بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

خرید بک لینک دائمی و ارزان
کلمات کليدي

بازاریابی شبکه ای یا کلاهبرداری مرموز

بازاریابی شبکه ای

network marketing

شرکت های هرمی مجاز

شرکت های هرمی بیز

اسامی شرکت های هرمی

شرکت های دارای مجوز بازاریابی شبکه ای

رتبه بندی شرکت های بازاریابی شبکه ای در ایران

بهترین شرکت نتورک مارکتینگ در ایران

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای در ایران

بازاریابی شبکه ای بیز

نتورک مارکتینگ

مشکلات بازاریابی شبکه ای

نقد بازاریابی چند سطحی

مستندها

اشکالات بازاریابی شبکه ای

نتورک مارکتینگ بیز

نتورک مارکتینگ بادران

لیست شرکت های نتورک مارکتینگ در ایران

بهترین نتورکر ایران

نظر مجلس در مورد بازاریابی شبکه ای

مصوبه مجلس در مورد بازاریابی شبکه ای

قانون بازاریابی شبکه ای مصوب مجلس

تصویب قانون بازاریابی شبکه ای در مجلس

تصویب بازاریابی شبکه ای در مجلس شورای اسلامی

تاییدیه شورای نگهبان بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای در شورای نگهبان

بازاریابی شبکه ای حلال است

کلاهبرداری شرکت بیز

نظر پلیس فتا در مورد بازاریابی شبکه ای

بايگاني
پيوندها
  • ۰
  • ۰

این مطلب به زبان عامیانه و توسط یکی از مخاطبین این وبلاگ ارسال شده است


سلام

از تجربیاتم میگم فقط. 

1-پورسانت های خرده فروشی بسیار کمه. اجناس با کیفیت ولی با قیمت بسیار بالا عرضه میشه. طوری که فروششون در بازار گرم که همون اقوام هستن بسیار سخته. در نتیجه شما یه بازار یاب خوب نمیشین. 

2- به دلیل مشکل بالا مجبور به تشکیل تیم فروش میشین. کسی رو انتخاب و خیلی مشکوک دعوت به کار میکنید. اگر حس کرده باشید تو لحظات معرفی کار همش به خودتون میگین نکنه طرف ورودی نشه و از دستش بدم.پس از دعوت کار انواع اقسام فالو ها و حرف ها ب شخص ورودی زده میشه تا شک نکنه و سریع شروع ب کار کنه. تمامی حرف ها الکی هستن. خودم شاهد تمسخر افراد شستشو مغزی بودم.حتی بعد یمدت ک باهاشون رفیق شدم عملا میگفتن «مخ بزن»!

3-پس از معرفی کار کلی بهتون زنگ میزنن و حضوری میبیننتون که سرد نشین و میگن در مورد این کار با کسی حرف نزن چون کسی اطلاعات نداره بهت میگه نرو. اگر بگی پدرم مخالفه میگن پدرت نمیدونه و اهمیت نده؛ کارتو بکن یا بیارش دفتر راضیش کنیم_ اگه بگی پول ندارم میگن برو قرض گیر _ اگه بگی وقت ندارم میگن کارای دیگه تو بیخیال شو اینجا پول میده_ اگه بگی درس دارم فعلا میگن با درس به هیجا نمیرسی بیا اینجا تا برسی_ و هزار چیز دیگه که جا نیست بنویسم.

4- بعد اینک با هر ترفندی راضی به انجام کار شدی میگن فلان مبلغ رو خرید کن تا بقیه ام مثل تو خرید کنن و زود به سود برسی. و اصلا نمیزارن کمتر خرید کنی. اگرم بزارن میگن که به زیر دستیات نگو.

5-وقتی تو کار رفتی کلی روت کار میکنن که پشیمون نشی. و بعدش مجبورت میکنن تیمت رو سریع بسازی.

6- وقتی جنست انبار میشه و فروش نمیره بهت لقب بی عُرضه رو میدن. و اینک خودشونو میکشن تا دوباره پول قرض کنید و تا چند روز اول ماه خرید رو انجام بدی. اسم این عملو مِین تِین [main tain] گذاشتن.

7- بعضی جنسها که فکر میکنی با کیفیته واقعا بی کیفیته_ و داخل سایت ساعت گذاشتن، در صورتی که ساعت خیلی مصرفی نیست.

8- شرکت amway امریکا تا هفتاد درصد حنساتو نفروشی نمیزاره ماه بعد خرید کنی و اینک اگه نتونستی بفروشی جنسا رو میتوی به شرکت برگردونی که تو ایران همچین چیزی نیست.

9- مشاوران و لیدر های شرکت شایسته لیدر بودن رو گاها ندارن و حتی خیلی ها سوادشون کمه.

10- محیط و مکان و جو شرکت ها اصلا خوب و مناسب کار نیست.

و کلی چیزای دیگه که بخدا دو ماهه شبها گریه میکردم. بکشین بیرون از کار توروخدا. کسی رو وارد اینکارا نکنین.

  • ۰
  • ۰
ایران خبر در خصوص فعالیت قانونی یا غیرقانونی شرکت های بازاریابی شبکه ای به گفتگو با تعدادی از نمایندگان مجلس و مدیران شرکت های بازاریابی شبکه ای به بررسی این موضوع پرداخت.

فعالیت غیرقانونی شرکت های بازاریابی شبکه ای
عبدالکریم رجبی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در پاسخ به فعالیت شرکت های بازاریابی شبکه ای در گفتگو با ایران خبر گفت: مجلس برای فعالیت بازاریابان شبکه ای مجوزی صادر نکرده است. نظر شخصی اینجانب این است که ما در این زمینه خلاء قانونی داریم. باید مجلس در این حوزه ورود پیدا کند تا وضعیت نامعلوم شرکت های بازاریابی هرمی، شبکه ای و اینترنتی که در کشور داریم مشخص شود. چون مطلع نیستیم که وضعیت فعالیت آنها قانونی یا غیر قانونی است.

