 5) در صورت موافق بودن فرد پرزنت شده، خرید انجام می‌شود. تکمیل برگه ی تعهد و عقد قرارداد با شرکت مربوطه. 6) حضور در جلسات آموزشی: جلسات تعیین هدف، تعهد و تخصیص زمان، نوشتن لیست، دعوت کردن افراد، معرفی و پیگیری 7) حضور در جلسات پرزنت دیگران در جهت یادگیری شیوه ی پرزنت موفق و گرفتن ورودی جدید 8) مشاهده 6 CD جو و 2 CD پتمن 9) مطالعه ی کتب آموزشی با موضوع روانشناسی موفقیت: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ ، صفت‌های بایسته یک رهبر ، چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم؟ ، حکایت دولت و فرزانگی ، قورباغه را قورت بده !!! ، مدیر یک دقیقه‌ای و غیره10)یادگیری و تسلط بر نحوه ی معرفی سیستم و در صورت موفقیت در آزمون پرزنتوری، دریافت کاتالوگ 11) حضور در جلسات گروهی (مانند پارتلاگ‌ها، جلسات Fun، جلسات لیدرها) به هدف دریافت انرژی و حل مشکلات اعضای گروه در جهت افزایش راندمان افراد عضو سیستم در گرفتن ورودی جدید 12) آموزش‌های تکمیلی جهت رهبری و لیدر شدن 13) تمدید عضویت در شبکه بازاریابی شرکت که غالباً در پایان هر سال کاری عضو صورت می‌گیرد.
پرزنت و معرفی سیستم معمولا هنگام پرزنت‌کردن دعوت‌کننده به همراه لیدر(بالاسری) خود و یکی دیگر از اعضای سیستم به همراه شخص دعوت شده در یک اتاق درب بسته در خانه یا خوابگاه شخص دعوت‌کننده که صداهای اضافی( و حتی المقدور تلویزیون، عکس و هرگونه تصویر و قاپ) در آن وجود ندارد و همچنین رفت و آمدی نیست حضور یافته و لیدر(بالا سری) به معرفی و پرزنت سیستم می‌پردازد. در پایان پرزنت معمولاً لیدر به شخص دعوت شده پیشنهاد می‌دهد با هیچ کس در مورد این سیستم صحبت نکرده و مشورت نکند؛ و بیان می‌کند که به دلیل آشنا نبودن اکثر افراد حتی اقتصاددانان با این امر، مشورت نتیجه ی خوبی را در پی نخواهد داشت. پیگیری اولیه و پاسخ به ایرادات پس از معرفی سیستم، وظیفه اشخاص پیگیری جدی از فرد پرزنت شده می‌باشد. این کار با تماس‌های مکرر در فاصله 24 تا 72 ساعت پس از پرزنت انجام می‌گیرد. در حین این تماس‌های اغلب تلفنی مکرر با فرد پرزنت شده صحبت کرده و اگر آن شخص دارای سؤالاتی باشد به آنها پاسخ می گوید. در این پیگیری‌ها از انواع روش‌های روانشناختی جهت گرفتن پاسخ مثبت از فرد استفاده می‌کنند. همچنین دراین گونه سیستم‌ها برای سؤالات عمده ی مطرح شده جواب‌هایی آماده شده است که اعضاء در سیر آموزش در حفظ کردن این پاسخ‌ها و ارائه ی جواب‌های مغلطه آمیز کارآمد خواهند شد. خرید و تکمیل برگه تعهد و عقد قرارداد با شرکت مربوطه در این مرحله معمولاً با استفاده از کارت های الکترونیکی متعلق به شرکت یا کارت های اعتباری فرد یکی از محصولات شرکت ها را از طریق اینترنت و سایت شرکت خریداری نموده، سپس قرادادی بین مشتری و نماینده ی شرکت جهت اجازه ی فعالیت بازاریابی منعقد ‌شده و فرد وارد سیستم‌ بازاریابی می‌شود. 


ایرادات وارده بر کار این گونه شرکت ها
باتوجه به آنچه در بالا بیان شد و با مقایسه ای ساده بین تجارت سالم و فعالیت شرکت های هرمی می توان به مهم ترین اشکالات این گونه شرکت ها پی برد. در اینجا به مهم ترین این اشکالات اشاره خواهد شد:
در حالت معمولی افراد سعی می کنند در قبال پرداخت مبلغی به محصولی (کالا یا خدمت) دست یابند، که مورد نیاز آنها بوده و این محصول می تواند یکی از نیازهای آنان را برآورده نماید و در واقع خرید جهت کسب محصولی است و بدست آوردن آن، هدف از پرداخت وجه است. اما معمولا افرادی که در این شرکت ها خرید می نمایند جهت کسب پورسانت خرید می کنند و نه جهت خرید خود محصول ؛ اعضاء نیز محصولات شرکت را به کسانی می فروشند که برای آنان بازاریابی کنند تا زیرمجموعه هایشان افزایش یابند و نه به کسانی که به منظور مصرف اقدام به خرید این محصول می نمایند، لذا چنانکه در جزوه ی آموزشی شرکت QI آمده، شما محصولی خریداری نمی کنید، بلکه رابطه ای را پیدا می کنید و پول را برای آن پرداخت می نمایید. قیمت محصولات فروشی در این ساختار (مطابق گفته ی خودشان و گفته های فوق الذکر) باید کمتر از بازار سنتی یا حداقل مشابه قیمت آن باشد، چیزی که وجود ندارد. در واقع مشتری جنس یا خدماتی را خریداری می‌کند که به آن نیازی ندارد یا اگر به آن احتیاج دارد به دلیل انگیزه ی شرکت در طرح، آن را با قیمت بالاتر از بازار عمومی خریداری می‌کند .
در تجارت عادی اگر شما از کیفیت محصول راضی نباشید و یا اینکه گمان کنید که سرتان کلاه رفته می توانید کالا را پس دهید اما در این شرکت ها باز پس گیری محصول وجود ندارد. 
اغراق در درآمدزایی به وسیله‌ی بازایابی شبکه‌ای، بطوری که برای افراد جدید به صورتی این کار را جلوه می دهند که شما با یک فعالیت ساده به درآمد هفته ای حدود 5000 دلار می رسید. طرح هایی که ادعا می کنند بیش از 100% پول پرداختی پاداش می دهند ،آن هم در مدت زمانی کم، کاملا مشخص است که در تجارت سالم چقدر غیرواقعی بوده جز اینکه از راه کلاهبرداری بدست آید.
در یک شبکه ناسالم، افرادی که در انتهای هرم قرار می گیرند متضرر می شوند. چون این افراد مبالغی را برای کالا یا خدماتی می پردازند که ارزش آن بسیار کمتر از رقم پرداخت شده است. از آنجایی که این افراد نمی توانند فردی را پیدا کنند که در زیرمجموعه خود قرار دهند، لذا پورسانتی نمی گیرند و متضرر می شود. نکته ی اساسی این است، در یک بازاریابی شبکه ای صحیح و قانونی، اولین اصل این است که کالا و یا خدمات مورد بازاریابی، باید باارزش واقعی و یا قیمت بازار آن برابر باشد.
دعوت از افراد با دروغ و با بهانه ی کار در یک شرکت پردرآمد مثلا شرکت راه سازی یا ساختمان سازی و غیره تا بتوان آنها را در دام این تور گسترده ی عوام فریبی انداخته و قدرت تعقل و تفکر آنها را مسخ نماید، که امری ضد اخلاقی و ضد انسانی است. در جزوه ی این گروه(E-Team) آمده که در دعوت افراد از شیوه های گوناگون استفاده کنید، چرا که فرد ممکن است با بیان واقعیت به دلیل نداشتن آگاهی، دعوت شما را اجابت نکند لذا شما می توانید با هر حربه ای که فکر می کنید او به آن علاقه مند است از او دعوت کند. در جزوه آمده "به هیچ عنوان، به هیچ عنوان و به هیچ عنوان هیچ توضیحی در مورد این کار نمی دهید و سعی می کنید تا او را به دفتر(office) بکشانید.
تناقض در گفتار و نوشتار جزوه ی این شرکت، برای متقاعد کردن فردی که پول ندارد او را وادار کنید که برای این کار پول قرض کند و در جایی دیگر آورده که برای تأمین سرمایه، فرد دعوت شده به هیچ عنوان به او پول قرض ندهید و این یکی از اصول خدشه ناپذیر این شرکت هاست. براین اساس خوب در جایی که امکان کلاهبرداری وجود دارد قرض گرفتن خوب است، اما اگر بناست در این کلاهبرداری خودمان هم متضرر شویم دیگر کاری ناشایست می باشد.
در این تجارت اصولا هیچ گونه قراردادی وجود ندارد و همه چیز شفاهی است در صورتی که اگر بنابر آن است که سرمایه گذاری انجام شود از لحاظ عقلی، شرعی و قانونی پذیرفته شده است که قراردادی تنظیم شده و شروط آن مورد توافق طرفین قرار گیرد، چیزی که در این شرکت ها مطلقاً وجود ندارد و فرد وارد شده نیز هیچ رسیدی در قبال پرداخت پول دریافت نمی کند.
در مورد تأسیس این شرکت ها گاه گفته می شود که مؤسسین اتحادیه اروپا یا سایر اتحادیه های بین المللی و یا منطقه ای این شرکت را تأسیس نموده است. مؤسسین این گونه اتحادیه ها- اتحادیه اروپا و سایر اتحادیه های بین المللی و منطقه ای - نه افراد بلکه کشورهایی هستند که در پی تحقق اهداف کلانی همچون کاهش تعرفه های تجاری، تسهیل تجارت، توسعه روابط سیاسی و گسترش روابط دیپلماتیک و غیره می باشند و هیچ گاه اقدام به تشکیل مؤسسات این چنینی در هیچ جای دنیا ننموده اند و این جز فریبکاری چیزی دیگر نیست.
گفته می شود در صورت بروز اختلاف و شکایت از شرکت می توانید به دادگاه لاهه شکایت کنید!؟ کمی تأمل و مطالعه در مبنای تشکیل دادگاه لاهه و ساختار آن نشان می دهد که اصولا دادگاه لاهه برای شکایت از دولتها و یا رفع اختلافات بین کشورها تشکیل شده است و اصولا پاسخ به چنین شکایاتی در صلاحیت این دادگاه نمی باشد. 
یکی دیگر از دروغ پردازی های این گونه شرکت ها این است که می گویند شرکت زیر نظر سازمان تجارت جهانی(WTO) فعالیت می کند. سازمان تجارت جهانی همچنانکه از نامش مشخص است سازمانی جهانی است که پس از توسعه و گسترش فعالیت های سازمان گات به وجود آمد. هدف اصلی سازمان کاهش تعرفه های تجاری بین کشورها و تسهیل و رشد تجارت در عرصه جهانی و بین کشورهای عضو می باشد و تأسیس یا نظارت بر فعالیت شرکتهای تجاری اساساً جزء اهداف و فعالیت های این سازمان نیست، لذا در این سازمان هیچ شرکتی تجاری عضو نبوده و بر فعالیت این شرکت ها هم هیچ گونه نظارتی ندارد(لازم به ذکر است که هنوز کشور ایران عضو این سازمان نمی باشد). لذا فریبکاری در این سخن به روشنی مشخص است.
نکته بسیار مهم این است که بدون این که قوانین خود را زیر پا بگذارند و یا این که جنسی تقلبی به مشتری عرضه کنند و یا این که شرکت خود را تعطیل کنند و بگریزند، دست به کلاهبراداری می‌زنند. پس خبرهایی از این قبیل که مثلا سکه‌های شرکت تقلبی هستند یا شرکت قراردادی برای اجاره هتل ندارد، به نظر ما مسایلی حاشیه‌ای هستند و ایراد این شرکت ها ازجنبه های دیگر است.


نمونه ی شرکت کوئست اینترنشنال(QI)
به دلیل گستردگی فعالیت این شرکت در کشورمان و حضور تعداد زیادی از همشهریان در این شرکت که با نام گل کوئست هم شناخته شده است بصورت مختصر به فعالیت این شرکت اشاره خواهیم کرد. 
شرکت کوئست اینترنشنال آدرس دفتر مرکزی: هنگ کنگ، خیابان گلوسستر سی و هشتم،‌ برج مس ماچال، طبقه پنجم تلفن دفتر مرکزی: 85228271889+ فکس دفتر مرکزی: 85228271833+ایمیل شرکت: customer.support@quest.netآدرس اینترنتی:www.quest.net
مدیر عامل شرکت: آلیس یوهانا ماکیتالو سال تاسیس شرکت: سال 1998تعداد تخمینی اعضاء شرکت در سراسر دنیا: 600 هزار تا 700 هزار نفر تعداد تخمینی اعضاء شرکت در ایران: 400 هزار تا 450 هزار نفر .
محصولات شرکت:محصولات این شرکت شامل مجموعه های کلکسیونی (GQI) و محصولات تکنولوزیکی (QTI) و خدمات این شرکت شامل خدمات مسافرتی (QVI) می باشد. Quest Vacation: یکی از خدمات این شرکت تورهای مسافرتی است که با نام Quest Vacation عرضه می شود که دارای انواع Diamond, Platinum, Gold و Pearl وRoyal می باشد که با خرید یکی از این مجموعه ها، از امتیاز اقامت در مجموعه هتل های RCI برخوردار شده که شامل 4000 هتل در 120 کشور جهان است. نحوه ی استفاده و زمان آن به نوع مجموعه بستگی دارد.