وی گفت: مجلس تا کنون در این حوزه هیچ مصوبه ای نداشته است (لااقل در مجلس نهم). ممکن است وزرات بازرگانی طبق آئین نامه و بخش نامه داخلی این مصوبه و مجوز را در دستگاه ها اجرا کرده باشد تا بتواند مشکل بعضی را حل کند ولی مجلس قانونی را در حوزه فعالیت بازیابی شبکه ای یا شرکت های هرمی مصوب نکرده است.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس بیان داشت: برای مجلس واجب است که در این حوزه طرح قانونی داشته باشد، یا دولت اگر خواستار انجام کار قانونی این شرکت ها است باید لایحه ای را به مجلس بدهد تا مجلس آنها را مصوب کند، برای اینکه مردم بتوانند با فراغ بال و اطمینان خاطر فعالیت کنند هم چنین بدانند اهرم نظارتی وجود دارد که اگر در این حوزه کلاهبرداری صورت گرفتند از طریق مجلس پیگیر باشند. مردم باید اطمینانی داشته باشند که قانون از آنها حمایت  و دفاع می کند. اما به طور کل در این حوزه فعالیت در حال حاضر خلاء قانونی وجوددارد.
 
محمد علی اسفنانی سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در گفتگو با ایران خبر بیان داشت: قطعا مجلس چنین کاری نکرده است. صدورمجوز طبق فعالیت ها ضوابط موجود با وزارت بازرگانی است و ممکن است وزارت بازرگانی مجوز را صادر کند. اما اگر در قالب شرکت های هرمی تلقی شود و مصداق فعالیت آن شرکت ها را داشته باشد نمی توانند فعالیت کنند چون جرم است.
 
 
ابراهیم نکو دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: کمیسسیون اقتصادی مجلس تا کنون در این زمینه مجوزی صادر نکرده است و چون در کمیسیون اقتصادی چنین مسئله و طرحی ارائه  نشده است، اظهار بی اطلاعی نمود.

 
غلام محمد زارعی عضو کمیسیون صنایع و معادن در خصوص فعالیت شرکت های بازاریابی شبکه ای در گفتگو با ایران خبر اظهار داشت: مجلس تا کنون چنین مجوزی را صادر نکرده است زیرا فعالیت این شرکت ها غیرقانونی است. اکثر این شرکت ها ناشناس هستند و در شبکه های اجتماعی و فضای های مجازی هم بیشتر به چشم می خوردند و مشغول فعالیت هستند.
  • ۰
  • ۰


به گزارش گروه صوت و فیلم باشگاه خبرنگاران، شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای این روزها افراد زیادی به‌ویژه از قشر جوان را به سوی خود جذب می‌کنند.

این شرکت‌ها، پس از ممنوعیت فعالیت شرکت‌های هرمی در ایران رونق گرفته‌اند و به افراد تازه وارد وعده می‌دهند با کمتر از یک سال کار، تا پایان عمر، هر ماه بیش از ده میلیون تومان درآمد خواهند داشت.

بررسی این نوع شرکت‌ها در جهان نشان می‌دهد که بسیاری از آنها در کمتر از 5 سال ورشکست شده‌اند، وزارت صنعت، معدن و تجارت، به 8 شرکت در ایران مجوز بازاریابی شبکه‌ای داده است.

 

خلاصه ای از گزارش: خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان به همراه ضبط صوت خود به جلسه پرزنت ( معرفی به کار ) یکی از شرکت های مزبور می رود و با یکی از لیدرها ملاقات دارد. در این جلسه با یک دو دو تا چهارتا کردن به خبرنگار گفته می شود در ماه هفتم می توان به درآمد حداقل 12 میلیونی رسید در صورتی که خود لیدر هم اینچنین درآمدی را ندیده و همچنان منتظر است در پایان ماه به تصاعد برسد و درآمد 1/5 میلیونی خود را بگیرد. جالب اینجاست لیدر وقتی با سوال خبرنگار مبنی بر اینکه پس از گذشت سه سال از تاسیس شرکت چند نفر به این درآمد رسیدن، می خواهد مثل همیشه شروع به مغالطه کند و همان جواب های همیشگی مبنی بر اینکه سیستم عادلانه است و … بدهد که با هوشیاری خبرنگار این اجازه را پیدا نمی کند و به ناچار جواب می دهد در سایت اسم هایشان زده و من 7 - 8 نفری را دیدم.

در ادامه با چند لیدر تماس گرفته می شود که هیچکدام درآمدی که گفته می شود را ندارند و همچنین تماسی با حجه الاسلام سید مهدی نریمانی نویسنده کتاب فقه و بازاریابی شبکه ای گرفته می شود که ایشان می گویند اکثر مراجع مشهور ؛ بازاریابی شبکه ای را قبول ندارند.

 

 


دریافت

حجم: 7.52m

فرمت: mp3

  • ۰
  • ۰


یکی از پر رونق ترین شرکتهای بازاریابی شبکه ای با نام «ابرتجارت کهکشان» که تعداد بسیار زیادی عضو داشت، به دستور وزارت صنعت و معدن در تاریخ 18 آذر 94 منحل گردید و مجوز آن لغو شد.

اکنون باید به دو نکته توجه کرد:

1. سرنوشت هزاران نفری که عمر، فرصتها، شغل، تحصیلات و... خود را با توهم رسیدن به درآمد 100 میلیونی رها کرده بودند چه میشود؟ این شرکت زمانی ادعا داشت که در هر 5 دقیقه یک نفر به عضویت آن در می آید و شاید ده ها هزار نفر در این شرکت عضو شده بودند! اکنون مسئولان و لیدرهای این شرکت چه پاسخی در قبال وعده هایی که میدادند دارند؟ من از نزدیک شاهد آن بودم که جوانان زیادی با وعده های همین افراد از تحصیلات و مشاغل خود صرف نظر میکردند تا شاید به پول برسند! همین شرکت بود که ادعای کهکشانی شدن و راه یافتن به سایر کشورها را داشت! همین ها بودند که با اعتماد به نفس عجیب و غریبی مدعی بودند که هر کس با آنها همراهی نکند به زودی پشیمان و سرخورده خواهد شد؟ اکنون چه کسی پشیمان است؟ چه کسی ضرر کرده است؟ چه کسی عمر و زندگی خود را تباه نموده است؟

2. با توجه به آن که تجربه شرکتهای بازاریابی شبکه ای در سطح جهان حاکی از آن است که این شرکتها معمولاً بیش از 5 سال دوام نمی آورند، این سوال مطرح میشود که عضویت در سایر شرکتهای فعال در ایران تا چه اندازه مطمئن خواهد بود؟ چه تضمینی وجود دارد که هر یک از این شرکتها به زودی به همین سرنوشت دچار نشود؟ کدام عقل سلیمی میتواند به سایر شرکتها چنین اعتمادی داشته باشد؟

البته لیدرها معمولاً با مغالطه، وعده های آنچنانی و ترفندهای روانی، بسیاری از افراد را متقاعد خواهند کرد. اما عقل انسان بزرگترین راهنمای او خواهد بود.