 
دلایل ناسالم بودن فعالیت این شرکت:
1. پرداخت پورسانت مبتنی بر جذب عضو جدید تا مشتری و خریدار محصول و بعبارتی تأکید بر گسترش زیردستان بجای فروش محصول .
2. قیمت غیر واقعی و خیلی بالای محصولات و خدمات در مقایسه با بازار.
3. یکسان بودن مشتری و بازاریاب از منظر شرکت.
4. عدم پس گیری محصول و خدمات در صورت پشیمانی فرد خریدار.
5. عدم شفاف سازی و ابهام در فعالیت و تلاش در مخفی کاری.
6. دلیل خرید محصول نیست، بلکه رسیدن به پورسانت و بعبارتی خرید محصول و خدمات غیرمصرفی.
7. هزینه ی بالای دریافتی جهت حق عضویت.
8. اغراق در درآمدزایی و کسب سود در زمانی اندک.
9. نسبت درآمد اعضاء شرکت با تلاش آنها 
10. و غیره


سخن پایانی
در این سیستم‌ افراد به طمع پول‌دار شدن وارد شبکه می‌شوند و به آن‌ها یاد داده می‌شود که دیگران را نیز با همین اهرم وارد شبکه کنند.به عنوان مثال تقریباً هیچ‌کدام از صدها هزار عضو شرکت گلدکوئست نیازی به داشتن یک سکه ی کلکسیونی و یا استفاده از هتل های این شرکت نداشته‌اند و در حالت عادی حاضر نبوده‌اند پولشان را صرف خرید چنان محصولاتی حتی با نصف قیمت عرضه‌شده توسط گلدکوئست کنند.مبلغان گلدکوئست در معرفی بازاریابی شبکه‌ای(Network Marketing) می‌گویند: که این شیوه بازاریابی واسطه‌ها را حذف می‌کند تا جنس به طور مستقیم به دست مشتری برسد.ولی حقیقت این است که با این روش نه واسطه‌ها، که مشتری‌ها حذف شده‌اند! به کسانی که از گلدکوئست خرید می‌کنند گفته می‌شود مشتری این سکه‌ها کلکسیون‌دارانی هستند که در آینده این سکه‌ها را به قیمتی بسیار بالا از شما خواهند خرید. یعنی شبکه‌ای که قرار بود جنس را به قیمت پایین‌تر و بدون واسطه به مشتری برساند، همه اجناسش را به واسطه‌هایی فروخته است که باید در آینده آن‌ها را به چندین برابر قیمت اولش به مشتری‌های اصلی‌اش بفروشند!پس بازاریابی شبکه‌ای در گلدکوئست روشی است که جنسی را که مشتریان اندکی دارد به جمع کثیری از واسطه‌ها به قیمتی چند برابر قیمت اصلی می‌فروشد تا آن‌ها هم آن را پس از چند سال به مشتریان اصلی‌اش با قیمتی گزاف‌تر بفروشند!
نکته ی بسیار مهم این است که همه کسانی که آلوده ی این بازی شده‌اند لازم است برای جبران ضرر اولیه و رسیدن به سودهای وعده داده‌شده، رکود بازار و وضعیت بد پیش آمده برای خود را مخفی کنند و با راضی نشان دادن خود، مشتریان بیچاره ی جدیدی را به زیر شاخه‌های خود اضافه کنند! این افراد در مواجهه با طعمه ی خود چنان وانمود می‌کنند که گویی چند روزی بیش‌تر نیست که به دنبال مشتری می‌گردند و این در حالی است که چندین ماه وقتشان را برای این کار بیهوده از دست داده‌اند.
خانواده‌ها با جوانان فریب‌خورده‌ای روبه‌رو هستند که اساسا پس از ورود به این تشکیلات، مسخ شده و هویت طبیعی‌شان را از دست می‌دهند و درست به مانند افراد معتاد ـ بلکه بدتر از آن ـ از خانواده‌ها می‌برند، به همه چیز پشت می‌کنند، تحصیل را رها می‌کنند و گویی شخصیت آنان از حالت طبیعی خارج شده و انسان دیگر می‌شوند. 
متأسفانه چنانکه نشان داده شده میزان رشد اینگونه شرکت ها در کشور ما چنان سریع و همه گیر است که شاید شبیه آن را در هیچ جای دنیا نتوان دید که این امر نیازمند بررسی و تحقیق دقیق برای روشن شدن دلایل آن می باشد. چند دلیل عمده و ابتدایی این امر می تواند موارد زیر باشد: یکی عدم آگاهی مردم و نداشتن اطلاعات کافی در این مورد که امکان سوءاستفاده را افزایش می دهد، بیکاری تعداد عظیمی از جوانان جویای کار که به هر دری می زنند تا شاید کاری دست و پا کنند، سراب پول دار شدن در مدت زمانی بسیار کم که حاصل اقتصاد بیمار کشورمان بوده و درطول سالیان متمادی این ذهنیت را تقویت نموده است، کمبود و یا نقص قوانین موجود کشور که راه را برای کلاهبرداری باز گذاشته است، ضعف قوه ی قهریه و نیروهای انتظامی در مقابله با این شرکت ها، روند طولانی دادرسی در دادگاه ها که امکان شکایت را مالباختگان گرفته است.

برخی از سایتهای مفید:
1. نهضت مبارزه علیه گلدکوئیست در ایران: www.antigold.persianblog.com
2. عدم همکاری با کوئست را می‌خواهیم: www.bamdad68.blogfa.com
3. حقایق گلدکوئست: www.realitygq.blogfa.com
4. ننگ بر کوئست: www.antipentagono.persianblog.com

منابع و مآخذ:
1. جزوه یآموزشی E-Team متعلق به اعضای QI.
2. گفتگو با چند نفر از مالباختگان.
3. سایت تخصصی سیستم های فروش شبکه ای www.nms.ir .
4. محمد حقیقی. بازرگانی بین الملل:نظریه ها و کاربردها. چاپ سوم. تابستان 1386. انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.
5. محمد زرین. علل و چگونگی پیدایش بازاریابی شبکه ای در جهان. روزنامه ی آفتاب. نسخه ی اینترنتی. www.aftab.ir .
6. معرفی شرکت کوئست اینترنشنال (گلدکوئست).
7. Nastaran Pedrood & others.Systematic profitability analysis of binary network marketing organizations.

  • ۰
  • ۰



اولین بار بود که وارد شرکت میشدم. یکی از دوستان منو دعوت به کار کرده بود. همه افراد شرکت به سلام میکردن و حسابی گرم میگرفتن.
احساس خیلی خوبی نسبت به خودم پیدا کرده بودم. احساس میکزدم که بالاخره تونستم جایگاه اجتماعی خودم رو بدست بیارم و اون رو به دیگران اثبات کنم. البته این رو میشد در همه افراد شرکت دید؛ همه با ظاهری آراسته و با تبسم در حال رفت و آمد بودن و هیچ کس رو بیکار یا ناراضی نمیدیدی. انگار از لحاظ شغلی به بهشت رسیده بودم.
در برخود با دیگران، تقریباً همه اذعان داشتن که خیلی برای علی(همونی که من رو دعوت به کار کرده بود) عزیز بودم که منو برای این کار انتخاب کرده. این به من اعتماد به نفس دوچندانی القا میکرد. تقریباً مطمئن شده بودم که اصلاً برای این کار ساخته شدم.
بالاخره وارد با علی یه اتاق شدیم و روی دوتا صندلی کنار هم نشستیم. بعد از دقایقی یه آقایی(آقای شیرازی) وارد اتاق شد. طبق رسم ادب بلند شدیم و خوشو بش کردیم. آقایی شیرازی شروع به صحبت کرد و کار رو برام توضیح داد. از جمله این که این یه کار پاره وقت هست و وقت زیادی نمیگیره، ضمن این که میتونم با چند دقیقه و قت و از طریق اینترنت خونه درآمد خوبی برای خودم کسب کنم. این که 17% از هر فروش به من تعلق میگیره و 6% به علی و... . این که میتونم از پاداشهای شرکت و پورسانتها به چه درآمدی برسم و یه عالمه حرف دیگه درباره مجوز شرکت و تفاوتی که با شرکتهای هرمی داره و ... .
در تمام این مدت، علی ساکت بود و جز تأیید حرفهای آقای شیرازی هیچ نکته دیگه ای اضافه نمیکرد. حرفهای ما هرچند در یک فضای دوستانه ردّ و بدل میشد، ولی این حسّ رو به من القا میکرد که این منم که به اونا احتیاج دارم، نه اونا به من. و البته زیاد هم دور از ذهن به نظر نمیومد؛ چون هرچی باشه، اونا جایگاه خودشون رو توی بازاریابی پیدا کرده بودن یا لااقل اینجوری به نظر میومد.
از جلسه بیرون اومدم. علی منو تا دم در همراهی کرد. توی خیابون نمناک بعد از باران پاییزی دز حال قدم زدن بودم. فکر شرکت و درآمد از یه طرف به ذهنم هجوم میاورد و از طرف دیگه فکر رفتار خوب افراد اونجا و احترامی که به دست آورده بودم و از طرف دیگه فکر مخارج زندگی و آرزوهایی که از طریق این شرکت میتونستم به همه اونها برسم. طوفان عجیبی در درونم راه افتاده بود.
ولی به نظر میومد که یه جای کار مشکل داره. بالاخره این پول باید از یه جایی میومد. مثل یه چاله توی زمین بود که اگه میخواستم که پرش کنم، باید از یه جای دیگه خاک میاوردم و توی اون میریختم؛ و این یعنی برای پر کردن این چاله باید یه چاله دیگه حفر میکردم!! این هم فکری بود که توی طوفان اون روز که رون منو به هم ریخته بود، به دیواره های دهنم برخورد میکرد.
فردای اون روز علی اومد تا نتیجه رو از من بپرسه؛ این که حاضرم این موقعیت استثنائی رو قبول کنم یا نه؟! من از اون خواستم که وقت بیشتری بده تا بتونم درباره شرایط خودم بیشتر فکر کنم. فردا هم همین اتفاق افتاد و به این ترتیب از اصرارهای علی هم تحت فشار قرار گرفته بودم. البته همیشه و در همه برخوردها این نکته به من ،ولو به شکل ضمنی، یادآوری میشد که همه تلاش اونها برای من هست و خودشون هیچ سود و ضرری در اینباره ندارند. نکته ای که من هم مجبور شدم بعدها اون رو برای خیلیها وانمود کنم!
بالاخره با هزار شک و تردید، قبول کردم و وارد کار شدم.
آموزشها شروع شد: انواع تجارت از گدشته تا حالا، درصدها و پورسانتها، قانون جذب، کتابهایی که باید یکی یکی میخوندم، نحوه برخورد با بالادستیها و... .
از من خواسته شد که بزرگترین آرزوهام رو لیست کنم و به علی تحویل بدم. البته مدتی طول کشید تا بفهمم که این کار برای چی بود. حالا من عضو یه شبکه انسانی، یا بهتره بگم به هرم انسانی، شده بودم که با گلدکوئیست فقط به اندازه یه کاغذ مجوز تفاوت داشت. من الان یکی از زیرشاخه های علی بودم و برای افزایش درآمد خودم باید کسان دیگری رو برای مجموعه خودم انتخاب کنم؛ کسانی که بیشترین اعتماد و حرف شنوی رو از من داشته باشند. علی هم به نوبه خودش زیر مجموعه آقای شیرازی بود و اگه من نمیخواستم درآمد بیشتری داشته باشم، علی و آقای شیرازی متضرر میشدن و برای همین همیشه به من فشار میاوردن که کار خودم رو توسعه بدم. تازه فهمیده بودم که در واقع همه چیز برعکس هست؛ این علی و آقای شیرازی بودن که به من نیاز داشتن.
یه جورایی کلک خورده بودم. میخواستم انصراف بدم. آموزشها و جذب افراد و جلسات هفتگی هم تقریباً تمام وقت من رو پر کرده بود. اصلاً یه شغل پاره وقت نبود، بلکه یه شغل دوشیفته بود که شاید هیچ وقت هم به درآمد مور نظر نمیرسید. چون ممکن بود که هر یک از افراد زیر مجموعه من انصراف بدن و تعادل من رو بهم بزنن. مثل یه قمار بود! ولی با این حال بعد از چند روز و با صحبت افراد شرکت متقاعد شدم که این کلکها بخشی از فرایند کار هست و من هم باید همین کار رو نسبت به کسانی که آرزوی خوشبختی براشون دارم(!) انجام بدم.
ضمناً هر وقت که یکم تردید میکردم، اون لیست آرزوها به رخم کشیده میشد و نقطه ضعفهای زندگی من که توی اون لیست بود، مثل پتک توی سرم میزدن. همه مشکلاتی که به نحوی به ذهن من میرسید، توجیه میشد. اصلاً اصلی ترین کار ما شده بود توجیه کردن. مثلاً فتوای مراجع نسبت به حرمت این کار، اینجور توجیه میشد که این فتوا ها قدیمی هست و مراجع با شرایط کار، آشنایی ندارند و اگه درس براشون توضیح داده بشه، فتوای خودشون رو تصحیح خواهند کرد!!! مطلبی که بعداً خلافش به من ثابت شد.
باید از همه پنهان میکردیم که مشغول این کار هستیم؛ به این بهانه و توجیه که شرکتهای هرمی خاطره بدی در ذهن جامعه به جا گداشتن و فضای جامعه نسبت به شرکت ما مسموم هست!!!
کم کم داشتم یکی از اونا میشدم. آرزوهام چشمم رو کور کرده بود. مشغله های شرکت من رو از همه کارهام باز کرده بود. همش به فکر این بودم به با فلانی چطور صحبت کنم و اون یکی رو چطور توجیه کنم. انگار توی فضایی قرار گرفته بودم که برای چندتا آروی واهی، تبدیل به یه برده برای لیدرهای شرکت شده بودم. یه بردگی و اسارت ذهنی! یه بردگی که با پای خودم به اون تن در داده بودم و حالا دیگه نمیتونستم از شرش خلاص بشم.
حال و روزم برای رفقای سابقم قابل درک نبود.
بالاخره راز خودم رو به یکی از اونها گفتم. بعد از هزارتا ماجرا بالاخره من رو متقاعد کرد که با هم بریم قم و حکم شرکت رو مستقیماً از علما بپرسیم.
فتوای جدید هم همون فتوای قبلی بود. اصلاً مشکل واسطه ها بودن. شرکت ما از نظر درآمدزایی از طریق واسطه ها، هیچ فرقی با یه شرکت هرمی نداشت.
حالا باید با یه اقدام انقلابی به همه چیز و همه اهرم های فشاری که توی شرکت وجود داشت، پشت پا میزدم. از طرف دیگه زیر دین خیلی ها رفته بودم. خیلی ها به اعتبار من وارد این شرکت شده بودن.
یه روز وارد شرکت شدم و افراد رو جمع کردم. مشکلات شرکت رو براشون توضیح دادم. بعد knm خودم رو سوزوندم و برای همیشه انصراف دادم.
حالا من موندم و هزارتا خاطره تلخ و شیرین...
  • ۰
  • ۰



* این یادداشت حاوی نکات مهمی است. توصیه میکنم تا آخر مطالعه فرمائید.