* لینک اطلاعیه وزارت صنعت و معدن مبنی بر انحلال شرکت ابرتجارت کهکشان.

  • ۰
  • ۰
شرکتهای بازاریابی شبکه ای دارای مولفه هایی هستند که با اقتصاد مقاومتی ناسازگار میباشد. این در حالی است که برخی از لیدرهای این شرکتها با اقدامی پیشگیرانه مدعی هستند که فعالیتهای بازاریابی شبکه ای، در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی میباشد. در ادامه این ادعا مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
بنا بر بیانات مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاوتی دارای مولفه هایی است که با توجه به موضوع این مطلب میتوان به این موارد اشاره نمود:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید
2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف
3. حمایت از تولید ملی
4. رویکرد جهادی
اکنون به بررسی این موارد پرداخته خواهد شد تا مشخص شود ادعای افراد نام برده تا چه اندازه با واقعیت تناسب دارد:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید:
بازاریابی شبکه ای هم فرهنگ کار را تضعیف مینماید و هم فرهنگ تولید. درباره فرهنگ تولید باید گفت که بازاریابی شبکه ای نه تنها تولید ملی را تقویت نمیکند؛ بلکه نیروهای تولیدی کشور را نیز به کارهای غیر تولیدی میکشاند. شرکتهای بازاریابی شبکه ای ده ها هزار نفر که میتوانند فعالیت تولیدی داشته باشند را از کار خود باز نموده و به نوعی دلالی مدرن (بازاریابی شبکه ای) وا میدارد. حقیقت آن است که بازاریابی شبکه ای نه تنها اعضای خود را به تولید وادار نمیکند؛ بلکه آنها را از کار و شغل اصلی خود باز نموده و به فعالیت بازاریابی وادار مینماید. بازاریابی شبکه ای در واقع نوعی دلالی و واسطه گری است و یک کار تولیدی به شمار نمی آید. از طرف دیگر بسیاری از اجناس فروخته شده در این شرکتها خارجی میباشند و حتی از این نظر نیز کمکی به تولید ملی نمیکند. نشانه ناسازگاری این شرکتها با مولفه تولید در اقتصاد مقاومتی آن است که این شرکتها به هیچ وجه افراد را به تولید سوق نمیدهد و فرصتهای شغلی که تولیدگر هستند به هیچ وجه در این شرکتها مورد توجه قرار نمیگیرند. پس جایی برای این ادعا باقی نمیماند که شرکتهای بازاریابی شبکه ای به تولید کمک خواهند کرد.
در مورد تضاد با فرهنگ کار نیز باید گفت که بازاریابی شبکه ای بر خلاف ظاهر آن، روحیه کار را نیز از بین خواهد برد. بازاریابی شبکه ای تنها روحیه پولدار شدن را تبلیغ مینماید و آن همه تلاش برای آن نیست که کار کردن ارزش ذاتی دارد؛ بلکه بخاطر آن است که فرد هرچه زودتر به درآمد برسد و پس از مدتی بازنشسته شود! این یعنی حتی اگر فرد در بازاریابی شبکه ای به موفقیت و درآمد هم برسد، بازنشسته خواهد شد و از دیدگاهی که توسط این شرکتها ترویج میشود، دیگر نیازی به کار کردن نخواهد داشت. به دلیل همین فرهنگ غلط است که یکی از تبلیغات این شرکتها آن است که شما در عرض 5 سال بازنشسته خواهید شد. یعنی بازاریابی شبکه ای تنها پولدار شدن را ترویج مینماید، نه فرهنگ کار را. این در حالی است که اقتصاد مقاومتی نیاز به آن دارد که ملت ما دارای روحیه کار باشند تا اقتصاد ما بتواند در مقابل هجمه ها از خود مقاومت نشان دهد. در فرهنگ اقتصاد مقاومتی، پولدار شدن تنها ملاک نمیباشد؛ بلکه کار کردن ارزش ذاتی خود را دارد و به در کمال انسانی نقش موثری دارد.
بنابراین بازاریابی شبکه ای در تضاد با اقتصاد مقاومتی هم فرهنگ کار را تضعیف مینماید و هم فرهنگ تولید را.

2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف:
یکی از آفات یک اقتصاد سالم، مصرف گرایی میباشد. مصرف گرایی در زمانی که توان اقتصادی جامعه کم باشد، آسیبهای بسیاری به اقتصاد کشور وارد مینماید. مصرف گرایی به دو عامل بستگی دارد: عامل اقتصادی که با رونق آن، مصرف گرایی نیز گسترش می یابد. و عامل فرهنگی که در گسترش یا کاهش مصرف گرایی نقش مهمی دارد. مصرف گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه گذاری جهت طرح و اجرای زیر ساخت های توسعه می شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه ی راحت طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. مصرف گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه ی مصرف گرایی رواج و گسترش سریع تری در درون جامعه خواهد داشت. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری، ارائه ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی ست.
اجناسی که در شرکتهای بازاریابی شبکه ای به فروش میرسند، اکثرا مصرفی هستند و این شرکتها برای رسیدن به پورسانت بیشتر و سود کلان افراد و زیرمجموعه ها را به خرید اجناس مصرفی بیشتر و بیشتر ترغیب مینمایند. این به معنای آن است که بازاریابی شبکه ای در حال ترویج فرهنگ مصرف گرایی است و این با سیاست اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف که یکی از مولفه های اقتصاد مقاومتی است، تضاد و تناقض دارد.