ساختار افراد در بازاریابی شبکه ای کاملا به شکل یک هرم میباشد. عده ای در راس این هرم قرار دارند و تازه واردها در پایین ترین سطح این هرم قرار میگرند. اساساً قید «شبکه ای» در «بازاریابی شبکه ای» حاکی از این شبکه انسانی که به شکل هرم است، میباشد. بازاریابی شبکه ای ارتباط خاصی با تجارت الکترونیک ندارد؛ یعنی «بازاریابی شبکه ای» به معنای فعالیت تجاری در فضای مجازی و تجارت الکترونیک نیست؛ بلکه به معنای نوعی از تجارت است که در آن یک شبکه هرمی از افراد به خرده فروشی میپردازند و درصدی از فروش آنها به افراد بالا دست میرسد. اما امروزه شرکتهای بازاریابی شبکه ای تصمیم گرفته اند که این داد و ستد را تنها از طریق اینترنت ارائه دهند. بنابراین بازاریابی شبکه ای ماهیتاً یک تجارت الکترونیک نیست، بلکه تجارت به شیوه الکترونیک، چیزی است که امروزه چاشنی این کار شده است و ممکن است این شیوه در آینده تغییر کند؛ یعنی شرکتهایی به وجود آیند که علیرغم آن که فعالیت شبکه ای دارند جهت انجام معاملات خود استفاده از اینترنت نکنند.

اما موضوع این یادداشت درباره قربانیان بازاریابی شبکه ای است. این یک اصل مجرب و مسلم است که در بازاریابی شبکه ای، بیش از 90% از افراد به سودهای آنچنانی و وعده در آمدهای جندین میلیون تومانی نمیرسند. این مطلب تا جایی روشن است که خود بازاریاب های این شرکتها در پاسخ چنین میگویند که «نتورک برای همه است، اما همه برای نتورک نیستند» یا «هر کسی لیاقت نتورک را ندارد». البته این جملات بعضاً وقتی به شما گفته میشود که خود را آلوده این کار کرده و عمر و سرمایه خود را در راه آن صرف نموده باشید. به هر حال 90% از افراد در این شرکتها ریزش خواهند کرد و پس از مدتی بازاریابی شبکه ای را کنار خواهند گذاشت.

لیدرهای این شرکتها در پاسخ به این ایراد خواهند گفت که حتی اگر کسی به سود آنچانی نرسد، باز هم ضرر نخواهد کرد. زیرا اجناس مرغوب و مورد نیاز خود را خریده است و پورسانت خرید خود را نیز دریافت کرده است. بنابراین از نگاه لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای، هیچ کس در نتورک ضرر نخواهد کرد. اما این ادعا تا چه اندازه میتواند صحیح باشد؟؟

اجناس فروخته شده در این شرکتها همیشه هم مرغوب نیستند و گاهی قیمت بالایی دارند. بعلاوه شما لزوما اجناس مورد نیاز خود را خریداری نمینمائید. هرچند دربازاریابی شبکه ای، خرید اجباری جرم و خلاف قانون است، اما لیدرها و بالادستی ها با چرب زبانی و توجیهات عجیب و غریب شما را متقاعد میکنند که خرید بالایی (حدود 1 میلیون تومان) داشته باشید. این کار به اصطلاح برای آن است که زیردست های شما که بعدا توسط شما عضو شرکت خواهند شد نیز خرید بالایی داشته باشند و مجموعه شما (که در واقع مجموعه خود آنان است) زودتر به سود و پورسانت برسد. این به معنای آن است که شما مجبورید چیزهایی از شرکت خرید کنید که مورد نیازتان نیست. اما لیدرها در توجیه این مسئله تنها نام آن را تغییر میدهند و به آن عنوان «سرمایه گذاری» میدهند؛ عنوانی که چندان هم صحیح نیست؛ زیرا شما در واقع پول خود را دور ریخته اید؛ چون از طرفی خود شما به آن نیازی ندارید و از طرف دیگر اجناس به نحوی نیستند که بتوانید آن را بفروشید. اما این نکته نیز قابل تامل است که این خرید بالا که به آن عنوان «سرمایه گذاری» داده اند، ممکن است هرگز برای شما سودی نداشته باشد. ممکن است شما اصلاً نتوانید کسی را به عضویت در این مجموعه در آورید و ممکن است زیرمجموعه شما به هیچ وجه زیر بار خرید با مبلغ بالا نرود. در نتیجه شما با پول خود چیزی خریده اید که برای شما غیر قابل استفاده است و نتوانسته اید زیرمجموعه خود را متقاعد به چنین خریدی کنید و در عمل مال باخته شده اید!! مال باخته شدن فقط به این معنی نیست که در قبال پول خود هیچ جنسی دریافت نکنید. همین که جنس خریداری شده را نتوانید استفاده کنید و قادر به فروش آن هم نباشید، در واقع پول خود را از دست داده اید. بدین ترتیب بازاریابی شبکه ای به سوی هرمی شدن پیش خواهد رفت. از طرف دیگر حتی بنابراین فرض که شما بتوانید زیرمجموعه خود را متقاعد به خرید بالا کنید، شما بی نهایت عضو نخواهید داشت!! پس این زنجیره خریدهای بالا در جایی قطع خواهد شد و در نتیجه عده ای خرید بالا(و به اصطلاح «سرمایه گذاری») خواهند کرد و زیر مجموعه ای نخواهند داشت که با خرید بالا پورسانت قابل قبولی به آنها برساند. در نتیجه ما افراد زیادی خواهی داشت که پول خود را از دست خواهند داد(به معنایی که گفته شد) !!

پس عده زیادی در این بازی، قربانی بالا رفتن پورسانت لیدرها و بالادست ها خواهند شد.

اما هدف اصلی من آن است که در این یادداشت نگاهی هم از بالا به این سیستم داشته باشم:

افرادی که در رأس هرم بازاریابی شبکه ای قرار دارد، بیشترین سود را درافت خواهند کرد. این سود در واقع پورسانت بازاریابی و یا پورسانت با واسطه نیست؛ بلکه پاداشی است که شرکت به این افراد میدهد.

این افراد برای آن که بتوانند پاداش خود را بالا نگه دارند باید بتوانند تعداد زیاد بازاریابی که زیر دست خود دارند را حفظ کنند. مثلا اگر درآمد 12 میلیون تومانی یک لیدر به خاطر پاداشی که از خرید 1000 بازاریابی که زیر دست خود دارد حاصل میشود، وی باید بتواند این تعداد را در همین تعداد 1000 نفر حفظ نماید(افرادی که فروش نیز داشته باشند)، و الا پاداش او تقلیل پیدا خواهد کرد. با این حساب برای چنین افرادی چندان مهم نیست که شما به سود و پورسانت خواهید رسید یا خیر؛ آنچه برای آنها اهمیت دارد آن است که 1000 بازاریاب فعال داشته باشند. حال با قرار دادن این نکته در کنار آن که 90% از افراد معمولاً ریزش مینمایند، به این نتیجه میرسیم که 90% از افراد قربانی حفظ پاداش تاپ لیدرها میشوند. 90% از افراد باید در این شرکتها (ولو برای مدت کوتاهی و یا حتی یک خرید کلان) عضو شوند تا میزان پاداش آن بالا نشینان کم نشود. در این میان حتی لیدرهای متوسط نیز در حال بازی خوردن هستند؛ زیرا مجموعه آنان بطور مرتب ریزش خواهد کرد و به ندرت میتوانند به یک تاپ لیدر تبدیل شوند. اما با این حال حضور همین لیدرهای متوسط نیز برای حفظ درآمد تاپ لیدرها ضروری است!

این مانند آن است که فردی برای رسیدن به ارتفاع 100 متری، تعداد زیادی از افراد را با وعده و زبان بازی زیر پای خود قرار دهد و از کوهی از انسانها به عنوان پله ترقی خود استفاده نماید . اما چون همواره تعداد زیادی از افرادی که زیر فشار قرار دارند، از این مهلکه فرار میکنند، این فرد همواره به دنبال افراد جدیدی میگردد تا جایگزین آنها نماید. به عبارت دیگر افراد زیر دست مانند رودخانه گذرایی هستند که قایق سواری آسوده تاپ لیدرها را تضمین مینمایند!!! آنها حتی اگر مدت بسیار کوتاهی هم در بازاریابی شبکه ای فعالیت نمایند، تاپ لیدرها به هدف و سود خود خواهند رسید. اگر یک روز شرکت، به هر دلیل تعطیل شود، تاپ لیدرها مجموعه خود را به راحتی به یک شرکت دیگر منتقل مینمایند تا باز هم بتوانند سود و پاداش خود را حفظ کنند.

این به معنای قربانی شدن هزاران نفر برای حفظ سود چند نفر است. افرادی که با هزار وعده و تبلیغ از کار، زندگی، وقت، سرمایه، فرصتها، آرامش و... خود صرف نظر میکنند، اما نمیدانند که چگونه در حال بازی خوردن در این سیستم هستند. افرادی که 90% از آنها طی چند ماه فعالیت خود را رها خواهند کرد و از دام فضای روانی و تبلیغاتی این شرکتها خود را آزاد خواهند نمود. و اسفبار آن است که بالادستی ها احتمالا با علم و آگاهی چنین قربانیانی را برای خود فراهم می کنند.

  • ۰
  • ۰

بحث بازاریابی شبکه ای این روزها به واسطه اعطا مجوز از سوی وزارت بازرگانی، داغ تر از هر زمان دیگری در میان علاقه مندان پیگیری می شود. مجوزهایی که در ابعاد متفاوت آنها، بحث بسیار است.

در این پست یکی از مهم ترین ویژگی های شرکت های بازاریابی شبکه ای یعنی محصولات را مورد بررسی قرار خواهم داد. محصولات پایه ی یک بیزینس نتورک مارکتینگ سالم هستند و داشتن محصولات مصرفی واقعی از بایدهای یک شرکت سالم بازاریابی شبکه ای است.

 

محصول مصرفی؟

منظور از چنین محصولی، کالا یا خدماتی است که قابلیت استفاده و تمام شدن در یک دوره ی پرداخت شرکت را داشته باشد طوری که اگر عضوگیری شرکت بازاریابی شبکه ای متوقف شد، صرفاً با فروش همین محصولات، درآمد شرکت و اعضاء سابق ادامه داشته باشد. مثلاً وقتی یک پک مکمل غذایی میفروشید، در صورت مؤثر و مفید بودن، ماه بعد هم می توانید از همان پک به مصرف کننده قبلی بفروشید ولی اگر مثلاً یک گردنبند طلا بفروشید، دیگر نخواهید توانست در ماه بعدی هم به همان شخص آن را بفروشید چرا که گردنبند طلا چیزی نیست که تمام شود!

 

حتماً میگویید گردنبند طلا تمام نمی شود اما می توان آن را به شخص دیگری فروخت! به نکات زیر توجه داشته باشید:

 

زمان مورد نیاز برای یافتن فرد جدید برای فروش یک گردنبند جدید بعضاً به قدری زیاد هست که سود حاصل از این فروش، توجیه اقتصادی نداشته باشد لذا فرد برای تأمین حداقل فروش ماه جاری خود، شخصاً یک گردنبند جدید میخرد که خب مصرفی هم برای وی نخواهد داشت!

حتماً میگویید بعداً میفروشد. درست است شاید بعداً بفروشد اما اینجا بحث جدیدی خواهیم داشت به نام product inventory که همان انبار کردن محصولات است. فرد برای واجد شرایط شدن در ماه جاری و ماههای آتی، مبادرت به خرید محصولاتی میکند که واقعاً نیازی به آنها ندارد و نمیتواند مصرفشان کند. در نهایت انباری از محصولات بوجود می آید که مهمترین نکته آن این است: فعالیت با هدف طرح درآمدزایی شرکت و نه محصولات. این یکی از ویژگی های بارز طرحهای هرمی است که محصول در آنها فقط یک فریب است! فرد یا افراد صرفاً با هدف طرح پاداش شرکت محصولات را میخرند و انبار میکنند بدون اینکه واقعاً نیازی به این محصولات داشته باشند… .

 

 

پس تا اینجا متوجه شدید که بحث انبار کردن محصولات برای حصول شرایط یک ماه کاری در یک شرکت بازاریابی شبکه ای، دقیقاً مصداق طرح های هرمی است.

اما نکته ای دیگر که نباید از آن غافل شد:

یک بسته سبزیجات خشک یا دستمال کاغذی مصرفی است اما مگر در یک ماه کاری، یک فرد چقدر از این ها را مصرف میکند؟ واقعاً مصرف یک فرد در طول یک ماه، یک کارتن دستمال کاغذی است؟! یا چقدر سبزیجات و میه جات خشک می توان در یک ماه مصرف کرد؟

حتماً میگویید فروش چنین چیزهایی راحت تر است، خب درست؛ خیلی راحت است ولی برای حصول شرایط و دریافت پورسانت منطقی چقدر باید فروخت؟ دو سه بسته سبزیجات یا یک دو بسته ۳۰۰ برگی دستمال کاغذی کار شما را راه می اندازد؟

پس باز هم مسأله ای پیش می آید و آن کم ارزش بودن چنین محصولاتی است که باعث می شود فروش تکی آنها سود کمی داشته باشد در برابر هزینه ی فروش آن و در نهایت بازاریاب تصمیم میگرد بیشتر بخرد و انبار کند تا بعداً بفروشد و باز هم بحث product inventory… .