3. حمایت از تولید ملی:
فروش کالاهای ایرانی یکی از قوانین مذکور در آئین نامه فعالیت بازاریابی شبکه ای میباشد. اما متاسفانه برخی اجناس این شرکتها را اجناس خارجی تشکیل میدهد. حتی در بعضی موارد کالاهایی که ادعا میشوند ایرانی هستند، در واقع ساخت یک کشور خارجی است که به سفارش یک شرکت ایرانی تولید شده است و یا نهایتاً در ایران بسته بندی شده است. یعنی برخی از این شرکتها در عمل درصد غیر قابل قبولی از فعالیت خود را صرف حمایت از تولید ملی مینمایند. این در حالی است که فضای تبلیغاتی این شرکتها مملوّ است از این ادعا که این شرکتها در حال حمایت از کالای ایرانی و تولید ملی هستند!! 

4. رویکرد جهادی:
رویکرد جهادی به معنای نوعی از فعالیت است که در آن فرد خود را برای دستیابی به آرمانهای الهی به سختی و مشقت می اندازد و برای رضای خداوند این سختیها را به جان میخرد. این نگاه با یک نگاه منفعت طلبانه، سود گرایانه و سرمایه سالارانه تضاد دارد. آموزشهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای هر چند در برخی از موارد خود را در پرده ای از دیانت و معنویت پنهان کرده است و در ظاهر بازاریابی شبکه ای را راهی برای سعادت معرفی میکند، اما در حقیقت و باطن، چیزی جز منفعت طلبی و سودجویی نیست. اگر رویای پولدار شدن نباشد و فرد اهل قناعت باشد، به هیچ وجه لیدرها قادر به جذب وی در بازاریابی شبکه ای نخواهند بود! در آموزشهای این شرکتها که از شرکتهایی مانند گلدکوئست به عاریت گرفته شده است، با دست گذاشتن بر نقاط ضعف ذهن افراد و استفاده از مواردی که باعث حقارت فرد در زندگی شده است و بزرگنمایی آن نقاط، فرد وادار میشود که هر چه بیشتر برای به دست آوردن مال و ثروت تلاش کند. پول و ثروت ذاتاً چیز بدی نیست، اما این طرز نگاه به ثروت، موجب پدید آمدن صفات اخلاقی مذموم از قبیل حرص، آز، خدعه، سودجویی و... میگردد. فرد در این نوع نگاه به ثروت و سرمایه حاضر به فعالیت جهادی نخواهد بود! بنابراین بازاریابی شبکه ای از این نظر نیز تناسبی را سیاستهای اقتصاد مقاومتی نخواهد داشت.
  • ۰
  • ۰

* ابن مطلب از پایگاه اطلاع رسانی بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.


امروز در حال مطالعه برخی مقالات قدیمی در مورد شرکت های هرمی بودم که به یک مقاله به نام ”راز جذابیت های کوئست” رسیدم. با خواندن آن متوجه شدم که چقدر حرفای آن به اوضاع حال حاضر بازاریابی شبکه ای شبیه هست. وقتی کامل دقت میکنیم متوجه میشیم فقط اسم و پلن درآمدی عوض شده ولی تفکرات همان تفکرات هرمی می باشد.

نا خودآگاه یاد جمله ای در قرآن افتادم که خداوند عزوجل مکررا می فرمایند ” اینها نشانه هایی است برای قومی که می اندیشند ” . حال شاید ما با این رفتار و تقلید های کورکورانه تفاوتی با افراد دوران جاهلیت نداشته باشیم چون آنها از ترس اینکه به عذاب خدایان مصنوعی خود گرفتار شوند به خود اجازه نمی دادند فکر کنند چگونه میتوان از خدایی که ساخته دست خود آنهاست توقع حمایت و محافظت داشته باشند . حال ما هم از ترس اینکه منفی شویم و مبادا با تفکرات منفی آرزوهای خود را بر باد دهیم به خود اجازه فکر کردن و مطالعه درباره چگونگی کار خود را نمیدهیم و هرچیزی را جز نتورک، حاشیه و مانع رسیدن به آرزوها و آمال خود میدانیم ، غافل از اینکه آرزوها و کاستی های زندگی ما ابزاری شده است برای کسانی که بدلیل رسیدن به سودهای خود ما را به بردگی ذهنی بگیرند.

ای کاش می توانستیم بجای آرزوها به راه درست رسیدن به آنها فکر کنیم.

متن مقاله مذکور را در زیر برای شما عزیزان قرار میدهم:

راز جذابیت‏های کوئیست!

باورسازی به حضور در «بهشت کوئیست» و معرفی آن به عنوان تنها بستر موجود برای رسیدن افراد به آرزوهای باور نکردنیشان یکی از اصلیترین اقدام‌های فعالان کوئیست جهت ارایه‌ی توضیح (پرزنت) و جذب افراد به کوئیست میباشد.

در جریان برنامهریزی جهت تغییر افراد، آن‌چه باعث و تنها وارث موفقیت در زندگی مردم می‌باشد، کوئیست است و کوئیست تنها شغل موفق و تنها راه رسیدن هر فرد به موفقیت نامیده میشود و کار به جایی میرسد که کوئیست مقدسترین واژه برای فعالان این حوزه  میشود و ارکان فعال در آن ارکانی هستند که باید ضمن تابعیت و الگو شدن حتی در بعضی رفتارها مورد تقدیس قرار گیرند و این از آن‌جا ریشه میگیرد که فرد پس از طی مراحلی، کوئیست را مرجع تمام نیازهای برآورده شده‌ی خود میداند.

وقتی از طرفی کوئیست تنها راه رسیدن فرد به اهداف باشد و از طرف دیگر فرد همه‌ی مشکلات را از خود ببیند و اگر هر نقصی را – حتی اگر در کار باشد- با تلقین از خود براند، فرد هر روز در پی آرزوهای خود به تنها راه سعادت و خوشبختی میپردازد که آن کوئیست است و چون دیگر نمیتواند از ذهن و پروردههای خود فرار کند در جبری روانی رو به سوی تغییر نگرش خود آورده، همان را میاندیشد که کوئیست به او منتقل میکند و این در حالی است که ذهن اولین قدم در تغییر آن‌چه اعتقاد نامیده میشود را برداشته و ذهن و اعتقاد او آن را می‌طلبد که کوئیست میطلبد.
برای جذب و تشکیل یک سازمان بر اساس آن‌چه عرضه میشود، جامعه‌ی هدف انتخاب می‌گردد. آن‌چه در کوئیست ارایه میشود به غیر از سکه، ساعت و … تفکری است که آن را به پیش میبرد. تفکری که ضمن برانگیخته کردن نیازها و رویاهای مادی که در بعضی مواقع از حد توان فرد بالاتر است مفاهیمی را دنبال میکند که هر لحظه به فرد این مسأله را القا می‏کند که میتواند آقای عالم شود و به هر چیز که میخواهد مسلط شده و به همه چیز برسد. این عصاره‌ی هیجانی، مقصدش نسل جوان جامعه و هر آن کسی است که نیازهای مضاعف او و توهم عقبماندگی اقتصادیش در وی عقدهها و مشکلات فراوانی ایجاد کرده است.
«افزایش روز افزون رقابت به منظور پیش افتادن در زندگی از سویی و نابسامانیهای اقتصادی از سوی دیگر مردم را سرخورده و افسرده میکند و بدین ترتیب نفرت آن‌ها نسبت به مقام‌های عالیرتبه‌ی اداری، مذهبی و سیاسی اوج میگیرد. طلا به عنوان وسیلهای برای ارضای نیازهای مردم مورد توجه واقع میشود، ظرفیت مردم به مرز انفجار میرسد و برای قیام آماده میشوند. قیام مردم برای کسب ثروت است نه گسترش خوبی‌ها؛ زیرا این قیام از نفرت منعبث میشود. به بیان دیگر نفرت طبقه‌ی محروم از طبقه‌ی ممتاز جامعه، موجب قیام میگردد. قشرهای پایین جوامع غیریهودی در پی رهنمودهای ما برضد طبقه‌ی ممتاز به پا میخیزند و سرانجام با حریفمان یعنی علمای غیریهودی بر سر قدرت به نبرد میپردازند.»
این جملات بخشی از پروتکل شماره‌ی 5 دانشوران صهیون است. لذا پی‌گیری و گرایش افرادی که دارای ویژگیهای خاص، رویاها و نیازهای مادی و روحی هستند اصلیترین عناوین گزینشی جهت ارایه‌ی توضیح (پرزنت) و جذب به کوئیست میباشند که در آموزش‌ها به اعضا تدریس میشود.
جذابیت ناشی از رسیدن افراد به تمام اهدافی که در طول عمر خود آرزوی آن را داشتند و حل همه‌ی مشکلات در کنار وجود یک فرصت که حال کوئیست برای او ایجاد نموده است شرایطی ایجاد میکند که فرد با تصویرسازی آرزوهایش شروع به بالا بردن هیجانات خود می‌نماید. تمرکز بر این اهداف و غرق شدن در آن‌ها هیچچیزی جز هدف و تصویر لذتبخشِ رسیدن به آن‌ها را برای فرد باقی نمیگذارد تا در شرایطی ویژه فرد برای اولین بار در زندگی خویش احساس رسیدن و ثروتمند شدن را چون خوابی شیرین هر آن، تجربه نماید.
حمایت بالاسری؛ گزارههای حمایت جهت تقویت روحیه، عزت و باور به آینده، هم هدفی و تعهد به رساندن است. او هم‌چنان افرادی را که در کنار خود میبیند که برای ورودش تلاش می‌کنند و همواره از آن‌ها میشنود که ما متعهدیم تا تو به آرزوهایت برسی، او تاکنون تنها بوده و نه تنها کسی به خواستههایش توجه نمیکرده خود نیز باوری برای رسیدن به آرزوهایش نداشته و بدینگونه فرد هیجان زده با اطمینان بیش‌تری به آینده‌ی خود مینگرد و فارغ از چرایی ورود و این‌که چرا بدینسان بالاسری از او حمایت میکند و این‌که چگونه تا قبل از ورود او به این سیستم از او حمایتی نمیشده هر روز وابسته به بالاسریهای خود آیندهای شیرینتر از عسل برای خود تصویر میکند و هیچ جایی جز کوئیست را ملجأی رویاهای خود نمیداند.
نقطه‌ی عطف این هیجان، خشونت و انکاری است که جهت وابستگی مطلق برای هر فرد به کوئیست به وجود میآید. آن‌چه فرد در گذشتهاش از خودِ خود مشاهده میکند بیچارگی، بدبختی و سر وکلهزدن با مشکلات و ضعف و تأثیرپذیری از آن‌ها بوده است و حال در توهمی آشکار آیندهای درخشان برای او با کوئیست به وجود آمده است و مظهر همه‌ی خوشبختیها و آرزوهای وی کوئیست است و فارغ از هر آرزوی مشروع و نامشروع، این کوئیست است که ملجأی تحقق تمام آرزوهای وی میباشد.
اکنون او آماده‌ی اولین قدم الحادی میباشد، تذکر هر روزه و تلقین آن‌چه هدف خوانده می‌شود، تأکید و تبیینی است که فرد را به خلسهای فرو میبرد که فاقد هرگونه خلاقیت و نگاه نقادانه است و دیگر کسی را یارای بیرون آوردن آن نیست. او دیگر هیچ اختیاری از خود ندارد و همواره در پی آرزوهایی است که از تکرار مکرر آن جز آن را نمیتواند ببیند و جز آن را طلب نمیکند.
در پروتکل شماره‌ی 5 دانشوران صهیون آمده است: « هیچ خطری بالاتر از ابتکار و خلاقیت فردی نیست. به ویژه اگر خلاقیت با هوش همراه باشد. کاری که از یک فرد مبتکر بر میآید، از میلیونها آدم عامی بر نمیآید، از این رو باید تعلیم و تربیت غیریهودیان را در جهتی سوق دهیم که قوه‌ی ابتکار از دانشآموزان گرفته شود و نطفه‌ی خلاقیت در ذهن آن‌ها خفه گردد.»
گزارههای الحادی با تعریفی ویژه از خلاءها و هیجانات به‌وجود آمده کمال استفاده را میبرد و با نفوذی روان‌شناسانه و مرموز هم‌چون ویروسی که هنوز فعال نشده در جای جای ذهن و روح فرد جای میگیرند. در قدمهای پیشرو گزارههای عبادی و پرستشی و هم‌چنین گزارههای نگرشی و جهانبینی ایجاد شده مورد نقد و بررسی قرار خواهند گرفت.
او هر روز به دعا، نیایش و مسلکی نو گرویده میشود و زانو زده رو به آسمان میکند و از تصویر آن‌چه او را مست نموده لذت میبرد. شکر آن‌چه به دست نیاورده آرامشی به او میدهدکه هیجان رسیدن را بالا میبرد. آن‌چه در تصویر ذهنی او به‌وجود آمده عقده‌ی جدیدی را ایجاد میکند که مراسم شکرگزاریش آتش به جان او میزند که زبانههایش تا اعماق وجودش رامی‌سوزاند. در این حال او هر روز مراسمی را انجام میدهد که بار دیگر گزارهای از نیازهای انسانی او را که همان نیاز به پرستش است، ارضا میکند تا در حرکتی الحادی و در مسلکی شیطانی نیاز به پرستش با مراسم ویژه‌ی عرفان کهکشانی ارضا و جایگزین شود.
هیجان به اوج خود رسیده و هر روز تکرار میشود و او وابسته‌ی آن تصویری است که برای خود قائل شده است. بالاسری کسی است که او را هدایت میکند و ملجأی تمام اضطراب‌های ناشی از طول زمان نرسیدن به اهداف است. رهبر (لیدر) بالاسری و تصویری که خود برای خود ایجاد کرده تا از گذشته‌ی خفتبار خویش رها شود اکنون هر روز او را میزند و تحقیری دیگر برای او به‌وجود میآورد تا رهبر (لیدر) بالاسری در جهت خواسته‌های خویش او را حرکت دهد.
چَشم از او میخواهد تا او را به تصویری که خود برای خود ساخته برساند. سیکل نیاز روحی او در حال تکمیل است. به جهت فطری او نیاز به تبعیت از کسی را دارد، حال او تبعیت از کسی میکند که قرار است وی را به همهچیز برساند. چَشم به کسی میگوید که راهبر اوست.
هیجان رسیدن به اهداف، دیدگان او را از همه‌ی غرورها و شخصیتها کور میکند. او از چاله به چاهی افتاده که خود سازنده‌ی آن است و این است جهنم کوئیست.