 

خب تمام اینها چند نکته را به ما گوش زد می کنند:

۱. محصول باید کاملاً قابل مصرف توسط فرد در یک دوره پرداخت شرکت (عموماً یک ماه) باشد.

۲. محصول نباید قیمت پایینی داشته باشد. درست که فروش محصولات مورد مصرف روزانه مردم راحت تر است اما حاشیه سود پایین، باعث می شود بازاریاب به سمت انبار کردن محصولات گام بردارد.

۳. محصولات خیلی گران، حتی اگر خاص باشند، باز هم بدون محصولات مصرفی واقعی، نمیتوانند گزینه خوبی برای بازاریابی شبکه ای باشند. منظور ارائه مثلاً دستبند مغناطیسی در کنار محصولات آرایشی معتبر و با کیفیت است.

 

سبزیجات خشک بسته بندی، دستبندهای مغناطیسی و محصولات خاص تولید شده با تکنولوژی های مشابه، دستمال کاغذی و کنسرو ماهی، طلا و جواهرات، توربین بادی، آبگرمکن خورشیدی، کوله پشتی، کاهنده مصرف برق، چی، برنج، حبوبات و … شاید محصولات مناسبی باشند اما مسلماً نه به تنهایی… . شاید ترکیبی از این محصولات، شرکت بازاریابی شبکه ای مناسبی را ایجاد کند وگرنه در غیر این صورت، بحث product inventory اجتناب ناپذیر خواهد بود.

چه بسیارند افرادی که انبار محصولات خود را با قیمت پایین تر از قیمت تمام شده، به حراج کرده اند!

 

پس بحث محصولات مصرفی فقط این نیست که یک کالا باید قابل استفاده باشد. شرایط دیگری مثل قیمت و نوع استفاده نیز در مصرفی بودن واقعی محصول مؤثرند.

محصول ارزان قیمت به دلیل پایین بودن حاشیه سود و عدم تمایل بازاریاب به فروش، بازاریاب را به سمت انبار کردن سوق می دهد و محصول گران هم به دلیل سخت بودن فروش، بازاریاب را به سمت انبار کردن میکشاند!

 

حال سئوال مهمی که باقی می ماند این است: آیا وزارت بازرگانی و مرکز امور اصناف که مبادرت به صدور مجوز فعالیت بازاریابی شبکه ای میکنند، از این مهم غافل مانده اند؟ آیا متوجه نیستند که واقعاً مصرف یک ماه یک آدم و یک خانواده، تحت هیچ شرایطی یک کارتن دستمال کاغذی نخواهد بود؟!!!


* این مطلب از اینجا اخذ شده است

  • ۰
  • ۰
شرکتهای بازاریابی شبکه ای دارای مولفه هایی هستند که با اقتصاد مقاومتی ناسازگار میباشد. این در حالی است که برخی از لیدرهای این شرکتها با اقدامی پیشگیرانه مدعی هستند که فعالیتهای بازاریابی شبکه ای، در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی میباشد. در ادامه این ادعا مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
بنا بر بیانات مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاوتی دارای مولفه هایی است که با توجه به موضوع این مطلب میتوان به این موارد اشاره نمود:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید
2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف
3. حمایت از تولید ملی
4. رویکرد جهادی
اکنون به بررسی این موارد پرداخته خواهد شد تا مشخص شود ادعای افراد نام برده تا چه اندازه با واقعیت تناسب دارد:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید:
بازاریابی شبکه ای هم فرهنگ کار را تضعیف مینماید و هم فرهنگ تولید. درباره فرهنگ تولید باید گفت که بازاریابی شبکه ای نه تنها تولید ملی را تقویت نمیکند؛ بلکه نیروهای تولیدی کشور را نیز به کارهای غیر تولیدی میکشاند. شرکتهای بازاریابی شبکه ای ده ها هزار نفر که میتوانند فعالیت تولیدی داشته باشند را از کار خود باز نموده و به نوعی دلالی مدرن (بازاریابی شبکه ای) وا میدارد. حقیقت آن است که بازاریابی شبکه ای نه تنها اعضای خود را به تولید وادار نمیکند؛ بلکه آنها را از کار و شغل اصلی خود باز نموده و به فعالیت بازاریابی وادار مینماید. بازاریابی شبکه ای در واقع نوعی دلالی و واسطه گری است و یک کار تولیدی به شمار نمی آید. از طرف دیگر بسیاری از اجناس فروخته شده در این شرکتها خارجی میباشند و حتی از این نظر نیز کمکی به تولید ملی نمیکند. نشانه ناسازگاری این شرکتها با مولفه تولید در اقتصاد مقاومتی آن است که این شرکتها به هیچ وجه افراد را به تولید سوق نمیدهد و فرصتهای شغلی که تولیدگر هستند به هیچ وجه در این شرکتها مورد توجه قرار نمیگیرند. پس جایی برای این ادعا باقی نمیماند که شرکتهای بازاریابی شبکه ای به تولید کمک خواهند کرد.
در مورد تضاد با فرهنگ کار نیز باید گفت که بازاریابی شبکه ای بر خلاف ظاهر آن، روحیه کار را نیز از بین خواهد برد. بازاریابی شبکه ای تنها روحیه پولدار شدن را تبلیغ مینماید و آن همه تلاش برای آن نیست که کار کردن ارزش ذاتی دارد؛ بلکه بخاطر آن است که فرد هرچه زودتر به درآمد برسد و پس از مدتی بازنشسته شود! این یعنی حتی اگر فرد در بازاریابی شبکه ای به موفقیت و درآمد هم برسد، بازنشسته خواهد شد و از دیدگاهی که توسط این شرکتها ترویج میشود، دیگر نیازی به کار کردن نخواهد داشت. به دلیل همین فرهنگ غلط است که یکی از تبلیغات این شرکتها آن است که شما در عرض 5 سال بازنشسته خواهید شد. یعنی بازاریابی شبکه ای تنها پولدار شدن را ترویج مینماید، نه فرهنگ کار را. این در حالی است که اقتصاد مقاومتی نیاز به آن دارد که ملت ما دارای روحیه کار باشند تا اقتصاد ما بتواند در مقابل هجمه ها از خود مقاومت نشان دهد. در فرهنگ اقتصاد مقاومتی، پولدار شدن تنها ملاک نمیباشد؛ بلکه کار کردن ارزش ذاتی خود را دارد و به در کمال انسانی نقش موثری دارد.
بنابراین بازاریابی شبکه ای در تضاد با اقتصاد مقاومتی هم فرهنگ کار را تضعیف مینماید و هم فرهنگ تولید را.