* پژوهشگر : گروه اقتصادی برهان/ فاطمه اسماعیلی
  • ۰
  • ۰

طرح باینری جوان ترین طرح بازپرداخت است که در سال 1989 توسط چند شرکت بازاریابی شبکه ای وارد عرصه این صنعت شد، اما به دلیل برخی ویژگی های خاص آن، جو سوءظن آمیزی را در میان مسئولان دولتی ناظر به طرح های بازپرداخت در سرتا سر دنیا ایجاد کرد که همین موضوع منجر به عدم استفاده از طرح توسط بسیاری از شرکت ها شده است. جفری بابنر، وکیل حقوقی و نویسنده کتاب آنچه باید بدانید، در توضیح این طرح می گوید: طرح باینری از همان اوایل دهه 1990 شروع بدی داشته است و بعد از گیر و دارهای حقوقی مربوط به آن دیگر رواج چندانی نداشته است. در کشور ما نیز به دلیل استفاده شرکت هرمی کوئست از آن و ویژگی های خاص این طرح که مشوق عضو گیری است، محدودیت در استفاده از آن وجود دارد. در این مقاله در ابتدا به معرفی ویژگی های طرح می پردازیم و در انتها معایب این طرح را که منجر به عدم اقبال آن شده است ذکر می نمائیم:
در این طرح هر بازاریاب دو نفر را مورد حمایت مستقیم خود قرار می دهد و آن دو نفر هم هر کدام دو نفر دیگر را وارد کرده و سازمان همینطور ادامه پیدا می کند. دو نفر مورد حمایت بازاریاب در دو بازوی او یعنی نزدیکترین سطح به او قرار می گیرند. هر بازاریابی که بیشتر از دو نفر را وارد مجموعه کند؛ باید آن ها را در زیر مجموعه دوبازوی خود، یعنی در سطحی غیر از سطح اول قرار دهد. در این طرح تمرکز بر روی تعداد سطوح قرار ندارد زیرا که پرداخت پورسانت بر مبنای ایجاد تعادل در بازوها صورت می گیرد؛ یعنی باید حجم فروش دو بازو در یک سطح متعادل قرار داشته باشد تا به بازاریابان پورسانت پرداخت شود، برای مثال اگر شما در یک بازوی خود 1000 دلار فروش داشته باشید و در بازوی دیگر نیز 1000 دلار، واجد صلاحیت دریافت پورسانت خواهید شد ولی اگر در یک بازو 1000 دلار فروش داشته باشید و در بازوی دیگر3000 دلار، برای 1000 دلار تعادل پورسانت دریافت خواهید کرد و 2000 دلار حجم مازاد شما خواهد بود. در یک طرح باینری منصفانه، این مازاد در حساب شما تا دوره پرداخت بعدی باقی خواهد ماند. در برخی از انواع طرح باینری بازاریابان به داشتن چند جایگاه تجاری تشویق می شوند تا در اصطلاح سرمایه گذاری بیشتری داشته باشند، این مدل به ظاهر فعالیتی مشابه با یک طرح هرمی را داراست به طوری که چندین شرکت استفاده کننده از آن توسط قانون گذاران لغو مجوز شده اند. در این طرح شرکت و توزیع کنندگان به جای فروش محصول بیشتر به تبلیغ و توسعه طرح تجاری شرکت (Plan) می پردازند. اغلب طرح هایی که در آن ها هر نفر فقط یکبار فروش انجام می دهد،ظاهر سازی و جوسازی بسیاری در جهت پوشاندن هرمی بودن طرح انجام می دهند.

نقاط ضعف طرح

برخی از کارشناسان یکی از ویژگی های این طرح را همکاری گروهی شکل گرفته در آن معرفی کرده اند که براساس آن افراد برای گسترش لایه های زیرینشان به سطوح زیر مجموعه خود در عضوگیری کمک می نمایند و ویژگی دیگر را رشد سریع طرح و درآمدزایی بالای آن معرفی کرده اند اما این ویژگی های مطرح شده در واقع نقطه ضعف طرح نیز محسوب می گردد؛ زیرا تلاش برای توسعه سریع طرح و دست یابی به درآمد بالا، بازاریابان را از رسالت اصلی حرفه که خرده فروشی محصولات است دور می نماید، مهمترین رکن درآمد زایی یک شرکت عضوگیری نیست بلکه فروش محصول است. حتی در برخی موارد دیده شده است که بابت معرفی افراد به طرح، پورسانت پرداخت می شود. همین امر فعالیت طرح را مشابه طرح های هرمی جلوه داده است.
مهمترین نقطه ضعف طرح باینری، اصل تعادل است. همان طور که اشاره کردیم در طرح باینری دریافت کمیسیون منوط به ایجاد تعادل در حجم فروش های انجام شده در دو بازوی فرد است. اگر یکی از بازوها کند حرکت کند یا اصلاً حرکت نکند ولی آن بازوی دیگر رشد سریعی داشته باشد و در اصطلاح به بازوی فراری تبدیل شود، کمیسیون پرداخت نخواهد شد. جف یکی از کارشناسان نتورک مارکتینگ می گوید:«اصل تعادل، چه بخواهیم قبول کنیم و چه نه، نتیجه اش این می شود که در برخی جاها در ازای کار سخت مزدی دریافت نمی کنید».


* این مطلب از ایران هشدار اخذ شده است.


خرید بک لینک

  • ۰
  • ۰

یکی از موارد مهم در حرفه بازاریابی شبکه ای که در مقررات تمامی کشورها به آن توجه ویژه شده است. شیوه های عضوگیری توسط اعضاء می باشد. از دلایل تأکید بر روی این موضوع ایجاد مرز بین فعالیت بازاریابی و طرح هرمی می باشد؛ همان طور که می دانیم یکی از نشانه های هرمی بودن یک طرح، شعارهایی است که در جذب اعضاء مورد استفاده قرار می گیرد. کار کم، درآمد زیاد... این از اصلی ترین شعارهای مطرح شده در طرح های هرمی است. قانون گذاران در کشورهای فعال در عرصه بازاریابی شبکه ای توجه ویژه ای به این موضوع داشته اند و به صورت اختصاصی در آئین نامه های مصوب خود به آن پرداخته اند.
در آئین نامه مصوب وزارت صنعت و معدن نیز بخشی به این موضوع اشاره داشته است و در آن بازاریابان را از برخی موارد در عضو گیری منع کرده اند. این موارد عبارتند از:
- پرهیز از گمراه کردن، فریب دادن و دیگر فعالیت های داوطلب گیری ناسالم همانند: مقایسه گمراه کننده کالاها و فرصت های درآمدی شرکت های دیگر.
- معرفی صادقانه کسب و کار و پرهیز از بزرگ نمایی.
- ارائه مدارک قابل اثبات در هنگام معرفی کسب و کار.
برخی از موارد دیگر که می بایست در عضوگیری مشتریان احتمالی مورد توجه قرار بگیرد و از الزامات تأکید شده در آئین نامه های صادره تمامی کشورهای فعال در عرصه بازاریابی شبکه ای است، به صورت زیر می باشد:
• شرکت های دارای مجوز ملزم هستند که هیچ ادعا یا وعده ای که منجر به گمراهی شخص خریدار یا توزیع کننده احتمالی می گردد را ارائه ندهند.
• اطلاعاتی که در مورد فرصت درآمدی برای مصرف کنندگان و توزیع کنندگان احتمالی ارائه می گردد می بایست کامل و دقیق باشد، نباید مطالبی را بیان کنند که قابل اثبات نیست و توان انجام آن را ندارند. شیوه معرفی کار و فرصت درآمدی توسط شرکت ها و توزیع کنندگانش نباید به صورت اغواء کننده بیان گردد.
• شرکت های دارای مجوز و بازاریابانشان نباید یک شخص را تشویق کنند که با ارجاع دادن مشتری های آتی، تخفیفی معادل کل قیمت خرید خود یا بخشی از آن را دریافت کند. البته اگر به دست آوردن تخفیف و یا بازگرداندن کل مبلغ خرید به این صورت نقض کننده قوانین فروش باشد.
• بازاریابان باید به مصرف کنندگانی که تجربیات تجاری کافی ندارند احترام بگذارند و نباید از اطمینان مصرف کنندگان، سن و بیماری او سوء استفاده کنند.
• طرح بازاریابی شرکت باید شفاف، قابل درک و غیر گمراه کننده باشد و وعده درآمدی که داده می شود باید منطقی و براساس مستندات صورت بگیرد.
• علاوه بر اطلاعات درآمدی که در مورد کسب و کار ارائه می شود، اطلاعات در مورد هزینه ها و خرج های معمول و زمانی که بازاریاب در کار باید صرف کند نیز می بایست در اختیار بازاریابان احتمالی قرار بگیرد تا بتوانند تصمیم گیری درستی را انجام دهند و بدانند که علاوه بر صرف زمان، هزینه هایی را نیز می بایست متحمل شوند.


* این مطلب از ایران هشدار اخذ شده است.

  • ۰
  • ۰

* این مطلب از ایران هشدار اخذ شده است.