2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف:
یکی از آفات یک اقتصاد سالم، مصرف گرایی میباشد. مصرف گرایی در زمانی که توان اقتصادی جامعه کم باشد، آسیبهای بسیاری به اقتصاد کشور وارد مینماید. مصرف گرایی به دو عامل بستگی دارد: عامل اقتصادی که با رونق آن، مصرف گرایی نیز گسترش می یابد. و عامل فرهنگی که در گسترش یا کاهش مصرف گرایی نقش مهمی دارد. مصرف گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه گذاری جهت طرح و اجرای زیر ساخت های توسعه می شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه ی راحت طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. مصرف گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه ی مصرف گرایی رواج و گسترش سریع تری در درون جامعه خواهد داشت. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری، ارائه ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی ست.
اجناسی که در شرکتهای بازاریابی شبکه ای به فروش میرسند، اکثرا مصرفی هستند و این شرکتها برای رسیدن به پورسانت بیشتر و سود کلان افراد و زیرمجموعه ها را به خرید اجناس مصرفی بیشتر و بیشتر ترغیب مینمایند. این به معنای آن است که بازاریابی شبکه ای در حال ترویج فرهنگ مصرف گرایی است و این با سیاست اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف که یکی از مولفه های اقتصاد مقاومتی است، تضاد و تناقض دارد.

3. حمایت از تولید ملی:
فروش کالاهای ایرانی یکی از قوانین مذکور در آئین نامه فعالیت بازاریابی شبکه ای میباشد. اما متاسفانه برخی اجناس این شرکتها را اجناس خارجی تشکیل میدهد. حتی در بعضی موارد کالاهایی که ادعا میشوند ایرانی هستند، در واقع ساخت یک کشور خارجی است که به سفارش یک شرکت ایرانی تولید شده است و یا نهایتاً در ایران بسته بندی شده است. یعنی برخی از این شرکتها در عمل درصد غیر قابل قبولی از فعالیت خود را صرف حمایت از تولید ملی مینمایند. این در حالی است که فضای تبلیغاتی این شرکتها مملوّ است از این ادعا که این شرکتها در حال حمایت از کالای ایرانی و تولید ملی هستند!! 

4. رویکرد جهادی:
رویکرد جهادی به معنای نوعی از فعالیت است که در آن فرد خود را برای دستیابی به آرمانهای الهی به سختی و مشقت می اندازد و برای رضای خداوند این سختیها را به جان میخرد. این نگاه با یک نگاه منفعت طلبانه، سود گرایانه و سرمایه سالارانه تضاد دارد. آموزشهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای هر چند در برخی از موارد خود را در پرده ای از دیانت و معنویت پنهان کرده است و در ظاهر بازاریابی شبکه ای را راهی برای سعادت معرفی میکند، اما در حقیقت و باطن، چیزی جز منفعت طلبی و سودجویی نیست. اگر رویای پولدار شدن نباشد و فرد اهل قناعت باشد، به هیچ وجه لیدرها قادر به جذب وی در بازاریابی شبکه ای نخواهند بود! در آموزشهای این شرکتها که از شرکتهایی مانند گلدکوئست به عاریت گرفته شده است، با دست گذاشتن بر نقاط ضعف ذهن افراد و استفاده از مواردی که باعث حقارت فرد در زندگی شده است و بزرگنمایی آن نقاط، فرد وادار میشود که هر چه بیشتر برای به دست آوردن مال و ثروت تلاش کند. پول و ثروت ذاتاً چیز بدی نیست، اما این طرز نگاه به ثروت، موجب پدید آمدن صفات اخلاقی مذموم از قبیل حرص، آز، خدعه، سودجویی و... میگردد. فرد در این نوع نگاه به ثروت و سرمایه حاضر به فعالیت جهادی نخواهد بود! بنابراین بازاریابی شبکه ای از این نظر نیز تناسبی را سیاستهای اقتصاد مقاومتی نخواهد داشت.
ساخت وبلاگ | ساخت وبلاگ | دانلود رمان عاشقانه | اپلود عکس | سئو | خرید بک لینک | خرید بک لینک دائمی | بک لینک ارزان | بک لینک | بک لینک انبوه | بک لینک دائمی |بک لینک در سیستمهای وبلاگدهی | بک لینک در وبلاگها | بک لینک رایگان | بک لینک رنک دار | بک لینک قوی | بک لینک موضوعی | بک لینک وبلاگ رنک دار | رپورتاژ آگهی |خرید بک لینک سایتهای رنکدار | خرید بک لینک قوی | خرید بک لینک های موضوعی | خرید بک لینک ارزان | خرید بک لینک انبوه | فروش بک لینک | بک لینک پیچ رنک بالا | اف سی بی چت | ابتین ساپورت | مکس نیوز|گلچین 98 |فان گپ|ماهان چت|چت توپ|نانسی چت|نوز چت|شیدا چت|نم نم چت|چت نشین |دروغ چت|ایران پولار|پیچک چت|اسکای پاتوق|افسون چت|محبت چت|عشق 200|باکس نیوز|پارسا گپ|دیانا مووی|نووا گیم|پی فور فیلم|سنا چت|چت ققنوس چت روم|چت روم|چت روم| خرید ساعت کاسیو | علی چت | جوک 19 | پایگاه خبری سهامدار نیوز | وایبر سافت | آنتیک موزیک | غزاله چت | الاله چت | ایف بلاگ | خرید بک لینک | آپلود عکس و فایل | فانیا | تلگرام موزیک | اتو چت | بیست اندروید | ظاهر چت | رویا طرح | زرنا نیوز| امگا چت | طنز بازار | شلیل چت | محیا چت | درهاج چت | اراد چت | چت ایمیل | | دانلود فیلتر شکن |گروپ چت|دانلود سریال ایرانی طنز|خرید ساعت مچی|هاست ارزان | خرید هاست|طراحی سایت در تبریز|دانلود رمان|خرید کانکس مسکونی|کسب درآمد|ثبت شرکت|ثبت شرکت در کرج|قالب وبلاگ|طراحی سایت در کرج|اوموزیک|خرید ارزان پاوربانک|قاصدون|خرید ژل امیزشی|باما چت|تایتان چت | چت شلوغ|دانلود فیلم ایرانی با لینک مستقیم|جملات زیبا از بزرگان | جملات مفهومی|دانلود کلیپ خارجی|عکس هنرمندان|اخبار حوادث|مجله زیبایی بانوان|مجله اینترنتی مد|والپیپر های زیبا|دانلود فیلم ایرانی|دانستنی های پزشکی|مدل مانتو اسپرت|جملات عاشقانه | عکس های عاشقانه|جوک | اس ام اس خنده دار|اس ام اس مناسبتی|جوک|دانلود برنامه آشپزی اندروید|دانستنی های جنسی | آموزش روابط زناشویی|مجله تفریحی و سرگرمی|جملات عارفانه| جملات درمورد خدا|دکوراسیون داخلی ایرانی|دانلود آهنگ ایرانی غمگین|دانلود نرم افزار اندروید جدید|بنفشه چت|بیوگرافی بازیگران ایرانی | عکس بازیگران ایرانی|آموزش طراحی سایت|دانلود بازی اندروید دخترانه|قرآن آنلاین|طراحی سایت در تبریز|دانلود آهنگ ایرانی|فیس باران|سایت ماشین|آبادان نیوز|الوان وب|دانلود اهنگ جدید|بیت کوین|گالری مدل لباس کودک|فال و طالع بینی|تعبیر خواب|زیست پلاس|دانلود آهنگ جدید ایرانی| دانلود والپیپر | جدیدترین عکس های هنرمندان و مد لباس |