چندی پیش در حال مطالعه ایمیل های دریافتی سایت ایران هشدار بودم که با مطالب و موضوعاتی مواجه شدم که بسیار تأسف بار بود. یکی از خوانندگان سایت ایمیلی با این مضمون را ارسال کرده بود: " بنده بازاریاب یکی از شرکت ها هستم که برای عضویت در شرکت ... و به توصیه لیدر شرکت تمام سرمایه، طلا و جواهرات خود را فروختم و به جای آن لوازم آرایشی بهداشتی و ماتیک و رژلب خریدم ولی هنوز این اقلام به فروش نرفته است." یا اینکه یکی از بازاریابان عنوان داشته بود: " در شرکت ... به شدت لیدر پرستی رواج داشته و لیدر شرکت را با القاب سلطان... و شهریار... خطاب قرار می دهند و از این موضوع ابراز نارحتی می نمود." این تنها گوشه ای از اتفاقاتی است که در برخی از شرکت ها در حال اتفاق است. همان طور که مشاهده می کنید هنوز رد پای شیوه های هرمی در شرکت ها دیده می شود که باعث به وجود آمدن خیل عظیمی از شاکیان شده است. این معضلات و مشکلات در شهرستان ها به علت عدم نظارت کافی به مراتب بیشتر است. 
موضوع وقتی پیچیده تر می شود که با وجود این آسیب ها متاسفأنه برخی از این شرکت ها به شدت در حال گسترش کمّی هستند درحالیکه از لحاظ کیفی روند نزولی را پیش رو دارند. اگر از مدیران شرکت ها راجع به مشکلات موجود توضیحی خواسته شود، مسئله این گونه توجیه می شود که به علت زیاد بودن تعداد زیاد بازاریابان و زیر مجموعه آن ها امکان نظارت کافی وجود ندارد.
ولی این موضوع یعنی گسترش بدون هدف و برنامه ریزی از لحاظ کیفی رافع مسئولیت شرکت ها در قبال تخلفات بازاریابان خود نیست. برای گسترش هدفمند و متناسب باید تمام ابعاد بررسی شده سپس به این امر اقدام نمود. لازم است موارد ذیل مد نظر شرکت ها قرار گیرد.

آیا شرکت از لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری قابلیت گسترش را دارد؟
آیا توانایی نظارت بر روی عملکرد بازاریابان در سطح کشور شهرها و شهرستان های کشور وجود دارد؟
آیا محصولات شرکت از لحاظ کیفی و کمی قابلیت عرضه در سطح وسیع را دارد؟
آیا در گسترش شرکت به اقصی نقاط کشور بافت فرهنگی، موقعیت جغرافیایی، آداب و رسوم و همچنین ظرفیت منطقه از لحاظ جمعیتی بررسی شده است؟
آیا شرکت قادر به برگزاری کلاس ها و دوره های آموزشی برای افراد جدید الورود است؟
باید توجه نمود که بازاریابی شبکه ای در سطح بین المللی یکی از سیستم های فروش محصولات می باشد؛ در واقع شرکت ها از این مدل فروش برای عرضه محصولات خود استفاده می نمایند، در حالیکه متأسفانه در کشور ما این استفاده از این مدل باعث شکل گیری شرکت ها شده است. اگر شرکت ها به جای اینکه وقت و هزینه خود را صرف گسترش بدون برنامه و هدف نمایند؛ تمرکز خود را معطوف به تولید کالا های با کیفیت نمایند؛ اهداف عالی بازاریابی شبکه ای محقق خواهد شد. باید در نظر داشت صرف تأسیس یک شعبه در شهرستان با ظاهری پرزرق برق و برگزاری همایش و سخنرانی راجع به موضوع موفقیت و کار آفرینی که البته قرابت عجیبی با شیوه های هرمی دارد، پیشرفت و توسعه شرکت حاصل نمی گردد. شرکت ها باید در بخش نظارت درونی یا خود انتظامی به خصوص در شهرستان ها سرمایه گذاری نموده و سود کم با پایداری بلند مدت را به سود زیاد ولی وضعیت متزلزل و نا پایدار ترجیح دهند. 
در همین راستا الزام ماده هفت آیین نامه اجرایی چگونگی صدور و تمدید پروانه کسب و نحوه نظارت بر افراد صنفی در فضای مجازی مبنی بر مجوز تولید و یا قرار نمایندگی فروش تولید کننده شرکت های بازاریابی شبکه ای، کمک شایانی به اصلاح روند موجود خواهد کرد. 

  • ۰
  • ۰


یکی از مشکلات کشور ما در زمینه بازاریابی شبکه ای آن است که تنها آثاری که به نفع این شرکتها هستند به فارسی ترجمه شده است. این در حالی است که اثرات مخرب و زیانبار این شرکتها در کشورهای خارجی (مثل امریکا) محققان و نویسندگان را بر آن داشته است که آثار مفصلی علیه این تجارت به رشته تحریر درآورند.

نویسنده این وبلاگ از علاقه مندان و دغدغه مندان در این زمینه دعوت مینماید تا در ترجمه چنین آثاری بسیج شوند و به گشودن دریچه ای جدید در نگاه به بازاریابی شبکه ای مبادرت فرمایند. ایشان میتوانند آثار خود را بطور مستقل چاپ نمایند و در صورت تمایل، این وبلاگ نیز در زمینه نشر آثار آنان در فضای مجازی آمادگی خواهد داشت.

در ادامه لینک برخی از مقالات و کتابهایی که در این زمینه نگاشته شده است را در اختیار شما قرار میدهم:


1. Ten Big Lies Of Multilevel Marketing (By: Robert L. Fitzpatrick)

ده دروغ بزرگ بازاریابی چند سطحی (این مقاله ترجمه شده است)


2. Unethical Selling By a Doctor: An MLM Victim Speaks Out (By: James Cummiskey)

فروش غیر اخلاقی توسط یک دکتر: یک قربانی بازاریابی شبکه ای بی پرده سخن میگوید


3. The FTC's Consumer Alert on Multilevel Marketing Is Not Strong Enough (By: Stephen Barret)

هشدار کمسیون تجارت فدرال به مشتریان درباره بازاریابی چند سطحی، به اندازه کافی قوی نیست.


4. The Mirage of Multilevel Marketing (By: Stephen Barret)

سراب بازاریابی چند سطحی


5. Typical MLM Misrepresentations (By: John Taylor, MBA, PhD)

تقلب های رایج در معرفی بازاریابی چند سطحی